تیوال نمایش پستچی، پابلو نرودا
S3 : 10:13:15
امکان خرید پایان یافته
  ۰۴ مرداد تا ۰۶ شهریور
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۶۰,۰۰۰، ۵۰,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰ و ۳۵,۰۰۰ تومان

: انتونیا اسکارمتا
: علیرضا کوشک جلالی
: رویا تیموریان، امیرکاوه آهنین‌جان، اشکان خطیبی، دنیا مدنی

: امیر عظیمی
: حمید خرم‌طوسی
: امیرحسین دوانی
: سپهر گودرزی
: دنیا مدنی
: آیدین قشلاقی
: الهه برادران
: شهروز زعفر
: غزال غلامی
: مارال دوستی
: ایلیا شمس
: حسین حاجی‌بابایی
: کیارش رادمهر
: پوریا تکاور
: مهدی ایمانلو
: امیرحسین بابائیان
: مصطفی طباطبایی، مصطفی جمالی، فرزادچوپانی، داریوش دانش، هوراد بایاییان
نمایش پستچی پابلونرودا بیانگر زندگی مردم شیلی و نحوه ارتباط تنگاتنگ انها با پابلونرودا و اشعار اوست. ما شاهد تاثیر عمیق اوبر زندگی مردم هستیم. او اموزگار عشق است، ماریوی پستچی در ارتباط با شاعربزرگ به رمز و راز عشق پی میبرد. عشقی که نه تنها ماریو بلکه مردمان سراسر جهان رابه مرز جنون میکشد. متنی درباره دوستی و عشق، درباره ی شعر و لذت! ازادی و سیاست.

از ردیف ۱ تا ۶: ۶۰،۰۰۰ تومان
از ردیف ۷ تا ۱۰: ۵۰،۰۰۰ تومان
ردیف ۱۱: ۴۰،۰۰۰ تومان
بخش بیرون از ظرفیت: ۳۵،۰۰۰ تومان
دسته‌بندی:
سیاسی
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش پستچی، پابلو نرودا / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش پستچی، پابلو نرودا / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
کار بسیار به دل من نشست و لذت بردم. خسته نباشید به تک تک عوامل به خصوص بازیگران عزیز و چقدر زیبا و دلنشین بازی کرد اشکان خطیبی.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و درود
واقعا نمایش بینظری بود ممنون از همتون

من اولین بار بود که تئاتر میدیدم
و چقدر خوب ک اولین بار هم متن بسیار قشنگ و دوست داشتنی دیدم

فوق العاده بودید همگی خدا قوت بهتون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پستچی، پابلو نرودا نه خیال میسازد نه تصویر. زبانش در بیان قصه شیلی الکن است و در عاشقانه پستچی نیز. همچنان این نکته بسیار مهم مغفول است که نمایش از لحظه شروع برای تماشاگر آغاز میشود. پستچی، پابلو نرودا اما انگار میخواهد دانسته های مشترکش با تماشاگرانش را به سرعت و با ایما و اشاره ای بسیار بسیار خلاصه و ناقص مرور کند. نتیجه میشود این که حرفش فهمیده نمیشود و قصه ش نیز غیرمنسجم می ماند.
نمایش به هیچ عنوان به عمق نمیرود و اجازه همراه شدن با درد شیلی به تماشاگرش نمیدهد چرا به شدت اصرار بر 《ماندن》در ظاهر دارد.
امیرکاوه آهنین جان شخصیتی میسازد که نامش نروداست و تماشاگر باید به اتکای دانش قبلی خود و دیالوگهای نمایش بداند که او کیست. چرا که روی صحنه هیچ چیز که پابلو نرودا 《بسازد》نمیبیند. بازی اشکان خطیبی پر جنب و جوش و پر ادا و اطوار است و قرار است تحرک ... دیدن ادامه » به صحنه ببخشد اما چه تناسبی با ماریو خیمنز دارد؟؟؟

در پایان این نکته گفتنی است که آماده کردن یک نمایش در مدت زمانی محدود و با رعایت حداقل استانداردها کار هر کسی نیست و کوشک جلالی در این سالها تبحر خوبی در این امر پیدا کرده و کمیت کارهایش در ایران نیز گویای این امر هست. ولی این روش هنرمند و مخاطب جدی را به جای خاصی نمیرساند.
دایِه*، زهره مقدم، امیر مسعود و masood این را خواندند
فصیح، ماهرو رستمی و محسن جوانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رابطه بین پستچی و نرودا واقعا جذاب بود و درکنار شعر خوانی های اثر نقطه قوت کار بودند . من به شخصه صحنه های دو نفره این دو شخصیت رو خیلی دوست داشتم و لذت بردم از بازی مسلط آقای آهنین جان که واقعا هرجا حضور نداشتند نمایش افت میکرد و بازی متفاوت آقای خطیبی و همچنین بازی شیرین خانم مدنی . نکته دیگر هم اینکه درسته اثر طنز ظریف و به اندازه ای داشت اما من متوجه نشدم چرا بعضی از دوستان هنگام تماشای اثر قهقهه می زدند ?! قصد بی احترامی ندارم اما بعضی جاها تمرکز ادم رو به هم می زنند و واقعا انگار به تماشای جنگ شادی آمده اند. در آخر هم خسته نباشید خدمت عوامل این نمایش و مخصوصا آقای کوشک جلالی بابت انتخاب موضوعات متفاوت برای نمایش هایشان.
محسن جوانی این را خواند
زهره مقدم و امیر مسعود این را دوست دارند
یکی از قهقه های جزئی از نمایش و صدای خانم مدنی بود :)
۰۸ شهریور
مسلما منظورم اون نبود !
۰۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی ویرژیل در کمدی الهه دانته در بهشت نتوانست مانند برزخ و دوزخ راهنما باشد، این بئاتریس بود که راهنما شد، بئاتریس تجسم عشق جاودان، تجسم سعادت...
بئاتریس، معشوقه ی جوانمرگ شده ی دانته آلیگیری.
دانته همان نامی که پابلو بر دست ماریو پستچی نوشت و مهر تاییدی بر عشق ماریو به بئاتریس گونزالس کرد.
یک متن قوی و دوست داشتنی و پر از ارجاعات ادبی و سیاسی از اسکارمتا، یک کارگردانی درجه ی یک از استاد کوشک جلالی و یک تیم پشت صحنه ی عالی ... اما، اما، اما
سینما بداند که پس از بی وفایی اش به اشکان خطیبی، گوهر نایابی رو از دست داد که روز به روز بالغ تر می شود و درخشنده تر چون کربن الماس شده.
نه می توانم و نه باید بتوانم بنویسم از هنرمندی بانو رویا تیموریان که عشق است و هنر ناب و فقط سرشان سلامت.
امیرکاوه آهنین جان که چه شاعر و عاشقی گمنام در کودکی شهریار غزل باشد ... دیدن ادامه » و چه برنده ی نوبل ادبی، شیرین است و دلنشین و هنرمند.
و تبریک من به هنر که در آسمانش ستاره ای در حال پرفروغ شدن است، به دور از هیاهوی معمول، به دور از استفاده از نام مادر، به دور از همه ی حواشی، آرام و آهسته و هنرمندانه.
دنیا مدنی که بی شک از او زیاد خواهیم شنید و خواهیم دید و چه خوش به حالمان باشد.

خسته نباشید همگی که عصر دل انگیزی رو برایمان رقم زدید امروز، مدام باد هنرتان.
یک منتقد ساده

زهره مقدم، masood و پریسا جالینوس این را دوست دارند
♥️
۱۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز که روز پایانی اجرا بود موفق به دیدار آن شدم . ارتباط پستچی و پابلو بسیار دلنشین بود و قطعا در یاد و خاطر آدم باقی میمونه ، بازیها در کل خوب بود ، ریتم اوایل کار که قبل از ازدواج بود خیلی خوب بود ولی بعد از ازدواج یکباره ریتم عوض شد و شتاب گرفت و حتی تاثیرگذاری پایان نمایش رو هم تحت الشعاع قرار داد که متوجه علت تغییر ریتم و شتاب نشدم و سوالی که برام بوجود اومد این بود که با توجه به شخصیت پستجی در اوایل کار که در لحظاتی خجالتی بودنش کاملا حس میشد چرا در ادامه رفتارهای کاراکتر به سمت هیجانی شدن پیش رفت ؟ انگار ازدواج کردن این آدمو زیرو روش کرد.منظورم به بازی آقای خطیبی نیست چون ایشون در اجرای نقششون سنگ تموم گذاشتن منظورم خود متن نوشته شده و شخصیت پردازی برای نقش هستش و همچنین شخصیت پردازی پابلو میتونست عمیق تر و تاثیرگذارتر باشه .در کل به همه ... دیدن ادامه » عوامل خسته نباشید میگم
امیر مسعود و پریسا جالینوس این را خواندند
سحررر و محسن جوانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار بسیار عالی بود و لذت بردم از بازی بسیار مقتدرانه سلطان آهنین جان و جناب خطیبی و همچنین خانم تیموریان همیشه متین.
در طول نمایش با نرودا شعر سرودم و با پستچی عاشق شدم و با آهنگهای پرشور انقلابی شیلی همراه شدم.
سپاسگزارم از همه حس نوستالژیک و لذتی که از تماشای یه نمایش خیلی خوب به من دادید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بروشور تبلیغاتی تیاتر خیلی قشنگ بود و همون اول کار دلگرم می کرد که حتما به تیاتر خوبی اومدم.
سپیده و پریسا جالینوس این را خواندند
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام سلام
من زیاد تاتر نرفتم و راستش مئل بقیه خوشگل نمیتونم بنویسم احساست درونم رو...
برای همین فقط میتونم بگم برای 1 ساعت و نیم حال خوب داشتم. خانم تیموریان نازنین و اقای خطیبی دوست داشتنی هم که از اون فاصله دیدن کلی هیجان داشت ...
:D
محسن جوانی و سپیده این را خواندند
زهره مقدم این را دوست دارد
درود بر شما
چه حس خوبی منعکس میکنین. منظورتون البته خانم تیموریان بود دیگه نه؟
راستی چه اسم زیبااااااایی دارین!
۰۵ شهریور
چه جالب یک دفعه شوک شدم که چطور خانم نونهالی ندیدم تو این کا بعد ر رفتم دوباره بازیگرها را چک کردم ... خدارو شکر فکر میکردم گیجم اما نه تا این حد !!!!
۰۵ شهریور
اشتباه شد.. بله نمیدونم چرا اسم خانم نونهالی زدم .. بعضی وقتا مغز یه چیزی میگه و دست یه چیز دیگه مینویسه :D
۰۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اونقدر از تماشای این نمایش لذت بردم که میتونم 1ماه محرم رو بهش فکر کنم تا برم سراغ یک سورژه جدید :) ... یکی از نقات قوت این کار بالا و پایین شدن احساسات بود، همم از سمت گروه اجرا و هم بین مخاطبای اجرا... درورد بر شما ...
مسعود جعفریان، محسن جوانی و زهره مقدم این را خواندند
اشکان خطیبی و ایلیا شمس این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کوشک جلالی در اغلب نمایش هایش از شوخی های جنسی استفاده می کند حتی در سیستم گرون هولم که اصلا نیازی نبود، و در این نمایش نیز همینطور اشاره های بئاتریس کاملا خارج از متن بود.، نمایش در سطح باقی می ماند و بازی بازیگران خوب کار کمک چندانی نمی کند هر چند تلاششان را برای ایفای نقششان نباید نادیده گرفت. در کل عاشقانه ایی که اثری از عشق در آن نبود.
سلام.
امروز موفق به دیدن این نمایش شدم. قبل از این تئاتر کم و بیش با اشعار پابلو نرودا آشنا بودم.
بازی همه بازیگر ها درخشان بود. ار تباط بین پستچی و پابلو قابل لمس بود و کاملا حس میشد. استفاده از اشعار در متن تئاتر بسیار دقیق بود و به جذابیت تئاتر اضافه میکرد.
در کل کار قشنگی بود و حیف که داره تموم میشه....
پی نوشت: متاسفانه بعضی از دوستان با خودشون پاستیل! آورده بودن و صدای خوردن آنها به شدت رو مخ بود. امیدوارم دیگه از این صحنه ها در هیچ تئاتری تکرار نشه...
کتابش رو خونده بودم و فکر می کردم با یه اثر ادبی لطیف که اشک به چشمم میاره رو به رو می شم، اما با یه اثر کمی کمدی رو به رو شدم.
دوستش داشتم.
خسته نباشند عوامل.
بازی روان و متن بی نقص‌ تاتری که بعد از دیدنش حس خوبی دارید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش به شدت دوست داشتنی پر از صدای عشق و دلدادگی *_*
و چقدر دیر وقت کردم به دیدن این نمایش برم -____-
اینکه یه نمایش توانایی این و داشته باشه که تو رو از دنیای خودت بیرون بکشه و ببرتت به دنیای خودش هنر میخواد *_*
و من دیشب در سرزمین پابلو بودم ^_^
انرژی آقای خطیبی واقعا تحسین برانگیزه واقعا در ایفای نقششون سنگ تمام میذاره و در این نمایش و موسیو ابراهیم به عین شاهدش بودم .
بازی بازیگران در نمایش خوب بود و ریتم نمایش عاشقانه بود ولی یهو نمایش از اون فضا خارج شود وبا ریتم تند به فضای دیگری رفت و پایان نمایش .که حتی پایان نمایشم واسه گنگ بود.
خسته نباشی به تمامیه عوامل و موفقیت در کارهای پیش رو...
فیلم ایلپوستینو(پستچی) یکی از تاثیرگذارترین فیلمهای زندگی من است، سالها پیش وقتی این فیلم را دیدم مدت طولانی ای همراه با کارکترها و حس فوق العاده شان بودم ،ماهها و ماهها تاثیر احساسی این فیلم با من همراه بود
با چنین پیش زمینه ای به تماشای این نمایش رفتم، ولی......
نه هیچ حسی، نه هیچ عشقی، نه هیچ تلاشی، نه هیچ پابلو نرودای افسانه ایی( البته حرکات عمیقی که ایشان با کرفس انجام میدادند به بهترین و تاثیر گذارترین حالتی مخاطب را با شخصیت شاعرانه ایشان آشنا نمود)،نه هیچ پستچی ای که همراهش شویم( با تمام تلاشی که اشکان عزیز مثل همیشه کردند)، نه هیچ بئاتریس جذابی که آن عشق آتشین باورمان شود.مادر بئاتریس که فقط کارکردش استفاده از *استعارات* و * اشارات *جنسی بود برای توصیف عشق و شاید هم برای همراه کردن مخاطبانی که با شنیدن این استعارات چنان ریسه میرفتند که ... دیدن ادامه » نشان از این بود:
خنده ات را از من بگیر
شوخیهای جنسی را هرگز

پ.ن: بعد از تماشای این نمایش بدنم چنان یخ زده بود ( کاملا برعکس گر گرفتگی بئاتریس )که پابلو نرودای بیچاره هم با استعاره ها و شعرهای گرمش کاری از پیش نمیبرد.
کاملا موافقم باهاتون و بسیار متعجبم از این همه تعریف و تمجیدی که در نظرات دیدم. به اضافه ی اینکه بسیار کشدار بود و یک ساعت و نیم زمان بسیار. زیادی بود برای این متن بعضی جاها پیش خودم میگفتم چرا تموم نمیشه
۰۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
هفته گذشته به تماشای این نمایش زیبا نشستم. تئاتر بسیار خوش ساخت بودی. بازی بازیگران دلنشین و زیبا بود ، مخصوصا جناب خطیبی به این نمایش رنگ ویژه ایی داده بودند. واقعا تو این فضای حاکم بر جامعه به همچین تئاتری نیاز داشتیم. به تمام عوامل و بازیگران خسته نباشید می‌گم، همه چی عالی بود.
سپیده و پریسا جالینوس این را خواندند
اشکان خطیبی و الناز زالی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه کار خیلی متوسط بود. شاید تنها نکته مثبتی که وجود داشت بازی انرژیک اشکان خطیبی بود. بقیه جنبه های این نمایش زیر متوسط بودن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا تئاتر خوبی بود... دیالوگ ها و شعر ها خیلی لطیف بودند. شعر خوانی و بازی بازیگرا خیلی خوب بود. ولی ایراداتی در شخصیت پردازی بود که جای بهتر شدن داشت. یه نکته ای هم در فضا سازی این اثر وجود داشت، اینکه بخش زیادی از نمایش در اشپزخانه رستوران بود و میز و صندلی که گوشه صحنه بود جلوی دید تماشاگرایی که سمت چپ سالن (مخصوصا ردیف جلو) مینشستند رو میگرفت و باعث شد من بخش زبادی از نمایش رو از دست بدم و اونطور که باید نتونم از این نمایش لذت ببرم. اما در کل تئاتر خوبی بود و ارزش دیدن رو داشت.
بابک همتی و reza heidari این را خواندند
صبا صالحیان و اشکان خطیبی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید