ترسی ندارم از خاطره...
ترسی ندارم از رسوایی...
ترسی ندارم از گلایه هایِ بی مخاطب...
تمام ترس من
از فردایی ست که
در تابوت حسرت تو
به خاک سپرده می شوم
.
.
این طور می شود که دیگر از وجودت هیچ نمی خواهم
.
.
فقط ...
یک چشمداشت کوچک
یادت نرود به رسم دیروز،
با شاخه گلی مرا بیارایی
اما
... دیدن ادامه ››
اینجا...
تنها فرقی که می کند
در برگزاری مراسم عشق بازی توست
اینبار...
من ،به سنگ واره ی سرد زیر پایت حک شده ام
از: دست نوشته های خط خطی (شادی)