تیوال سجاد افشاریان | دیوار
S2 : 00:46:37
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یادداشت لیلی گلستان
درباره#تئاتر
هرکسى یا روز می‌میرد یا شب، من شبانه‌روز
روزنامه شرق ٢٠ مهر ١٣٩٨
همیشه فکر کرده‌ام که یک تئاتر خوب از هر هنر خوب دیگری، خوب‌تر است‌! و بحق، تئاتر کار مشکلی است. تمرین زیاد می‌طلبد و بعد اجرای هر شب و گاهی هم دوبار در یک شب.
تئاتر خوبی بر صحنه است که پیشنهاد می‌کنم اهالی هنر‌ بروند به دیدنش. نمایش‌نامه «هرکسی یا روز می‌میرد یا شب، من شبانه‌روز» با نویسندگی، کارگردانی و بازی سجاد افشاریان.
.
نمایش‌نامه‌ای که خوب نوشته شده است. متنی به‌شدت تأثیر‌گذار برآمده از ذهنی با دانشی بالا، برآمده از ذهنی که به‌خوبی بر محیط خود احاطه دارد. ذهنی که خوب دیده، درست دیده، درست حس کرده است و حالا دارد حس و حالش را از این دیدن برایمان تعریف می‌کند؛ بخش‌های کوچکی از مسائل روزمان که با مهارت بسیار کنار هم چیده شده‌اند و منسجم‌اند؛ کولاژ‌هایی که خوب جا افتاده‌اند (‌که می‌دانیم این جا‌افتادن کار آسانی نیست)
.
حدود 20 جوان بر صحنه‌اند و با جان و دل بازی می‌کنند. در این نمایش‌نامه مثل هر نمایش‌نامه خوب دیگری متن حرف اول و آخر را می‌زند؛ متنی که حرف دارد، نقد دارد، درد دارد و در نهایت دردمندی پر از امید است. آوازه‌خوان‌ها از تهِ‌تهِ جگرشان ناله سر می‌دهند. زبان‌شان را نمی‌فهمی، اما به‌‌خوبی متوجه دردشان می‌شوی. و چه بازی خوبی دارد آقای کارگردان، وقتی که متن را با آن شتاب غریب، یک‌سره و یک‌نفس می‌خواند و تو به جای او نفست بند می‌آید از بس که خوب اجرا می‌کند
.
نمی‌دانم چرا در اینجا به یاد اسماعیل خلج و رضا ژیان و کارگاه نمایش افتادم که حتما افشاریان در زمان آنها هنوز به دنیا نیامده بود! این نمایش‌نامه پر است از صحنه‌های درخشان؛ مثل بخشی که هنر‌پیشه از تماشاگرها می‌خواهد که موبایلشان را روشن کنند و بروند به آدرسی در اینستاگرام. سالن تاریک پر می‌شود از نور تک‌تک موبایل‌ها و پر می‌شود از صدای زنی که بلند‌بلند حرف می‌زند
.
این هم‌بازی‌شدن تماشاگرها و هنر‌پیشه‌ها و اینکه تمام سالن، صحنه تئاتر می‌شود، فوق‌العاده است و باشکوه. و صحنه درخشان اذان‌خواندن که چه خوب در‌آمده و کسی که نی انبان می‌زند که انگار تمام بندهای وجودش را به کار گرفته تا تمام بندهای وجود ما را بلرزاند که می‌لرزاند
.
موسیقی‌هاهم ... دیدن ادامه » بدون هیچ همسانی و وابستگیِ آوایی یا فرهنگی، چه خوب سر جایشان‌اند؛ شارل آز ناوور در کنار نی‌انبان و گیتار در کنار شجریان.
من منتقدتئاتر نیستم، اما تئاتر خوب را خیلی دوست دارم. پیشنهاد می‌کنم حتما به دیدن این نمایش درتئاتر شهرزادبروید و لذت ببرید از این همه هنر والا.
جالبه. ینی لیلی گلستان هم؟
۲۹ آبان
الان اینستا نیست قسمت لایو نمایشتون چی میشه ؟؟؟ به خدا این چند وقت همش فکر نمایش شمام . امیدوارم همه چی عالی پیش بره براتون
۳۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن این اجراى تاثیرگذار و درجه یک رو از دست ندین ♥️
با سلام جناب افشاریان گرامی اخبار اجراتان فقط درهمین تیوال است یا خود نمایش یک صفحه در اینستاگرام هم دارید منظورم دعوت ها ویژه وغیره است.فقط رویت شود.پوزش. البته نمایش بی باران بود.پوزش
۲۶ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش فروش نمایش #روزهاى_بى_باران در سایت تیوال آغاز شد ⭕️ [ یکی از دوستام یه تعبیر خوبی داره می‌گه رابطه  مثل چایی ئه اگه  سرد شد، دیگه شده حالا هرچقدر هم آب جوش اضافه کنى ، دیگه چایی نمی‌شه ]
[از متن نمایش ]
⭕️
نویسنده و کارگردان : امین بهروزى
بازیگران ( به ترتیب ورود ) :
#سجاد_افشاریان ، نازنین احمدى ، وحید آقاپور ، سوگل خلیق
[ پردیس تئاتر شهرزاد ساعت ١٨:٣٠ ]
چه جالب..اخه پیشتر اعلام شده بود قراره تمام نمایشهای سالنهای شهرزاد رو فقط تیکت بفروشه..
۲۶ تیر ۱۳۹۷
اقای افشاریان هاش اف داره به صدای نمایشتون ضربه میزنه. اولین باره من میبینم صدای یک اجرایی با هاش اف کمتر از حالت معمولش و صدای طبیعی خود بازیگره. شما و هر سه عزیز دیگه تن صدای خوب و بالایی دازید و اجرایی که من دیدم کل سالن ساکت و سراپاگوش بود اما مقداری ... دیدن ادامه » از دیالوگ های شما با هاش اف از دست می رفت حتی برای ۳ ردیف اول و در رقابت با صدای قارچ قارچ عکاس.
۰۱ شهریور ۱۳۹۷
خانم مقدم با شما بسیار موافقم. جاهایی که هاش اف آقای آقاپور قطع میشد یا زمانی که آقای افشاریان با صدای بلند حرف میزدن کاملا مشخص میشد که چقدر بدون هاش اف بهتر بود و حظ بیشتری میبردیم.
۰۱ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجراى روز سشنبه نمایش مرد شده با حضور فرهاد اصلانى
#اجراى_محدود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتى تئاتر مى بینى و با حیرت سالن رو ترک مى کنى ، یعنى روحت درگیر رنج شده ، نمایش مرد شده یک عاشقانه است درباره ماندن و رفتن که محصول رنج یک گروهه ، رنجى که منجر به صیقلى شدن و دیدنى شدن آن ها شده ، دیدنى به معناى هر آنچه تئاتر مى نامیم ، قطعا دیدن نمایش مرد شده رو در ٦ اجراى پایانى از دست ندین چرا که ندیدن این اجرا و اجراهایى از این دست اشتباه است ، چرا که اگر این گونه اجراهاى حیرت انگیز را نبینیم روزى فرا مى رسد که در میان سیل تئاتر هاى صرفا تجارى دیگر نوبتى به این دست اجرا ها نمى رسد ، نمایش مرد شده رو در ٦ اجراى پایانى قطعا ببینید چرا که از دیدن کارگردانى ، درام ، طراحى و بازى هاى بینظیر کِیف خواهید کرد .
تمام قد و با احترام
[ سجاد افشاریان ]
♥️✌
جناب افشاریان!
متاسفانه اون روزی که فرمودید فرا میرسه، اصلا دور نیست...به یمن حضور پر رنگ دوستانتون در سالنها!!
برقرار باشید.
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
جناب افشاریان عزیز کار رو من شخصا صرفا به توصیه شما دیدم البته نام شما رو هم یدک میکشید شاید کار چون در روزها اول اجرا بود مشکلات زیادی داشت صداها نامفهوم بود و فاصله زیاد علیرقم اینکه ما ردیف دوم بودیم بازیها گاها اگزجره بود و ریتم کار کند من اگر کل کار به دو بخش ابتدایی و قسمت کشته شدن پدر خلاصه میشد بیشتر کیف میکردم به نظرم روشن کردن دمادم سیگار توسط دکتر خیلی غیر منطقی بود یا پای تیر خورده ای که میرقصید میدوید و فقط زمانی که بهش توجه میشد درد میگرفت زنی که رخت میشست نان میپخت تک تیرانداز بود و همه بلا ها به یکباره بر سرش می آمد مادر مرد فرزند قند گرفت و مرد شاهد مرگ پدر بود و شوهرش هم در آخر مقاومتی خیلی نمایشی که بیننده رو به نظرم رو به گارد میبرد ((بیننده از خودش سوال میکرد چرا باید این همه بلا رو برای یک نفر بخوایم میخواین چیو ثابت کنین که زن کوبانی شیر زن وبدبخت درد کشیده ))شاید اینهمه زخم لازم نبود ...
و البته دکتری که بیخودی با لپ تاب مشغول میشد در اون شرایط که نان نبود اینترنت بود و یا سوت زدن برای ورود .
تک تیراندازی که متوجه ورود همرزمش نمیشد و .....
شاید اگر یک زن کوبانی تنها تعریف میکرد که چه بر سر هم ولایتی ها آمده باور پذیر تر بود لذت بخش تر
چراغی که بی جهت روشن و خاموش میشد تاثیر تیر اندازی یا بمب نارنجک وموشک و خمپاره بر روی نور چراغ بود و این سوال که خانه ای که در ظهر نیاز به چراغ دارد ودر عصر همانقدر نور نیاز دارد ایا مبارزان نیازی به چراغ قوه برای عبور ندارند
سوال اینکه آب قطع شده و مخزن بالای خانه مورد اثابت گلوله قرار گرفته و همه تنها با بانکه ها آب دارند اما همچنان این زن زجر کشیده درد دیه پدر و مادر فرزند و شوهر دوست همکلاسی از دست داده مسئول شستن لباس مبارزان است و در خانه زیر چراغ لباسها را خشک میکند
جنازه های بو گرفته چرا فقط یک لحظه تعفن انگیز است
معلمی که شاگردانش جلوی چشمانش پرپر شدند به شکمش تیر خورده پیک بین افراد ده است برادرش مرده و.....
در مجموع من کار رو دوست نداشتم و حال خوبی از دیدنش
دو.ربین ... دیدن ادامه » هایی که در کمد لپ تاب و دیوار و نصب شده بود هدفشان چی بود اینکه حس کمدی کار را زیاد کنند چون چهره بازیگران رو به حالتی عجیب به نمایش میگذاشت
در هر حال ما شما رو حالتون رو اثارتون رو دوست داریم حتی اگر در مقام تهیه کننده باشید کار رو میبینیم
اردت بابت این همه تلخی منو ببخشید
۰۱ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این اجراى درجه یک رو در شش اجراى پایانى از دست ندین رفقا
{ برف انقلاب منتشر شد }

وقتی اولین بار دیدمش تکیه داده بود به نرده های دریاچه ، حس یِ آشنا بهم دست داد از اون مدل ها که وقتی یکی رو از پشت سر اشتباه می گیری ، خیالی که رفیقتو بعد سال ها تو پیاده روهای انقلاب دیده باشی ، بعدِ بغل وقتتون اجازه نده چپ کنی کافه نادری ، همون بغل به سرپایی شیرینی فرانسه رضایت می دی ، اصلا کی حالیشه همچین وقت هایی کجاست ، دلبر قهوه فرانسه می خوره تو نیگاش می کنی ، رفتیم کوچه بغلی سینما سپیده ، سیگارمون که به فیلتر رسید ، رفت ، گفت که چقدر دلم تنگ شده بود برات ، ما به روی خودمون نیاوردیم از وقتی رفته جا پای قدم هاش قدم بر می داریم بعد دو سال امروز دل کردیم صداش کنیم ، رفت ، همین رفت انقلاب شد ، تو سرم انقلابی شد که پنجاه و هفت پیشش یه پاکت سیگار بیش نی ، به دلمون گفتیم بشین پاشد رفت کودتا کرد ، تا به خودمون اومدیم دیدیم تنمون شده ... دیدن ادامه » انقلاب ، براش نوشته بودم من انقلاب توام چمران نه هفت تیر خورده تو ام ، ملتفت نشد ، یا بود یا تا بود التفاتی نکرد ، شاید فکر می کرد شعر نوی بعد فردوسیه ، ولی مسیر ما انقلاب تا آزادی بود آنقدری هم رفته بودیم که دیگه گم می کردیم کدوم به کدوم می رسه ، کجا بودیم کجا رفتیم .. همین دیگه یه عالمه حرف داشتم از انقلاب تهران برای حس اشنای دریاچه بزنم که سرشو برگردوند ، تیله چشم هاش داد می زد شرقی ِ ، اونقدری که از ایستادنش فهمیدم به غم هاش تکیه داده حالا غمش شده بود شکل نرده های دریاچه ، بهش نزدیک شدم یه سیگار گیروندم ، نزدیک شدنم طبیعی شه که دیدم داره زیر لب زمزمه می کنه هوای برگشتنم بود اگه بال و پری داشتم ، بر می گشتم اگه اینجا خودمو جا نمی زاشتم .. انگاری جامونده های منتظر ، با اولین دسته پرنده های مهاجر رفت .. قبل رفتنش به این فکر می کردم ایمیل بزنم به همون خانومه که خونش نیاورون بود بگم جون ما باغ بلور ابی رو تو بخون شب ها گوش بدیم قطره چش چارمون شه ، این خانوم که شبیه دلبر بود خوند زمستونمون باهار شد ، یخ های دریاچه وا شد فکر نمی کردیم باهار شه ، یخ های دریاچه واشه ، پرنده های مهاجر بیان دلبر بره وگرنه ضبطش می کردیم .. اینا مال قبل رفتنش بود .. بعد رفتنش از شال سفیدی که پیچید دور گردنمون و رفت فهمیدیم هنوز زمستونه ، باهار کجا بود آدم ساده .. همچین که پر شال سفید ، نستعلیقش به سختی خونده شد نزار تاریکی جون بگیره ، همه جا سفید شد .. تهرون رنگ وا رنگ یه رنگ شه خیلیه ها ، حالا شما حساب کن چقدر برف نشسته از انقلاب تا آزادی ..
{ رادیو شرقى غمگین ؛ پادکست جدید در کانال تلگرام
مثل همیشه بی نظیر.......هوای برگشتنم بود اگه بال و پری داشتم...برمیگشتم اگه اینجا خودمو جا نمیزاشتم...
۱۸ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
{ صدمین اجراى #نمایش #شرقى_غمگین با به پایان رسیدن ماه بهمن }
نمایش #شرقی_غمگین با توجه به استقبال مخاطبان تا پایان بهمن ماه روى صحنه مى رود ؛ پیش فروش تمامى سانس ها از هم اکنون در #سایت_تیوال
آقای افشاریان میشه لطفا منو راهنمایی کنید فیلم تیاتر شرقی غمگین رو از کجا میتونم تهیه کنم؟
۲۱ تیر ۱۳۹۷
آقای افشاریان نازنین
مهرت به قیمت عشق می ارزد
و پاسخ مهربانیت به بضاعت ما دعای خیر است و همان عشق که وعده کرده بودیم
جانت جور سرت سلامت دلت سرخوش نانت گرم و آبت سرد و گوارا
۰۴ تیر
ناتالی جان روح پدرت قرین رحمت..و آقای افشاریان بزرگوار درود بر شما،سلامت باشین و مستدام.
۰۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
{ همه ى ما لیاقت داشتن یک نفر رو تو زندگى داریم که به آینده امیدوارمون کنه }
حالا توى هر شهرى آدم هاى زیادى وجود دارن که کلمه امید از ذهن هاشون پاک شده ؛ ما کار زیادى قرار نیست بکنیم ؛ همین که ببینیمشون و حضورشون به عنوان یک انسان رو نادیده نگیریم مى تونیم اون ها رو به زندگى و نجات امیدوار کنیم
{ نمایش شلتر رو حتما ببینید }
#اجراى_محدود
#تماشاخانه_ایرانشهر
{ تهیه بلیت : سایت تیوال }
ساعت : ١٧:٣٠
{ شلتر نمایش تحسین شده سى و ششمین جشنواره بین المللى تئاتر فجر، انجمن منتقدان تئاتر و کانون ملی منتقدان تئاتر}
ولی ضعف بعضی از بازیگرها به مستند بودن کار به نظرم کمک کرده بود
۲۱ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از امروز دوباره اجراهاى شلتر شروع میشه ؛ اگه ندیدین از دست ندین
چندینی پیش دیدیم، یه بار دیگه هم دوستی‌ رو میاریم
۱۹ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام رفقا پیرو درخواست شما تصمیم گرفتم تا براى تمامى نمایش هایى که در آن به عنوان نویسنده بازیگر کارگردان و یا تهیه کننده حضور داشتم تخفیف وفادارى ٢٠٪‏ براى نمایش کوسه ها در نظر بگیریم
چه عالی. ممنون
۰۸ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش کوسه ها جمعه ١دى با حضور مجتبى جبارى ، مهدى یزدانى خرم و سجاد افشاریان در تماشاخانه پالیز به روى صحنه مى رود
تهیه بلیت : #سایت_تیوال
http://goo.gl/W5f892
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با استفاده از این کد به مناسبت شب یلدا با ٢٠٪‏ تخفیف از سایت تیوال بلیت تهیه کنید ✨♥️
نیک اندیش این را خواند
Afro0z، فائزه دادمحمدی، فاطیما، محمد لهاک و فاطمه آرمات این را دوست دارند
با استفاده از این کد به مناسبت شب یلدا با ٢٠٪‏ تخفیف از سایت تیوال بلیت تهیه کنید ✨♥️
۲۹ آذر ۱۳۹۶
کد :
Koseha966
۲۹ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش کوسه ها فردا پنجشنبه ٣٠ آذر با حضور پیمان هوشمندزاده و محمدرضا فرزاد در تماشاخانه پالیز به روى صحنه مى رود ؛ #پیمان_هوشمند_زاده #نویسنده و #عکاس ، لذتى که حرفش بود و روى خط چشم عنوان آخرین کتاب هاییست که از این نویسنده به چاپ رسیده
#محمدرضا_فرزاد #مستند_ساز و #مترجم آثارى همچون #تو_مشغول_مردنت_بودى و مجموعه کتاب هاى شعر با عنوان #نبودنت .
#نمایش کوسه ها تا ٢٧ دى ماه ساعت ١٨ در تماشاخانه #پالیز به روى #صحنه مى رود
تهیه بلیت : #سایت_تیوال
نویسنده و کارگردان : #احمد_مرادى_پور
مشاورکارگردان و تهیه کننده : #سجاد_افشاریان
http://goo.gl/W5f892
پرند محمدی و Yahya k این را خواندند
فائزه دادمحمدی، فاطیما، محمد لهاک و فاطمه آرمات این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کوسه ها از فردا در تئاتر پالیز به روى صحنه مى رود
‎به گزارش روابط عمومى #نمایش_کوسه_ها ؛ این نمایش در روز ٢٧ آذر در تماشاخانه پالیز توسط #على_مرادخانى #افتتاح مى شود
‎گفتنیست این نمایش در روز نخست با حضور میهمانانى همچون #بهمن_فرمان_آرا و #لوریس_چکناواریان ؛ دکتر #على_جنتى ؛ علیرضا تابش و مهندس مرتضى کاظمى اجراهاى خود را در #تماشاخانه_پالیز آغاز مى کند
کوسه ها نمایشى متفاوت از #احمد_مرادى_پور و #سجاد_افشاریان است که در این نمایش میلاد اردوبادى ، صبا حجت ، باران مهدى بیرق دار و سپیده گلچین به عنوان بازیگر حضور دارند
ساعت اجراى نمایش : ١٨
پیش فروش : #سایت_تیوال
http://goo.gl/W5f892
پیشنهاد مى کنم دیدن نمایش کوسه ها رو از دست ندین ؛ من هم در سه روز اول کنار شما نمایش رو مى بینم ♥️✨
سلام جناب افشاریان گرامی
اینکه شما هم بازیگر خوبی هستید، هم کارگردان خوب و از همه مهمتر یک نویسنده خوب، هیچ شکی درش نیست.
بنده همیشه از دیدن اجرا یا مطالعه نوشته هاتون لذت بردم. ولی جسارتا یه نقد کوچولو اینکه هزینه کارهایی که شما اجرا میکنید کمی بالاست ... دیدن ادامه » و معمولا هم شامل هیچگونه تخفیفی نمیشه.
نه تخفیف دانشجویی نه اجراهای اول و...
این باعث شده که بعضی از ما این اواخر از تماشای اجراهاتون محروم بشیم که واقعا حیف هست.
۲۱ آذر ۱۳۹۶
نمایشنامه بسیار بسیار بسیار عالی واقعا اجرایی هست ک تماشاچی رو مجبور به فکر کردن میکنه!
شدیدا پیشنهاد میکنم ببینیدش!:)
۰۵ دی ۱۳۹۶
بنظرم همین که بعد نمایش باعث فکر کردن میشه خودش نکته مثبتی هستش...ترکیب پدیده زندگی با نوعی تحرکات انتزاعی خاص شاید تو نگاه اول دور از واقعیت بنظر بیاد ولی با یک تلنگر میشه داخل چارچوب های ذهنمون جاااش بدیم...درکل کارای این چنینی بدجور نیاز به حمایت دارن ... دیدن ادامه » تا دیده بشن
۱۲ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه خیال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابى ، بعد دوباره خیالتو بغل چیه سفت مى چسبیدم ، خدا خیال مى کرد دو قلو بهم چسبیده آفریده ، تو رفتى چه رکبى خورد خدا .. کجایى حالا ..
| ممنون ام از کسانى که هنوز تیوال نویسن و من هنوز هر وقت اجرایى رو صحنه مى برم همه نظرات تیوال رو مى خونم |
خیلی دلم میخواد بیام تئاتر شرقی غمگین رو ببینم ولی....... نمیتونم. به هرحال مطمئنم که اقای گامنو و شما همیشه محشرید
۲۶ مرداد ۱۳۹۶
کاش میشد بجای شنیدن هر شب صدااتون بتونم نمایش از نزدیک تماشا کنم.... عاشق این دیالوگتون شدم خیالتو بغل چیه سفت میچسبیدم....
۲۶ دی ۱۳۹۶
کو دستاتتتتت...؟واقعا کاش میشد یک شب دیگه میتونستم و برای دیدن این نمایش فوق العاده میومدم.....
۰۲ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نمایش شرقى غمگین یک درام #عاشقانه و #اجتماعى است .. پیش فروش بلیت در سایت #تیوال
سعید : علی چی کار کنم احساس امنیت کنی ، بابا لامصب رگ منی رفیق منی .. چی کار کنم پاتو از این در بزاری بیرون

علی : برم دم در یادش می افتم .. یاد شب هایی که می رفتیم پایین براش آژانس بگیرم تا خود صبحح دم در می نشستیم .. برم سر کوچه تابلو شهدا رو ببینم یادش می افتم .. کافه برم پاره می شم .. تو هر پیاده رویی قدم بزنم یاد قدم های نزده امون می افتم یاد شب هایی که می خواستیم کف خیابونای خالی لابه لای خیال ماشین ها برقصیم و نرقصیدیم .. سعید اتفاقی بوی عطرشو بشنوم دیوونه می شم .. اسپورتیج ببینم حالم بد می شه .. تاکسی بگیرم جلو جا نداشته باشه عقب بشینم روانی می شم .. کجا برم که یادش نیفتم .. کجا برم که احساس امنیت کنم ..
..
سعید سکوت

سعید : مگه الان یادش نمی افتی ؟

علی : پس به کبدم کاری نداشته باش

سعید : هم اینجا می خوای کنسرت بدی ؟

علی : تو می خوای من برم بیرون ؟

سعید ... دیدن ادامه » : من نمی خوام تو بمیری علی

علی : ما قراره خیلی حالا کنیم

سعید : قول

علی : قول و قسم نداشتیم حرفمون سند بود

سعید : تو می ترسونیم علی
...
| بخشى از نمایشنامه شرقى غمگین |
نیامد
شتاب کردم که آفتاب بیاید، نیامد
گریستن نتوانستم
نه پیش دوست، نه در حضور غریبه،‌ نه کنج خلوت خود
گریستن نتوانستم
که آفتاب بیاید،‌ نیامد...

آقای افشاریان ، کارتون عالی بود، با عاشقانه تون اشک ریختم.. چقدر زیبا این حس بی نظیر رو به تصویر کشیدین،.
بی شک هرکسی که عشق واقعی رو تجربه کرده،‌ توصیه میکنم این نمایش فوق العاده رو از دست نده، چون این حس ها رو زندگی کرده..
پابنده ... دیدن ادامه » و مانا باشید..

-پادکست سی و هفت؛ حالا من باید برای چشمهات وان یکاد بخانم، مجنون منم این روزها در میان وعده های جنون،.. چقدر دلم میخاست زندگی کنیم، نشد...
۱۱ شهریور ۱۳۹۶
نشد یه پاریس بریم دست تو دست زیر بارون روى این سنگفرش ها گز کنیم ببینیم چه حالى میده؟ چه حالى میده؟ چه حالى میده که سنگفرش هاى حسن آباد نمیده،...

یه بار دیدن این نمایش خیلی کم بود خیلی ...
دوباره اجرا برین اقای افشاریان
۰۴ مهر ۱۳۹۶
آقا افشاریان، قول میدین بعدا نمایشنامه اش رو هم منتشر کنید ؟ اخه ما هنو توش گیر کردیم بعد چند هفته
۱۲ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام رُفقا جان از فردا بلیت سه روز چهارشنبه ، پنجشنبه و جمعه نمایش شرقى غمگین قابل تهیه است
دوست گرامی،ای کاش پایین بودن صداتون رو با میکروفنی چیزی حل میشد.موضوع بعدی حذف سیگار تو این نمایش بود
۰۲ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید