حالا دیگر مدت هاست که اینجا،
"سین" نشان ساده ی سلام نیست
و لبخند علامت رهگذری که می شناسدت...
اینجا حالا مدت هاست که دیگر ،
خبری از بسم الله اولین بوسه هامان نیست
و من آن منتظر دلتنگ همیشگی نیستم...
حالا مدت هاست که اینجا دیگر،
فراموش کرده ام
فراموش کرده ام
فراموش کرده ام،
که چند نیمه ی تموز از عمر تو ،
عمر من...
می گذرد.
میترا نوشت : من در آستانه ی بیست و ... سالگی ، و تو داری در بی منطقم میسوزی...
از: میترا