چراغِ تاریکِ مملو از خورشید
که
روشنی بخشِ حیاتِ عدم گشته
کیست
جز منِ بیصدای پر هیاهو؟
بیا که در این گلخانه
بذرِ آتشِ سردِ عشق
جوانههایی مملو از میوهی حسرت
به بار نشانده.
دامنت را بر روی رُخت بکش
و
در این خانهء سرما زده از حرارت بیمهری
... دیدن ادامه ››
قدم بگذار
نبین مرا
من از میانِ خلوتِ شلوغِ عاشقانههای پوچِ عشقهای وارونه
به درونِ هیچ آمدهام.
دستت را بگیر از دستانِ چسبندهی مرگی
به نامِ من
به قلمِ🖋: پورِ مهر👇
مهردادپورانیان