تیوال نمایش روزهای بی باران
S2 : 06:04:35
  از مرداد ۱۳۹۷
 بها: ۴۰,۰۰۰، ۳۰,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان

: امین بهروزی
: (به ترتیب ورود) سجاد افشاریان، نازنین احمدی، وحید آقاپور، سوگل خلیق

: کامیاب امین عشایری
: شهرزاد مظاهری
: مسعود رنجبر شیرازی
: یگانه خدیوی
: حسین افتتاحی
: سام بهشتی
: آرین امیر خان (فیلم نیوز)، امیر قالیچی (تیاتربازها)
: آرمین مقدم
: رضا چاووشی
: علی زندیه (دارت گروپ)
: محمد پسندیده، ایمان حریرچیان
: وهاب یحیی زاده
: الهه رجبی
: وحید خدادادی

خرید بلیت این برنامه از سوی سالن شهرزاد به سایت تیک۸ منتقل شده است. بلیت‌های خریداری شده پیشین از تیوال معتبر خواهد بود.

روزهای بی باران عاشقانه‌ای است درباره انتخاب و درباره جای خالی آدم‌ها، درباره دو کلمه‌ای که سرنوشت ما را رقم می‌زند.


» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود


از ردیف ۱ تا ۷: ۴۰،۰۰۰ تومان
از ردیف ۸ تا ۱۱: ۳۰،۰۰۰ تومان
از ردیف ۱۲ تا ۱۴: ۲۵،۰۰۰ تومان

اخبار وابسته

» بعد از موفقیت «شرقی غمگین»؛ سجاد افشاریان با «روزهاى بى‌باران» به پردیس تئاتر شهرزاد می‌آید

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بی نظیر بود، روایت زیبایی از زندگی انسان در دنیاست. بدون پیچیدگی و با زیبایی و روانی هرچه تمام تر.
ممنونم
اجرا تا ۲۵ شهریور تمدید شده. دوستانی که ندیدن فرصت رو از دست ندن. واقعا نمایش فوق العاده ای بود. و با تک تک سلولها میشد حسش کرد. برای کسایی که تجربه داستان رو داشتن که حتما بیشتر.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم برای دیدن این کار سطح توقعتون اگر خیلی بالا نباشه از اول خیلی هم توی ذوقتون نمیخوره . قطعا همونطور که دوستان اشاره کردن طراحی صحنه و نبود موسیقی یکی از بزرگترین ایرادهای این کار بود ، نمایشنامه متوسط بود همونطور که توقع داشتم ، بازی ها هم به نظرم با کل پکیج ارائه شده کاملا متناسب بود فقط در خصوص اینکه بعضی ها اشاره کرده بودن به شوخی ها واقعا هرچی فکر کردم از نظرم اصلا شوخی خاصی مطرح نشد که بخواد حساسیت برانگیز باشه که اینجور دوستان نسبت بهش ناراضی بودن ضمن اینکه بالاخره همیشه قرار نیست کارها همه درام باشه ممکنه یک کار کمی هم توش شوخی داشته باشه که به نظرم مشکلی هم نداره .
در کل کار در سطح توقعم بود برای همین هم راضی بودم وقتی از سالن خارج شدم .

نمیدونم و نمیفهمم چرا اینقدر باید جبهه گرفته بشه در خصوص بعضی از افراد ، آقای افشاریان همونطور ... دیدن ادامه » که شاید یک سری افراد بازیشون رو دوست نداشته باشن قطعا یه سری طرفدار هم دارن به نظرم بد نیست که اینقدر مطلق نباشیم که بخوایم مشخص کنیم کسی به درد کاری میخوره یا نه نهایتا میتونیم اگر سلیقمون نیست نبینیم . البته که هرچی با شرقی غمگین و علی عشقی من مشکل داشتم ولی واقعا این نمایش به نظرم اینقدر بد نبود که به ایشون انتقاد شده البته که این نظر منه و نظر سایر دوستان هم محترم.

یکی از نکات خیلی ناراحت کننده شیوه ای هست که تاتر شهرزاد پیش گرفته : از انحصاری کردن فروش بلیط کلیه اجراها در وبسایتی که که اصلا و ابدا برای این کار مناسب نیست تا استفاده از میکروفن در تمام اجراها چرا واقعا اون حس و حال تاتر رو دارید از بین میبرید از گروه های اجرایی واقعا توقع میره که حداقل تلاش کنن برای جلوگیری از موارد این چنینی به شخصه واقعا نمیتونم تحمل کنم وقتی میرم تاتر تمام صدا رو از توی میکروفن بشنونم و کامل لحن و بیان و تن صدا بازیگر داره کنترل میشه که یه وقت صدا از توی میکروفن جیغ نشه خب چرا اینجوری کامل اون حس از بین میره توی همین نمایش که لحن ها همگی آروم بود اینقدر سعی میکردن آروم صحبت کنن به خاطر میکروفن که یه جاهایی که صدا قطع و وصل میشد منی که ردیف اول نشسته بودم هم صدای بازیگر رو به راحتی نمیشنیدم و این واقعا دردناک بود

نمایش رو دیدم. من تماشاگر حرفه ای تئاتر نیستم ولی بنظرم این نمایش جز "اسم" آقای افشاریان چیز خاصی برای ارائه نداشت. خیلی راحت میشد جای دیدن این نمایش، داستانش رو در قالب یه داستان کوتاه خوند و یا در قالب یه فایل صوتی گوش کرد.
از "اکت" خبری نیست ، از صحنه آرائی همینطور. و چیزی که توی ذوقم خورد ظاهر و چهره ی بخصوص آقایون بود که درک نمیکنم چرا باید در یک نمایش واحد، ظاهر آقایون انقد متفاوت باشه. احساس کردم بعنوان تماشاچی بهم بی احترامی شده! (البته با کمی اغراق) بهرحال هر سناریوئی مشخصات خودشو داره و از جمله این مشخصات تعریف فیزیک ظاهری شخضیتها هست. بازم تاکید میکنم تماشاچی حرفه ای نیستم ولی این مساله برام مهم بود. چرا باید در یک شب یکی از کارکترها سر و ریشش بلند باشه و در یک شب دیکه کاملا مرتب و اصلاح شده؟! پس گریم کجاست؟ مشخصات ظاهری اون شخضیت ... دیدن ادامه » و کاراکتر چی میشه؟ منکه شخص آقای مثلا سجاد افشاریان رو قرارنیست تماشا کنم من قراره "مهرداد" جراج مغز و اعصابو روی صحنه تماشا کنم و باورش کنم همینطور نقش های دیگه...
در کل کار ضعیفی بود از نظر من و امیدوارم این مسائل احتمالا حاشیه ای و کم اهمیت برای دست اندرکاران این مقوله، اهمیت خودشو دوباره پبداکنه.
ممنونم
به نظرم ظاهر ها کاملا به جا بود و تناقضی نداشت
چرا بایدمهردادی که کلافه است از بی خبری و ناراحته از جدایی ظاهری آراسته تر از دوستش داشته باشه صرف اینکه جراح مغز و اعصابه؟
و کما اینکه پوریا انسانی شاد و بذله گویه و این منافاتی باظاهر آراسته ایشون نداره
۱۴ شهریور ۱۳۹۷
سلام منظور من از تناقض در ظاهر شخصیت ها...، در مقام مقایسه با اجراهای شب های قبل این عزیزان بود (البته با توجه به عکسایی که از این اجراها دیدم میگم)
دقیقا بقول شما مهردادی که کلافه ست و .... با ظاهر کاملا اصلاح کرده و مرتب دیده میشه و پوریای شاد و بذله گو با ... دیدن ادامه » سر و ریش نامرتب! (فکرکنم توی تبلیغ رسمی نمایش اصلا کاملا واضحه)
۲۰ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان کار خوب بود
و شاید اگر دل نشین باشه بخاطر حس مشترکی باشه که در نمایش ازش صحبت میشه

خیلی کمتر از اون چیزی بود که توقع داشتم
بازیگرها در اکت خیلی ضعیف بودن...خیلی...فقط آقای آقاپور کمی ملموس بود بازی شون
یعنی اگر چشماتو میبستی و فقط گوش میدادی احتمالا خیلی جذاب تر بود
طراحی صحنه که هیچی نداشت

میتونست خیلی بهتر باشه
سپهر، عاطفه گندم آبادی، جهان، میترا، نیلوفر و محمد لهاک این را خواندند
زهره مقدم و علی ابراهیم این را دوست دارند
به نظرم نوشته خوبی بود...بازی خاصی نداشت ولی دیالوگ داشت!
۱۳ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر در سی و چند سال زندگی نفهمیده اید که هر پرده از آن حکایتی سحرانگیز است، باید فرصت پدیدآوردن هر خاطره ای را سریعا از خود بگیرید.
در "نیستی" رخوتیست آن گونه که در "ماندن"
در "هستی" اما "چیزهایی هست که نمی دانی"
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متاسفانه به جز متن که یک جاهایی (فقط یک جاهایی!) درگیرت میکرد و باعث همذات پنداری میشد، اجرا هیچ حرفی برای گفتن نداشت....
میزانسن های نادرست و شاید عدم وجود طراحی صحنهء خوب باعث شد متن اونقدری که باید، به چشم نیاد.
من هم موافقم که بهترین هنر برای آقای افشاریان، شاید بازیگری نباشد...
ما اشباعیم از عشق، اشباعیم از درد! اونقدر پُریم که دیگه تحمل گوش کردن و دیدن بدبختی های آدمارو نداریم؛
تازه اونم با این ریتم کند و اجرایی که حرفی برای گفتن نداره...
...
و باز هم استفاده از میکروفون!!!!
و باز هم شوخی های جنسی!!!
و باز هم خندهء بازیگر!!!
و باز هم تماشاگرنما!!!! چرا باید هی مدام موبایلمونو دربیاریم و عکس بگیریم؟!
هر نمایشی که ستاره یا عوامل سرشناس داره، حضور بیشتر سوژه های تازه تماشاگر و تماشاگر مهمان را اجتناب ناپذیر میکنه.
از قبلش خودمو اماده میکنم
همین آخریا توی نمایش شاهکار یکی چیپس اورده بود ولی خوشبخاته سالن پالیز که خیلی حساسه به این موضوع و تذکر دادن ... دیدن ادامه »
۰۵ شهریور ۱۳۹۷
متاسفانه نمی دونم چرا ناقص پیامم ارسال شد ... ادامه
این موضوعو بیشتر سالن باید تذکر بده و بعد گروه به مهمان ها و عکاسای خودش، عوامل سالن باید قبل از اجرا کاملا با تماشاگر حرف بزنه و توضیح بدن حتی عکاسای عزیز که جدیدا روی مخ میره کارشون
وقتی سالن شهرزاد ... دیدن ادامه » به یک جمله عکاسی و فیلم برداری ممنوع بسنده میکنه بعضی ها تصور میکنن که شاید زنگ زدن یا اس ام اس زدن یا فیلم نگاه کردن یا چک کردن گوشیشون ایرادی نداره.
مثال سالن پالیز برای این زدم که بیشتر کارکنان این سالن قبل اجرا با خواهش و توضیح به تماشاگر تفهیم میکنن که خاموش کنید فکر کنید 1 ساعت موبایل ندارید و .... بعضی از مهمان های سالن که متاسفانه حق خودشون میدونن که فیلم برداری یا عکاسی کنن . امیدوارم این موضوعات زودتر رفع بشه
۰۵ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"روزهای بی باران " نمایشی است که فکر میکنم حداقل یک بار باید به تماشای اون نشست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
می نویسم به یادگار
این تئاتر دقیقا چیزی بود که من دوست دارم هربار براش پول بدم و یه ساعت به تماشاش بشینم. از لحاظ موضوع اینکه بیننده رو به فکر وادار می کنه منو خیلی یاد "بالاخره این زندگی مال کیه" انداخت ولی کار بسیار پخته تر بود به نظرم. داستان های هر شخصیت با زیرکی خاصی به شخصیت های دیگه پیوند میخوره و شما صرفا با چند شخصیت و راه های موازی درگیر نیستید.
تنها نکته ای که می تونم اشاره کنم این بود که کاش بیشتر از جنبه های موسیقی و صدا کمک میگرفتند. همینطور نورپردازی متفاوت مخصوصا وقتی سجاد افشاریان داشت مونولوگ میگفت خیلی کمک میکرد به بهتر شدن کار.
تبریک میگم به گروه بسیار
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب این نمایش رو تماشا کردم. چند نکته:

1. بهای جدی ندادن به میزانسن و عدم بهره گیری از موسیقی و طراحی صحنه؛ اجحاف در حق نمایش نامه و بازیگران است.
2. شوربختانه استفاده از شوخی های سخیف جنسی و مبتذل در تئاتر ما فزونی پیدا کرده.
3. اگر جو اطراف آقای افشاریان را در نظر نگیریم و بی طرفانه و صادقانه نقد کنیم؛ شاید بازیگری بهترین عرصه برای هنرنمایی او نباشد.
4. این گزاره که "یا باید در خارج تماشاگر خوشبختی خارجی ها باشیم یا در داخل تماشاگر بدبختی ایرانیان" (نقل به مضمون)؛ اوج سیاه نمایی و خلاف واقعیت است. یعنی نویسنده؛ ایرانیان را حتی لایق تجربه خوشبختی در خارج از ایران هم نمی داند (چه رسد به خوشبختی در ایران) و به صورت عزلی مفلوک قلمداد می کند.
5. به نظر می رسید که خانم احمدی در چهره شان از تزریق بوتاکس استفاده کرده اند. اگر واقعیت دارد بدیهیست که میمیک ... دیدن ادامه » چهره بازیگر اهمیت ویژه ای داره و بازیگر حتماً باید از چنین تغییراتی دوری کند.
وپس بالاخره طراحی صحنه هم مورد توجه تماشاگران هم واقع میشود و به ان دقت میکنند.
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
من هم علیرغم اینکه این کار رو دوست داشتم ولی با انتقادهاتون در خصوص طراحی صحنه و نوع شوخی ها .. موافق هستم که در مورد اول این هنر بازیگر(ان) هست که بتونه تماشاگر را با نوع بازی و بیانش در راستای تجسم اون فضا-مکان (که در این نمایش هم کم نبودند) کمک کنه
اما ... دیدن ادامه » در خصوص شوخی ها، باید بگم که متاسفانه سطح خواسته برخی تماشاگرها نیز ترغیب میکنن نویسنده و یا کلا گروه رو به استفاده از چنین کلمات در نمایشنامه... احتمال زیاد دوستان زیاد برخورد کردند در اجراهایی که تماشاگر صرفا برای خندیدن تشریف اورده اند به سالن و به کوچکترین حرکات بازیگر هم بیخود و باخود قهقهه سر میدهند. ... ظاهرا فرهنگ تماشای تیاتر تغییر کرده و سطح خواسته ها شاید در مورد معدود تماشاگرانی اونقدر پایین امده که گاهی شک میکنی که به سینما رفتی یا تماشای تیاتر....
۰۳ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه اجرا پر از حس خوب با متن خوب و بازی خوب سجاد افشاریان عزیز
ترس از دست دادن و ترس نداشتن و مواجه با واقعیت که اغلب دوست نداشتنی اند و حکایت خیلی از آدمای دور و بر ماست!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها ترسیم ذهن هر آدمى برای بقا وجود احساسِ، اما اینکه بتونیم احساس واقعی رو تو دنیای واقعیت ها بروز بدیم کار هر کسى نیست، و درکش نیز هم...
خودت را تماشا کن.....
بی قضاوت، فقط تماشا کن،
چقدر محتاج تحسین هستی؟
چقدر اشتیاق داری که کسی به تو بگوید چقدر قشنگ هستی؟
که تو چقدر باهوشی، که تو به زندگی من معنی بخشیدی، که به سبک وجود تو بود که من معنا را تجربه کردم؟
شنیدن اینها بد نیست اما تو ببین چقدر محتاج شنیدنشان هستی.....
این یک اشتغال ذهنی پیوسته است، و چقدر نگران می شوی وقتی کسی چیزی بگوید که خلاف تصور تو باشد.
چقدر آزرده می شوی ،چقدر دفاع می کنی، چقدر بحث می کنی ..
چرا این همه ترس؟
چرا این همه اشتیاق برای داشتن نظر خوب دیگران؟
از این دام هشیار باش،خودت را کشف کن،
وکشف کردن ،یک سفر درونی است
بی شک اجراى غنى از تبادل احساس است که به همه کسایى که حسهاى ... دیدن ادامه » خوب را بووو میکشند پیشنهاد میکنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزهای بی باران همانی بود که فکر میکردم. نه بیشتر. نه کمتر. همانی که میخواستم. شده تا به حال حتی بیشترش را هم نخواهید؟ فقط خودِخودش را بخواهید؟
روزهای بی باران خودِ خودش بود. داستانش، روایتش، بازی هایش و حتی طراحی صحنه اش.
خلاصه داستان دقیق و روشن است. انتخاب و جای خالی آدم ها.
آدم هایی که پیچیده اند انگار اما حال دلشان ساده است همیشه. همیشه. همیشه.
علی
اقتصاد تماشاخانه های خصوصی هم معضلی شده اااا. امروز وقتی به یکی از دوستان فعال (!!!) در برقراری نظم اعتراض خیلی ملایمی شد که چرا انقدر بلیط خارج ظرفیت میفروشین که مجبور شین تماشاچیا رو روی زمین(!!!!) نه فقظ راه پله ها مستقر کنین،‌ایشون فرمودن خب ما بلیط خارج از ظرفیت برای فروش گذاشتیم ،‌ مردم نخرن !!!!
البته خود ما تماشاچیا هم باید حرمت و شان خودمونو حفظ کنیم والا همینجوری پیش بریم دور نیست یه روزی که یه عده خارج از ظرفیت فقط جا برای ایستادن در سالن های شهرزاد و مستقل و ... داشته باشن و بس.
خانم و آقای هنردوست حتی الامکان خارج ظرفیت نخرید.
درود
متاسفانه بلیط خارج از ظرفیت کار انسانی نیست.
چون تمام مسیر بسته میشود.
ای کاش دست اندرکاران زحمتکش کمی به استانداردها توجه می کردن.
۳۰ مرداد ۱۳۹۷
دیشب سجاد افشاریان خودش خنده ش گرفته بود. نیمساعت وایساده بود تا همه بشینن. آخرم اومد از ردیف جلویی های کف زمین میپرسید خوبید؟ راحتید؟ :))
۳۱ مرداد ۱۳۹۷
خانم مقدم ابتدا اول واخرس تقصیر خود مخاطبان است چه تاتر شهزذاد چه ایرانشهر که خود همین تیوال درنمایش جناب مرادی خارج از ظریف داشت.دو چرا مخاطبان خود وقتی می خرند معلوم دیکر.پس باید مخاطبان نه خرید از خازخ از ظریف بگویند.
۳۱ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن عالی، بازی های عالی....ممنون و خسته نباشید.... .
میترا، محمد لهاک، امیر، عاطفه گندم آبادی و جهان این را خواندند
سجاد افشاریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دیدن نمایش روزهای بی باران خیلی لذت بردم. شاید بخاطر این باشه که منم این سالها دارم مثل شخصیت اصلی نمایش روزهای بی باران رو میگذرونم.
درسته که (این دنیای بی رحم که هر طرفشو که نگاه میکنی هر خبری رو که دنبال میکنی بدبختیه و نکبته) ولی گمونم فقط عشقه که میتونه ما رو از شرش خلاص کنه
مرسی از گروه پر تلاش و دوست داشتنیش ...
درود بر شما, امیدوارم روزهای پر رونق و پر از خبرهای خوش براتون در پیش باشه .
امیدوارم حال دل همه مردم کشورم عالی و پر از بارقه امید باشه...
۲۳ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولش که وارد سالن شدم دکور برام اشنا بود، متوجه شدم که این نمایش رو پارسال یا دوسال قبل در سالن قشقائی دیدم؛
یکم خورد تو ذوقم!
اماا نه
خیلی خیلی این اجرا بهتر، جا افتاده تر و روان تر بود.
دیالوگهای بسیار ساده که خیلی برات اشناست و ملموس.
حتما ببینید این کار رو.
خسته نباشی سجااد عزیز و دیگر بچه ها.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش رو روز دوم دیدم و امیدوارم بازی نسبتا ضعیف خانم احمدی علتش همین باشه ، مجموع کار رو هم که در نظر بگیرم باید بگم به جز نیم ساعت آخر که شاهد دیالو گهای قوی تر و شکل گیری قصه بودیم .انتظارات من رو براورده نکرد .حاشیه های اضافی زیاد داشت.
علی عشقی شرقی غمگین بکره، من هنوز با تکرار گفتنیهاشو ناگفته هاش عاشقی می کنم.
شاید خیلی سخته برای آقای افشاریان ولی امیدوارم حالا حالاها دوباره با یک نمایش دیگه تکرارش نکنن، وقتی بکر بمونه همیشه بوی تازگی عاشقی داره.
عاطفه گندم آبادی، معصومه، میترا و امیر این را خواندند
محمد لهاک و سجاد افشاریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حقیقتاً انتظار من رو براورده نکرد ، نه به اندازه ى کافى معنا و فلسفه تو نمایشنامه بود نه به اندازه ى کافى روزمره و هنرى بود ، ایراد علمى هم داشت من چون خودم متخصص هستم میدونم قضیه ى درمانى تومور چه شکلیه و چه استیج بندى داره ، به نظرم همه چیز رو نمیشه دلى نوشت واسه مخاطبى که اطلاعات داره اذیت کننده میشه و ارتباط رو سخت میکنه با کار .
احترام زیاد براى بازى ها و انرژى مثبت فضاى کار و خوش ساخت بودنش قائلم ولى ایراد جدى در نوشته دیدم !
نمایشنامه خوب و عمیق پرداخته نشده بود و فضاى هنریش هم کم بود .
سپهر، جهان، سحرناز قاسم نژاد، امیر و حسین این را خواندند
الهه شرقی، مرجان هوشیاری و رضا افشاری این را دوست دارند
کاملا با شما موافقم.از معدود نمایش هایی بود که من چند بار ساعتم رو نگاه کردم و انتظار تموم شدنش رو داشتم. تعدد شوخی های نمایش هم واقعا ازاردهنده شده بود.چون با انتظار دیدن یک نمایش عاشقانه به سالن رفته بودی.
۲۰ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید