سلام به همه دوستان
دیشب، ۲۸ مرداد، به تماشای نمایش «نیمه تاریک ماه» رفتیم. گروهی از دوستان همراهم بودند؛ بیشترشان طرفدار خانم محمدی (یا همان خانم مژدگانی) بودند و من هم مثل همیشه طرفدار پر و پا قرص سیاوش عزیز صفاریانپور. همهمان آمده بودیم تا مثل هوادارهای دوآتشه، مجلسِ هنرمندانی که دوستشان داریم را گرم کنیم؛ اما صادقانه بگویم، نمایشی که دیدیم فراتر از انتظاراتمان بود.
فیلم این اثر را قبلاً دیده بودم، اما این هیچ تأثیری در جذابیت اجرای صحنهای نداشت. بازیها واقعاً دیدنی بودند. سیاوشِ عزیز، مثل همیشه خودش بود؛ صادق و اثرگذار. بهزاد عمرانی هم اجرای فوقالعادهای داشت. آقای امیدی و خانم حسینی کاملاً حرفهای و حسابشده ظاهر شدند. خانم اتفاقیان کمی اغراق در بازی داشتند، اما همین موضوع باعث ایجاد توازن جالبی در کنار بازیگران کمتر باتجربه شد. و اما خانم مژدگانی (یا همان محمدی) که باید بگویم واقعاً در این نمایش کشف شدند؛ تنها نکتهای که میتوانم درباره بازیشان بگویم مربوط به فن بیان است؛ گاهی صدایشان کمی نامفهوم میشد و برای ردیفهای آخر سالن به سختی شنیده میشد ـ همان ایرادی که پیشتر هم خانم برومند به ایشان گرفته بودند.
با این حال، ستاره شب برای من بیتردید «اهورا» بود. آقای نیازی در شب تولدشان غوغا کردند؛ چنان بازیای ارائه دادند که گمان بردم بخشی از کاراکتر
... دیدن ادامه ››
بهواقع در وجود خودشان جاری است!
اگر از نورپردازی اندکی ناهماهنگ و آن ویدئوپروژکتور بیمعنی صرفنظر کنیم، طراحی لباسها بهخوبی به تقویت نقشها کمک میکرد و کارگردانی و طراحی صحنه و حرکات بهراستی شایسته و قابل تقدیر بود.
در نهایت باید بگویم، به ما که حسابی خوش گذشت.
و خدا قوت ویژه میگویم به همه عوامل، بهخصوص سیاوش عزیز و دوستداشتنی که برای فرهنگ این روزها بیدریغ تلاش میکند.