پادشاهی به کشتن بی گناهی فرمان داد گفت ای ملک به موجب خشمی که تو را بر من است آزار خود مجوی که این عقوبت بر من یک نفس به سر آید و بزه آن بر تو جاوید بماند
دوران بقا چو باد صحرا بگذشت
تلخی و خوشی و زشت و زیبا بگذشت
پنداشت ستمگر که جفا بر ما کرد
در گردن او بماند و
... دیدن ادامه ››
بر ما بگذشت
ملک را نصیحت او سودمند آمد و از سر خون او برخاست.
----------------------------------------------------------------------------------------
درویشی مستجاب الدعوه در بغداد پدید آمد حجاج یوسف را خبر کردند و بخواندش و گفت دعای خیری بر من بکن گفت خدایا جانش بستان گفت از بهر خدای این چه دعاست گفت این دعای خیر است تو را و جمله مسلمانان را
ای زبردست زیردست آزار
گرم تا کی بماند این بازار
به چه کار آیدت جهانداری
مردنت به که مردم آزاری
گلستان سعدی