کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش موسیقی مجلسی
S3 : 17:12:01 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۱۰ مهر تا ۰۳ آبان ۱۳۹۸
۲۱:۰۰
۱ ساعت
بها: ۳۵,۰۰۰ تومان
داستان هشت زن است که در تیمارستان به سر می‌برند که هر کدام فکر می‌کنند که از شخصیت‌های برجسته تاریخ اند (ژاندارک، گرترود استین، سوزان آنتونی، ملکه ایزابلا، کنستانز موزارت، پیرل وایت، امیلیا ارهارت، اسا جانسون) تنها یک نفر بین آن‌ها شخصیت واقعی است و ...

لینک شبکه‌های مجازی سالن مهرگان: تلگرام و اینستاگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش موسیقی مجلسی / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› رحمانیان زنگ آغاز «موسیقی مجلسی» را به صدا درمی آورد

›› «موسیقی مجلسی» در مهرگان نواخته می شود

ویدیوها

آواها

مکان

خیابان انقلاب، خیابان خارک، بن بست اول، پلاک ۵ خانه نمایش مهرگان
تلفن:  ۶۶۷۲۲۶۲۲ - ۶۶۷۲۴۸۱۵

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
با سلام ۳ آبان(۲۵ اکتبر) روز جهانی هنرمند بر تمامی هنرمندان مبارک باد به آقای مهدی علینژاد ویژه تبریک میگم تولدتون مبارک
ممنونم از لطف شما جناب عبداللهی
۰۳ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
راز شخصیتها در نمایشنامه «موسیقی مجلسی» اثر آرتور کوپیت
«موسیقی مجلسی» اثر آرتور کوپیت، از شاهکارهای اجتماعی این نمایشنامه نویس معاصر آمریکایی محسوب می شود که طی آن تلاش شده تا ضمن یادآوری جلوه هایی متفاوت از موفقیتهای کسب شده زنان در سطح جهانی، لزوم توجه بیشتر به حقوق اجتماعی و سیاسی زن در جامعه داخلی، مورد تاکید قرار گیرد. در این رویکرد، زن در عین سرگشتگی و شادی (کنستانز موزارت)، موجودی است بلند پرواز (امیلیا ارهارت)، جستجو گر و ماجراجو (اُسا جانسون) که نه تنها می تواند در عرصه نبرد، جنگاوری شجاع(ژاندارک) و حاکمی مقتدر (ملکه ایزابلا) باشد، بلکه حتی می تواند در عین تسلط بر حوزه ادبیات مدرن (گرترود استاین) و در عین برخورداری از قدرتِ سخنوریِ بی بدیل (سوزان آنتونی)، چه بسا با سکوت خود در نمایشی صامت (پرل وایت)، جامعه را در مسیر نیل به موفقیت و سعادت، تحت تأثیر توانایی های خویش قرار دهد؛ با این حال، جامعه ی مردسالارِ اسیرِ روزمره گی تا آنجا به حقوق این موجود نازنین کم توجه است که حتی در صورت از بین رفتنِ واقعی ترین این زنان برجسته، به سادگی از کنار آن عبور می کند و اهمیتی به ضایعه ی فقدان نمی دهد بطوریکه گویی هیچ واقعه ای در جامعه رخ نداده است.
صحنه ورود پزشکِ مردِ تیمارستان به اتاق و بسنده کردن او به ذکر آنکه «امروز روز سخت و عجیبی بود که...»، بدون هرگونه توجهی به کشته شدنِ امیلیا ارهارت و وجود جنازه ی او در اتاق، دقیقاً نمادی است از بی توجهی جامعه داخلیِ مردسالار به ضایعه از دست رفتن یک زن برجسته که کوپیت آن را به زیبایی در نمایشنامه خود ترسیم کرده است.
بدین جهت، راز شخصیتهای این نمایشنامه کوپیت را باید در علت برجستگی هریک از زنان قصه در جهان واقعی جستجو کرد. برجستگیهای متفاوتی که هریک از زنان قصه ی کوپیت را به مثابه سازی مختلف در موسیقی مجلسی معرفی می کند؛ سازهایی که ارتباط چندانی با یکدیگر ندارند و کوپیت در نمایشنامه خود تلاش می کند تا به مثابه آنچه در موسیقی مجلسی در فضای موسیقی کلاسیک رُخ می دهد، آنها را با یکدیگر همنوا سازد...
تا بعد...
دکتر مسیح بهنیا
سپاس از تحلیل درست و دقیقتون دکتر جان
۲۷ مهر ۱۳۹۸
با سلام
آدرس کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام «من یک تماشاگرم»:

https://t.me/manyektamashaagaram https://instagram.com/manyektamashagaram?igshid=gduyissiz116
۰۴ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دم در نگارخانه منتظر شروع سانس دانشجویی اش هستی، ته کوچه ای باریک و دنج بغل گوش تئاتر شهر، در فکر اینکه 90 درصد کسانی که همین گوشه کنار منتظرند بهشان نمیخورد دانشجو باشند، پس کمی که خیالت راحت می شود ازینکه در خلاف کوچکی که در آمدنت به سانس دانشجویی کرده ای تنها نیستی، ناگهان پسری پوارو وار با عینک دودی در هوای گرگ و میش عصر با روپوش سفید و چارتی شبیه چارت های بیماریستانی که توسط دخترکی با رفتار عروسک کوکی وارانه دنبال می شود، جلویت پیدایشان می شود، بی هیچ حرف سخنی مانند روانپزشکی به ورنداز تو و نوشتن نسخه می پردازد، میان همین آشفتگی تو اعلام میکنند که "تماشاگرانی که برای دیدن موسیقی مجلسی تشریف آورده اند به سالن شماره ی یک مراجعه بفرمایند"، سرانجام ورود دادند. داخل که می شوی صحنه تجسم یک کیاس واقعی را دارد، هرج و مرجی که بعدها میفهمی از قبل از شروع نمایش با ورود آن دو بازیگر نمایش به جمعیت داخل کوچه بنیانش گذاشته شده است، صندلی های سفید در دست دخترانی زیبا و سرگشتگی ممتد آنها بر روی صحنه تا زمانی که همه سرجاهایشان مینشینند، ادامه پیدا میکند و نوید اجرایی هیجان انگیز را میدهد، صدای سوتی خارج از صحنه که می آید قشنگ چیزی که روی صحنه اتفاق می افتد تو را یاد "اودیسه ی فضایی 2001" کوبریک می اندازد، 8 دخترک شروع میکنن به خاراندن سر و ضربه های ریتمیک پا به زمین و روی صندلی هایشان مغموم و تسخیر شده و از صحنه خارج می شوند.
صدای موسیقی در سالن میپیچد و تو درگیر اینی که باخ یا موتزارت است که زنی با لباس سفید زیبا و خنده ای نسبتا شیطانی با رقص وارد می شود که بعدها میفهمی همسر یا معشوقه ی بتهون بوده. پس از او شخصیت شکارچی (جهانگرد) و منشی و بازیگر، املیا ایرهارت به ترتیب وارد صحنه می شوند. ژان دارک که می آید تم مذهب نیز ورود می کند و در نهایت با ورود سوزان بیانتونی جمع ما تکمیل.
"موسیقی مجلسی" نمایش زیبایی نوشته ی آرتور کوپیت که با ترجمه ی زیبای عاطفه ی پاکبازنیا همین بیخ گوش ما روی صحنه رفته است بی شک یکی از زیباترین بیان های وضع حاضر اجتماع زنان ماست.
هشت کاراکتری که در عین دیوانگی مالیخولیایی وار هفت تایی شان هرکدام بیانگر نوعی از زنان اجتماع هستند که به اسم زنان موفق گذشته نام ... دیدن ادامه ›› گذاری شده اند.
نمایش برای من ابتدا به گونه ای پیش می رفت که بیانگر یک زن (اگر در نهایت تمام جامعه ی زنان را یک پیکر واحد بنامیم، به نظر می رسد قشنگ منظور نویسنده همین بوده است که این برداشت بر بیننده واقع گردد) با 8 جنبه ی شخصیتی جداگانه و درگیر را تداعی می کرد.تا جایی که شخصیت دکتر داخل کوچه به همراه نهمین شخصیت زن داستان وارد صحنه می شود. بی شک آن مرد در عین بی رحمی و شقاوت کامل نویسنده و به بی رحم ترین نحو ممکن نماینده ی تمام پیکر مردانه ی جامعه ی ما خواهد بود. مردی خوش زبان، بازی دهنده، کنترل گر، ترسناک، حاکم بر زنان صحنه، کسی که از نتیجه ی نمایشی که در آن اسالم کاخ گونه اش بر طبق میل او دارد پیش میرود نهایت لذت را میبرد. همراه او کسی نیست جز زنی که بیانگر قسمت جدا افتاده از پیکر زنانگی جامعه در قواره ی یک عروسک کوکی به دنبال مرد روان است و در رسیدن مرد به تمامیت آنچه میخواهد دست راست اوست. یک خائن به آرمان فمینیستی. یک مرتود به تمام معنا از طرف تمام زنان داستان. ولی سرخوش و آرام. تنها کاراکتر بی دیالوگ داستان.
بهرحال از دید نویسنده انگار تنها راه رهایی از بند جامعه ی مردانه ی "بالایی ها" همینگونه بودن زنان است. نشان بارز این موضوع جایی است که وقتی مرد هر هشت کاراکتر را به نرمی مجبور میکند به صفحه ی نمایش روبریشان که تفکرات آن ها را دیکته می کند خیره شوند، برمیگردد و با خنده ای ملیح به عروسکش می گوید "تو که نه"! چرا که مطمئن است او قابلیت بارگزاری فکری را ندارد.
دیدن این نمایش خالی از لطف نیست.

حامد قاضی
27 مهر 98
با سلام
سپاس از وقتی که گذاشتین و نظرات جذابتون
۲۶ مهر ۱۳۹۸
سلان و سپاس که با دقت نمایش رو دیدید و ممنونم از اینکه به زیبایی تحلیل کردید
۲۶ مهر ۱۳۹۸
سلام ممنون از لطفتون
۰۳ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نمایش لایقی بود. چرا که به تمام جزئیات فکر شده بود، و قطعا وقت زیادی صرف ساخت این کار شده. شخصیت پردازی و بازی ها بسیار پخته بود. بازیگرا زمانی که دیالوگ نداشتن، بازی داشتن و کاملا تو نقششون بودن و این خیلی جذاب بود. اما ابعاد سالن اصلا مناسب این تعداد بازیگر نبود و یکم کلافه کننده بود.
ممنونم از حضورتون
۲۴ مهر ۱۳۹۸
ممنون از ثبت نظرتون
۲۶ مهر ۱۳۹۸
سپاس از نظرتون
۰۳ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آقای علی نژاد
سلام، خسته نباشین
لطفا به اداره ی امور سالن بپردازین و دست از کارگردانی بردارین
سلام چشم حتما
۲۳ مهر ۱۳۹۸
در ضمن به تیوال هم خوش اومدید
۲۳ مهر ۱۳۹۸
ممنونم
۲۳ مهر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
ali bj
درباره نمایش موسیقی مجلسی i
تبریک میگم به دوست هنرمندم وحیده رخشان برای بازی در نقش ملکه ایزابلا در نمایش موسیقی مجلسی که به بهترین حالت ممکن این نقش رو ایفا کرد
به نظرم هرکسی نمیتونه همچین نقشی رو خوب بازی کنه چون خیلی مهارت می خواد که توجه مخاطبتو سمت خودت جلب کنی و خستش نکنی و به نحو احسنت این نقش رو ایفا کنی با اینکه خیلیا شاید تو نگاه اول بهش توجهی نکنن و ذهنشون بره سمت بازیگرای دیگه ولی تو اینقدر خوب این نقش و بازی کردی و اینقدر درست و به جا از اکت های درست استفاده کردی که نمیزاشتی مخاطب بهت توجهی نکنه مخصوصا آخر کار که همرو غافل گیر کردی بازم بهت خسته نباشید میگم من که لذت بردم
سلام از دیدن نمایش لذت بردم کارگردانی دقیق و حرفه ای بود بازیها قوی بود و نکته ای که باید بگم اینه که وقتی دکتر و پرستار قبل از اجرا به میان جمعیت می آیند میتوانند دیالوگ داشته باشند و بازی در سکوت نباشه
ممنونم از حضورتون و سپاس بابت نظراتتون
۱۹ مهر ۱۳۹۸
سپاس از انرژی خوبتون
۲۱ مهر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
موسیقی مجلسی، فرمی در موسیقی کلاسیک است که برای تعداد اندکی ساز مختلف (دو تا هشت ساز) تصنیف میشود. این نوع از موسیقی کلاسیک برخلاف گونه های قابل اجرا در تالار و کلیسا، معمولاً برای اجرا در یک محیط کوچک مثل یک خانه یا یک اتاق ساخته می شده و یکی از خلاقیتهای بی بدیل موزارت در این فرم از موسیقی کلاسیک، ساخت قطعاتی برای هشت ساز با ریتم شگفت انگیزه براساس استفاده از هشت ساز غیر هم نوا نظیر پیانو، ویولن سل، شیپور فرانسوی، کلارینت و...
به نظر میرسه آرتور کوپیت در مقام یک نمایشنامه نویسِ سبک ابزورد، ضمن درک معنای "موسیقی مجلسی" و با تأسی از آن، تلاش کرده در فضایِ خیالیِ اتاق کوچکی در یک تیمارستان، نوعی هم نواییِ میان هشت زنی ایجاد کند که هریک به تصورِ بودن در جایگاه یک زنِ مشهور و برجسته، در حقیقت همان هشت سازِ غیرِ هم نوای موسیقی مجلسی موزارت را به ذهن متبادر می سازند.
در این بین، مباحثات برای کشف راهکار جهت تقابل با حمله احتمالی مردان (یا همان طبقه بالایی ها)، در واقع همان تلاش آرتور کوپیت است برای خلق یک قطعه هشت نفره ی موزون نظیر آنچه موزارت خالق آن بود اما آنجا که یکی از این هشت نفر، "واقعی" است و با خیال و تصور هم نوا نمیشود، "حذف فیزیکی" او از این محفل کوچکِ موسیقی مجلسی، ساده ترین راه حل ممکن برای ایجاد هم نواییِ بین سایرین است!
به نظرم عنوان موسیقی مجلسی با تبحر و دقت خاصی برای این نمایشنامه انتخاب شده و متن این نمایشنامه، قطعاً یکی از شاهکارهای این نمایشنامه نویس آمریکایی است که نکات اجتماعی ظریف و خاصی در گفتمان هشت نفره ی کاراکترهای آن، نهفته است.
این نمایش بیش از آنکه با استقبال مخاطبان عام مواجه شود، قطعاً می تواند برای مخاطبان خاص و حرفه ای تأتر جذاب باشد.
تا بعد....
سپاس از بررسی دقیق شما
۱۹ مهر ۱۳۹۸
اینکار از معدود کارهای موفقی هست که در ژانری با رنگ و لعاب و آوای کلاسیک در موضوعی روانشناسی و مایه طنز ساخته و پرداخته شده .
بازیگران خوبی بالاخص دوست عزیزم آیدا توپال به خوبی تونستن این تصویر از خط فکری و داستانی نویسنده اثر رو تماما برای من به تصویر بکشن .
اثر فاخری هست و پیشنهاد میکنم تا هست از لذت دیدنش خودتون رو محروم نکنید ❤️❤️❤️
۲۴ مهر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سلام
ضمن سپاس از بازیگران و کارگردان و دیگر عوامل محترم.
نمایش متاسفانه برای من جذابیتی نداشت. به امید نمایش های بهتر.
ما دیوانه ایم یا ....
مانیفستی هنری از جامعه ای دیوانه که نخبه کش است و فراموشکار
مردمانی فیک و دروغین که در پشت نام ها مخفی شده‌اند
اجرای موسیقی مجلسی با تلاش مشهود عوامل و تسلطِ بر پایه تمرین هر چند برای سالن دو مهرگان بسیار نامناسب است اما موج انرژی گروه از مسیر سقوط گذر کرده و با توانمندی به اجرایی قابل قبول می‌رسد
یک تشکر
از آقای علی نژاد که اجازه عکاسی حین اجرا برای هیچ عکاسی صادر نکردند
و ... دیدن ادامه ›› یک تذکر
شروع به موقع نمایش احترام به مخاطبی است که سی دقیقه قبل از اجرا منتظر شروع اجراست ۲۰دقیقه تاخیر دیشب بیش از هر چیز ناراحت کننده بود چون بخاطر تاخیر مهمان اجرا جناب میکائیل خان شهرستانی صورت گرفت
و از آن نامیمون تر نوع تقدیر در رورانس از ....

یک نکته
مهمترین ، عزیزترین و بزرگترین مهمان که هر گروهی باید شایسته قدر دانیش باشد مخاطبی است که در این شرایط رنج آور اقتصادی بلیط میخرد و تاخیر را به جان میپذیرد و بر صندلی های غیر استاندارد مینشیند و در پایان هم به احترام اجراگرش به پا می ایستد، نه آقای.... و خانم .... که رایگان می آیند و مینشینند و ...
جناب لهاک عزیز و گرامی ممنونم از نظراتتون
۱۷ مهر ۱۳۹۸
خانم سلام و ارادت و احترام مهرتون به جان سرتون سلامت سایتون مستدام⁦❤️⁩ ممنونم از لطفتون
ای وای کاش میدیدمتون و خدمتتون می‌رسیدم
⁦(◍•ᴗ•◍)❤⁩
۰۴ آبان ۱۳۹۸
❤️
۰۴ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
تا حالا مهرگان رو با ۵ عکاس حتی تصور هم نکرده بودم که به لطف این نمایش به واقعیت پیوست!
صادقانه بگم اصلا کار رو دوست نداشتم و هی منتظر بودم یه اتفاق غیرمنتظره تو کار بیفته تا به خودم بگم آهاان!پس اینهمه شوخی های لوس تهش به جای خوبی رسیده!ولی متاسفانه نشد!

البته شاید حضور ۵ عکاس در سالن و صداهای وحشتاک اعصاب خورد کن شاترهاشون در گوشم هم بی تاثیر نبوده باشه!

پ.ن: از آقای طاها محمدی عزیز(یکی از کارگردانان اثر) تشکر میکنم که بعد از کار به اعتراضمون گوش دادن و سعی بر دلجویی داشتن..ولی واقعا انقد عصبانی بودم که قابل جبران نبود..
ممنونم از نظراتتون
۱۶ مهر ۱۳۹۸
خانم گلبرگ دقیقا درست میفرمایید چیزی برای گفتن ندارم چون کاملا حق با شماست و فقط فقط میتوانم بگویم که تمام تلاشم رو خواهم کرد که دیگه تکرار نشه
۱۶ مهر ۱۳۹۸
تشکر
امیدوارم از این به بعد این اتفاقات ناخوشایند حین هیچ اجرایی رخ نده..
۱۶ مهر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
slapstick comedy
فضای تئاتر با صدای اجرا کننده ها هماهنگ نبود و خیلی صداها بلند بودند
ممنونم از حضورتون و نقد سازنده‌ی شما
۱۳ مهر ۱۳۹۸
تلاش و تمرین در این کار مشهود بود خسته نباشید و احسنت به بازی درست و به جای خانوم ساعدی و خانوم نباتی♥️
۲۴ مهر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید