در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | شادی رزم‌شعار درباره نمایش بر زمین می‌زَنَدَش: + تو که مرگی، تا جایی که می‌دونستم با همه شطرنج بازی می‌کردی. با من نر
S2 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 01:52:10
+ تو که مرگی، تا جایی که می‌دونستم با همه شطرنج بازی می‌کردی. با من نرد می‌بازی؟
- شطرنج رو با انسان غربی بازی می‌کنن. با اون ذهن پوزیتیویستی و منطق‌گرای انسان غربی، خب، شطرنج راه بهتریه. ولی با تو مرد شرقی باید نرد باخت. نرد در خودش چیزی از شانس و اقبال داره، که همه‌ش برمی‌گرده به این تاس و شماره‌هاش... بنابراین در شطرنج راه حل حتمیه. چون خب شطرنج یه علمه و منطقی درون‌زا. امّا در نرد باخت کسی مثل تو یه کمی کمتر حتمیه. چون همه چی بسته به این تاسه. بسته به دست تاس‌انداز. حالا، بنداز.

آخرین - و اوّلین - کاری که از علی شمس دیده بودم احتمالات بود. یادمه چطور با بدبختی تونستم بلیط بگیرم و چطور بعد از رورانس باورم نمی‌شد چیزی رو که روی صحنه دیدم. یادمه همون موقع هم براش نوشتم که ممنون که اینقدر باهوشه و اینقدر مخاطب رو هم باهوش درنظر می‌گیره. نظرم همچنان همونه. فکر می‌کنم روز یکشنبه برای اوّلین بار از دیدن اجرایی توی سالن اصلی تئاتر شهر به معنای کلمه لذّت بردم. حس کردم بهم احترام گذاشته شده به عنوان مخاطب. دانیال خیری‌خواه رو از قبل از احتمالات می‌شناختم و همیشه برام باورنکردنی بود. فکر می‌کردم بی‌نظیره. الان بیش از قبل برام باورنکردنیه ولی بی‌نظیر نیست. چون برای اوّلین بار چند نفر نظیرش رو دیدم که اونا هم شگفت‌زده‌م می‌کردن. این سری برعکس قبل پوزهای درظاهر سخت و پیچیده نبود که دهنم رو باز نگه می‌داشت. ساده‌ترین حرکات مثل ایستادن یا راه رفتن آروم بود وقتی زمین و زمان داره دور سرت می‌چرخه. شگفت‌انگیز. بدن شگفت‌انگیز. بیان شگفت‌انگیز. و متن رو من دوست داشتم. خیلی. ادبیات علی شمس رو خیلی دوست دارم و مدل ورود کردنش به داستان و جهانی که می‌سازه و جوری که می‌سازه و پیش می‌ره. شوخی‌هاش که بی‌نهایت برام بامزّه‌ست و ... دیدن ادامه ›› درسته. و رو بودن و صداقت افراطیش که در کمتر موجود زنده‌ای دیده‌م. از فرط رو بودن به عمق می‌رسه و این چیزیه که من بلدم زندگیش کنم برای همین خیلی خوب می‌فهممش. این اجرا واقعا برای من دوست‌داشتنی بود. اگر توی سالن کوچیکتری بود که خود سالن و صحنه اندازۀ دکور بود و نزدیک‌تر بودم به دکور شاید بیشتر هم می‌چسبید بهم ولی همین هم عالی بود. تنها اجرایی که می‌تونست باعث شه نفهمم چقدر گرمه و به سختی می‌تونم نفس بکشم توی اون تهویه :)) و این که خوشحالم که یه گالیله‌ای روی این صحنه دیدم که گالیلۀ قبلی روی همین صحنه رو شست برد :))