تیوال نمایش رگ
S3 : 13:41:12
خرید بلیت
۴۰,۰۰۰ تومان
  ۰۴ شهریور تا ۱۹ مهر
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: ایوب آقاخانی، فرهاد امینی، ویدا دانشمند (براساس طرحی از ایوب آقاخانی)
: ایوب آقاخانی
: برزو ارجمند، وحید آقاپور، بهناز بستان دوست، الهه شه پرست، محسن بهرامی، عرفان ابراهیمی، هلن بهرامی

: سینا ییلاق بیگی
: الهام صالحی
: ماهرخ سلیمانی پور
: محمد صادق زرجویان
: رضا خضرایی
: محمد ملکی اصل
: علی مست علی
: هانیه خاکپور
: امین آذریان، محمد مهدی مومن زاده
: ساناز قراملکی
: مهرنوش بیگ زاده
: محمد حسن درباغی
: امیر حسین باباییان، مصطفی طباطبایی
: موسسه پوشه هنر پارس (گروه تئاتر پوشه)
رگ که بجنبد داستان عوض می‌شود؛ همیشه همین است و همین بوده. رگ که بجنبد حتی سه سرباز بی نام هم می‌توانند تاریخ بسازند. رگ که بجنبد لشگر چهل و هشت شوروی، چهل و هشت ساعت درجا می زند در برابر چهار برنو! رگ که بجنبد عشق آغاز می‌شود، وطن معشوق می‌شود، ماشه چکانده می‌شود، ارس می‌خروشد، پرچم افراشته می‌ماند و روز روشن تاریخ آغاز می‌شود.

گزارش تصویری تیوال از نمایش رگ / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» روایت جالب از آفرینش یک تئاتر

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
وظیفه نگارش تاریخ و به امانت گذاشتن آن برای آیندگان وظیفه ای بسیار حساس و خطیر است
گاهی تاریخ نگار بنا به معذوریت ها و الزاماتی برش هایی از تاریخ را حذف میکند و یا در طول سال ها حکومت ها برش هایی را بنا به صلاح دید خود حذف میکنند
در این میان وظیفه هنرمندان مخصوصا نمایش نامه نویسان متعهد این است که برش هایی که به هر دلیلی حذف شده اند را یافته و به رشته تحریر درآورده و برای اجرای آن تلاش کنند
ایوب آقاخانی در این میان به تاریخ و چهره های آن علاقمند است و سعی میکند آن ها را به درستی آنچنان که بوده اند به مخاطب بشناساند
در سه گانه اش راجع به چهره های جنگ ایران و عراق این کوشش را دیدیم
در این میان اما «رگ» تازه ترین کار آقاخانی که الان در سالن چهارسو مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است بهترین و درخشان ترین کار اوست که به برهه ای از تاریخ میپردازد که تا به حال ... دیدن ادامه » گفته نشده و جزو همان برش های حذف شده از حافظه ی عموم است
سنه 1320 و زمان جنگ جهانی دوم است. ایستگاه مرزی اَرَس، سه سرباز و یک سرجوخه از مرز محافظت میکنند. لشکر شوروی قصد حمله به مرز و ورود به ایران را دارد و این چهار تن شاهد تحرکات آن ها هستن. از مرکز جواب تلگراف ها را نمیدهند و وقتی هم جواب میدهند دستور کوتاه و گویای این است که بدون جنگ و مقاومت اجازه ورود به لشکر شوروی داده شود. اما سرجوخه تصمیم به سرپیچی از دستور و مقاومت با اندک مهمات و همین چهار سرباز میگیرد و البته هر چهار سرباز به میل خود میمانند و شجاعانه و قهرمانانه از خاک و میهن خود دفاع میکنند.
در میان جنگ و گلوله و خون رفت و برگشت هایی به خانه سه تن از این چهار تن را میبینیم و هرچه بیشتر از جنگ متنفر میشویم
از نقاط قوت کار، نمایش نامه و درام بسیار قوی آن است که تماشاچی را تا به آخر بدنبال خود میکشاند
طراحی صحنه کار فوق العاده خوب است و کاملا در خدمت اثر
گروه بازیگران بسیار خوب و یک دست هستند و خیلی خوب انتخاب شده اند
در آخر باز هم تاکید میکنم که «رگ» بهترین و برجسته ترین کار ایوب آقاخانی است و با دیدن آن احساس غرور به انسان دست میدهد، غروری برخاسته از حس میهن پرستی.
باسلام
سپاس از توجه و مهرتون
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در خوب و باارزش بودن کار شکی نداشته باشید. اما مشکل بزرگی نویسنده گان ما دارند و آن هم در این کار دیده میشود! نویسندگان ما اصولاً قهرمان ساز های خوبی نیستند! علی القاعده این کار باید به ما کمک کند که قهرمانان واقعی میهن مان را بشناسیم! اما به جای اینکه به چگونگی و عمق انگیزه ی قهرمانان داستان بپردازیم تا مخاطب عمیقاً قهرمانش را بشناسد؛ نویسندگان ما را مشغول روایتهای سطحی از پشت جبهه می کنند حال اینکه به همین بخشهای پشت جبهه اگر عمیق تر فکر میشد می توانستیم انگیزهی دفاع در آن شرایط را بهتر درک کنیم! سه نفر تا آخرین نفس از مرز دفاع کردند در شرایطی که مافوق هایشان دستور ترک مخاصمه را داده اند! چرا؟! چگونه با دست خالی دو روز مقابل ارتش شوروی مقاومت کردند؟! فرمانده ی ارتش دشمن دقیقا چه دید که بر نعش این سه نفر احترام گذاشت؟! اینها سوالات اصلی این درام ... دیدن ادامه » هستند که اگر درست جواب داده شوند ما قهرمانان مان را فراموش نخواهیم کرد! اما پرداخت سطحی و صرفاً رگی(رگغیرت) ما را به درک سطحی و لاجرم فراموش شدنی میرساند... نویسندگان ما در قهرمان پردازی ضعف دارند!
مسعود سعادتی راد این را دوست دارد
باسلام و سپاس از وقتی که گذاشتید.
نظر و نگاهتون به نویسندگان اثر،اعلام خواهدشد.
۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این تئاتر بسیار عالی، جذاب و دگرگون کننده هست.
این تئاتر رو یکی از دوستان فرهیخته و دانا بهم معرفی کرد که از اینجا ازش بسیار تشکر میکنم چون شاید اگه به خودم بود به احتمال زیاد حداقل به این زودی نمیرفتم به تماشا.

این تئاتر روایت یک حماسه تاریخی است که متاسفانه در اسناد نظامی دشمن اطلاعات بیشتری ازش پیدا میشه تا در کشور خودمون. دشمنی که به احترام این سربازان وطن نه تنها کلاه از سر برمیداره بلکه درجه هاشم از روش شونه هاش میکنه و...
واقعا باید به آقای آقاخانی و تیمشون به خاطر این طرح و نمایش خداقوت و درود گفت .
تئاتری که تورو مجاب بکنه که خودتو و احساستو با کمال میل در اختیارش قرار بدی تا منقلبت کنه و البته حس رضایت عمیقی بهت بده اونم با روایتی واقعی که خوشبختانه کاملا راستی آزمایی شده هست و عاری از هرگونه اما و اگر و ابهام و تحریف بنابراین از نگاه حسی بسیار نمایش راضی کننده ای بود برام و با قدرت بهش ۵ ستاره رو میدم.

از نگاه کمی به عنوان یک تئاتر حماسی به نظرم صحنه و نور و صدا کاملا در خدمت نمایش و منقلب کردن تماشاگر بود.
بازی ها همه بسیار خوب بود و بازی سه سرباز وطن فوق العاده عالی بود.
قطعا روایت چنین واقعیت حماسی و تاریخی با توجه به محدودیت های تئاتر، بسیار سخته و بنابراین ایده راوی رو بسیار پسندیدم و خلاقیتی در اختیار نمایش میدونم که تحسین برانگیزه.
به نظرم متن این نمایشنامه بسیار عالی و خلاقانه هست چون در جاهایی که گفتگو های دونفره و سه نفره بین سه سرباز وطن در اون ۴۸ ساعت تاریخی دارین ، قطعا در تاریخ ثبت نشده و کسی هم اونجا نبوده که بشنوه یا تو اون شرایط بنویسه پس به نظرم این زایش نویسنده حاصل خلاقیت و تجربه و مهارت ایشون هست و بسیار به جا و حماسی و ماندگار هست و تماشاگر رو متاثر میکنه.
تاثری که بدون هیچ مقاومتی خودتو درونش رها میکنی تا فارغ از هرگونه سوگیری دینی و سیاسی و قومی دگرگونت کنه و با چشمای خیس اما ذهنی راضی از سالن بیرون بری و دائم حسرت بخوری که چرا تا حالا از این سه نفر چیزی نمیدونستم.
سه نفری که تندیس هاشون امروز کنار پل آهنی جلفا قرار گرفته.

شدیدا پیشنهاد میکنم این کار ارزشمند رو تماشا کنین و نگران قسمت های نسبتا کوتاهی که آذری صحبت میکنن نباشین هرچند اگه میتونین یه مترجم با خودتون ببرین چون دیگه نمیخواد فکر کنین بعضیا تو یه سری دقایق به چی میخندن که شما متوجه نمیشین.

با سلام و احترام
ممنون که نظراتتون رو به ما انتقال دادید و خوشحالیم که با رضایت سالن رو ترک کردید.
۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الان که به بروشور ساده رگ نگاه می کنم اون سه تا ادم رو می بینم که دار زده شدند به قول راوی ، سی تا سیصد تا و ،..
رگ غیرت یه ملتی توی برحه حساسی از تاریخشون میزنه بیرون و سه نفرشون وای میستند جلو یه لشکر بزرگ. بابت انتخاب سوژه دست مریزاد می گم به نویسندگان این نمایشنامه.
طراحی صحنه خصوصا در قسمت پل و اون اتاقک و حتی دراوردن تلگرافخانه تبریز و مسافرخانه خیلی خوب بود بنظرم.
استفاده از نور مخصوصا ابتدای نمایش و میانه ای که سه سرباز درگیری دارن با لشگر اون طرف ارس ( مرز ) خوب بود. حتی اون ماه اون وسط هم تو چشم من پرسپکتیو و فضا می داد به کار.
لباس ها هم خوب بود ، به باورپذیری اثر کمک می کرد.
اما بازی خانم ها اصلا خوب نبود . هرچی عرفان ابراهیمی و وحید اقاپور لهجه و زبان ترکی ( آذری ) را حرفه ای دراورده بددند خانم ها اصلا خوب نبودند. الهه شه مرست عزیز هم مثل بازی ... دیدن ادامه » های قبلی که ازش دیده بودم نبودند،
استفاده از راوی و پیوند زدن قصه به زمان حال و شصت سال گذشتن ( ۷۸ سال می شه از ۱۳۲۰ تا ۱۳۹۸ نفهمیدم چرا گفت ۶۰ سال ) را بدم نیامد اما انگار جاهایی که الکن می شد سرباز راوی می اومد.
موزیک هم در خدمت داستان بود استفاده از صدای زیر متن خیلی عمق و فضا می داد به کار قشنگ حس مس کردم چوپان و شب و جیرجیرک و هنگ مرزی اش رو....
در کل عرفان ابراهیمی عزیز و وحید اقاپور خوب و درخشان بودند و کاملا متفاوت با نقش های اخیری که ازشان دیدم.
راستی اگر خواستید بلیت بخرید ردیف ۶ و ۷ بهترین جاست اونم صندلی های وسطی
جلوی جلو نگیرید
سلام
ممنون که کار رو دیدید و نظراتتون رو با ما درمیون گذاشتین.
و ممنون بابت نکته ای که راجع به جایگاه ها گفتین.
۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید