در پس این روایت تراژدی، نوعی زیبایی بینظیر پنهان شده؛ عشقی ناتمام، دختری که هنوز به دنیا نیامده و پدری که پیش از تولد فرزندش، مرگ را بهعنوان تنها شکل آزادی برای خودش انتخاب میکنه.
«بک تو بلک» پایان نداره، چون تاریکیاش ادامهی زندگیه، جایی میان صداهای ممنوعه و آرزوی رهایی!
سجاد افشاریان به نظر من در این اثر نه فقط داستان یک زندانی، بلکه رنج اون رو به تجربهای جمعی بدل میکنه و درد رو از سطح روایت به عمق جان تماشاگر میفرسته.