متن نخ نما و تکراری.
و اما بازی نادر فلاح!
چقدر هنرمندانه و استادانه بود!
حتی چشمهایش هم تماشاگر را وادار میکرد به پذیرش این که این نمایش نیست، واقعیت است، خود خود زندگی است...
چشمهایش تیز می شد، هیز می شد، ذوق می کرد، می گریست، اخم می کرد و دق می کرد!