برای تماشای «در میان ابرها» تردید زیادی داشتم، تردید البته که این روزها از تماشاچی تئاتر جدا نمی شود. وفور نمایش های فریبنده از متن های دهان پرکن و بازیگران مشهور که در نهایت چیز خاصی برای مخاطب ندارند، تماشای تئاتر را پرریسک کرده، اما در مورد «در میان ابرها» این گونه نبود. فضا سازی کم نظیر و مدل روایتی مستقیم و و بدون ابهام تماشاچی را با نمایش همراه می کند نمایشی که فارغ از پیچیدگی ها و شلوغ کاری های تئاتر ها امروزی است و مضامین فلسفی و در سطح دوم جامع شناسانه را با زبانی روان و بدون لکنت به مخاطبش عرضه می کند.باران کوثری خوب بود و حسن معجونی خوب تر و کارگردان از همه بهتر که در متنی پست مدرن که نمایش یک موقعیت را با مفصل های داستانی درست ارائه می دهد و نه خیلی از ابهام رنج می برد و نه خیلی مستقیم و زننده است، مسائلی مثل روح ناآرام و میل به مهاجر و تبیین موقعییت یک شهروند ایرانی که میل به مهاجرت دارد، در گفت و گوهای زنده و پیش برنده داستان به خوبی پرداخت شده. نمایش به موقع سکوت دارد و به وقت هم اوج می گیرد. بعد از مدت ها حالمان با «تئاتر» خوب شد.
پی نوشت: ترجیحا از بلیط های کف زمین خرید نکنید، چون دکور و صحنه آرایی به گونه ای است که اگر روی صندلی نباشید تسلط کافی به صحنه ی اجرا نخواهید داشت.