هوگر رنجدر
آقای هوگر رنجدر (به کُردی: هۆگر ڕەنجدەر)، شاعر کُردزبان، اهل اربیل اقلیم کردستان است.
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
(۱)
از هیچ ناپیدایی بیمناک مباش،
من روحم را
در کف دست خدا گذاشتهام،
از برای تو...
(۲)
همیشه در پی رضایت تو بودم
تا حدی
... دیدن ادامه ››
که خودم از خودم ناراضی شدم!
راستی تو بگو،
آن آتشی که درون سینهام افروختی،
گر من نباشم،
چه کسی میتواند تحملش کند؟!
(۳)
از خودم میپرسم،
چرا اینقدر دلبسته و وابستهی تو هستم؟!
چرا هر شب در خواب و رویاهایم پیدا میشوی؟!
حیران و وامانده میشوم،
در دشواری یافتن پاسخ این سوالها،
که روزی صد بار از خودم میپرسم...
حیران و وامانده شدهام،
در عشق تو و
نمیدانم چه وقت،
با دست خودم، قلبم را میشکنم و
زیر پاهایم لهاش خواهم کرد...
(۴)
گویی رویایی بود و
در خوابم آمد و رفت،
ولی هنوز خیال به خیالش مشغول است!
همانکس که آمدنش،
دلنواز و شیرین است،
پس چرا،
رفنتش چنین جانگذار و تلخ است؟!
(۵)
آن صبحیکه گیسوانت را شانه کردم
زیباترین روز عمر من بود
روزی که گیسوانت به زیبایی امواج دریا
بر شانهایت پخش شده بودند
و روح مرا پر از نسیم دلنواز دریای عشقت کرد...
...
صبحگاهانی بود
پر از عشق و مهر و محبت
که تا زمانی زنده باشم
در یاد و خیال باقی خواهد ماند
حتا بعد از مرگم نیز
نام و نشان آن را ورد زبان بازماندگانم خواهد بود...
...
چه صبحی بود، آن صبگاه!
صبحی در از شعر و زیبایی
مملو از شادی و خوشبختی
لبریز از عشق خدایی
صبحی بود پر از ستاره!
ستارههایی در دل روز روشن...
نگارش و ترجمهی اشعار:
#زانا_کوردستانی