با چشم خود دیدم که در این باغ
هر بلبلی در خون خود غلتید
ابلیس با داس سیاه خود
گلهای باغ زندگی را چید
در وصف این بیرحمی عریان
هر واژه اکنون رنگ خون دارد
آن مرد آرامی که میدیدی
احوالِ نزدیکِ جنون دارد
باید که ترسد مرگ از این حالم
چون دیگر از او من نمیترسم
بهتر بگویم گر ز احوالم
زین
... دیدن ادامه ››
پس دگر با مرگ همدرسم
ای جانفدا از بهر آزادی
ای آریو برزن و یوتابم
خون خواهَِتانم تا نفس دارم
در هر دم از بیداری و خوابم
این آتش در زیر خاکستر
با باد آرامی بیافروزد
آندم دگر بنیان ظلمت را
در شعلهء سوزان خود سوزد
ای اختران خاکی دوران
پایندهگان در دل و افکارم
با حرف حرف شعر و اشعارم
یاد شما جاوید میدارم
به قلمِ🖋: پورِ مهر👇
#مهردادپورانیان