تیوال نمایش صدای خنده حضار
S2 : 10:20:07
امکان خرید پایان یافته
  ۰۱ تا ۳۱ مرداد
  ۱۹:۳۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۴۵,۰۰۰ تومان

: مجتبی کاظمی
: حسام افسری
: کوروش شاهونه، حسین منفرد، روزبه اختری

: عزیز محمد قربانی
: حمید الیاسی
: سهیل سلیم زاده
: ایمان نظری
: ساچلین مهدیلو
: ماهرخ سلیمانی پور
: محمد مهدی صداقت
: حسام افسری، ایمان نظری
: رامین غلامی برجی، عرفان بنویدی
: شایان محسنی
: مطهره سلمانی نژاد
: ستار محرابی نسب
: فرید رحمتی
: گروه تئاتر ریما
: متین نجاتی
: هما عبدالهی
: مارال سوری
: ادوارد اسدزاده
: رزیتا خانیان، سونیا محمد علیزاده
: خداداد سعیدی
: سخی سعیدی
: مبینا امین دهقان
: نورا حسینی
: سارا جاهدنیا
: علیرضا داوری، مصطفی طالبیان
همکاران تیزر و تصویر
: بهروز باقری
: ستار دهقان
: هادی موحد
: عادل رنجبر
: فربد جعفرپور
: علیرضا فتحی
: حسین بهجت
: متین نجاتی، ارشیا قارونی، حسین طهماسبی، سروش آذرنوش، بهراد ضحاکی، علی ارشاد، اوستا محبودی، مهران جلالی، سپهر خلیلی
نوازندگان موسیقی
: شیرین صمدپور، حسین قوامی
: عماد بهمنی
: سهیل سلیم زاده
: آتنا عسگری
: محمد نادری
: بهنام شهرکی
پال ریچ و رابرت لنگفورد، دو کارگر یک ساختمان نیمه کاره، درست کنار ساختمان راکفلر پلازا، هر شب با شنیدن [صدای خنده حضار] از استدیو شماره ۲۱، به رویاهایشان فکر می کنند.

گزارش تصویری تیوال از نمایش صدای خنده حضار / عکاس:‌سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» مخالف خوانی منتقدان با خارجی نویسی نمایشنامه نویسان ایرانی

» روزبه اختری در نمایش «صدای خنده حضار»

» فروش «صدای خنده حضار» آغاز شد

» «صدای خنده حضار» در تماشاخانه دیوار چهارم می پیچد

» «صدای خنده حضار» نام تازه ترین اثر حسام افسری/ «کوروش شاهونه»: پال ریچ، نقشی است که حتی فکرش را هم نمی کردم!

ویدیوهای وابسته

مکان

میدان فلسطین، خیابان طالقانی، بین خیابان سرپرست و فریمان، پلاک ۵۴۴
تلفن:  ۶۶۹۶۸۴۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دیگه اجرا نمیره ؟
شاهین این را خواند
خیر دوست عزیز

۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن ناب و فوق العاده. بازی ها با دل و جان و عالی. دکور طراحی شده درست و جذاب... همه چیز مهیاست برای دیدن یک نمایش فوق العاده که یک سر و گردن از خیلییییییییی از هم دوره هاش جلو هست.
درود فراوان..
این روز ها کمتر آثاری می توان یافت که تماشاگر اگر بخواهد غرق در نمایش میشود و تا اتمام تمام حواسش جمع نمایش میماند ...
برای من دیدن اولین بار این نمایش به شدت لذت بخش و دیدن دوباره اش به شدت آموزنده بود ...
فقط کافیست همراه داستان شویم تا درون خود یکی از شخصیت ها رو حس کنیم ...
برای همیشه بماند که تا کنون اثری با این حد از حرفه ای گری ندیده بودم ...
خسته نباشید (تمام گروه صدای خنده ی حضار)
پال اما همیشه در قلبمان زندست ؛
راحت و عامیانه بگم‌چون نظرات تخصصی رو دوستان و بزرگان دادند خیلی وقت بود از دیدن یک نمایش انقدر لذت نبرده بودم .خندیدم .فکر کردم .بغض کردم و گریستم ممنون از نورپردازی عالی .کارگردانی عالی .متن عالی و بازیهای عالی مرسی که حالمو خوب کردید و کلی یاد گرفتم
سلام و عرض ادب

ممنون از لطف و محبتتون
خوشحالم که از کار رضایت داشتید

مستدام باشید .
ارادت ‌
۲۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راحت و عامیانه بگم‌چون نظرات تخصصی رو دوستان و بزرگان دادند خیلی وقت بود از دیدن یک نمایش انقدر لذت نبرده بودم .خندیدم .فکر کردم .بغض کردم و گریستم ممنون از نورپردازی عالی .کارگردانی عالی .متن عالی و بازیهای عالی مرسی که حالمو خوب کردید و کلی یاد گرفتم
ندا لاهوتی آذر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان من بلیت دارم برای سه شنبه دو تا. اگر کسی خواست بگه
هومن شهباز و محمد جواد این را خواندند
دیدن این نمایش را از دست ندهید
مطمئن باشید که هم وقت هم هزینه ای که می پردازید در جیبتان می ماند چون با رضایت از سالن بیرون خواهید آمد
۲۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به واسطه ایده‌ جالب و گیرا با متن خوبی رو به رو هستیم که با بازی به اندازه و خوب بازیگران و طراحی صحنه، طراحی لباس، گریم و نور واقعا عالی، اجرای تقریبا خوبی رو میبینیم.
البته که یک‌سوم انتهایی کار اونجور که باید و شاید از نظرم نبود و میشد بهتر از این باشه ولی در هر صورت تماشاگر با رضایت ضمنی از سالن خارج میشه.

خسته نباشید مجدد میگم به همه عوامل نمایش و تشکر میکنم بابت وقت و انرژی که گذاشتین و سعه صدری که داشتین و حرفا و نظرات بچه ها رو گوش دادین
امیدوارم در انتخاب راه درست موفق عمل کنید و در راه درست محکم قدم بردارید.
سلام و‌ عرض ادب

ممنون از لطفتون ، نظراتتون راهگشای ما بوده و‌ هست و خواهد بود ...
به امید دیدار مجدد .

مستدام باشید
ارادت .

۲۸ مرداد
قربان شما :))
۲۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پال ریچ : با پول خندیدنم رفتم یه چیزی خریدم که اصلا خنده نداره ....
( به خاطر حافظه قوی که دارم فقط همین قسمت یادم مونده :) )

فضاسازی ، طراحی صحنه ، طراحی لباس و گریم خوب و درست بود.بازی کوروش جان شاهونه و حسین جان منفرد هم که از قبل میدونستم حتما درست و خوبه و دلیل انتخاب این نمایش دیدن بازی این دو عزیز بود که انصافا هم دلیل درستی بود.(البته که جناب افسری هم نقش بسیار مهمی داشتن در بازی این دو عزیز )
در خنده حضار ما شاهد داستان کوتاهی هستیم که با وجود کوتاه بودن جامع و کامل هستش.هرچند که جای پرداخت بیشتری هم داشت اما بعید میدونم که در 50 دقیقه (که علت کوتاه بودن نمایش هم جناب افسری توضیح دادن ) میشد از این بهتر بشه.

دیشب بعد از دیدن نمایش گفت و گویی انجام شد با عوامل کار.بخش بیشتر گفت و گو درباره این بود که چطور میشد این نمایش رو بهتر از اینی که الان هست اجرا کرد. چه در نور پردازی چه در بازیگری و چه در پایان بندی.(البته همینی که الان هست برای من خوب و لذت بخش بود )
اما موضوعی که دیشب ذهن من رو درگیر کرد این بود که خود من تا الان خواسته یا ناخواسته با رفتارم یا با کلامم چقدر دلخوشی ها و لذت های کوچک یا بزرگ اطرافیانم رو ازشون گرفتم بدون توجه به این که در حال حاضر اون دلخوشی شاید تنها چیزی هست که اون داره.
گفتن جمله "رنگش بهت نمیاد یا مدلش قشنگ نیست "به کسی که با کلی ذوق لباس جدیدی خریده تا بیشتر دیده بشه و بیشتر بهش توجه کنن.
یا گفتن جمله " آخه پراید هم شد ماشین "به کسی که با کلی تلاش و زحمت یک ماشین قسطی خریده که بتونه روزهای تعطیل با خانوادش بیرون بره.
یا جمله " تو چه فکری پیش خودت کردی که توی این سن تازه داری میری کلاس "
شاید من یا اصلا ما خیلی از این جملات استفاده کرده باشیم بدون این که بدونیم اون چیزی که داریم در موردش نظر میدیم تنها دلخوشیه اون طرفه. و به جای تشویق کردن و دلگرمی دادن اون آدم رو خوردش کردیم.شاید به ظاهر با خنده جواب ما رو بده ، اما ما نمیدونیم که چه چیزی رو درونش از بین بردیم.
پال هم تنها دلخوشیش خندوندنه آدم ها بود . مهم نبود انتهای نمایش چطور تموم میشه ، از نظر من پال وقتی مرد که آدم های اطرافش دیگه بهش نمیخندیدن حتی برای دلخوش کردنش.

جناب افسری عزیز بسیار بسیار از زحمات شما و دوستانتون تشکر میکنم که هنوز دل نگران هنر نمایش هستین و خیلی شرافتمندانه به اصول خودتون پایبند هستین.
و ... دیدن ادامه » این رو بدونید که علاوه بر دنبال کردن کارهای آقایان شاهونه و منفرد از این به بعد با جدیت کارهای شما رو هم پیگیری میکنم.
و تشکر ویژه میکنم از شما بابت صبر و حوصله ای که به خرج دادین و خیلی گرم و صمیمی از ما و نقد ها استقبال کردین.


سلام و عرض ادب .

نظرت هم مثل خودت صادق و دوست داشتنی و‌ عمیق بود برادر ...
ممنون از انرژی خوبت که همراه ما بود و هست .
ممنون از دیدگاهت که باعث شد خودم کار رو از یک منظر متفاوت ببینم ...
به امید دیدار رفیق

ارادت.
۲۸ مرداد
همیشه به بیزی های خوشی و شادی
:))
۳۰ مرداد
موتوشکرم :))❤❤
۳۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درمورد نمایش صدای خنده حضار میشه محاسن زیادی نوشت و بخاطر همون محاسن، به دوستان توصیه کرد دیدن این نمایشو...
اما من به جهت دیگه ای میخوام توصیه کنم برید ببینید این نمایشو، اونم بخاطر انسانهای شریف و درجه یکیه که امشب باهاشون آشنا شدم.
کارگردان، بازیگران، نویسنده، مدیر روابط عمومی.... عوامل محترم این کار که امشب بعد از آشنایی و همصحبتی با این عزیزان، خیلی از خودم راضی بودم که به قدر ذره ناچیزیم که شده قدمی برای دلگرمی و تقدیر از زحمتی که شرافتمندانه دارن برای تئاتر این مملکت میکشند، برداشتم.
توصیه میکنم برید این نمایشو ببینید، چون حمایت میکنید از آدمهایی که واقعا دغدغه فرهنگ و زنده نگه داشتن تئاتر شریفو دارند و به سختی به اصول اخلاقی خودشون پایبند موندند.
منتظر کارهای بعدیتون هستم، تعریف شده باشه یا نه، به دیدنتون خواهم آمد، چون امشب یقین پیدا ... دیدن ادامه » کردم که برای مخاطبتون ارزش قائلید، به کاری که میکنید متعهدید، به تئاتر شریف متعهدید.
دمتون گرم.
درود مهدی جان
منم واقعا از برخورد این دوستان لذت بردم. امیدوارم از این دست انسان های کار درست بیشتر ببینیم
۲۸ مرداد
سپاس از همراهی و انرژی خوبتون بهترین اتفاقه برای ما آشنایی و صحبت با شما عزیزان
۲۸ مرداد
جناب غلامشاهی، جناب کارآمد، جناب افسری، جناب رحمتی ممنون از توجه و لطفتون، زنده باد :)
۲۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میدانی؟
متهم ردیف اول
همیشه شب است
اوست که تو را
به یاد من می آورد

در ساعات غیر قانونی
بعد از انبوهی از کار
قبل از هجوم خاطره ها
پُرتره های دور و نزدیک
یا می خوابم یا جان می کنم.

راه سومی
هیچ وقت در کار نیست
متهم که شب باشد
اتاق ... دیدن ادامه » خواب،
دورترین قتلگاه احساسم می شود

خنده های زورکی
روی صورتم ورم کرده
جای چند گلوله
در تنم از خاطره ها به جا مانده
و شب را ارتش بی سلاح مبدل می کند.

میدانی؟
متهم ردیف دوم
تخت خوابم است
در آشپزخانه،رو به روی تلویزیون
حتی کنار مادربزرگ در امانم
ولی در تخت نه؟

شاید
مشکل از بالش باشد
افکار همیشگی
که زیر آن مخفی شده
و گردنم را کبود می کند

یک قطره آسایش
در بدن لعنتی ام نمانده
مشکل از تخت است
از تشک سفتش
و از سردیِ منفورش

باید
بالشم را بخوابانم
تشک را،ملافه را،
و خودم بیدار تا گرگ و میش صبح
لیوان پشت لیوان سردرد بخورم.


#مجتبی
سلام - ازدیدن این نمایش واقعا لذت بردم به این نمایش خنده بدهکارم اجرای واقعا خوبی بود دم همتون گرم
سلام و‌عرض ادب

رضایتتون باعث افتخار بنده ست
لطفتون مستدام

ارادت .
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- خنده گرفتن بدون هیچ ابتذالی!
- نمایشنامه ی بینطیر!
- فکر نمیکردم نویسنده ایرانی باشه!!!!
- خنده های اول نمایش!!1؟(چرا پس من لبخند هم نزدم)، و بهت و بغض آخر نمایش!! (البته بهت داشتم، چراغ که روشن شد گفتم همین! تموم شد!)

اینا چیزایی بود که صرفا به خاطر خواندش (از دوستان قدیمی تیوالی) باعث شد به دیدن این کار برم
متاسفانه از کار در مجموع خوشم نیومد علی رغم اینکه قبول دارم تمرین کرده بودند، طراحی دکور و لباس خوبی داشتند، اما متن که کشش نداشته باشه، درگیرت نکنه، نمیتونی بگی رفتم تیاتر دیدم. من دیشب تیاتر ندیدم، دکور دیدم، کمی بازی دیدم، طراحی لباس دیدم.

خسته نباشید
2ستاره از 5 ستاره




۱۱ نفر این را خواندند
بابک این را دوست دارد
سلام و عرض ادب

پر واضح است که هر سلیقه ای به موقعیتی متفاوت می خندد ، لبخند میزند و از موقیتی متفاوت بهت و بغضش میگیرد ...
گویا سلیقه ی شما بزرگوار با دیگر مخاطبین ما متفاوت بوده و‌ نتوانستیم رضایت شما را جلب کنیم ...
از این بابت بنده عذرخواهم و امیدوارم در آثار بعدی راضی تان کنیم ...
اما در مورد مسئله ای که دیشب شما تئاتر ندیده اید و اینها ...
انصاف نیست که تلاش سه ماه ی ۱۰۸ نفر عوامل صدای خنده حضار را به خاطر تفاوت سلیقه تان چیزی جز تئاتر بخوانید و شاید میشد نارضایتی خود را ( که بنده بر روی دو چشمم میگذارمش ) با ادبیات شیرین تری بیان کنید ...
به هر حال بنده سرم جلوی شما پایین و دست هایم پشتم قفل ...
شرمنده ی شما و عذرخواهم ...

ارادت ... دیدن ادامه » .
۲۶ مرداد
عههههههه.... یادتونه هنوز ؟؟؟
فکر کردم فراموش کردین .
اتفاقا فردا همراه دوستان قرار خدمت برسیم :)
پس حضوری بیام بگیرم ؟؟ ( ایموجی میمون دست روی چشم )
۲۶ مرداد
:))))))
بله مگه میشه یادمون بره ...
خدمت از ماست ...
آره دیگه منتظرتیم
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه حال خوبی به آدم دست میده وقتی نمایشی میبینه که تقریبا همه ی اجزاش خوب و چشمگیره. دکور بسیار خوب، طراحی لباس خوب، بازیها عالی، موضوع نمایش دوست داشتنی و خاص، خنده گرفتن از تماشاچی بدون هیچ ابتذالی. اصلا باور کردنی نیست که این نمایشنامه رو یک ایرانی نوشته باشه.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا. دستمریزاد بهتون!
سلام و‌عرض ادب

محبتتتون خستگیمون رو زدود ...
کلمات دقیقی که انتخاب فرمودید برامون بسیار ارزشمنده .
ممنون از لطفتون و خوشحالم که تونستیم رضایتتون رو جلب کنیم ...

ارادت .
۲۴ مرداد
لطف شماست جناب افسری عزیز. امیدوارم شاهد نمایشهایی به همین خوبی از شما تا همیشه ا باشیم و همیشه بدرخشید.
۲۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب اجرایی قوی دیدم که نشان دهنده هماهنگی و تمرین زیاد گروه بود واقعا کار تمیزی بود متن رو خیلی دوست داشتم موضوع تکراری نبود بیان کلمات خیلی خوب بود و علی رغم ریتم تند اجرا به خوبی بیان میشد ،بازیگران خیلی خوب از عهد نقششون بر اومدن وتمام طول اجرا باهاشون همراه بودم ،اصلا احساس نمیشد نویسنده ایرانی باشه .به همه گروه اجرایی ، کار گردان،نویسنده طراح صحنه، بازیگران و.......خسته نباشید میگم وبه تمام دوستان دیدن این اجرا رو توصیه میکنم این اجرا ارزش دیدن داره.
سلام و عذر ادب .

الان متوجه شدم که گویا نظر بنده پیوست فرمایش شما ارسال نشده است ...
عذر می‌خوام ازتون .
ممنون از لطف و‌کلمات محبت آمیزتون
خوشحالم که که تونستیم رضایتتون رو جلب کنیم .
مستدام باشید .

ارادت .
۲۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خنده های اول نمایش
بغض و بُهت آخر نمایش...
یک کار کاملا خاص
اجرای عالی آقای "کوروش شاهونه" نه چیزی کم بود نه زیاد، نه غلو بود نه از دست رفته بود، کلمات به طور کاملا واضح و خوب به گوش میرسید با وجود ریتم تند کار ، صحنه کاملا متناسب و حرفه ای، نویسنده ی ایرانی و کار انقدر خوب فضاسازی شد

واقعا شروع کار، انتظار این میزان کیفیت رو ازش نداشتم
خسته نباشید
به گروه‌هایی که میرن سراغ داستان‌های غیرتکراری و فضاهای متفاوت و جدید، باید آفرین گفت.
این اجرا از نظر من نقصی نداشت. بازی‌ها خوب بود. طراحی صحنه و فضاسازی جالب بود. موسیقی رو دوست داشتم. همه چی درست و اندازه.
سوژه داستان برای من اونقدری پرکشش نبود. اما به داستان و نویسندگی نمیتونم ایرادی بگیرم. واقعاً متن خوب نوشته شده. چه از نظر پیشروی داستان، چه از نظر نزدیکی به واقعیت فضای انتخاب شده.

یک مورد رو هم از دیدِ منِ تماشاچیِ ترسویِ ردیفِ اول بگم! :)))) اون توپی که باهاش بازی میکنن، توی یکی از صحنه‌ها، بازیگر اون توپ رو با شدت زیاد پرت کرد به سمت جعبه‌ها... داشتم فکر میکردم آیا این احتمال هست که یک درصد توی پرتاب توپ خطا کنن و اون توپ با شدت به یکی از وسایل فلزی برخورد کنه و با همون شدت بره توی صورت تماشاچی؟؟؟ (چون خودم آدمی نیستم که عکس‌العمل سریع ... دیدن ادامه » داشته باشم، تصورش خیلی من رو نگران کرد! :))) )

در ضمن، همه کاربران تیوال شکایت میکنن از گرمای سالن. ولی ما دیشب خیلی یخ زدیم. البته من ردیف جلو بودم. شاید عقبی‌ها کمتر سرما رو حس کنن.
خانم صالحیان، دیشب چه زود تشریف بردید. من سراغتونو گرفتم که پس چرا نمیاین کافه و گپ و گفت با عوامل. بچه ها گفتند تشریف بردید.
کاش میموندید. هم جلسه خوبی بود با گروه، هم بیشتر شما با ما و ما با شما آشنا میشدیم.
حالا قرارهای بعدی رو هم ایشالا بتونید بیاید ... دیدن ادامه » حتمن
۳۰ مرداد
به هر حال من سه نظرم رو در یک روز نوشتم :))))) مجازید برای اعتراض! :))

۳۱ مرداد
اینم دیدم .. البته نظرم کمی متفاوته :)))
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
* یک

چرا روزنامه ی دیروزو میخونی؟
روزنامه ی دیروز پر از اتفاقاتیه که قراره امروز بیوفته...از قصد نگهشون می دارم که ببینم چند درصدشون درسته

* دو

- ویک...ویک
تَق تَق
کیه؟
تُفِ پال ریچه...
میخواد مستقیم بره توو روی تو و اجدادت

خنده نداشت؟
واقعیت که داشت

+ ... دیدن ادامه » پسر خاله ی مادرِ ویک رئیس بانکه می تونست برامون وام جور کنه
- اینو الان باید بگی؟

- ویک...ویک
ببخشید من نباید باهات اونجوری حرف می زدم
میگم یه سوال... اون پسر خاله ی مادرت که رئیس بانکه...
آهان آهان خودش
خواستم بگم تُف توو روی اونم بیاد

* سه

شما دو طبقه ی دیگه رو فراموش کردین
منفی یک و منفی دو
شما خوب بلدین چیزایی که زیرِ زمینه رو فراموش کنین

---
بخند الیزابت...
به جوک های پال بخند *

ممنون برای این نمایش
فضا سازی خیلی خوب بود...
خیلی خوب ویک و اون یکی همکارشون که اگه اشتباه نکنم لِی صداش می کردن رو اون بالا احساس می کردم
سلام و عرض ادب
بنده بسیار تحت تاثیر یاد داشتتون قرار گرفتم ، برام باعث افتخاره که این چنین با دقت و ظرافت دیالوگ های اثر خاطرتون مونده .
حقیقتا با جمله ی « بخند الیزابت ، به جک های پال بخند » بغض کردم .
مستدام باشید .

ارادت .
۲۲ مرداد
سلام
زنده باشین... ممنون از شما
خدا قوت به همگیتون
۲۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود واقعا ارزش وقت گذاشتن بود.
حمیدرضا مرادی، حسام افسری و ندا لاهوتی آذر این را خواندند
امیر مسعود و hamed assadbeiki این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش جالبی بود مخصوصا سکانس آخر. تشکر از همگی دست اندرکاران
حمیدرضا مرادی، حسام افسری و ندا لاهوتی آذر این را خواندند
امیر مسعود و hamed assadbeiki این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش جذاب و جالب و تجربه شیرین و به یاد ماندنی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید