تیوال نمایش اوستاد نوروز پینه‌دوز
S3 : 17:30:38
بعد از نمایش «خدایگان» وودی آلن، اینبار اجرایی متفاوت از نسل اول نمایشنامه‌های ایرانی
  ۰۹ تیر تا ۱۸ مرداد
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: احمد کمال‌الوزاره محمودی
: رحمت امینی
: نوید جهانزاده، سارا الهیاری، آیلار نوشهری، مرتضی نجفی، رضا دشتکی، رها آرشید، دلارام ترکی، سحر آقاسی، رامین خطیب، هیوا امینی، عرفان معصومی

: حامد مکملی
: فرزاد برهمن، آرزو لشگری، سمیه شوقیان، مهدی نامجو
: نوید جهانزاده
: میلاد حاجی زاده
: نیلوفر مهاریان
: عرفان معصومی، امیرحسین اصفهانی
: مهشید موسوی
: محسن شاملو، علی پور احمدیان
: سمانه داوودی پارسا
: سارا عبدالملکی
: نوید جهانزاده
: نرگس سوداوی
: شیرین جهانزاده
: احسان عطار
: نوید جهانزاده، دلارام ترکی
: پژمان دادخواه
: امیرحسین اکبرزاده، فرشید عزیزپور
: فائزه شریفی
: رکسانا دهری
: بابک شاه علیزادگان
: میثم خانکی
: علیرضا هدایتی
: کامبیز معماری
: کامبیز معماری، علی اصغر گودینی، حمیدرضا قاسمی، عاطفه ابیضی، بهاره اسدی، فرناز مرتضوی
پینه‌دوزی هوسباز به فکر تجدید فراش است، اما...

گزارش تصویری تیوال از نمایش اوستاد نوروز پینه‌دوز / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» یک اجرای دلنشین از متن صد ساله

» فراهانی و فتحعلی بیگی از «اوستاد نوروز پینه دوز» می گویند

» یادداشت محمدحسن خدایی براى نمایش «اوستاد نوروز پینه‌دوز»

» ملک‌پور: اگر تقی رفعت نبود نهضت شعر نوی ایران به گونه‌ای دیگر بود / میرعابدینی: محمودی پیشگام محمدعلی جمال‌زاده و هدایت است

» یادداشت «دکتر جمشید ملکپور» پژوهشگر تئاتر (مولف کتاب تاریخ ادبیات نمایشی در ایران) برای نمایش «اوستاد نوروز پینه دوز»

» پوستر نمایش «استاد نوروز پینه دوز» به کارگردانی رحمت امینی رونمایی شد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یه تیاتر درجه یک و تلفیق سبک زندگی قاجاری و سبک مدرن و با موسیقی جذاب. شبی که به تماشای این تیاتر رفتم خانم طیبه سیاوشی(نماینده مجلس) و دکتر قطب الدین صادقی هم اومده بودن. این دو نفر قطعا وقتشون رو صرف دیدن تیاتری که ارزش دید داشته باشه می کنند. این هفته آخرین هفته ی اجرا هست.
آیلار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمایش رو دیدم تا هنرنمایی فرزاد برهمن و نقش متفاوت رضا دشتکی رو ببینم و بسیار لذت بردم از هرشان محتوای اثر و نگاه سنتی به زنان مطلقه یا بیوه رو دوست نداشتم بازتولید هژمونی مردسالاری بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چاپ شده در روزنامه اعتماد

در حال و هوای درام ایرانی

نوشته محمد حسن خدایی

بعد از اجراهایی چون جیجک علیشاه و جعفرخان از فرنگ برگشته، بار دیگر رحمت امینی به سراغ یکی از نمایشنامه‌های ایرانی دوران پر تلاطم گذشته رفته تا سه‌گانه خود را کامل کرده باشد. این‌بار «احمد خان –کمال‌الوزاره‌ی- محمودی» و نمایشنامه «استاد نوروز پینه‌دوز». اثری انتقادی که می‌توان آن را افشاگر مناسبات فرهنگی مردمان فرودست اجتماع دانست. بی‌آنکه نوری بتاباند به ساختارهای واقعا موجود سیاسی آن روزگار. بازنمایی زوال اخلاقی طبقات فرودست، در غیاب مدرنیزاسیون و مواهب آن. روایت پینه‌دوزی بینوا که بی‌وقفه در تمنای ازدواج‌های مکرر است و زندگی خود و خانواده‌اش را تا مرز نابودی به پیش می‌راند. همان کلیشه مرد هوسران و زنانی که با پناه بردن به جادو و مکر، می‌خواهند زندگی‌شان ... دیدن ادامه » را نجات دهند. رویکرد اجرائی رحمت امینی چندان وفادار به متن اصلی نیست و دراماتورژی حامد مکملی، به ساخته شدن فضایی امروزی یاری رسانده. قرار است مناسبات درونی نمایشنامه تغییر یافته و از یک چشم‌انداز معاصرتر، جهان را روایت کند. بنابراین از اطناب در روایت و ناتورالیسم کمال‌الوزاره فاصله گرفته و زیباشناسی این روزها مد نظر است. امری که رضایت‌مندی تماشاگران را به‌همراه دارد و می‌تواند پیشنهادی تازه باشد برای اجرائی کردن نمایشنامه‌هایی از سنت گذشته.
طراحی صحنه، کمینه‌گرایانه و سیال است. مکان‌هایی که به تناوب با تغییر چند سازه، خلق و بعد ناپدید می‌شوند. از این باب با اجرائی روبرو هستیم که بیش از آنکه بازنمایی فضاهایی سنتی چون دکان، اندرونی، حمام باشد، چشم‌اندازی انتزاعی است از فضاهایی مختلف. گو اینکه طراحی لباس هم نشان از هویت‌باختگی سوژه‌ها و بی‌تاریخ شدن‌ آنان است. تلاشی برای نشان دادن تغییر شیوه زندگی بی‌آنکه اخلاقیات و مناسبات مردمان فرودست اجتماع تغییر چندانی کرده باشد. اجرا با صراحت بر این نکته پافشاری می‌کند که تغییر ظاهر افراد، مناسبات فاسد قدیم را دچار تغییر و تحول نکرده. همان زیست سنتی و شیوه مادی تولید که در آن زنان نقشی در بازار کار ندارند و اغلب مشغول مکر و خدعه‌اند و در مقابل مردان مشغول بطالت و هوسرانی. گاه حتی شخصیت‌ها از تکنولوژی‌هایی چون کارت‌خوان و هدفون استفاده می‌کنند و به باشگاه ورزشی می‌روند. اما هیچ کدام از این‌ها، نتوانسته خلاقیات مردمان را تصحیح کند. روایت انحطاط اخلاقی یک جامعه ذیل مدرنیزاسیون صوری.
رحمت امینی نشان داده که دغدغه نمایشی ایرانی دارد. همان میراث چند ده ساله‌ای که مدتهاست به فراموشی سپرده شده و این روزها می‌توان با شیوه‌های تازه اجرائی، بار دیگر برای فهم گذشته به آنان رجوع کرد. اما نباید دچار فراموشی شد که سنت گذشته، در مقابل جاکن شدن و باز روایت شدن، کمابیش مقاومت خواهد کرد و بر خودآیین بودن خویش، اصرار خواهد ورزید. سه گانه رحمت امینی را می‌توان تلاشی دانست قابل ستایش در مواجهه با سنت پربار و در حال فراموشی گذشته. نکته مهم اما همان پاسخ به ضرورت بر صحنه درآوردن آدم‌هایی است که، وقت و بخت‌‌شان دیرزمانی است ناپدید شده.



دست‌مریزاد با وفا، جای خوشحالیه که آپ‌تو‌دیت شدن ما به دل شوما نشسته...
۲۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روباه گفت:
خداحافظ و اینک راز من که بسیار ساده است
بدان که جز با چشم دل نمی‌توان خوب دید.
آنچه اصل است، از دیده پنهان است.
شازده کوچولو
آنتوان دو سنت‌اگزوپری


با خودم گفتم اگر نگویم شاید بی انصافی باشد و اگر بگویم باز به هزار نبوده و ندیده متهمم چرا که همیشه قضاوت ساده تر از تفکر است
اما دو خط حرف از دل
رفقای جان
بازنویسی و اجرا و بروز کردن متنی یکصد ساله بسیار دشوار است چرا که زبان و بیان و تفکر هر چه دقایق میگذرد تغییر میکند
اما اصلا چه فایده که ما نگرش صد سال پیش عوام الناس را بشنویم مردمی کوچه و بازاری که خور و خواب و شهوت دردشان بوده
ما اگر با قلم صد سال پیش نمایش را می‌دیدیم اثر فاقد ارزش معنایی در عصر معاصر بود شاید اما ما رشد و تغییر نگرش در زن طی یکصد سال را می‌بینیم و در آخر زن فاتح و مرد بازنده مُهری است بر نگرش نوین نمایش نامه ... دیدن ادامه »
استاد عزیزم میشه تو یک جمله پیروزی زن و فتوحاتشو بنویسید؟ ممنون میشم
۲۲ تیر
واقعا از کجا معلوم؟
۲۲ تیر
⁦(. ❛ ᴗ ❛.)⁩
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به تماشای نمایش جناب آقای دکتر رحمت امینی گرامی نشستم بعضی صحنه ها برایم جالب و برخی دیگر ای کاش و اما و جای سوال داشت برایم ....

شاید خیلی از ما بدونیم یا ندونیم که این اثر کمال الوزاره ی محمودی به احتمال زیاد و قوی،قدیمی ترین و کاملترین متنی،هست که از فارسی گفتاری اون دوران به یادگار مونده ،درسته که کاراکترِ نمایشنامه همونطور،که در زمان خودش صحبت میکرده باید روی صحنه حاضر میشده و درواقع حکم ماکتی از گفتار روزمره خودشون در،زندگی اجتماعی اون زمانُ داره اما ذات نمایشنامه میطلبه که دیالوگو گفتار،در لحظه!درک بشه توسط مخاطب ،خب،پس تکلف بیش از حد یا شلوغیهای کلامی و کاراکترهای زیاد احتمال داره باعث از دست رفتن حوصله و تمرکزِ مخاطب،بشه اما:

چیزهایی در این نمایش که حاصل زحمات ارزنده ی دکتر امینی و گروه هنرمندشون بود و در وهله ی اول نظرمو جلب کرد: پوستر و تبلیغاتی بود برای اینکه اوستاد نوروز پینه دوز 1298الی1398 گویا دارد می آید و در من ِ مخاطب این توقع را ایجاد کرد که کاری مطابق با زمان حال یا حداقل اتفاقاتی که دررابطه با زندگی و بستر زمان نوروز پینه دوز بوده بیاید در دل زمان حال!،تلفیق سنت و مدرنیته در واقع، اما فقط در ظااهر بیشتر این اتفاق روی داد،نه در همخوانیَش و شباهتهای معضلات اون زمان با زمان حال .البته تا حدی انجام شد ،اما تفکیکِ سنت و مدرنیته واضح تر بود نه تلفیق! لحظاتی مدرن جدا بود و لحظاتی سنت جدا بود و در دل هم تلفیق نشده بودند
احترام و پایبندی دکتر امینی به اصل متن نوشتاری کمال الوزاره محمودی برایم ارزشمند است و چه خوب که دیالوگها برخی،امروزی شده بود و به محاورات مردم ِزمانِ حاضر ،سعی داشت نزدیک شود و خب اگر ما در ظاهر گفتگویی با لحن جاهلی،و کوچه بازاری مخصوص آن زمان را شنیدیم صرفا مکالمه عادی نبوده و جهتی،داشته و هدفی قطعا!و مهمترین وظیفه اش انتقال اطلاعات و مبادله ی عقایدی بوده که در اون زمان وجود داشته، خب چقدررر بهتر میشد که این مبادله ی عقاید تطبیق داده میشد با عقاید و معضلات این زمان چون خود نمایشنامه ،به دهه ی سی بر میگردد اما دارد در سال 1398به صحنه می آید،پس برایم جذابتر می بود اگر میدیدم اوستاد نوروز از آن سالها که میآید میخواهد برای ما مردم عصر حاضر چه بگوید یا اصلا اوستاد نوروزِ سال نودو هشت را میدیدم چون مفاهیمو مشکلات آن موقع در بستر کنونی هم قابل تعمیم است.

***چیزی که در ابتدا نظرم را جلب کرد طراحی صحنه(دکور) و نور مناسب و به اصطلاح مختصرو مفیدو تر و تمیز بود که نشان از سادگی و مدرن بودن و چند کاربردی بودن رو داشت در ده دقیقه ابتداییِ کار، از دید منِ مخاطب چهار لته(دیواره ها که حکم جایگاه تکیه دادن و نشستن سوررئال را داشت)زیبا و چند کاربردی طراحی شده بود از ابتدای کار وقتی اوستاد نوروز بر،سکوهایی با ارتفاعات مختلف و بالا و پایین نشست و تکیه گاهش یعنی،پشت صندلی پر از فضاهاای خالی مربع مستطیلِ تو خالی بود ذهن مرا به این سمتِ نمادینو مفهومی،کشاند که قرار است با بالا و پایین بودن و نوسانات زندگی نوروز روبرو باشم و البته دیدن چهار لته ، می تواند نمادی از چهار وجه شخصیتی یا زندگانیِ انسان باشد،اگر کالبد انسان را مکعب در نظر بگیریم دیشب من با چهار وجهش روبرو بودم و حتی فضاهای مربع و مستطیل ِ بزرگو کوچک توخالی بر،روی این لته ها نیز وجود داشت.خب اگر این طراحی تعمدی بوده ،پس برایم جذاب و سرشار از مفهوم بود و تاثیرش را بر منِ نوعی گذاشت چون میزانسنها در،جلو یا پشت فضاهای،توخالی بود هرکدام انگار،خلاء های زندگی همسر،نوروز یاهر آدمی را ندا می داد.

شروع نمایش با دیالوگ اوستاد نوروز خودش کُدِ معرّفی بود برای حالو هوا و بستر زمانی که نمایش برایمان میخواهد بگوید:خدایا به امید تو به امید خلق روزگار بر ....و ...لحنت(لعنت)خب لحن فارسی گفتاری جاهلی اون زمان را بخوبی انتقال دادن اما وقتی چشمم افتاد به کفشهای اوستاد نوروز که کفشهای امروزی بود و شبیه آل استار بود باز خوشحال شدم که خب اوستادنوروز، قرارِ(پا در دنیای امروز بذاره و برامون حرف بزنه و صرفا لباس و کفش به روز نپوشیده بلکه قرار هست با کفش امروزی،قدم بگذارد در،عصر حاضر،بستر کنونی جامعه و با همان خلقو خوها، اما زمان حال را بگوید

**وقتی اوستاد پینه دوز این درددلها را در کنار قدم زدن و نواختن و خواندن هنرمندانه ی آقای فرزاد برهمن انجام داد و منتظر بود او بشنود و سر تایید تکان دهد و زمانی که نوروز با حسرت از گذشته میگفت و اقای برهمن هم همگام بااو تاسف میخورد یا با خوشحالی نوروز از خوشحالی ش واکنش نشان میداد فکر میکردم اقای فرزاد برهمن می تواند درواقع بخشی از،شخصیت درونی نوروز باشد!و اکثر مواقع همراهش است و دریت است که ما دیالوگی که بین دو فرد رد و بدل میشود را میبینیم اما در واقع یک روحو شخصیتند . چون در عالم واقعیت نیز،ما وقتی با افسوس،یا باخوشحالی برای خودمان زمزمه و درد دل میکنیم این،ای کاشها و ای وای ها و عشقها و حسرتها و یادکردنها در واقع" آواززمزمه گونه ی درون ما هست!"پس فرزاد برهمن میتوانست خودِاوستاد نوروز پینه دوز،باشد !یا بخشی از،شخصیتش باشد و میشد از این بُعد هم به نمایش،یک سیر متفاوت و انشعابِ به روز داد، که خب دیدم از این بُعد پرداخته نشده و صرفا برداشت شخصی من است و برداشت ذهنی کارگردان عزیز و گرامی،.چیز دیگریست.و موزیسین یا همان فرزاد برهمن به جایگاه خود رفت و نشست...
***حرکت دادن کاربردی لته ها و تبدیل شکل جایگاه و بلندای صندلی،به سر درِ قوس دار ، که معماری قدیمی طورِ ورودیهاست،جالب بود اما باز منتظر بودم یک نقطه ی اوجی الان در سیر داستان در این صحنه صورت بگیرد و این بود که هنگامی که نوروز،و بقیه از،زیر این سردر عبور میکنند خود را در،زمان حال ببینند درواقع با دیالوگها به ما مخاطبین و حتی،با پوششها بفهمانند که سال نودو هشت است و این عبور از مسیر ورودی را فرصت مناسبی،برای تلفیق اتفاقات گذشته که هنوز هم در،سال نودو هشت شاهدش هستیم و دارد اتفاق میفتد و ادامه دارد.، میدانستم!
اما خب طور دیگر رقم خورد
.ما در این نمایشنامه تصویری از رفتارهای جاهلی و چند همسری،و حتی،باب بودن نزول و لحن رفقای کوچه بازاری،دیدیم که الحق خوب اجرا شد اما آیا ما اینها را در،زمان حال نداریم؟بلکه بیشتر هم داریم همان اشاره خاله همسر جدید به اینکه ده زرع ...انقد ..پارچه و ..نشانه ای،از نزول پول زمان قدیم بود که در،زمان وصلت بیانش کرد!تمام اینها در،بستر کنونی،ما اما به سبک جدیدش هست
تفکیک ... دیدن ادامه » لحنها و شخصیتهای متمایز خانه نوروز باتوجه به اینکه نمایشنامه قطعا اشاره به تمایز،سنهای مختلف و لحنهای مختلف داشته به خوبی انجام شده بود.

*و باز هم استفاده کاربردی لته ها هنگامی که زیگزاگی،روبروی منِ مخاطب با حضور رمّال صورت گرفت و فقط دریچه های توخالی نامرتب روبرویم بود را دوست داشتم چون نمادی بود برای نفوذ خرااافات به زندگی مردم از خلاء های روحی-شخصیتیشان، و چون اغتشاش بصری خوبی ایجاد کرد با ترکیب نور مناسب و صداسازیها جالب بود
جدای از هدایت ارزنده ی دکتر امینی و توانمندی سایر هنرمندان ،چیزی که بسیار برایم واضح بود و یک بازوی اصلی این نمایش محسوب میشد حضور آقای فرزاد برهمن که هنرمندانه نواختند و خواندند و متمرکز و همزمان چندین ترانه و اهنگ زیبا و تلفیقی را با صدای بینظیرشان و هنر زیبایشان برایمان رقم زدند چون تمرکزشان بی نهایت قابل تقدیر،است هم نواختن هم همگام بودن با تک تک عوامل هم خواندن آنهم با سبکهای،مختلف و البته همیاری گروه موزیسین نازنینشان .که چنان حال و هوای خوب و پر انرژیِ امروزی بودن به این متن قدیمی بااارزش داد که حال بیننده را خوب میکرد و حتی،حس،میکنم اگر نبودند ریتم کار،یکدفعه می افتاد و خب از،حوصله مخاطب ، تعددِ کاراکترها و پردیالوگ بودنها شاید خارج می بود.
بااینکه اثری،فاخر ، با هنر و زحمت ارزنده ی دکتر امینی گرامی و گروهشان را دیدیم و لذت بردیم اما جا داشت حتی به ناگفته های نوروز، پرداخت و آنها را بولد کرد که چه بستری وچه چیزی نوروز،را اوستاد نوروز پینه دوز بااین رفتارهای عجیبو جالبش و حتی ناجالبش تبدیل کرد و یا حضور همسران نوروز را حتی،بصورت صوتی متوجه میشدیم یعنی صدای همسران با ریورب و اکو دادن در،سالن اگر پخش میشد کابوسها و کلافه بودنهای نوروز از،زنانش را شاید مدرنتر میدیدم و میشنیدیم و شخصیت خاله(فامیل) ی اخرین همسر نوروز خود نیز،میتوانست یکی از،اصلی ترین کاراکترهایی،باشد که دخالت و زیاده خواهی و نفوذشان در،افکار ،امروزه نیز در جامعه مان زیاد است...و اگر نوروز پینه دوز در،سال نودو هشت باهمین خانواده و اآرزوهایش بود سیر داستان چه میشد؟!چندهمسریها،نزول خورها،جهالتها و خرافات و دخالت اطرافیان،.چگونه میشد؟چون این ناگفته ها و طرز برخورد در،زمان حال بشخصه برایم جالبتر میبود.
خسته نباشید میگم به جناب آقای دکتر امینی که باعث شدند اثر نمایشی مهم قدیمی به صحنه برگرده و لذت ببریم
هنر بی نظیر گروه موسیقی و صدای زیبا و نواختن متمرکز،و همزمان و همگام با گروه بازیگران ،و طراحی صحنه و دکور جالب و قابل تامل برایم خاطره انگیز،شد،جدای از هنر زیبای تک تک عوامل از نوروز بامزه و دوستداشتنی تا سایر عزیزان.
ممنون از،صبوری شما عزیزان هنرمند برای خواندن نظرات و برداشتهای شخصی ام
بیش از پیش برایتان آرزوی موفقیت دارم.


سلام
ممنون که نمایش را تماشا کردید.
باعث خوشحالی ماست که تماشاگرانی چون شما، قبل از تماشای نمایش راجع به متنی که صد سال از عمرش گذشته تحقیق میکنند تا بهتر عناصر به‌کار رفته در کار را درک کنند. همانطور که اشاره کردید این نمایشنامه یکی از مهمترین اسناد ... دیدن ادامه » برای تحقیق در روابط و گفتار پیشینیان ماست. حتی شاید اغراق نباشد اگر بگویم در حوزه زبان‌شناسی اثر شناخته شده‌تریست تا حوزه نمایش.
ممنون که نظر خودتونو در باب اجرا با ما به اشتراک گذاشتید. حتماً در اجراهای بعدی گروه از ایده‌های هنرمندانه شما استفاده خواهیم کرد.
با سپاس
۲۱ تیر
شما که عالی بودین داش اسمال
۰۳ مرداد
لبخند ملیح داش اسمالی
ببخشید دیگه ایموجی قبول نمیکنه
۰۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای این نمایش در سالن محترم قشقایی همون قدر بی ربط و عجیبه که اجرای فرشته تاریخ رو ببریم سنگلج یا سالن گلریز یوسف آباد!!!
بعد از نمایش «خدایگان» وودی آلن، اینبار اجرایی متفاوت از نسل اول نمایشنامه‌های ایرانی که میتونه تا ابد شما رو از تئاتر دیدن متنفر کنه و همه اعتمادتون رو از یک کارگردان و گروه نمایشی در کل نیست و نابود کنه.
در ابتدای این مطلب میخوام به عنوان یک مرد از همسرم و همه زنانی که در این نمایش اینطور بهشون توهین شده عذرخواهی کنم و بگم از اول نمایش تا آخر من از شرم و خجالت نمیدونستم کدوم طرف رو نگاه کنم و دائما بخاطر شنیدن اراجیفی مثل سلیطه, پتیاره, پیر ,فرتوت, چاق , عشوه , رشوه , ضعیفه, صیغه و عجوزه و ستمدیده داشتم آب میشدم و خودمو لعن و نفرین میکردم که چرا باید اینجا باشم و اینارو بشنوم؟ مگه قشقایی نیست؟ مگه تئاتر شهر نیست؟
در ادامه میخوام به اون عزیزان ضد دلواپسمون سلام عرض کنم و یک مثال براشون بزنم:
سر کوچه ما یک آبمیوه گیری باز شده که دست بر قضا قیمتش خیلی ارزون و اقتصادی و به همین دلیل مشتریهای زیادی هم داره اما من میدونم که از میوه های فاسد و بدون رعایت بهداشت آبمیوه هاشو دست این ملت میده و مشتریانش رو مسموم میکنه . حالا دوست عزیز من آیا من وظیفه دارم جلوی این جنایت رو بگیرم و مجوزش رو باطل کنم؟ یا اجازه بدم به قیمت مسمومیت و بیماری عده ای آدم معمولی و کم درآمد که دلشون به همین پاتوق آبمیوه ای خوش است و نمیتونن پول بیشتری بپردازند به کارش ادامه بده؟
بله دوست عزیزم من با نظارت و سانسور و لغو مجوز چنین مفسده ای کاملا موافقم و ترجیح میدم ذهن مردم که مهمتر از جسم شونه از سر سودجویی و هوا و هوس یک تفکر بی اخلاق و ضد اجتماع و بدون مرز مسموم نشه و سطح سلیقه اشون پایین و پایین تر نیاد.
ابتذال شر چیست؟: ادوارد هرمن در توضیح این عبارت بر روی «طبیعی جلوه دادن غیرقابل اندیشیدنی‌ها» تأکید دارد. او می‌گوید «انجام کارهای هولناک به روشی منظم و سازمان یافته مبتنی بر عادی‌سازی است. این همان روندی است که طی آن اعمال زشت، تحقیر آمیز، جنایت‌بار و غیرقابل بیان به یک کار عادی تبدیل می‌شوند و تحت عنوان جوری که چیزها هستند تعبیر می‌شوند». ابتذال شر با حمایتهای من و شمای تماشاگر سازنده اجتماع از هر تفکر سطحی و فاسد ,اونو تبدیل به ارزش و عادت میکنه.
جناب کارگردانی که از اثر خوبی مثل خدایگان با استقبال زیاد تماشاگر به هجوی بی ارزش مثل پینه دوز رسیدی مشکلت چیه واقعا؟ اگر دنبال پول و گیشه ای خب دوباره خدایگان رو ببر اجرا ! کاری فاخر که هم برات اعتبار میاره و هم گیشه بدون سوزاندن فسفر اضافه برای طراحی و اجرای کاز جدید!!!
خانم های هنرپیشه محترمی که نام مقدس بانو بر شماست چطور ممکنه حاضر باشید در این نقشهای سخیف بی ارزش و ضد زن خودتون و همجنسانتون رو اینطور تحقیر و کوچک کنید و مورد مضحکه قرار دهید؟ گاهی انسان از خودش و مال و شخصیت و حتی جانش برای رساندن پیامی ارزشمند میگذره اما برای هیچ و پوچ! چرا؟

زمانی فیلمها و تئاترها پر بود از زنان ستم دیده هرجایی که همگی تلاش می کردند از اون شرایط رها شوند و لوتی و پهلوان و جوانمردی بود که این شرایط رو درک میکرد و با حفظ حرمت اون زن بهش پناه و جایگاه میداد و در باطن به جامعه یاد می داد که انسانها رو با انگ و ننگ و نام بد قضاوت نکنند و بدونن میشه ارزشهای انسانی هر کسی رو با عشق و رحم و فهم شکوفا کرد. حالا اقای کارگردان شما کجای داستانی ؟ سنت رو به سخره گرفتی یا از مدرنیته انتقاد داری؟ چرا هیچ پیام یا هدفی جز هرزگی یک بیمار جنسی هوس باز شهوتران توی کارتون دیده نمیشه؟ که اگر چیزی هم بوده اجرای بد و ضعیف شما مانع دیدنش شد! و آنچه ماند کاریکاتوری حقیر از جناب ظهوری فیلم فارسی بود که ایشان صد هزار بار بهتر و جذابتر هر نوع انتقادی در مورد این تیپ را بارها و بارها در گوش و حلق و چشم ما فرو کرده بودند و چه نیاز بود به تکرار آنچه نمی شناسیم و نمیدانیم؟
خنده گرفتن با لهجه ترکی یکم قدیمی شده برادر! حرکات موزون زن سالمند با واکر خیلی دمده شده ! صیغه کردن و هوو و زنبارگی دیگه حتی آنقدر جذابیت نداره که مهمانان ردیف اول نمایش هم که احتمالا از دوستان و آشنایان و همفکرانتون هستند بخندند و خوششون بیاد چه برسه به تماشاچی تئاتر شهر که در نگاه اکثرشون ناراحتی و معذب بودن دیده میشد. ورزش زنان و یوگا و ایروبیک چیزی نیست که خنده دار باشه و نشانه اندازه سطح فکر شماست و بس!

من بعنوان یک مرد از این قالب کثیف و زشت هیزی و شهوت رانی و بی بندو باری جنسی چندشم میشه و این نگاه رو توهین به خودم میدونم و فکر میکنم با تکرار نکردنش میتونیم این کراهت و زشتی رو از عادی بودن خارج کنیم و به مرد و زن بعنوان دو انسان کاملا برابر با خوبی ها وبدی های یکسان نگاه کنیم و بفهمیم همه مردان بی بندوبار و همه زنان هم پول پرست و حقیر نیستند.
در جواب دوستانی هم که میگن خب شما نباید اینطور نمایشها رو بری هم عرض میکنم منم این مطلب رو نوشتم تا دیگرانی مثل من هم آگاه بشن که با چه چیزی قراره روبرو بشن تا مثل بنده اشتباهی نمایششون رو انتخاب نکن.

دیشب ... دیدن ادامه » من برای تئاتر مملکتم متاسف شدم
امتیاز من منفی ده از ده امتیاز



اوه اوه !!
یعنی در این حد !؟
عجیبه واقعا !!
۲۱ تیر
خیلی خوشحال شدم که نظرتون رو نوشتید و هدف من از این یادداشت چیزی جز همین که فرمودید نبود و ممنون از اینکه درکش کردید.
امیدوارم نظر خودتون رو هم درباره این نمایش بنویسید تا استفاده کنیم
۱۲ مرداد
نمایشو ندیدم.
اسم و لوگوی نمایش، صدساله بودن نمایشنامه و سالن قشقایی باعث شد برای دیدنش کنجکاو شم، اما حالا، بعد از خوندن خلاصه داستان و کامنت ها بعیده برم؛ چون به احتمال زیاد و با شناختی که از خودم دارم اذیت خواهم شد- چه زنها رو پست نشون داده باشه، چه ... دیدن ادامه » فداکار (با توجه به داستان، شما بخونید ذلیل)؛ و این که داستان های حرمسرایی جذابیتی برام ندارن.
۱۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارگردان اثر پس از دو نمایش دیگر در تکمیل سه‌گانه‌اش به سراغ این متن آمده. نمایشنامه‌هایی که هریک قدمتی حدود یک قرن دارند و به نوعی تاریخ ادبیات نمایشی ما را نمایندگی می‌کنند.
این نمایش اجرایی است به‌روز شده از یک متن کلاسیک به فراخوار شرایط زمانی و تغییرات متعدد اجتماعی. ساختار اثر برخلاف آنچه در نمایشنامه آمده شیوه‌ای غیرخطی را پی می‌گیرد و کوشیده شده از طریق بازنویسی و یا در مواردی دوباره‌نویسی دیالوگ‌ها زبانی نزدیک به حال و هوای امروز به پیکره اثر از حیث گفت‌وگونویسی وارد گردد.
بازی‌های اغلب بازیگران در سطحی قابل اعتنا قرار دارند و با درک درست فضا و موقعیت موفق می‌شوند اثر را ازحیث ریتم در شرایط مناسبی حفظ کنند (هرچند که اثر در اواخر کار با مشکلاتی در این زمینه روبه‌روست)
در زمینه طراحی هنری با صحنه و لباسی روبه‌رو هستیم که کارکردی ... دیدن ادامه » دو وجهی دارد از یک سو تداعی‌گر دوره نگارش متن نمایشنامه است و از سویی دیگر شاهد المان‌هایی از زندگی امروز در آن می‌باشیم که دستاوردی قابل قبول محسوب می‌شود.
استفاده از موسیقی (چه موسیقی ایرانی و چه غیرایرانی) که در بخش‌هایی اثر را به سمت و سوی یک نمایش موزیکال نیز سوق می‌دهد؛ ایده‌ای است جهت پر کردن برخی خلاها و کاستی‌های نمایشنامه خصوصا در زمانه‌ای که اثر به روی صحنه قرار گرفته است.
این نمایش در کلیت اثری است مفرح که از طریق طرح موضوعی کلیشه‌ای (تعدد زوجات) می‌کوشد تا پیشنهادی تازه باشد برای رجوع به متون ایرانی و کلاسیک در دوره اکنون.
درجه کیفی: B
کارگردانی: ۷/۱۰
متن نمایشی: ۷/۱۰
بازی‌ها: ۷/۱۰
طراحی صحنه: ۸/۱۰
طراحی لباس: ۸/۱۰
گریم: ۶/۱۰
نور: ۷/۱۰
موسیقی و افکت: ۷/۱۰
شوما به ما B بده ما همه‌جا میگیم A داد.
۲۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
‍ به بهانه اجرای نمایش «استاد نوروز پینه‌دوز» به کارگردانی «رحمت امینی»در سالن قشقایی
در حال و هوای درام ایرانی
لیلا مظاهری و امیر مسعود این را خواندند
محمد لهاک (آقای سوبژه) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
نمایش اوستاد نوروز پینه دوز از خیلی جهات فنی نمایش خاصی بود.
زبان آوری و زبان شخصیت ها ،تلفیق موسیقی سنتی و محلی ایرانی باموسیقی خارجی با یک نمایشنامه ی کلاسیک فارسی واقعا حیرت انگیز بود.
اکسسوار طراحی صحنه از نماد های منحنی بود ک در معماری ایرانی ریشه دارد.
عشقی داش، خلاصه و مفیدتو دوست دارم. چند تا ازینا بنویس، بدیم بچه‌ها باش تبلیغمون کونن...
۲۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استاد نوروز پینه دوز
نمایش با موسیقی جذابی شروع میشه که بهت نوید یک نمایش خوش ریتم و عالی رو میده
من نمایش رو خیلی دوست داشتم به دلایل زیر
نمایشنامه بسیار ساده و روان در عین حال مناسب برای جامعه امروز
صحنه زیبا و جذاب و بسیار پر کاربرد
لباس ها عالی و بی نقص تلفیق سنت و مدرنیته
موسیقی جذاب و شنیدنی و بسیار همراه نمایش
بازی ها همه بی نقص و یکدست که در این میان اوستا نوروز فوق العاده بود همچنین آیلار نوشهری
خلاصه که خیلی کیف کردم
تبریک تبریک تبریک به دکتر رحمت امینی عزیز و بسیار سپاسگزارم برای این شب زیبایی که برام ساختن
به شدت پیشنهاد میکنم


⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۴ تیر
جناب کیمیایی جسارتن من که تئاتر نمی دانستم متوجه اون همت و مواردی که فرمودید نشدم و خیلی جاهاش برام ملال آور بود، کاش ذکر شده بود فقط تئاتر دان ها به دیدن کار بیان :((
البته با عرض درود و ارادت خدمت جناب علی نژاد، داش اسمال و باقی دوستان جان
۲۷ تیر
عزیزی جناب جعفریان
۲۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من خیلی از تماشای این نمایش لذت نبردم. موضوع بسیار کلیشه بود و حرف جدیدی برای گفتن نداشت. همون قصه ی تکراری یک مرد هوسباز و تلاش و مشکلاتش برای ازدواج مجدد. موسیقی زنده جذاب بود. بازی ها هم قابل قبول بود. طراحی لباس خیلی جالب بود.
موضوع کلیشه ای وجود ندارد در هنر
یک اثر کلاسیک دراماتیزه شده
باید ابتدا ب ساکن نمایشنامه را متوجه شد تا بفهمید چ باری ب دوش کارگردان بوده
خیلی از اداب و رسوم و زبان ایرانیان صد سال پیش منتقل شده
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاتر خیلی خوبی بود. ریتم کار خسته کننده نبود. موسیقی و بازیها عالی. یک گروه حرفه ای. تناقض هایی که توی کار میدیدیم لبخند را روی لب تماشگر میاورد. من عاشق طراحی لباسشون هم شدم که فوق العاده بود. ممنون از دکتر امینی عزیز و گروه بی نظیرشون.
ممنون که مارو به تماشا نشستین
۱۱ تیر
ایول با‌با، خوبی از خودته... شوما که بنده‌نوازی فرمودین، به دوستاتونم بگین تشریف بیارن، لباسامونو نشونشون بدیم.
قربون مرامت...
۱۲ تیر
⁦(✷‿✷)⁩
⁦(◍•ᴗ•◍)❤⁩
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر خوبی بود، همه چیز به طرز هوشمندانه ای خوب بود، موسقی، لباس، دیالوگها. بازیه ننه ها خستگیمو در کرد.
پتانسیل عالی بودن داشت اما...
دوتا اشتباه عجیب کرده بودن که از تبدیل شدن این کار به یه اجرای عالی جلوگیری کرد.
انتخاب بازیگر نقش رعنا اشتباه بود،
مثل یک کابلی که هی وصلش میکنی به برق و هی میکشیش،
تا شروع میکردم به وصل شدن به کار، میومد رو صحنه و همه چیزو خراب میکرد.
دومم اینکه سیر داستانی وقتی به اوجش رسید (دقایقی هم بود که رعنا روصحنه نیومده بود) سکانس لوس و خسته کننده باشگاه همه رو به نگاه کردن به ساعتشون مجبور کرد.

ممنون ازاینکه مارو به تماشا نشستین.
۱۱ تیر
خوبی از خودتونه سالار. از شوما چه‌ پنهون، بازی ننه‌ها خستگی مارم در میکنه. فقط خدا کونه اونچه راجع به رعنا گفتی به گوش اوستا نوروز نرسه که خودش یه تیاتربازی دیگس...
۱۲ تیر
⁦⊙﹏⊙⁩
اوستا نوروز روی رعنا زندگیشو باخته
که البت خود رعنا هم رعناست هم معنا
ما که از دیدن رعنا جون گرفتیم
خدا بهش توان بده این جوون رشید رو
⁦⁦⁦¯_(ツ)_/¯⁩⁦
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
این قلبا واس ننه ها⁦❤️⁩⁦❤️⁩و ننه شون ⁦❤️⁩ و شو ما داش اسمال ⁦❤️⁩و رعنا⁦❤️⁩ و خالش⁦❤️⁩ و مزقون چی همه فن حریف جواهرتون⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩و رمال ⁦❤️⁩ و تنزیل چی⁦❤️⁩ و زن آژان ⁦❤️⁩ و اوسا نوروز ⁦❤️⁩ و گروهتون( ⁦❤️⁩ × x)
جناب مکملی ⁦❤️⁩
کمال‌الوزاره ... دیدن ادامه » ⁦❤️⁩
دکتر امینی ⁦❤️⁩
انشاالله که از قلم پت پتی ما نیفتاده باشه قلبی که اگه ما سر به هوایی کردیم و کسی رو جا انداختیم ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩ خودش به معرفتش ما رو ببخشه
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید