در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مهدی یوردخانی: در اردیبهشت، بوی گل‌های بهارنارنج در کوچه‌های خاکی می‌پیچد و آدم را تا
S3 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 00:54:55
در اردیبهشت، بوی گل‌های بهارنارنج در کوچه‌های خاکی می‌پیچد و آدم را تا دلِ خاطرات کودکی می‌برد. همان روزهایی که خانه‌ی مادربزرگ، پناه همیشگی ما بود؛ با دیوارهای کاهگلی، حوضی آبی در میان حیاط و صدای سماوری که همیشه در گوشه‌ای آرام می‌جوشید.

در آن خانه‌ی ساده، بهار معنای دیگری داشت. نسیم سبک از پنجره می‌وزید و پرده‌ها را می‌رقصاند، و ما بچه‌ها در بازی‌های کودکانه‌مان غرق بودیم؛ وسطی، لی‌لی، هفت‌سنگ… با خنده‌هایی که تا عصر، در کوچه‌های دهه شصت می‌پیچید. دنیا کوچک بود، اما دل‌ها بزرگ. هیچ‌کس عجله نداشت و حتی زمان هم آهسته‌تر می‌گذشت.

اردیبهشتِ آن سال‌ها، فصلی بود برای زندگی. گل که می‌شکفت، مادربزرگ می‌گفت: «بهار اومده، دلِ آدمم باید تازه بشه.» و راست می‌گفت. هنوز هم هر بار که بوی خاک نم‌خورده بعد از باران را حس می‌کنم، آرامشی درونم می‌دود که از همان حیاط و همان روزهای بی‌تکلف می‌آید—آرامشی از جنس کودکی، از جنس خانه‌ی مادربزرگ، از جنس اردیبهشتِ دهه‌ی شصت. 🌿

مهدی یوردخانی
نیما، سمیه سنقری و حسین چیانی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید