یادداشت کارگردان:
مخاطبان عزیز نمایش یخبستگی و خانواده فرهیخته تیوال؛
درود.
پیش از شروع دوبارهی نمایش، به رسم ادب و احترام، چند کلامی را در میان میگذارم.
۱. یخبستگی پیشرو به هیچ عنوان بازتولید موبهموی اجرای قبلی نیست. تمام آن چه در دوره پیشین اتفاق افتاد را پشت منشور تردید قرار دادیم و با نگاهی پرسشگر یکایک عناصر نمایش را بازنگری کردیم.
در مرحلهی نخست، متن را دوباره نوشتم؛ با تکیه بر متن قبلی اما با هدف نور انداختن بر سایهروشنهای گمشده در متن و با هدف پیدا کردن معناهای جدید مستتر در جهان بامداد و ستاره.
در مرحله بعد از سالن ناظرزاده به سالن سمندریان کوچ کردیم و اجرای قابصحنهای را به اجرای دوسویه تغییر دادیم. صدابرداری دیجیتال را حذف کردیم و دیگر رویکردهای کارگردانی را تغییر دادیم و...
مخلص کلام این که مخاطب با اجرایی مواجه خواهدشد که در عین یخبستگی بودن، یخبستگی پیشین نیست. از همین رو ما نامش را گذاشتیم یخبستگی؛ درختهای خیابون ولیعصر.
۲. فارغ از مقایسهی کیفی دو نسخهی اجرا، لازم میدانم که از تمامی اعضای گروهم و به خصوص دو بازیگر عزیزم تشکر کنم که با اعتماد کنار من ایستادند، از عافیتطلبی عبور کردند و رنج خلق دوباره را با تمام مشقتهایش به جان خریدند. به زیر آب رفتیم که شاید این بار گمشدهای در نقطهای عمیقتر از کف دریا منتظرمان باشد.
۳. به غایت قدردان نگاه پرمهرتان هستم. حضور شما به صحنه معنا میدهد. نیازی به گفتن نیست که یکایک بازخوردها برایم پراهمیت است. نیازی به پاسخ مستقیم نیست زیرا پاسخ ما باید در کیفیت اثرمان جاری باشد. دوباره منت نهید و قدم به دیده بگذارید که لذت زیستن به جز تماشا نیست.
۴. و پایان این یادداشت را شعری از سعدی تمام میکند که...
افتاده در زبان خلایق حدیث من / با تو به یک حدیث مجالی نیافته.
زایل شود هر آن چه به کلی کمال یافت / عمرم زوال یافت، کمالی نیافته.
اطالهی کلام حقیر را ببخشید.
بدرود.