تیوال نمایش این یک پیپ نیست
S3 : 04:10:54
امکان خرید پایان یافته
  ۱۲ مهر تا ۱۰ آذر ۱۳۹۶
  ۲۰:۴۵
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: سید محمد مساوات
: محمد علی محمدی، رومینا مؤمنی، ابراهیم ناییج، میلاد آریافر، حسین منفرد، علی حسین زاده

: سید محمد مساوات
: سمانه احمدی مطلق
: تینا بخشی
: محمد رسولی
: حامد حبیب زاده
: صفا کامدیده
: علیرضا اکبریان
: میلاد آریافر
: کوروش شاهونه
: سعید حسن لو
: آتنا مجلسی، عمران هاشمی، مصطفی فراهانی
: شاهین فتحی
: مریم دیهول
: عسل عباسیان
: امیر قالیچی (تیاتر بازها)

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

اخبار وابسته

» یادداشت دکتر بابک خطی برای نمایش «این یک پیپ نیست»

آواهای وابسته

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
این یک نوشته نیست یک نقد نیست و اینها حروف روی کی برد نیستند که من ( آنکه نیست) روی آنها ضربه می زنم و چیزی روی تصویری که شاید تصویر نباشد حک می شود ...

فی الواقع بایستی الفبای جدیدی برای نگاه مان به دنیا برای خودمان تعریف کنیم ... جهانی که می دانیم جهان نیست...

یا من خیلی غلو می کنم یا این کار جهان بینی انسان رو عوض می کنه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب بود.موضوعی عمیقا فلسفی،جسورانه.... نوآوری های قابل ستایش، اجرایی قابل قبول و یک ساعت و چهل دقیقه تفکر خارج از مدل های پیش فرض ذهن آدمی....آمیزه ه ای از اندیشه های فوکو،سارتر،سوسور .....که میتوان ساعت ها در مورد آن حرف زد.در مجموع حتما به دیدنش می ارزید....(پی نوشت: بازی های زبانی پیچیده، فاصله عامدانه سن با تماشاگر، حایل شیشه ای فی ما بین، موضوع سخت فهم، عدم پیروی از خط داستانی معمول،بازی های مکانی و زمانی،.... و...امکان اختلال در فوکوس تماشگر نا آماده و بی حوصله را افزایش میدهد..)
این یک نقد نیست.

۱-
بوف کور هدایت را به خاطر دارید؟ در بخش اول، راوی در زمان گذشته است و مقابل او زن اثیری است. در بخش دوم، راوی با چنگکی در طول زمان جابه جا شده و به زمان دیگری افتاده و روبروی او زن لکاته است؛ به قول همایون کاتوزیان: عکس برگردانِ همان اثیری. بوگام داسی را به خاطر دارید؟ مادر راوی. عکس برگردان دیگری از زن اثیری. پدر و عمو راچطور؟ دوقلوهایی که عکس برگردان یکدیگرند و عکس برگردان راوی. پیرمرد خنزرپنزری (پیرمرد قوزی) را چه؟ او هم عکس برگردان دیگری ست از پدر و عمو، که در پایان رمان راوی هم عکس برگردانی از او می شود.

۲-
دو بخش بوف کور را بر هم منطبق کنید و در کف دست راست قرار دهید. این یک پیپ نیست را در کف دست چپ. دستانتان را مقابل چشمانتان بالا بیاورید. چه می بینید؟
آیا دو جیم و دو جان، شبیه دو راوی در دو زمان نیستند؟ شبیه پدر و عمو که بر سر بوگام داسی جنگیدند چطور؟
آیا ماریا شبیه زن اثیری است؟ یا زن لکاته؟ یا هردو؟ یا بوگام داسی؟ مامی چطور؟ دایه را به خاطر دارید؟ چه ارتباطی بین این عکس برگردان ها هست؟ (/نیست؟)
آیا پدر همان پیر مرد خنزر پنزری است؟ یا همان عموی راوی؟ یا راویِ مضمحل شده؟

۳-
آیا آنچه میبینیم همان است که وجود دارد؟ آیا آنچه وجود دارد قابل دیدن است؟ آنچه وجود ندارد چطور؟ آیا آنچه لمس می شود اما دیده نمی شود وجود خارجی دارد؟ آیا آنچه وجود خارجی ندارد وجود داخلی دارد؟

۴-
گاه ... دیدن ادامه » به دنبال پاسخ که میگردیم، با پرسش های بیشتر مواجه می شویم. اینگونه است که به جای رسیدن به تفسیر، درب تاویل های جدیدتری مقابلمان گشوده می شود.

۵-
آیا منی که می بینید همان منی هستم که نوشته ام را میخوانید؟ منی که می شنوید یا لمس میکنید چطور؟ آیا منی که میبینید یک من هستم؟ نظرتان درباره منی که نمیبینید چیست؟
مَن مَنِ مَن، مَن مَنِ بی رنگ و بی تأثیر نیست
هیچ کس با مَن مَنِ مَن، مثل مَن درگیر نیست
کیست این مَن؟ این مَنِ با مَن زمَن بیگانه تر
این مَنِ مَن مَن کنِ از مَن کمی دیوانه تر؟

۶-
این یک نقد نیست. این یک اشاره هم نیست. این هیچی نیست، هر چند وجود دارد.
اگر فکر میکنید با خواندن این سطرها وقتتان را تلف کرده اید، تنها کاری که از من بر می آید پوزش است. اگر هم میپندارید وقتتان تلف نشده است، باز هم منِ دیگری هست که پوزش بطلبد. هیچ چیز آنگونه که به نظر می رسد نیست.
چه تطبیق جالبی .. درود بهرنگ جان که همیشه نظراتت کلی بهره برای دوستان ومخاطبان دارد ... برایم تفکر نویی آفریدی ... سپاس
۱۰ آذر ۱۳۹۶
البته که لطف داری نیلوفرجان. نوشتن از این اجرا خیلی سخته. خیلی چیزها درون ذهنم غوطه وره ولی بیانش ممکن نیست. شانس آوردم که در روزهای پایانی موفق شدم بالاخره این نمایش رو ببینم.
۱۰ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول از همه تشکر میکنم از بازیهای خوب و طراحی صحنه و جسارتی که کارگردان در به اجرا آوردن نمایشی سورئال داشت اما چند ایراد وارده.اول از همه اینکه لزومی نداشت مفهموم مورد نظر رو انقدر سخت برسونید یعنی لزومی نداشت هم زبان پس زمینه باشه هم زیرنویس و .....زبان پس زمینه که پر از تکرار بود باعث آزار و عدم آرامش تماشاگر میشد.شلوغی نمایش گاهی حوصله سر بر میشد و تمرکز رو بهم میریخت و حتی جاهایی آزاردهنده میشد.و همینطور زیرنویس.تاتر با زیرنویس ایده ی خوبی نبود،بخصوص زیرنویسی به این کمرنگی.در کل ضمن خسته نباشید اونقدر که فکر میکردم قوی نبود.با توجه به تعریف دوستان انتظار کاری بسیار بهتر داشتم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی . بدون توضیح اضافی.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این نمایشو دیروز (چهارشنبه 8 آبان) تماشا کردم. و متاسفانه باید بگم یکی از بدترین و ضعیف ترین کارهایی بود که دیدم. ایده حرف زدن به یه زبان دیگه و ترجمه همزمانش توسط چندتا گوینده شاید خلاقانه و جالب به نظر بیاد اما به شرطیکه صدای بازیگر و گوینده کنترل شده و متناسب با تحرک بازیگر باشه یا حداقل یه زحمتی میکشیدن متنو به یه زبان قابل فهم ترجمه میکردن و یا اصلا اگه میخواستن از یه زبان من درآوردی استفاده بکنن از قبل بنویسن و روش کار کنن نه اینکه محدود بشه به چند تا کلمه که از اول تا آخر نمایش تکرار بشه. بازیگر نقش ماری مدام تکرار میکرد: آندره ریوتخا، آندره ریوتخا! و گوینده نقش پلیس (که احتمالا به کشور بولیوی خیلی علاقه دارن!) تکرار میکردن ایوو مورتالس، ایوو مورتالس! من به شخصه از این حجم شلوغی و سروصدای آشفته و درهم سرسام گرفته بودم. مخصوصا مواقعی که دو ... دیدن ادامه » یا چند نفر همزمان با هم صحبت میکردن به طور مثال وقتی که جان ها ! در اتاق با هم بودن و ماری و جیم میخواستن برن لب دریا هر چهار نفر داشتن صحبت میکردن و همزمان سه صدا از گوینده ها پخش میشد (شد 7تا!) و انقدر با هم برخورد داشتن که نمیشد فهمید کی، چی میگه! ضمن اینکه ماری گوینده نداشت و حرفاش از طریق زیرنویس برای مخاطب پخش میشد و وقتی شما هنوز نفهمیدید که جان ها یا جیم چی دارن میگن باید زیرنویس رو دنبال می کردید تا بفهمید که : آها! این "آندره ریوتخا" یعنی بس کن بیا بریم!
این نکات باعث متبادر شدن این فرضیه به ذهن میشه که نکنه خود بازیگرها برای پوشوندن ضعف در اجرای خودشون خواهش کردن که حواس مخاطب از طریق صداهای آشفته پرت بشه و یا مجبور بشه به زیرنویس ها نگاه کنه تا (خدای ناکرده، زبانم لال، کسی ناراحت نشود یک وقت!) نتونه ضعف در اجرا رو بفهمه. ضعفی که در خروج کاراکترها از یک اتاق و ورود به اتاقی دیگه با شخصیت موازیشون کاملا نمود پیدا میکرد، که البته در یک اجرای حرفه ای وحشتناکه اما در اجراهای نیم بند خودمونی کاملا قابل چشم پوشیه. (دیگه عادت کردیم !)
مبحث دیگه این بود که انگار نویسنده متن یا شاید هم خود بازیگرها یه قسمتایی داستان رو فراموش کردن به طور مثال فقط یکی از جان ها میتونست ماری رو ببینه که ما بهش میگیم جان1 و دومی نمیتونست که بهش میگیم جان2، اما آخر نمایش که پلیس از جان 2 میخواد جای ماری رو بهش بگه یه دفعه چشم بصیرتش! باز میشه و حتی صدای ماری رو میشنوه و تازه به دستوراتش عمل هم میکنه! آخه چرا ؟ چطوری ؟
یه پرسش هم دارم در مورد عدم استفاده از بازیگرانی که به لحاظ شنیداری حضور داشتن یعنی صداشونو از بلندگوهای سالن به شکل بسیار سرگیجه آوری میشنیدیم اما حضور فیزیکی نداشتن. مثلا چرا برای نقش پلیس از کسی استفاده نشده بود؟ مگه ما در دنیای قابل فهم برای جان و جیم حضور نداشتیم؟ قاعدتا هرچیزی که برای اونها قابل دیدنه باید برای بیننده هم دیدنی باشه. از نقش مادر میتونیم باز بگذریم که تازه گفته های اون هم توسط پلیس گفته میشد و از طریق زیرنویس پخش میشد!
متاسفانه ضعف های وحشتناک و نقص های اعصاب خردکن به حدی وجود داشت که نقطه قوت های نمایش مثل صحنه آرایی تاثیر خودشونو از دست داده بودن. در کنار همه اینها کیفیت افتضاح خود سالن رو هم قرار بدید تا عمق شکنجه بیننده رو حس کنید! کیفیت صدای وحشتناک، صندلی های خشک و بدون انعطاف، تماشاگرانی که روی پله ها و روی زمین نشستن، صداهایی مثل قرقر (یا شاید خرخر!) که احتمالا مربوط به فن تهویه سالن بود، نور ضعیف زیرنویس ها که باعث سرگیجه میشد و ... همه اینها باعث میشد که اگه یه وقت بیننده خواست به این شکنجه پایان بده و از سالن خارج بکشه تا نفس بکشه، بفهمه که این راهیه که باید تا آخرش بره!
در آخر یه توصیه: اگه خواستید به تماشای این نمایش برید 7-8 تا فیلم سینمایی اسکاری و کن رفته و تئاترهای درجه یک برادوی ای دم دست داشته باشید تا بشوره ببره !
باهات موافقم ...
۰۹ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب این نمایش رو دیدم . ایده خلاقانه و اجرای خوب باعث شد با حال خوب از سالن بزنیم بیرون. نمایشی که میتونست بهتر از این هم باشه ولی با همه کاستی هاش به نظر من از خیلی از کارهایی که اخیرا اجرا رفتن یک سر و گردن بالاتره. وقتی بعضی از گروه ها بهترین نمایشنامه های خارجی رو به ضعیف ترین شکل ممکن اجرا میرن باید به آقای مساوات و گروهشون آفرین و خسته نباشید گفت.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متفاوت ترین تئاتری بود که دیدم
نیم ساعت اول نمایش دوست داشتم پاشم برم ولی یک ساعت آخر واقعا منو درگیر خودش کرد. از دیدن این تئاتر واقعا راضی ام و مطمئن هم هستم که روزها و هفته ها ذهنمو به خودش مشغول میکنه.
در ضمن تو طول نمایش همش فیلم Shutter Island میومد تو ذهنم!
واقعا وحشتناک بود. لحظه شماری برای اتمام نمایش می کردم. تمام روش های شکنجه در این نمایش به کار گرفته شده. در کل نمایش صدای دوبلور به گوش می رسد که من ابتدا فکر کردم نمایش خارجی است نگو هدف اذیت بیننده است.
در کل در تمام نمایش این صدای خارجی روحتان را نابود می کند. از این که بگذریم بیان قصه واقعا در حد صفر بود به نحوی که هیچ حس علاقه ای برای دانستن ادامه قصه در شما ایجاد نمی شود. پس از گذشت چند دقیقه شما اساسا دیگر صحبت های بازیگران را نمی شنوید و فقط حرکات آنها را می بینید. تنها نکته مثبت 4 دقیقه توقف نمایش بود که روحتان اندکی آرام میشد.
در تعجبم از کسانی که دیدن این نمایش را توصیه می کنند . نمایش اساسا هدفش تخریب بیننده و ایجاد اختلال روحی در اوست. در طول نمایش چندین بار شک کردم که شاید واقعا مفهومی در پس پرده نهفته است اما هر چه بیشتر جستم کمتر یافتم.
در ... دیدن ادامه » نهایت دیدن این نمایش خدشه ای به روح من وارد کرد که امیدوارم زود تر التیام یابد. تنها عرصه ای که نمایش موفق بوده براستی همین بوده است.
نسبی گرایی یا عدم قطعیت به زبان ساده: مورد مثال , پیپ!! این یک پیپ است.این یک پیپ نیست .این پیپ هست.این پیپ نیست. این پیپی است که هست.این پیپی است که نیست.این پیپ که هست چه نیست؟ این پیپ که نیست چه هست؟ پیپ پیپ!!!! نتیجه گیری: 1-محمد مساوات مبتکر است. 2-محمد مساوات خشونت را دوست دارد.3- محمد مساوات محمد مساوات است.
خیلی خلاقانه شروع شد ولی واقعا میانه نمایش قسمتی که جیم و جان و ماریا با افسر پلیس بحث طولانی و یکنواخت دیده شدن و نشدن رو داشتن رو درک نکردم . متوجه موضوع شدم ولی چرا اینقدر تکرار و طولانی و پایان از سر اینکه "دیگه فقط تمومش کنیم" !!!! خلاقیت خوبی داشت نمایش که خوب ارائه نشد و حیف
به اعتبار نمایش فوق العاده "بی پدر " رفتم و ارزش هم داشت ولی نه به خوبی اون
دوست گرامی با شما تقریبا موافقم و نظرم رو هم پیشتر گفتم و نکته ای که هست این کار اگر هم خوب باشد خلاقانه نیست از عنوان اثر گرفته تا چهار دقیقه سی ثانیه همه و همه ایده های دیگران است که روی هم رفته کولاژ ی بیشتر نیست.
۰۸ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیام این نمایش این بود که چیزها ممکنه اونجوری که ما تصور میکنیم نباشن... خب باشه، قبول. ولی با این روش که میشه روزی چن تا نمایش تولید کرد آخه!
مایی که هنوز در فهم صادقانه‌ی ساده‌ترین و بنیادی‌ترین انگاره‌ها و بدیهیات واقعیت و رئال وامونده‌ایم، چطور دم از سورئال میزنیم!؟
بشخصه بنا به اعتقادم به آزادی بیان، هیچ اعتراضی به تولیدکنندگان این اثر ندارم. تعجب من از اینهمه تعریف و تمجید در بخش بلانسبت "برجسته" تیواله!
در مقابل دو سه ساعت زمان ارزشمند سرشب که از دست دادم، تنها عایدی ام همین بود که تا چه حد این "برجسته‌"ها غیرقابل اعتمادند!
آماری نگاه کنیم باید بگیم لابد نمایش یه چیزی داشته که طرفدارانش ده برابر منتقدانش هستند دیگه!!
۰۸ آذر ۱۳۹۶
درست به همین دلیل بود که به دیدنش رفتم آقای فدایی!
۱۰ آذر ۱۳۹۶
اول خیلی ممنونم بابت وقتی که گذاشتی آقا شاهین... گرچه بات موافق نیستم. اگر زبان قاصره و دید محدود، معنیش این نیست که هر آنچه میشنویم و میبینیم مخدوش است! آیا واقعن اشکال و ایرادی که به دریافت‌های انسان اعم از دیدن و شنیدن میشه وارد کرد درین سطحه که یه آدمو ... دیدن ادامه » بالکل میبینه یا نمیبینه یا فلان صدا رو میشنوه یا نمیشنوه!؟ آیا حرکت درین سطح تنزل نیست؟ کار هنر فراتررفتنه یا پس رفتن؟
۱۰ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بدترین نمایش هایی بود که تا به حال دیده ام!
نقطه قوتش طراحی صحنه ش بود!
به معنای واقعی کلمه سرسام گرفتم از اون همه سر و صدا و ترجمه ی همزمان که از بلندگو پخش می شد!
زیر نویس هم که اصلا دیده نمی شد، من هیچ کدوم از دیالوگای بازیگر زن و دیگر بازیگرانی رو که گاها زیر نویس می شد نتونستم ببینم با توجه به اینکه ردیف 5 نشسته بودم!
این که به پیش پا افتاده ترین شکل ممکن بخواییم فلسفه ی دیدن واقعیت رو از زاویه های مختلف بگیم فکر نمیکنم شاهکار کرده باشیم که نمونه ی درجه یک شو توی فیلمای خارجی هزار بار دیدیم و از اینکه اینقدر کاری رو درونی و روی حساب بهش می پردازن لذت بردیم!
اصلا دوست نداشتم و به هیچ کس هم توصیه ش نکردم و نمی کنم!
توی زندگیم تئاتر کم ندیدم و این یکی از بدترین هاش بود جز طراحی صحنه ی خوبش!
من با توجه به صحبت های دوستانی که اینجا توی تیوال نظر ... دیدن ادامه » داده بودند رفتم این کاررو دیدم اما واقعا فکر نمی کردم اینقدر دور باشه از سلیقه ی من و جالب اینه که حتی یک نفر اشاره نکرده به این حجم از سرو صدایی که شکنجه ی روحی و روانی بود برای مخاطب!
بعضی از ما مردمی هستیم که اگر چیزی عجیب غریب تر باشه و تعدادی آدم معروف ازش تعریف کنن خیال میکنیم باید ما هم ازش تعریف کنیم که عقب نیفتیم از قافله!
ا
دوستان و سروران گرامی این هم از دومین کامنت اولی..
شما حق توهین به مخاطبانی که این کار رو دوست داشتند ندارید خانم محترم
۰۷ آذر ۱۳۹۶
من نمیدونم اینهایی که میگن نظر مخالف یا انتقاد از یه کار یعنی توهین به طرفدارای اون تئاتر چطوری فکر می کنن و به خودشون حق می دن. من که نقدها رو میخونم دلایل ناراضی بودن از کار مشخص و زیاده ولی دلایل تعریف از کار کسی ننوشته بجز طراحی صحنه جالب که معلوم نیست ... دیدن ادامه » تقلید از کدوم تئاتر خارجی بوده.
۰۸ آذر ۱۳۹۶
هستی جان، متاسفانه چند نفر مشخص به عنوان طرفدار این کار (شاید از عوامل این نمایش و شاید وابسته و یا ذینفع و یا ...) با کامنتهای توهین آمیز زیر نظرات منفی سعی دارن چشماهشون رو روی این واقعیت ببندن که خیلی ها هم این نمایش رو دوست نداشتن و ندارن و اصولا به ... دیدن ادامه » اونها ارتباطی نداره این قضیه . این مشکل فرهنگیه عزیزم. هر کسی حق داره نظر بده ، متاسفانه این افراد فضای تآتر رو هم دارند مسموم میکنن
۰۸ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک هذیان به تمام معنا که ازار دهنده است و یک شکنجه ی غیر قابل تحمل
به نظر میرسه نمایش از تمام المانهای یک شکنجه ی واقعی بهره برده باشه
جایی از نمایش که به ساعت خود نگاه میکنید و امیدوارید نمایش هرچه زودتر تمام شود میبینید هنوز یک ساعت دیگه مونده
با اینکه اصلا دیدن نمایش رو توصیه نمیکنم ولی پیشنهاد میکنم اگر خواستید یه همچین خبط و خطایی مرتکب بشید و به دیدن این نمایش برید صندلی تون رو جایی انتخاب کنید که عنداللزوم بدون مزاحمت بقیه امکان ترک سالن باشه (متاسفانه امکانش نیست ولی اگه میشد خوب بود)
توصیه ی بعدی اینکه فریب تعریف و تمجیدهایی که بعضا میبینید از این نمایش شده را نخورید این تعریف ها از جنس همان تعریف و تمجید ها از ” لباس جدید پادشاه” در ان داستان معروف است
:|
۰۶ آذر ۱۳۹۶
یه آشنای دیگه!!
بله مریم خانم،خدا رحمتشون کنه.
۰۸ آذر ۱۳۹۶
جمعمون جمعه
فقط مونده الان خود مرحوم صبوحی بیاد کامنت بزاره :)))))))))
۰۸ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار بسیار قوی و عالی بود... آفرین به کارگردانی قوی و موثر آقای مساوات عزیز و ممنون بابت احترام به مخاطب و بینندگان
اثری فوق العاده که فقط ادم دلش میسوخت از بعضی از جاهایی که هنوز پخته نشده بود.. با داستان مشکل داشتم ..
محمد مساوات نابغه ایست و این اثر (نظر و سلیقه شخصی) شاید اگر کمی بیشتر کار شده بود خصوصا در متن به یکی از بی بدیل ترین اجراها تبدیل میشد البته که تا اینجای کار هم رو دست ندارد،خدا از ما تورو نگیره سید نابغه و خسته نباشید به بچه های گروهت بازیگران زحمتکش و کار بلد (هرچند بازی ماریا به شدت جای کار داشت ) و سعید حسنلو بی نظیر که یکایک خوش درخشیدند
امیرمسعود فدائی و مهرناز این را خواندند
مریم زارعی، محمد رحمانی و محمدرضا دانش این را دوست دارند
نمی دونم فک می کنم شاید گفتن این تحسین ها و القاب به صورت مبالغه آمیز و مکرر ، پوست موزی بشه برای این جوان مستعد و خوش فکر . که باعث بشه که در عناصر موفق اجراهای قبلش افراط به خرج بده و بعضی قسمت ها حالات خودنمایانه پیدا کنه و قصه رو فدای خلاقیت های فرمی ... دیدن ادامه » کنه .
به عنوان یک دوستدار آثار مساوات ، معتقدم که بی پدر همچنان بهترین کار مساواته که توش به تعادل بسیار خوبی از فرم و محتوا رسیده .
۰۳ آذر ۱۳۹۶
جناب فتحیان،به نکته مهمی اشاره کردین،متاسفانه بدلایل مختلف تاریخی و فرهنگی، پتانسیل ذوب شدن در افراد و تعصب و تعریف و تمجید افراطی رو خیلی از ماها داریم و اکثر استعدادهای سینما و تاتر و....(در مورد سینما خیلی ها رو میشه نام برد که من همیشه بخاطر بالفعل ... دیدن ادامه » نشدن قابلیت هاشون حسرت میخورم) بخاطر همین تشویق های بیش از حد و شکل گرفتن حلقه ای از طرفدارن افراطی که کوچکترین نقدی رو بر نمی تابند، اونقدر که می‌شد و میتونستن رشد نکردن و یا به ورقه تکرار افتادن و یا کار سخت و فرآیند دشوار آفرینش اثر هنری رو رها کردند،چون دیدن که هر چه بسازن برای عده ای کمال مطلق هست و....و.... و به این نتیجه رسیدند که لابد تک تک ایده هایی که به ذهنشون می‌رسد شاهکار هست و...کارهای ضعیف ساختند و منتقدینی رو هم که به ضعف کارهاشون اشاره کردند رو بدخواه و حدود خطاب کردند و....خلاصه استعداد نابشون سوخت هرچند که ممکنه خودشون خبر نداشته باشند.....
در مورد همین کارگردان جوان و مستعد که میتونه روز بروز درخشان تر بشه هم میبینیم که عده ای هستند که حاضر نیستن حتی یک نفر رو که کار ایشون رو دوست نداشته باشه تحمل کنن و تا جایی پیش می‌رن که میخوان دهان بقیه رو ببندن و توهین می‌کنند و....و.....امیدوارم جناب مساوات از چنین طرفدارانی دوری کنه و با کسانی تعامل داشته باشه که ضعف ها و ایرادات کارهاش رو بش گوشزد کنن تا هر بار از دفعه قبل بهتر و درخشان تر بشه
۰۴ آذر ۱۳۹۶
سپاس از نکات خوبی که فرمودید آقای دانش ، کاملا موافقم باهاتون
جای امیدواریش اینجاست که مساوات سرش توو کار خودشه و خیلی اهل شوآف و مصاحبه و توو چشم بودن نیست و این کمک می کنه به سالم موندنش توو مکانیزم بیمار و معیوب تئاتر ما .
۰۴ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاری فوق العاده عالی.... بسیار لذت بردم. چقدر زیبا این رو به تصویر کشیدن که این دنیا هم یک توهم هست.... همون فلسفه دنیاهای موازی .... به نظرم ادمها با رفتن از یک اتاق به اتاق دیگه وارد یه دنیای موازی میشدن که توی اون زمان اتفاقات و حتی خود ادمها و اتفاقها یکم متفاوت بود .... که این هم قطعا برمیگرده به فلسفه دنیای موازی و تصمیم هایی که آدمها میگیرن.... ای کاش هایی که تو زندگیمون میگیم باعث میشه که یک نسخه دیگه از ما توی یه دنیای موازی با ما وجود داشته باشه که یه تصمیم دیگه گرفته و یه سری اتفاق های دیگه براش رقم خورده.... حالا کی میتونه بگه کدوم واقعیت هست و کدوم خیال؟؟!!
بسیااااار زیبا بود. خسته نباشید میگم به همه گروه و خصوصا آقای مساوات و حتما توصیه میکنم که ببینید این تئاتر رو..... عالی بود
» تا ۲ پاسخ


یه جوری نوشتید که هیچ‌کدام از دو گزینه‌ی پیش رو نمی‌تونن بیانگر افکار منِ مخاطب باشند!!
۰۳ آذر ۱۳۹۶
اره دیگه .. صفر و صدش نکنید !! ایده و خلاقیت خوب ولی انصافا خوب پیش نرفت
۰۸ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
افتضاااااااااح
هرگز توصیه نمیکنم و هرگز کار دیگری از این گروه نخواهم دید .نواوری در هنر معنایی دارد و اسلوبی، که این اثر هم فاقد این اسلوب و هم فاقد اصول اولیه تاتر می باشد.
نمایشی بی هویت و سرگردان بین پانتومیم و فیلم صامت و فیلم دوبله به شیوه زیرزمینی و نازل..
به عنوان یک هنرمند و یک تماشاگر حرفه ای تاتر واقعا متاسف شدم که وقت و هزینه برای این تاتر سطح پایین گذاشتم،
نظر شما کاملن محترم..فقط پرسشی برای من پیش اومده که چرا اغلب کسانی که ااین نمایش را نپسندیدند در پروفایل تیوالشان تنها همین نمایش را دیدند..! یک تماشاگر حرفه ای تئاتر حداقل دوبار به جامعترین سایت فروش و اطلاعات تئاتر ایران باید سر زده باشه.
۰۱ آذر ۱۳۹۶
ممکنه بعضی ها از اثر خوششون اومده باشه وبعضی ها هم خوششون نیومده باشه مهمترین چیز رعایت احترام و ادب به نظرات هم هست که متاسفانه با اینکه در یک همچنین فضایی باید این آداب بیشتر لمس بشه ولی متاسفانه اصلا اینگونه نیست خواهش میکنم دوستان در موقع انتقاد ... دیدن ادامه » کردن از لغاتی استفاده کنید که در شان یک فضای هنری باشد با تشکر
۰۸ آذر ۱۳۹۶
وسط این مباحثه حق کاملاً با آقای عبدی زاده هست.
۰۸ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من مزخرف ترین تئاتری بود که تا حالا دیدم. کیفیت برگزاری فوق العاده ضعیف بود، نصف جمعیت روی زمین و پله ها نشستند و بلیط چند ردیف رو هم دوبار فروخته بودند. کار بیشتر شبیه سریال های سطح پایین فارسی وان بود. با همون تکنیک دوبله مسخره! واقعا سرم درد گرفت. داستان فوق العاده خسته کننده و از همه بدتر 4 دقیقه و 30 ثانیه توقف عمدی نمایش که توهین به تماشاگر هست.
کاملا با نظر شما موافقم. توهین به شعور بیننده های حرفه ای تاتر بود هم از نظر اجرا ، هم محتوا و.. متاسفانه معنای هنر در تاتر هم داره به ابتذال کشیده میشه این اثر اصلا تاتر محسوب نمیشه و به تمام معنی کلمه افتضاااااح بود
۰۱ آذر ۱۳۹۶
احست خانم نوری من این مطلب رو از دوستی که دانشجوی دکتری فلسفه‌ی هنر هست شنیدم ولی این اسم رو فراموش کرده بودم تا خدمت دوستان یادآوری کنم.
اون دوستم که عرض کردم چهار بار این کار رو دیده بود و چندین ساعت با دانشجوهاش و همین‌طور خود آقای مساوات درباره‌ی ... دیدن ادامه » کار حرف زده بود و کیف کرده بود!
من به حالش غبطه می‌خوردم! واقعاً دانش در هر زمینه‌ای خوب و کارآمد هست.من به عنوان یه تماشاچی عادی بیست سی درصد کار رو متوجه شدم و لذت بردم،ولی دوستم علاوه بر فهم بیشتر لذت صد چندان هم از اثر برد.
۰۴ آذر ۱۳۹۶
اولا آقای حسین و بقیه هر کسی حق داره بار اول کامنت بذاره و همینطور حق داره از یک کار خوشش نیاد چرا به شما بر خورده و قضیه را شخصی کرده اید و من را متهم به دروغگویی! دوما من پول نمیدهم که 4:30 سکوت و عدم تحرک ببینم، خوشم نمی آید. شما آزادید پول بدهید برای 2 ساعت ... دیدن ادامه » سکوت. خیلی هم برای شما باکلاسه و ژست روشنفکری!
۰۷ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به عنوان یک روانشناس، درگیرش شدم .. کار آقای مساوات تامل برانگیز و جسورانه ست. هم نویسندگی و هم کارگردانی قابل احترامی داره.

*تئاتر مستقل هم باید برنامه ریزی بهتری داشته باشه برای اجراهای بعدی ش. نمایش با 25 دقیقه تاخیر شروع شد !
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید