درود و احترام خدمت عزیزان کُماژ
عرض حسرت و اندوه برای صندلی هایی که باید پر میبود و نیست.
عرض حسرت برای سالنی که باید بستر بهترینِ اتفاقات میبود و نبود.
و اندوه بابت وضعیت تئاتر امروزمان که چون کشتی به گل نشسته و چه نفس هایی که میطراود به صحنه نمایش و بازدمی مطلوب از جایگاه تماشاگران به عمل نمی آید.
از بابت کماژ :
چقدر دوست داشتم هیچ دیالوگی نشنوم و فقط فرم های به هم پیوسته ببینم ، چرا که این تئاتر و این گروه به وضوح خود را در فرم یافته بود نه دیالوگ...
نهایت
... دیدن ادامه ››
به همان نریشن ها بسنده میشد حتی
متن در مقابل فرم ها ضعیف بود و سطحی و ای کاش تنها فرم بود. همچنین مشخصا واضح بود که میزان تمرین فرم فرای تمرین دیالوگ و بازی ها بود.
بازیگر میراننده از بدن و فرم های قابل توجهی برخوردار بود اما ای کاش شخصیتی فراتر با البسه و گریم نامتعارف تر (به نسبت نقش) نمایش داده میشد.
پوشیده نیست که حفظ حرکات فرم آن هم به مثابه حرکات جمعی با این جمعیت کم از حفظ لغات و کلمات نیست.
اگر چه گاها فرم های تکراری و کپی تماشا میشد اما این هماهنگی که کمترین خطا از آن به سر آمد از دستاوردهای مهم این اثر بود.
کاش نور، مه ، لباس ها ، سازه های صحنه و... در راستای این حجمِ زیبایی به کار میشدند (اما حیف از نبودِ سالن های ایده آل)
در نهایت سپاس از انرژی خوبتان
سپاس از نفس هایتان که با عشق وزید.
و درود به حال آزادی طلب و گرمتان.
به امید ادامه داشتن...