در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مینا خوش‌حرف عزیز درباره نمایش بونکر دوم | شکارچی و قطار: به نقل از خود نمایش، اگه بخوام یه خطیش رو بگم، به نظرم داره آهنگ سال
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 11:44:04

به نقل از خود نمایش، اگه بخوام یه خطیش رو بگم، به نظرم داره آهنگ سال ۲۰۰۰ داریوش رو با زبان دیگری بازگو می‌کنه.

اما طولانی‌ترش:

من ... دیدن ادامه ›› بونکر دوم/شکارچی و قطار رو خیلی بیشتر از بونکر اول دوست داشتم. متن بسیار قوی‌تری از نظر فنی داشت. شاعرانه و مهندسی شده. تکرارها و مکث‌ها که هر کدوم معنای دیگه‌ای از واژه رو برامون مشخص می‌کرد. فضای تب‌آلود کابوس‌واری که «زندگی دیگران» رو روایت می‌کنه اما از آشنا بودنش وحشت می‌کنی. خط ربطش به بونکر اول مو به تنم سیخ کرد! وقتی فهمیدم زن همون دختر نشسته در مطب روانپزشکه که ۳۵ سال دوری از فرزندش رو به دوش کشیده. برای من همین جمله‌ای که چند بار در طول نمایش تکرارش می‌کرد، بسیار غم‌انگیز و تکان‌دهنده بود؛ «من بچه‌م رو گم کردم. از وقتی زاییدمش. ۳۵ سال پیش» اندوه، کلافگی و حس عذاب وجدان و سرخوردگی که یک مادر به خاطر گم کردن فرزندش داره به نظرم بدترین دردیه که یک انسان می‌تونه داشته باشه چونکه مگر چه چیزی عزیزتر از فرزند وجود داره؟! به تصویر کشیدن رنج یک مادر. مادری که عشق ندیده اما تشنه‌ی اینکه به فرزندش عشق بده، با وجود قلب فلزی توی سینه‌ش.

روایت زندگی دختری که در بونکر اول روی بروی روان‌پزشک نشست در قالب کتاب منتشر نشده‌ی دختر به تماشاگر این اطمینان رو میده که زن فرزندش رو بلاخره پیدا کرده. صدای قطار در بونکر اول، وجود دختری در قطار توی کتاب نویسنده‌ای که تا به حال سوار قطار نشده ما رو مطمئن‌تر میکنه.

شکارچی وارد شهری می‌شه که مدرنه، قشنگه، توش بچه‌ها فقط بازی می‌کنن، آب‌فروشی داره اما سراب‌فروشی هم داره. و «اما هیچ مغازه‌ای قلب نمی‌فروخت» اعتراض به جامعه‌ی از احساس و عشق تهی شده‌ی امروز ماست. مایی که قلب نداریم، حتی قلب‌فروشی هم نداریم اما سراب‌فروشی داریم.انگار که قلب فلزی توی سینه‌مونه.

پلیس بازخرید شده. و تاکیدش روی کلمه‌ی بازخرید به نظرم باز هم متن مهندسی شده و هوشمندی نویسنده رو نشون میده.

کاش می‌تونستم وقت دیدنش پلک نزنم، نفس نکشم. کاش وقت دیدنش نه یک چشم که هزار جفت چشم و گوش داشتم و مغزی که می‌تونست تک تک واژه‌ها و حس‌ها رو در کسری از ثانیه پردازش کنه.