تیوال نمایش نیمه تاریک ماه
S2 : 17:50:45
امکان خرید پایان یافته
  ۲۴ مهر تا ۲۷ آبان
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۶۰,۰۰۰ و ۵۰,۰۰۰ تومان

: داوود بنی اردلان
: (به ترتیب حروف الفبا) المیرا دهقانی، بهزاد عمرانی، هانا کامکار، سام کبودوند، حسین کشفی اصل، نیکی مظفری، جواد مولانیا

: نیما محبی
: لیلا جعفری (پن استودیو)
: پریشاد مستوفی
: ندا سرمه
: نیما فراهانی زاده
: عرفان فرشی زاده

گروه کارگردانی
: ایمان یزدی
: امیر شعبانی
: درسا محسنی
: علیرضا ملک محمودی

: موسسه تخصصی و طراحی و ساخت کوازینگو kevazingo
: میثم حسنی
: سمانه خسروی
: صبا امیری، روژین الماسی
: امیرحسین احمدی
: فرنوش آبا
: پن استودیو
: شیرین جهانزاده، راضیه بنی اردلان
: مهدی کیهور
: پروین شجاعی
: امیر شعبانی، آرمان فقیهی
: مجید اپرا، ابوذر نعمتی

به آگاهی می‌رسد خانم هانا کامکار تا روز یکشنبه ۲۶ آبان‌ماه در این نمایش حضور خواهد داشت و از روز دوشنبه خانم آزاده اسماعیل خانی جایگزین خواهند شد.

نمایش «نیمه تاریک ماه» داستان دغدغه رابطه های این روزهای ماست؛ اقتباسی از فیلم ایتالیایی «غریبه های تمام عیار » حکایت چند زوج جوان است که برای شام دور هم جمع می شوند. همه آنها تا شب مهمانی، تصورشان بر این است که زندگی کامل و عاشقانه ای دارند، اما...

باکس‌های روبرو: ۶۰،۰۰۰ تومان
باکس‌های کنار: ۵۰،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش نیمه تاریک ماه / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چیزی که به تازگی در چند نمایش دیدم اصرار بر دیدن سینما در سالن نمایشه . من نمی پسندم . دلم می خواد سینما رو در سالن سینما ببینم و چیزی متفاوت از اون در سالن نمایش ببینم . چرا باید وقتی کارگردان نمی تونه مطمئن باشه که آیا تماشاگر به این شخص یا این اتفاق در این لحظه نمایش تماشاگران توجه می کنن یا خیر باید از پروژکشن استفاده کنه . تماشاگر نمایش باید آزاد باشه که هر سمتی از نمایش رو که می خواد ببینه . دکور نمایش چنگی به دلم نزد . بازی ها فقط سام کبودوند و خانمی که روبروشون بازی می کردن . بقیه اصلن به نظرم نقش رو نفهمیده بودن . در مورد متن و ضرورت اجرای چنین متنی در ایران نمی دونم چی بگم . واقعن نمی دونم ضرورتی داره که در این مقوله حرفی زده بشه یا نه درد واقعی این روزهاست ولی چیزی که بهش دارم فکر می کنم اینه که آیا باید نعل به نعل ( در نود درصد کار ) همونی که تو ... دیدن ادامه » فیلمه رو اجرا کنیم یا اینکه نه طوری این حرف رو بزنیم که ایرانیزه تر باشه . و در آخر . من نمی دونم چرا وقتی این همه بازیگر بسیار خوب تئاتر داریم چرا برای انتخاب بازیگر دارن توی مجری ها و ورزشکارا می گردن . حتی اگه دنبال برگشت مالی هستین یک اجرای قدرتمند و تکان دهنده خیلی بهتر تماشاگر به سالن می کشونه تا یک چهره آشنا .
امیر مسعود، امیرمسعود فدائی، فرزاد جعفریان و M... این را خواندند
رضا تهوری و رعنا* این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر خوبی بود البته بیشتر سهم این خوبی به دوش فیلمنامه-نمایشنامه بود که بسیار علمی پرداخته شد. در این شرایطی که نمایشنامه خوب و بازیگرهای خوب در کنار هم کم پیدا میشه قوت زیاد نمایشنامه و بازیهای نسبتا خوب فضای خوبی میده که ارزش وقت گذاشتن رو داره. بازی اکثر بازیگرا خوب بود. از قوت فیلمنامه-نمایشنامه این برام جالب بود با وجود دانستن موضوع همچنان هیجان رو به من انتقال میداد. انتخاب بازیگران هم هوشمندانه بود. در کل بسیار متشکرم از اوقات خوبی که برامون ساختید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک تئاتر با موضوع اقتباسی از یک فیلم ایتالیایی ، با بازی بازیگرانی به شدت ضعیف و تصنعی و غیر قابل باور ... ضعیف هم در بیان و ادای درست کلمات و هم در اجرای بدن ... متاسفانه داستان خوب و دکور خوب با بازی ضعیف بازیگران به شدت تحت الشعاع قرار گرفت و به نظر میرسید بازیگران بیشتر از توانمندیهای فردیشون بر اساس چهره و یا فاکتورهای دیگه انتخاب شدن، اصلا حس رو منتقل نمیکردن و در میمیک صورت هم به شدت ضعیف و غیر قایل باور بودن ....
خیلی عالی بود ، توصیه میکنم حتماً حتماً برای تماشای این نمایش برید ببینید .

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش اقتباس بسیار نزدیکی از فیلم Perfect Strangers است. این فیلم را یک بار نویسنده‌ی ایتالیایی فیلم‌نامه، یعنی پابلو جنووسه در سال 2016 ساخته است و یک بار هم کارگردان اسپانیایی، الکس دِ لا ایگلسیا در سال 2017. نسخه اول که روایت آن اساسا رئالیستی‌تر است، ساخت و پرداخت بهتری دارد و اقتباس آقای بنی‌اردلان هم از همین نسخه است. انتقال این اثر از مدیوم سینما به تئاتر به نظرم ایده‌ی هوشمندانه و جذابی است، چراکه روایت صمیمی و از نظر روان‌شناختی و اجتماعی موشکافانه‌ی فیلم، خیلی زود مخاطب را درگیر و با او دیالوگ فعال برقرار می‌کند و انتقال چنین ساختاری به مدیوم تئاتر می‌تواند تا حد بسیار زیادی بر این کیفیت بیفزاید. نمایش‌پردازی (دراماتورژی) و کارگردانی نسبتا خوب به علاوه‌ی صحنه‌پردازی ریزبینانه، که باید آن‌ها را وجه مشخصه‌ی این نمایش دانست، در ایجاد ... دیدن ادامه » دیالوگ موثر با مخاطب موفق عمل می‌کند و از نمایش، یک کمدی دلچسب و صمیمی و دوست‌داشتنی می‌سازد. به این دو مورد، باید بازی نسبتا خوب مجموعه‌ی بازیگری را هم افزود. اما در کنار موارد مثبتی که ذکر شد، شاید توجه به چند نکته‌ از طرف تیم اجرا کیفیت آن را دوچندان می‌کرد. اول آن که اصرار کارگردان به وفاداری بسیار زیاد به ساختار فیلم تا حدی امکان آزادی و ایجاد نسبت بافتیِ بیش‌تر با زبان و فرهنگ مقصد را از نمایش گرفته است. این اصرار حتی بر انتخاب موسیقی و شیوه‌ی اجرای آن اثر گذاشته است و برای مخاطبی که پیش‌تر فیلم را دیده است، امکان حضور در یک بستر گفتمانی جدید و مستقل برای مواجهه با نمایش را محدود می‌کند. از سوی دیگر، با وجود همه‌ی ریزبینی و دقتی که این مجموعه در اجرای کار به خرج داده است، موارد مغفولی به چشم می‌خورد؛ مثلا در قسمت صحنه‌آرایی، چیدمان میز (که شاید ارجاع به پوستر نسخه‌ی اسپانیایی فیلم، منظورم را روشن‌تر کند). همین نکته کوچک تاثیر مستقیم بر روایت اثر و ذهنیت مخاطب می‌گذارد؛ در قسمت کارگردانی و دراماتورژی، شخصیت‌پردازی مطلوب اما نه‌چندان کامل (که می‌توانست امکان درگیری بیش‌تر با نمایش را برای مخاطب فراهم کند)؛ و در قسمت بازیگری عدم تسلط کامل بازیگران به متن نمایش (که اگرچه در انتقال شخصیت نسبتا خوب عمل می‌کنند، گاهی نشانه‌هایی از عدم تسلط صددرصدی به متن در بعضی بازیگرها به چشم می‌آید). در مجموع به نظرم باید این نمایش را یک اقتباس موفق و دلنشین دانست که فرصت «تجربه‌ی نزدیک‌تر» آن‌چه را که بر صفحه نمایش رقم می‌خورد، برای مخاطب فراهم می‌کند. دیدن این نمایش را به دوستان عزیز پیشنهاد می‌کنم. البته که باید فیلم را هم قبل یا بعد از نمایش تماشا کرد.
با سلام و احترام
این نظر کاملاً شخصی است و دلیلی ندارد که مواجهه شما هم با اثر همین حس از تجربه را داشته باشد
..........
سالن حافظ پارکینگ مزخرفی است که مدیرش به شغل پارکبانی مشغول و از سالنها و امکانات لازم برای سالن کاملا غافل است در عوض ۵به ۸ و گاهی ۱۵ تبدیل میشود
به فرض دو دستگاه اتوماتیک فروش نوشیدنی داخل لابی سالن سالها خاک میخورد تا نکند به کافه آسیبی وارد شود و شما برای یک آب معدنی ساده باید تا مارکتی که نبش خیابان خارک هست بروید
سرویس هایی که کثیف و متعفن هستند و طی دو اجرایی که در هفته گذشته در حافظ دیدم بخاطر عدم مدیریت همچنان در وضعیت ..... باقی مانده بودند
دیدن اجرا هم در حافظ یکی از احمقانه ترین نوع طراحیست به فرض سمت راست یا چپ در ردیف های F,G ,I J اگر باشید شما یک اجرای مزخرف متفاوت می‌بینید
اما اجرا ، اجرایی که قربانی طراحی دکوری شد که ... دیدن ادامه » اسپانسر را گل درشت نشان بدهد اجرایی که کارگردان در ضعیف ترین ماهیت به طراحی میزانسن ها میپردازد و تمام بار اجرای اثر بر شانه های بازیگرانیست که انصافاً به بهترین شکل ممکن از پس اجرا بر میایند و ناتوانی کارگردان را با قدرت و توانی بازی ها شان میپوشانند
هر چند که تصویری که از کار من شخصاً دیدم در واقع هیچ توانایی را از بازیها بجز صدا های پر توان و گاهی تصویر موقتی از صورت ها نمیدیدم
متن تکرار مکررات بود روایتی تکراری که بجز فیلم و سریال و طنز های تلویزیونی هزار بار شنیده شده بود و داستان کاملا قابل حدس
در هر حال بجز چند لبخندی که اجرا بر لب می‌نشاند ارزش افزوده دیگری ندارد
من خیلی وقته با خودم عهد بستم بهترین کار هم‌حافظ اجرا رفت نرم، اضافه بر مواردی که گفتین ردیف های بالا سکو ها شیب صندلی ها به گونه ای است که حس سقوط مدام در طول نمایش ادمو همراهی میکنه
۱۸ آبان
موافقم امیر جانم ⁦❤️⁩
۱۹ آبان
خانم سروش
بله متاسفانه مشکلات حافظ آنقدر زیاده که هر چه بد بگیم کم گفتیم
۱۹ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هشت ابان نمایش را دیدم. با توجه به نظرات قبلی دوستان، چون فیلم موردنظر را ندیده بودم قاعدتا باید لذت میبردم؛ پس باید عرض کنم "بله واقعا لذت بردم و جذاب بود" به نظرم. صدای خنده جمعی در سالن، نشانگر ارتباط خوب مخاطب با بازی های زیبای هنرمندان بود. دیدن نمایش "نیمه تاریک ماه" خالی از لطف نیست و از نظر من توصیه میشود
آرزو احمدیان این را دوست دارد
پیام ها بعد از ثبت شدن ادیت میشن آیا؟ از سالن حافظ و صندلی ها و پله های نا ایمن و نامناسب انتقاد کرده بودم در انتهای پیامم که حذف شده است؟!!!!!!
۱۱ آبان
درود بر شما
سرکار خانم میرزایی، به هیچ عنوان ویرایش بر نوشته شخصی انجام نمی شود.
با سپاس از شما
۱۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدیوم فیلم برای این موضوع به نظر بهتر می آد، شاید هم چون فیلم این کار خیلی خوب بود و این تئاتر اصلن اجرای جذاب و متفاوتی نداشت این شکلی احساس می شد.بازی خوب ندیدم تو این کار. دو - سه تا از بازی ها که خیلی بد بود رسما و مصنوعی. من انتظار داشتم حداقل رگه هایی از آداپتاسیون فرهنگی می دیدم در ورژن نمایش این اثر و هیچ چیزی جز اجرای همون فیلم در قاب تئاتر ندیدم. با این تفاوت که بازی ها در فیلم مخاطب رو به شدت همراه می کرد و این جا بازی ها تعریفی نداشت و همچنان فقط کشش اولیه قصه اصلی فیلم هست که باعث دنبال کردن می شه.
حمیدرضا مرادی و فاطمه درخشان این را خواندند
سیاوش رفیعی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گریز از واقعیت

منتشر شده در هنرنت

آیا تاکنون به این موضوع توجه کرده اید که هر گاه به ماه نگاه می کنید، تصویر مشابهی از آن را می بینید؟ چه با دوربین ساده، یا با دوربین تلسکوپی و یا حتی چشم مسلح یا غیرمسلح به ماه می نگرید، همواره منظره یکسانی دیده می شود. اما نیمه تاریک ماه، آن بخشی است که ما نمی توانیم آن را ببینیم و این تصور وجود دارد که نیمه تاریکِ آن، فضایی سرد، تاریک و مبهم دارد. به همین دلیل است که برای توصیف هر وضعیت مبهم و ناشناخته، از اصطلاح نیمه تاریک ماه استفاده می شود.

عنوان نمایش «نیمه تاریک ماه» که اقتباسی از فیلم ایتالیایی «غریبه های تمام عیار» است، به نظر می آید قصد در انتقال چنین معنایی بر اساس بخشی از واقعیت زندگی دارد. روایت نیمه تاریک ماه، به گونه ای رئال، دادگاهی را به تصویر می کشد که با اتفاقات ساده، جزئی و خنده‌دار شروع می‌شود و در ادامه به افشاگری‌های دردناک و آزاردهنده‌ می‌انجامد.

اتفاقی که در این نمایش افتاده این است که، در مشخصات آن نام نویسنده ای نوشته نشده و در توضیحات آمده که نمایش اقتباسی از یک فیلم است. با وجود معانی مختلفی که از اقتباس وجود دارد -الهام گرفتن از یک اثر، ترجمه، انطباق با شرایط فرهنگی، زمانی و مکانی و گاهی به جای دراماتورژی- انتظار می رود که ردپایی از خالق اثر یا سازندگان نمایش به چشم بخورد. شاید از دید مخاطبینی که فیلم را دیده اند، نمایش نیمه تاریک ماه، کپی کاملی از فیلم ایتالیایی آن باشد.

بر اساس نظریه های اقتباس تئاتری، مخاطب در بازنویسی یک اثر فرهنگی، برای انطباق با موقعیت حاضر ممکن است احساس آزادی یا اجبار کند. در اقتباس های تئاتری متن را می توان به هر روش و اندازه ای تغییر داد. در هم آمیختن دیالوگ ها با جملات دیگر که می تواند حتی در تمرینات توسط بازیگران کامل شود. در اقتباس ممکن است چگونگی به صحنه آوردن نمایش، معنای اثر را تغییر دهد. اما هیچکدام از این موارد در نمایش نیمه تاریک ماه به چشم نمیخورد. هر چند که مخاطب حرفه ای تئاتر، همیشه از یک نمایش و خالق آن انتظار به کارگیری خلاقیت و دوری از کپی برداری دارد، اما به نظر می آید که برحسب اینکه در چه سطحی نویسنده یا کارگردان متن اصلی را دست کاری می کند، اقتباس نیز متفاوت می شود و در این کار مخاطب تنها با یک ترجمه مواجه است و قصه یک فیلم را در صحنه تئاتر تماشا می کند. شاید بتوان گفت که برخی محدودیت ها و سانسورها در شرایط فرهنگی کنونی جامعه، خود نوعی اقتباس باشد.

اما آنچه که کلیت یک نمایش را جذاب و مهم میکند، انتقال معانی و فهم آن است تا ارائه توهم دقیقی از واقعیت. هدف تئاتر آن است که تماشاگر را در موقعیت بهتری برای فهم جهان پیرامونش قرار دهد، جهانی که از دید برشت و بارت، اجتماعی و تغییر پذیر است. مانند نسخه ایتالیایی نمایش، نمادی که بارها به آن رجوع می شود ماه گرفتگی است. شبی که کاراکترهای داستان دور هم جمع می شوند. زندگی هر کدام از آنها به قسمت روشن ماه می ماند اما در طول جریان قصه، با پرده برداشتن از رازها سایه واقعیت روی شان می افتد. آنچه که در صحنه پایانی نمایش که به درستی و دقت نیز به آن پرداخته شده و می تواند ذهن مخاطب را به خود مشغول کند این است که آیا حاضریم جراحت آگاهی از حقیقت را به جان بخریم یا ترجیح می دهیم با اطلاع از سرخوردگی هایمان، در غفلت زندگی کنیم؟ و همین امر می تواند به تنهایی نقطه قوت کار باشد.

نیمه تاریک ماه، نمایشِ پردیالوگی است که سعی دارد مخاطب را به وسیله دیالوگ ها، بر کاراکترها متمرکز سازد، بنابراین اکت های بازیگران بیش از هر المان دیگری می تواند مهم باشد، هر چند جریان قصه پرکشش است، ولی بازیِ تاثیرگذاری از برخی بازیگران ِنمایش به چشم نمی خورد و چنین انتظاری برآورده نمی شود. میزانسن نیز شامل بخش‌های تکراری میز شام، آشپزخانه و تراس است و کاراکترها بین همین چند فضا تردد می‌کنند و قصه را پیش می‌برند. استفاده از فرم ویژوئالی و پخش زنده نمایش بر روی پرده نمایش در بک گراند صحنه کار جالب و خلاقانه ای است که بنظر می آید به خاطر شرایط سالن و جایگاه تماشاگران برای پی بردن به جزئیات اکت بازیگران انجام شده است. اما شاید اگر نمایش در تالار دیگری که امکانات نور و صدایی بهتری داشت اجرا می شد، به کیفیت نمایش می افزود.

فاطمه ... دیدن ادامه » درخشان

گروه نقدهنرنت
لینک مطلب: https://www.honarnet.com/?p=6071
اول از همه مرسی از گروه اجرایی که با نیم ساعت تاخیر شروع کردند و آخرش زحمت یه دلجویی به خودشون ندادن!
بعدم مرسی از تالار حافظ که بعد شروع نمایش هنوز تماشاچی راه میداد که برای اینکه برن سر جاشون مجبور بودن از این ور به اون ور سالن و از وسط صحنه رد بشن.
در رابطه با نمایش من با دوستم رفتم که فیلمو دیده بود و اصلا راضی نبود ولی من که فیلمو ندیده بودم خوشم اومد اما به نظرم 60 تومن برای این کار زیاده یه مقدار!
خیلی بد. کپی لحظه به لحظه از فیلم! هیچ خلاقیتی در نوشتن نمایشنامه نیست!! و اجرا هم واقعا چنگی به دل نمی زنه. بازی ها هم خوب نبود...
امیرمسعود فدائی، شاهین و مینا سروش این را خواندند
هودی و محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارند
چه تشابه اسمی با مدیریت بنیاد فرهنگ زندگی !!!
۰۴ آبان
البته در مورد بازیها همسو نیستم
۱۸ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سال گذشته فیلم «غریبه‌های تمام عیار» ساخته پائولو جنووسی، محصول 2016 ایتالیا را تماشا و به شکل عجیبی آن را در یک فضای ایرانی تصور کردم. با توجه به موضوع اصلی آن (که هنوز در جامعه ما خط قرمز پررنگی است) نتوانستم حتی در تصورات و خیالاتم هم درباره این کانسپت و پرده نقره‌ای سینمای ایران خیال پردازی کنم اما از همان موقع با خودم می‌گفتم چقدر این سوژه و این قصه، می‌تواند در مدیوم تئاتر ایران، مخاطب‌پسند و البته پر از حرف و کشف و لذت باشد. گویا داود بنی اردلان هم چنین فکری داشته که این روزا شاهد نمایش «نیمه تاریک ماه» در سالن حافظ هستیم.
ماجرا ساده است. چند زوج دور هم جمع می‌شوند و قرار می‌گذارند سر خودشان را با یک بازی هیجان‌انگیز که البته در تمام تاریخ طولانی دوستی آنها بی‌سابقه است، گرم کنند. آنها گوشی‌های موبایل‌شان را در حالیکه سایلنت نیست روی ... دیدن ادامه » میز می‌گذارند و بنا بر این می‌شود که هر پیام دریافتی با صدای بلند برای همه خوانده شود و به هر تماس نیز با صدای روی اسپیکر پاسخ بدهند!
بدیهی است که چنین سرگرمی خاصی که بی‌شباهت با بطری‌بازی هم نیست سرشار از حرف و حدیث و مچ گرفتن و رو شدن دست و ... می‌شود اما بی‌شک نه آن فیلمساز ایتالیایی و نه این کارگردان ایرانی نمی‌خواسته‌اند با قرار دادن شخصیت‌ها و مخاطب در یک آمپاس، کمی هیجان و خنده تولید کنند و دیگر هیچ! «نیمه تاریک ماه» حرف مهمی دارد که قطعا در این نوشته آن را اسپویل نمی‌کنم اما مهم است که این چند خط را ضمیمه مطلب کنم؛ بیل زدن، برای باغچه است و پیدا کردن کرم‌ها، یک اتفاق بدیهی. اگر دوست نداری با صحنه بدی مواجه شوی، یا بیل نزن، یا وجود کرم‌ها را بپذیر یا آنها را دور بیانداز و سعی کن از زیبایی گل‌ها لذت ببری، البته اگر بتوانی ذهنت را از این فکر جانکاه نجات بدهی که : «اگه دوباره پیداشون شد چی؟».
شما را به تماشای «نیمه تاریک ماه»، یک نمایش کاملا رئالیستی با بازی‌های جذاب، توصیه می‌کنم، حتی اگر مثل من قبلا فیلم را دیده‌اید و از قصه باخبرید.
نمایش خوب...روایتی برگرفته از فیلم perfetti sconosciuti بود...آنچه واقعا چشم نواز بود میزان سن های بسیار عالی و دیالوگهای شیوا و گویا بود...بازی خوب بازیگران و همه و همه من را واداشت که شما خواننده گرام را دعوت به تماشای این نمایش کنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. راستش بخاطر اینکه این نمایش اقتباسی از فیلم محبوبم بود خیلی هیجان زده شدم ک برم ببینم. اما تنها توصیه م اینه که کسانی که فیلم رو دیدن به دیدن نمایش نرن اما کسانی ک ندیدن، حتما لذت خواهند برد
شاهین و امیرمسعود فدائی این را خواندند
چرا؟ فیلم و سوژه شهید شدن عایا؟
۰۱ آبان
خب کاملا کپی شده... از نظر من بهتر بود واقعا اقتباس باشه، نه کپی، مثلا میتونست کمی ایرانیزه بشه که جذاب تر بشه برای فضای ایران... چون ما ک فیلم رو دیدیم برامون ملال اور میشد، ب این دلیل که نمیشه فیلم به این زیبایی و قدرت رو روی صحنه اورد و کپی کرد و انتظار ... دیدن ادامه » داشت گیرایی فیلم رو داشته باشه...
نیشد با نویسندگی قوی کار خوبی با این سوژه ارائه داد... وگرنه کپی کردن که کارسختی نیست
۰۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار جذابی بود، داستانی در ظاهر ساده اما با پیچیدگی که ذهن را درگیر می‌کرد. بازیها خوب بود فقط آقای کشفی انگار هنوز شکل نقش را نگرفته بود، صدای خانم دهقانی هم ضعیف بود. و یک مشکل اینکه وقتی گروه در آشپزخانه و بالکنی در حال بازی بودند، صداها سخت و ضعیف شنیده می‌شد که برای مثال در ابتدای نمایش یاعث از دست دادن بسیاری از مکالمات و نکات رد و بدل شده بین بازیگران می‌شد.
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر بخوام کوتاه و مختصر بگم:
یه نمایش کمدی جذاب که به خوبی تونسته مسائل و دغدغه های روز جامعه که مخصوصا بین جوون ها وجود داره بپردازه
امیرمسعود فدائی و شاهین این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به دوستانی که فیلم این اثر رو دیدن اصلا توصیه نمی کنم که این تئاتر رو ببینن. بازی ها خیلی بد بود. تصنعی و خسته کننده. بعضی از مواردی که از روی فیلم عینا برداشته شده بود اصلن نیازی نبود! و هیچ کمکی به داستان نمی کرد. کاش برای اقتباس از این فیلمنامه حداقل چند روز وقت گذاشته می شد!
شاهین، محمد جواد و امیرمسعود فدائی این را خواندند
هودی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش میتوانست در همان ترک خانه میزبان و بهم خوردن دورهمی تمام شود و علت فلاش بک به سر میز شام و عدم قبول بازی خطرناک و مخاطره امیز بنظر لازم نمی امد.
گرچه نمایش با الهام و نوعی برداشت از یک فیلم اروپایی به صحنه رفته بود ولیکن می توانست فضا لحن مخاطرات و طبیعت نمایش ایرانی و داخلی شود
ایا در نظر گرفتن یک دختر برای خانواده میزبان کمکی به پیش برد داستان و نمایش نموده بود؟ایا وجودش ضروری می نمود؟
اگر با شروع بازی پی به خیانت ها ، عقاید و افکار دوستان قدیمی نسبت به هم میبردیم داستانی جذابتر نمی بود؟
علت تهوع بازیگر زن بعد از پی بردن به بارداری معشوقه نامزدش ایا لزومی داشت؟ انهم برای جامعه اروپایی؟ گویا نویسنده بین اقتباس از یک فیلم اروپایی و تزریق نظام ارزش و ضد ارزش ایرانی- اسلامی در حال پاس کاری بوده است؟
نمایش دیدنی و مفرحی بود بخصوص یک جایی ... دیدن ادامه » بالاجبار بلند بلند خندیدم. کمدی نبود اما بعضا برداشت ها و اکت ها و حرف ها تورا به خنده می اورد
مجتبی عمادی پور : insta:m.emadipour
سلام - به نظرم فلاش بک به سر میز شام از نقاط قوت نمایش بود که آیا دونستن هرچیزی شاید خوب باشه شاید نه آیا الانی که توش هستیم از هر چیز اطرافیانمون مطلعیم ؟ باید مطلع بشیم ؟ و این مطلع بودن شاید بهای سنگینی داشته باشه
۲۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کار اجتماعی روان شناسانه خانوادگی دوستانه دورهمی معمایی بازی طور با تم کمدی و هیجان انگیز شبیه کارهای نیل سایمون! (مثلا شایعات) است که تماشاچی را به وجد می آورد و گاهی از خنده منفجر می کند!
تازه کارگردان یک فرم ویژوآلی با پخش لایو ویدئو پرژکتور با دو دوربین هم به کار داده است!
کار را دوست داشتم بد نبود! هر چند این ایده که بر اساس یک فیلم ایتالیایی ست! جا داشت بهتر از این هم باشد!

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اجرای اول رو دیدم که با توجه به اجرای اول بودن خوب و قابل قبول بود.بازیگران به نظرم خوب و مسلط بودند و از موضوع نمایش هم خیلی لذت بردم
حمیدرضا مرادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید