در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | منصور میرزابابایی درباره نمایش شازده‌ کوچولو: آیا شازده کوچولو نماد درون انسانهاست ؟ در هر اثر وآفرینش
S3 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 06:21:38
آیا شازده کوچولو نماد درون انسانهاست ؟

در هر اثر وآفرینش هنری بدنبال و در جستجوی معنا هستیم ، وقتی آن را پیدا نمودیم باز بدنبال معنایی دیگر . جستجوی دوم معنا آغاز می شود، و اگر نتوانستیم معنا را پیدا کنیم بدنبال نماد برای یافتن معنا می گردیم و آنقدر می گردیم تا به معنای اصلی و درست برسیم . در اینجا یک معنای دوگانه اتفاق می افتد چرا که معنای نمادین می تواند جانشین معنا قرار بگیرد . و هم نقش تکمیل کننده معنای اصلی را ایفا نماید . به همین دلیل است که در شازده کوچولو معنای نمادین فراوانی را می بینیم و رنگ مایه داستان را نماد فرا می گیرد و نماد که یک عنصر جهانی است از سیاست فاصله می گیرد که به هیچ جا ی این جهان مربوط نمی شود و حتی شرق و غرب عالم را در سیطره خودش می گیرد . و در داستان می بینیم که زمین بعنوان یک نماد، آخرین جایی است که شازده می رود.
شازده در زمین برخورد هایی با مار – گیاه –پژواک –گل و روباه ... ودارد ، اما آنچه شازده می بیندو می فهمد مهم نیست ، نوع رابطه یا بهتر بگویم رابطه ای که برقرار می کند مهم است . و در این نقطه از فهم و درک است که راز ملاقات با مار را درک می کند .
اتفاقاتی که برای شازده می افتد، قبل از انکه در نمادها باشد در ماقبل نماد ها است که اتفاق می افتد یعنی در عمق معنای کلمات . اینها نمادهایی هستند که بنوعی به ضد نماد کار می کند واگر من بحث نماد ها را پیش می کشم بخاطر آن است که در پس نمادها ، معنا های اضافی یا عمیق تر وغنی تر پیدا ... دیدن ادامه ›› کنیم تا شازده کوچولو جذاب تر بشود .
همه می گویند : اگزوپری از نظر سیاسی یک آدم بسیار ارتجاعی بوده بدون کوچکترین جهان بینی . پس شازده کوچولو یک قصه و داستان عاشقانه است . اما سئوالی که پیش می آید این است که این اثر چقدر بازندگی منطبق است ؟
باید گفت همه چیز زندگی است و غیر از زندگی و واقعیت چیز دیگری وجود ندارد .تمامی تجربیات بشر از زندگی و واقعیت است پس هیچ چیز خارج از این دو وجود ندارد. پس شاید بتوانیم بگوییم هر اثر هنری و آفرینش آن ، منتج از زندگی و واقعیت است و تمام اینها تجربیات زندگی ما هستند و اگر اینها نبودند قادر به درک شان نبودیم .
می گویند : در جوامع امروزی مایه ی هلاک،دوری و برخورد ماشینی انسان ها با یکد یگر را می توان اینگونه بیان نمود :
1 – نبود پیوند و هم بستگی
2- فقدان محبت
3-بی تفاوتی و فقدان حس مسئولیت در برابر همنوعان
4- سطحی نگری و دوری از حقایق اجزای هستی به دلیل به کار نگرفتن چشم های دل


در این اثرعناصر زیر را می بینیم :
ادم ها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند
همه چیز ها را ساخته و آماده از فروشنده ها می خرند ولی به دلیل آنکه کسی دوست بفروشد در جایی نیست . آدم ها دیگر دوستی ندارند .
قدرت وخودپسندی ریشه مشکلات بشر امروز است
شازده کوچولو نماد و سمبل یک سالک حقیقت جوست و برای دریافت حقیقت آنچه دنبالش می گردد از هفت مرحله یا نماد عبور می کند .
هر سیاره نماد وتمثیلی از یک تیپ و گروه از انسانهایی هستند که در سراسر هستی پراکنده اند .
نماد اول : شاهان . که تمام عرصه آفرینش را تحت رکاب و سلطه خود می دانند . ( داشتن قدرت )
نماد دوم : انسانهای مغرور و خودپسند است که توقع دارند تمامی کائنات در برابرشان سجده کنند ( خودخواهی )
نماد سوم : آدم های بد کردار و بی هدف . آنانی که جزبه لحظه و آن خوش بودن به چیز دیگری فکر نمی کنند ( لاابالی )
نماد چهارم : تاجری که آنچه برایش مهم است انباشتگی عدد ورقم است و چون چاه ویل هرگز حرص فروخفته اش انتها ندارد ( مادیگری )
نماد پنجم : انسانهایی هستند که همیشه فدا شده اند تا دیگران بمانند ( روز مرگی و تابعیت از جبر زمانه . زندگی ماشینی دارد و استراحتی ندارد )
نماد ششم : به ظاهر دانشمند است . آنهایی که محبت و عشق و خوبی حتی به اندازه ای کوچک برایشان بی اهمیت است
(نماد کسالت ، برای درک اطراف زندگی حاضر به اکتشاف نیست و منتظر است تا دیگران کاری برایش بکنند )
نماد هفتم : زمین است . و این آخرین مرحله سیر وسلوک و کشف حقیقت شازده کوچولوست . زمینی که علاوه بر جا دادن این شخصیتها ، کسانی را پیدا می کنید که قلبی چون ستاره روشن و تابناک دارند .
از نگاه شازده کوچولو ، دارایی برایش متکی بر تعهد و وفاداری است . از نظر آن مرد تاجر داشتن معنایی مال اندوزانه دارد برای تاجر ستاره ها طلا بودند .
مهم ترین درسی که اگزوپری می دهد عشق ورزیدن و دوست داشتن و توجه داشتن و توجه کردن به همدیگر است و اینکه برای دلبستگی چه باید کرد ؟ بائوباب ها چه کسانی هستند ؟ از نگاه او یعنی خطر بزرگ شدن و گذر از دوران پاکی و معصومیت کودکانه که باید تا نهال هستند ریشه کن شوند .
درس دیگرش این است که با فاصله گرفتن از جهان و با دادن نظریه و تئوری نمی توان به شناخت از دنیا رسید .
این اثر دارای دو خواستگاه نشانه ای است : یکی نشانه ای کلامی و دیگری تصویری . اولین کلام ارتباط شازده با خلبان است : یک گوسفند برایم بکش ...و به این شکل شازده وارد کلام می شود . تصویر برای روشنگری کلام است و کلام هیچ وقت ارجاع به تصویر نمی دهد .
منصور میرزابابایی -27/06/1395