در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | ایلیا آذر درباره نمایش آوینیون: میتوانست یک تئاتر باشد. آوینیون می‌خواهد مخاطب را از بندرگاه‌های جن
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 04:35:54
میتوانست یک تئاتر باشد.

آوینیون می‌خواهد مخاطب را از بندرگاه‌های جنوب به قلعه‌های اسکاتلند رهنمود کند اما قایقش پارو ندارد و چهار سرنشینش ... دیدن ادامه ›› را مجبور میکند تا با دست خالی قایق را هدایت کنند، هماهنگ با فریادها و صدای سنج‌ها، دستشان را توی آب می‌برند و قایق را به جلو هل می‌دهند. دریغ از یک بادبان، تمام تلاششان را می‌کنند، اما امواج، قایقشان را متلاشی می‌کند و به ساحل برمیگردند.

این نمایش در صورت تئاتر شدن نیاز به بازطراحیِ صحنه دارد اما محتوای نمایش می‌گوید «اینجا یک پلاتو است» و نیازی به طراحی صحنه نیست و بارِ نمایش به سمت شانه‌های بازیگران سرازیر می‌شود طوری که از همان اول نمایش، با گردنی کج به مخاطب می‌نگرند. می‌دانند آخر نمایش چه اتفاقی قرار است بیافتد. با این‌حال هیچ کدامشان برای تئاتر شدنِ این نمایش، کم نمی‌گذارند.

فرم ویدیوییِ نمایش در قسمت‌های اتاق گریم ، شعله‌ای که در صحنه ایجاد شده است را خاموش می‌کند و کمی از پیوستگی نمایش می‌کاهد. دلیلِ استفاده از این فرم در آوینیون تا آخرین مونولوگِ نمایش منطقی نیست و پس از آن هم منطقی نمی‌شود.

جدا از اشکالاتِ فرمی، نمایش سعی دارد مکبث را عنصر اصلی خود نشان بدهد. اما تنها مکبث را متبادر می‌کند. جنونِ مکبث را نگه می‌دارد. هراسانی مکبث از صداهای مهیب را در کنار مراسم زار قرار می‌دهد و سپس مراسمِ زار را با به جنون رسیدن مرتبط می‌کند. تنها یک تناسب ایجاد می‌کند. نمایش مانند یک کلاژ می‌شود که اجزایش با هم تناسب دارند اما یکپارچگی و ارتباط نه.

در آخر، نمایشِ آوینیون همواره در حال تلاش است. تلاش می‌کند محتوایش، فرم را بسازد. بازیگران فارغ از بازیِ خوبشان، بیش از نیاز یک تئاتر تلاش می‌کنند و عرق می‌ریزند و هنگامی که چراغِ جایگاه تماشاگران روشن می‌شود. مخاطبان برای این تلاش، می‌ایستند و دست می‌زنند.
سلام خیلی ارادت ممنونم بابت حضورتون و وقت که بابت کامنت گذاشتن صرف کردید .دم شما گرم
۱۵ دی ۱۴۰۲
شهرزاد
جناب معینی متاسفانه متوجه منظورتون نشدم در مورد پاسخ به نظر آقای آذر هم چرا باید باب دیالوگ بسته بشه؟
سلام خانم شهرزاد خیلی ممنونم از نظرتون.
رابطه‌ی بین منتقد و اثر، با رابطه‌ی بین منتقد و صاحب اثر متفاوت است. وظیفه من به عنوان منتقد، نقد اثری است که جلوی چشمانم روی صحنه می‌رود.
به همین دلیل باب دیالوگ بسته نشده است و تنها تا اثر بعدی آقای معینی دیالوگی نباید رد و بدل شود. حرف‌های هنرمند در حین اجرا زده می‌شود و حرف های منتقد پس از اجرا.
۱۶ دی ۱۴۰۲
ایلیا آذر
سلام.. ممنون از شما و تیم این نمایش، که چراغ های صحنه را روشن نگه می‌دارید. تا منتقدها بتوانند از نورش برای نوشتن استفاده کنند.
ارادت و زنده باشید .بازم ممنون بابت وقت و هزینه ای که متحمل شدید
۱۶ دی ۱۴۰۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید