در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مهدی یوردخانی
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 16:54:20
 

کارشناس ارشد علوم ارتباطات و رسانه
مدیر روابط عمومی و امور بین‌الملل
پژوهشگر و مشاور رسانه ای

 ۰۱ دی ۱۳۶۰
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
مروری بر بازیگران پرکار سال گذشته؛ فیلم‌ها عوض می‌شوند اما چهره‌ها نه!
.
سال ۱۴۰۴ مجموعا ۶۳ فیلم سینمایی در سالن‌های سراسر کشور به نمایش درآمدند که در این میان، فیلم‌های کمدی سهمی چشمگیر در جدول اکران و همچنین آمار فروش داشتند، اما نکته‌ای که در میان این حجم از تولیدات کمدی، بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، الگوی تکراری و چرخشیِ حضور گروهی خاص و محدود از بازیگران در این آثار است.
.
در میان بازیگران مرد، پژمان جمشیدی با شش فیلم «دایناسور»، «قسطنطنیه»، «کوکتل مولوتوف»، «ناجورها»، «خانه ارواح» و «جزایر قناری»، یکی از پرتکرارترین چهره‌ها است که فیلم‌های کمدی او سال گذشته در مجموع نزدیک به ۴۰۰ میلیارد تومان فروش ... دیدن ادامه ›› داشته‌اند.
.
بیژن بنفشه‌خواه نیز با حضور در چهار فیلم «قسطنطنیه»، «ناجورها»، «جزایر قناری» و «جهیزیه» در رده بعدی قرار می‌گیرد. رضا نیکخواه با فیلم‌های «قسطنطنیه»، «جزایر قناری» و «آقای زالو»، امین حیایی با «آقای زالو»، «کوکتل مولوتوف» و «غریزه» و احمد مهرانفر با «کوکتل مولوتوف» و «طهران ۵۷» از دیگر چهره‌هایی هستند که سال گذشته در پروژه‌های مختلف دیده شدند.
.
همچنین مهران احمدی با سه فیلم «آقای زالو»، «جهیزیه» و «لیپار» و هادی کاظمی با «آقای زالو» و «عینک قرمز» حضور پررنگی داشته‌اند. مهران غفوریان نیز در سه فیلم «کفایت مذاکرات»، «بی‌سر و صدا» و «زیبا صدایم کن» ایفای نقش کرده است.
.
محسن کیایی با چهار فیلم «کفایت مذاکرات»، «ناجورها»، «جیمزباند» و «بازی را بکش» یکی دیگر از بازیگرانی است که در چند ژانر متفاوت اما همچنان در چرخه اکران‌های پشت‌ سر هم دیده می‌شود، اما در این میان باید از سیاوش چراغی‌پور یاد کرد که با حضور در شش فیلم «طهران ۵۷»، «صددام»، «کوکتل مولوتوف»، «دو روز دیرتر»، «دختر برقی» و «قرمز یواش» به همراه هومن برق‌نورد با شش فیلم «شاه‌نقش»، «صیاد»، «لاک پشت»، «لیپار» و «سینما متروپل» بیشترین تکرار را در میان بازیگران مرد سال ۱۴۰۴ داشته‌اند.
.
از سوی دیگر، بازیگران زن سینما نیز از این قاعده مستثنی نبوده‌اند. ستاره پسیانی با فیلم‌های «کوکتل مولوتوف»، «زیبا صدایم کن» و «خانه ارواح»، رویا میرعلمی با «جزایر قناری»، «کفایت مذاکرات» و «سینما شهر قصه»، آناهیتا درگاهی با «طهران ۵۷»، «سینما شهرقصه» و «های کپی» و همچنین نازنین بیاتی با «زعفرانه ۱۴ تیر»، «لاک پشت» و «خانه ارواح» نمونه‌های بارز این چرخه پرتکرار در میان بازیگران زن هستند.
.
اگرچه جامعه بازیگری ایران از توانمندی‌های فراوان و استعدادهای متنوعی برخوردار است، اما بسیاری از بازیگران توانمند این سال‌ها عملا خانه‌نشین شده‌اند یا برای یافتن یک نقش مناسب در سینما با دشواری‌های زیادی روبه‌رو هستند. در مقابل، گروهی مشخص از بازیگران که اغلب چهره‌های ثابت فیلم‌های کمدی هستند، به نوعی در حال چرخش میان پروژه‌های مختلف‌اند؛ الگویی که پیش‌تر به وفور در شبکه نمایش خانگی دیده می‌شد و حالا دارد در سینما و فیلم‌های کمدی هم تکرار می‌شود.
.
این رویه، هر چند تا حدی از منطق اقتصادی تولید سینما و ترجیح تهیه‌کنندگان برای همکاری با بازیگران به اصطلاح «چهره» نشأت می‌گیرد تا نام و تصویر آن‌ها تضمینی برای جذب مخاطب به سالن‌های سینما باشد، اما در دراز مدت پرسش‌هایی جدی و اساسی درباره تنوع بازیگری، فرصت‌های برابر برای همه استعدادها و سلامت اکوسیستم انتخاب بازیگر در سینمای ایران ایجاد می‌کند.
.
نکته دیگر آن‌که اغلب این بازیگران پرکار، همزمان با اکران فیلم‌هایشان در سینماها، در تالک‌شوها و برنامه‌های مختلف شبکه نمایش خانگی نیز حضور پررنگی دارند. این هم‌زمانی و تداوم حضور یکنواخت و بدون تنوع از سوی برخی افراد، مخاطب را به مرور زمان به سمت خستگی، دلزدگی و احساس یکنواختی سوق می‌دهد؛ اتفاقی که می‌تواند به مرور لطمه‌های جبران‌ناپذیری به پویایی و طراوت سینمای ایران وارد کند.
.
نکته‌ای که در این میان نباید از نظر دور داشت، تفاوت میان «تولید» و «اکران» است. سینماتایم با وجود طرح این موضوع در گزارش پیش‌رو، بر این باور است که پرکار به نظر رسیدن برخی بازیگران، لزوماً ناشی از حضور هم‌زمان آن‌ها در پروژه‌های متعدد نیست، بلکه بیش از هر چیز به هم‌زمانی اکران آثاری بازمی‌گردد که در سال‌های گذشته تولید شده‌اند.
سمیه سنقری این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
🔻سینما در فضای خاکستری جنگ و صلح

🔹بررسی چالش‌ها و راه‌های پیش‌رو
🔹در وضعیت شکننده و ناپایدار کنونی بی‌شک کاهش درآمد سینماها و شکست تجاری فیلم‌ها دور از انتظار نیست. طبیعی است که بعد از جنگ مهیب ۴۰ روزه ریسک تولید فیلم به مراتب بیش از گذشته خواهد بود و تا بهبود نسبی اوضاع، دست و دل خیلی از صاحبان سرمایه به سمت تولید فیلم سینمایی نخواهد رفت.
🔹در چنین موقعیت گرگ و میشی دولت اگر هم بخواهد، قادر به تامین مالی و جبران سرمایه فیلم‌هایی که از گیشه کام نمی‌گیرند، نیست و در خوشبینانه‌ترین حالت، تسهیلات بانکی به کمک خواهد آمد که فعلا اولویت در بازسازی هزاران واحد مسکونی، تولیدی و تجاری کشور است.
🔹مهم‌ترین چالش دولت در حال حاضر وخامت اوضاع معیشتی بخش بزرگی از عوامل سینمایی در چرخه تولید و پس از تولید است.
انتظار این است که سینما حداقل به اندازه سریال‌های نمایش خانگی اخیر، از سختگیری و اعمال سلیقه کمتر لطمه بخورد و از قاعده رده‌بندی سنی بیشتر بهره ببرد.

سمیه سنقری این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۳ اردیبهشت؛ «روز جهانی آزادی مطبوعات»، پاسداشتِ سنگربانانِ حقیقت و آگاهی است.

این روز تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ بلکه یادآورِ یک ضرورتِ حیاتی برای سلامتِ جوامع است: اینکه «اطلاعات»، داراییِ عمومیِ مردم است. آزادیِ رسانه، فراتر از یک حقِ صنفی، ستونِ استوارِ شفافیت، عدالت و بازخواستِ قدرت است.

در عصرِ غوغای اخبار، ما بیش از هر زمانِ دیگری به روایت‌های دقیق، مستقل و جسورانه نیاز داریم. امروز ضمن تجلیل از تمامی روزنامه‌نگارانی که با تعهد و شجاعت، فانوسِ حقیقت را در مسیرِ آگاهیِ جمعی روشن نگاه می‌دارند، بر این اصلِ بنیادین تأکید می‌کنیم: جامعه‌ای که در آن رسانه‌ها آزادند، جامعه‌ای است که در برابرِ فساد، تباهی و استبداد، واکسینه ... دیدن ادامه ›› می‌شود.

به امیدِ روزی که قلم‌ها تنها دغدغه‌ی منافعِ ملی و حقیقت را داشته باشند و «آزادیِ پس از بیان»، همراهِ همیشگیِ «آزادیِ بیان» باشد.

مهدی یوردخانی
کتایون هاوستین و سمیه سنقری این را خواندند
استاد گرانقدر، همینکه شما در این بستر مجبور به پست‌گذاری هستید، از عدم آزادی بیانه.
۵ روز پیش، یکشنبه
ایمان کارجو
لطف دارید. من استاد نیستم. یک کاربر ساده تیوالم
برادر عزیز همه هنرمندان و هنردوستان برای بنده استاد هستند
۴ روز پیش، دوشنبه
ایمان کارجو
استاد برای تنوع یه اجرای تئاتر برید و در تیووال در مورد اون نظرتون را مرقوم کنید.
سلام استاد
اونم به روی چشم
۴ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
معلم؛ آنکه آینده را هجی کرد

روز معلم، فرصتی است برای بازگشت به زنگ‌های خاطره؛ به عطرِ دفترهای نو، بویِ خاکِ باران‌خورده حیاط مدرسه، و آن سکوتِ پرمعنای کلاس. معلم، فقط حاملِ دانش نیست؛ او مهندسِ جان است، کسی که جوهره‌ی امید را در ما می‌کارد و راه را در میانِ ابهامِ نادانی روشن می‌کند.

یادِ معلم، یادِ دستانی است که لرزشِ انگشتانِ ما را هنگامِ نوشتن دید و با صبرِ کوه، دوباره واژه‌ها را کنارِ هم چید. «می‌شود… تو فقط تلاش کن.» این جمله، تنها یک تشویق نبود؛ بذری بود که امروز، درختِ توانستن را در ما بارور کرده است.

نوستالژیِ معلم، یعنی درکِ عمیقِ همین معجزه‌ها. لحظه‌هایی که با اشتباه، واژگون شدیم و دوباره، به یُمنِ نگاهِ او، ایستادیم. او نورِ هدایتی ... دیدن ادامه ›› بود که سوخت تا ما راهِ خود را بیابیم.

این روز، تبریکِ صرف نیست؛ ادایِ احترامی است به کسانی که با یک نگاه، آینده را ساختند؛ با قلمشان، باور را نوشتند و با جانشان، چراغِ راهِ ما شدند.

معلمِ گرامی،
چراغِ زندگانی‌تان روشن. اگر امروز توانِ «شدن» داریم، اگر هنوز به آینده می‌نگریم، اگر الفبایِ زندگی را آموختیم—بدانید که بخشی از این راه، از نورِ وجودِ شما روشن شده است.

روزتان مبارک. شما فقط درس ندادید؛ نگاهِ ما به جهان را شکل دادید.

مهدی یوردخانی
بهنام پورحسن و سمیه سنقری این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با مهر کنار هم باشیم

گمان می‌کنم آنها که دست‌شان به دهان‌شان می‌رسد، مستاجر دارند، مشتری وارد مغازه‌شان می‌شود، تعمیرکارند، کارگر دارند و... فرصت خوبی نصیب‌شان شد تا با بخشش، صبوری، مهرورزی و... درد جنگ و کمبودها را جبران کنند.

امروز که دارم این مطلب را می‌نویسم روزهای زیادی از آغاز جنگ می‌گذرد اما مثل روز اول نیستم که مشتاق شنیدن خبر بودم . حالا ترجیح می‌دهم هیچ خبری را نشنوم . آنقدر در این ایام از طرفین، از مردم از… دروغ شنیده‌ام که دلم می‌خواهد بروم جایی که صدای هیچ خبرپخش‌کنی شنیده نشود . دروغ‌های زیادی که می‌گویند فقط حالم را بد می‌کند . روزگار عجیبی شده؛ دروغگویان وحمالان دروغ روز به روزبیشتر می‌شوند. دیگر کنجکاو نیستم تا بدانم کجا را زده‌اند و… انسانیتم ترک برنداشته . حساسیتم کم نشده . فقط از دروغ شنیدن خسته شده‌ام. گمانم از یازدهمین روز جنگ بود که تصمیم گرفتم به سینما و کتاب پناه ببرم . با پل توماس اندرسن هم شروع کردم . با فیلم ماگنولیا که گویا خودش هم به آن ... دیدن ادامه ›› علاقه دارد .

بعد هم رفتم سراغ رابرت آلتمن و… اما مگر چقدر می‌شود فیلم دید؟ چند روز از خبرها دور ماند و… برناردو برتولوچی جایی در فیلم آخرین تانگو در پاریس توی دهان شخصیتش جمله‌ای گذاشته است که این روزها کاملا درکش می‌کنم (شما نمی‌توانید در اتاق مخفی شوید، واقعیت از پنجره می‌آید) و جنگ واقعیت تلخی است که دیوارها هم نمی‌توانند ما را از آن پنهان کنند. نمی‌دانم چند روز در خانه می‌مانم اما خیلی زود چاردیواری خانه کلافه‌ام می‌کند . می‌گویم بروم دوری بزنم تا بادی به کله‌ام بخورد .

به خودم می‌گویم و می‌روم . شهر هیچ شباهتی به شهری نداردکه هواپیماهای دشمن بالاش چرخ می‌زنند . مردم آرام و مثل همیشه در حال حرکت هستند . توی سرشان چه می‌گذرد معلوم نیست و مشخص نمی‌شود نگرانی و اضطراب کجای زندگی‌شان جا خوش کرده است . مشخص‌ترین و دلچسب‌ترین صحنه زمانه جنگ را کمی جلوتر وقتی می‌بینم که از کوچه‌ای وارد خیابان فردوسی می‌شوم.

صحنه‌ای که حالم را خوب می‌کند . خوب خوب که نه! شادی و اندوه تنگ دلم را پر می‌کند . مرد زباله‌گردی گاری دستی‌اش را با کیسه‌ای بزرگ و پری، سر کوچه پارک کرده (پارک کرده؟) و دارد زباله‌هایی که جمع کرده (غنیمت‌های آشغالی، آشغال‌های دوست داشتنی، بازیافتی‌هایی که نان می‌شوند و…؟) را بالا و پایین می‌کند دو پسر خردسال همراهش هستند و یکی با اشتیاق دارد دور و بر پدرش می‌گردد وبا شادی چیزهایی می‌گوید . پدر کالسکه یا روروکی را دست گرفته و بالا و پایین می‌کند. شادی پسر به خاطر همان است . روروک نسبتا نو است و حتی سفیدیش هنوز چرک نشده. مرد روروک را بالای گونی زباله می‌گذارد و پسرش را می‌گذارد داخلش . پسرک با کلیدهای جلوی روروک ور می‌رود وصدای‌سازی را از آن بیرون می‌کشد. کیف می‌کند و کیفش انگار مسری باشد به جانم می‌افتد.

بعد از آن خیابان‌گردی و آن لحظه که بد و خوب را با هم داشت دیگر از جنگ وحشتی ندارم . نه اینکه جنگ بد نباشد که هست! نه اینکه از جنگ افروزان و جنگ طلبان بدم نیاید که می‌آید . نه اینکه … اما گمان می‌کنم برای گذر از این اتفاق شوم، از این روزهای خیلی بد باید بیشتر از گذشته حواسمان به زیبایی‌های زندگی باشد . زیبایی‌هایی که اگر در چهره دیگران باشد جالب‌تر است (یا حداقل من اینطور فکر می‌کنم) به خاطر همین است که گمان می‌کنم آنها که دست‌شان به دهان‌شان می‌رسد، مستاجر دارند، مشتری وارد مغازه‌شان می‌شود، تعمیرکارند، کارگر دارند و… فرصت خوبی نصیب‌شان شد تا با بخشش، صبوری، مهرورزی و… درد جنگ و کمبودها را جبران کنند و نگذارند اندوه نشسته بر چهره‌ها بیشتر شود . خلاصه کنم در این روزهای جنگ و نامرادی و نداری با مهر کنار هم باشیم.
سمیه سنقری این را خواند
میلاد فراهانی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پنجشنبه که می‌رسد، انگار هوا هم بوی دیگری می‌گیرد. بوی تعطیلی، بوی خانه، بوی مادربزرگ دمِ صبح. پرده را که کنار می‌زنی، نور، نرم و طلایی می‌خزد روی فرش. هنوز صدای جاروبرقی همسایه نیامده، هنوز بوی نان تازه از تنور همسایه بغلی نیامده. فقط سکوت است و نور و این حس غریبِ آشنا. حسِ پنجشنبه‌های کودکی. یادش بخیر، آن روزها انگار زمان کندتر می‌گذشت، اما خاطراتش حالا با سرعت برق و باد در ذهن می‌دوند. انگار همین دیروز بود که صبح زود، قبل از همه بیدار می‌شدم و می‌رفتم کنار پنجره، منتظرِ شروعِ یک روزِ تعطیلِ دوست‌داشتنی. آن روزها، پنجشنبه‌ها شروعِ آرامش بودند، قبل از هیاهوی جمعه. حالا اما… حالا پنجشنبه‌ها بیشتر بوی دلتنگی می‌دهند. دلتنگی برای آن روزها، برای آن آدم‌ها، برای آن حسِ نابِ صبحِ پنجشنبه.

مهدی یوردخانی
سمیه سنقری این را خواند
هانیه مدرس این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تلویزیون خیال می‌کند از همه عاقل‌تر و باهوش‌تر است

نشسته‌ای به تماشای فوتبال، تلویزیون یک صحنه را بیش از ده‌ بار پخش می‌کند، چون از ده‌ها هزار تماشاگر روی سکوها، تلویزیون چند نفرشان را مناسب پخش نمی‌بیند.
یک استاد موسیقی مهمان تلویزیون است، پس از مصاحبه قرار می‌شود قطعه‌ای را اجرا کند، تلویزیون گلدان نشان می‌دهد، سقف و پنجرۀ استودیو را نشان می‌دهد، چون تصویر ساز را مناسب پخش نمی‌داند.
.
اصلاً خودت مهمان برنامۀ تلویزیونی شده‌ای و داری دربارۀ یک موضوع تخصصی شعر فارسی حرف می‌زنی. مجری انگار روی شعلۀ آتش است هی تکان می‌خورد و دست آخر حرفت را قطع می‌کند، چون صدایی در گوشش گفته است که این حرف‌ها مناسب ... دیدن ادامه ›› پخش نیست.
.
تلویزیون خیال می‌کند که از همه عاقل‌تر و باهوش‌تر است یعنی ده‌ها میلیون ایرانی و فارسی زبان به اندازۀ چند تا مدیر و کارشناس و مجری تلویزیون عقل ندارند که بدانند چه بگویند و چه بشنوند و چه ببینند.
.
تلویزیون برنامۀ روزانه‌ای داشت دربارۀ زبان فارسی، با کارشناس ثابت. آن کارشناس حرف‌های غلط و من درآوردی می‌گفت، اشعار غلط می‌خواند و به شاعران بزرگ نسبت می‌داد. هر چه تلاش می‌کنی و می‌نویسی و تماس می‌گیری، فایده‌ای ندارد، تلویزیون تشخیص می‌دهد که آن پرت و پلاها مناسب پخش است و تمام.
.
حالا رسیده‌ایم به روزهای سخت جنگ تحمیلی دشمنان جنایتکار و بی‌وجدان و تأثیرات گستردۀ آن بر کار و زندگی و شب و روز مردم.
.
تلویزیون اما کاری به این حرف‌ها ندارد، در تمام ساعت‌های شبانه‌روز، چند مهمان ثابت دارد که همه‌شان شبیه هم هستند نه فقط کلمات‌شان، حتی گوشی‌ها و انگشترها و لباس‌هاشان هم شبیه هم است. آن‌ها از چیزهایی حرف می‌زنند که هیچ نشانه‌ای از آن‌ها در بیرون از قاب تلویزیون نیست.
.
انگار آن‌ها هیچ‌وقت از استودیوهای تلویزیون بیرون نمی‌آیند و به کوچه و خیابان نمی‌روند. از نانوایی و بقالی و مغازه‌های دیگر، خرید نمی‌کنند. با مردم حرف نمی‌زنند. تعطیلی مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها و مشاغل را نمی‌بینند. انگار در آن‌جایی که آن‌ها زندگی می‌کنند اصلا خبری از زندگی در شرایط جنگی نیست، هر چه هست مقداری نوشته و جزوه و تحلیل تکراری و نامفهوم است که از گوشی‌ها و تبلت‌های سیم‌کارت سفیدشان می‌خوانند و بالا و پایین می‌کنند و توقع دارند میلیون‌ها انسان که زندگی و روز شب‌شان با جنگ و تبعات آن گره خورده، حرف‌های تلویزیون را بپذیرند و باور کنند و از این که اینترنت‌شان قطع است خوشحال باشند.
حسین چیانی و سمیه سنقری این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در دنیای امروز، رسانه‌های محلی ستون فقرات جوامع ما هستند. آن‌ها صدای شهروندان، روایتگران داستان‌هایمان و حافظان فرهنگ و هویتمان هستند. حمایت از این رسانه‌ها، نه تنها یک اقدام خیرخواهانه، بلکه سرمایه‌گذاری در آینده جوامع ماست.

“نذر فرهنگی” یا “حمایت از رسانه‌های محلی”، دعوتی است به پاسداری از میراث غنی و تقویت پیوندهای اجتماعی. با هر حمایت، چراغی فروزان‌تر می‌شود و صدایی رساتر به گوش می‌رسد. بیایید با هم، دستی به دامان فرهنگ و رسانه محلی دراز کنیم و آینده‌ای روشن‌تر را برای دیارمان بسازیم.

#نذر_فرهنگی #رسانه_محلی #حمایت_از_رسانه #فرهنگ_سازی #جامعه_سازی

مهدی یوردخانی
حسین چیانی و سمیه سنقری این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در دومین جلسه شورای صنفی مصوب شد؛ تا اطلاع ثانوی افزایش قیمت بلیت نداریم

دومین جلسه شورای صنفی نمایش در سال ۱۴۰۵ با حضور اعضا در خانه سینما برگزارشد.
دومین جلسه شورای صنفی روز یکشنبه (6 اردیبهشت ماه) با حضور مهدی کرم‌پور (دبیر شورای صنفی نمایش و نماینده شورای‌عالی تهیه‌کنندگان)، مجتبی بهزادیان (مدیر کل اداره نظارت و ارزشیابی)، محمدرضا صابری و هادی اسماعیلی (نمایندگان انجمن سینماداران) و فاطمه امیرآبادی (نماینده سامانه سمفا) در محل خانه سینما برگزار شد.

در این جلسه افزایش قیمت بلیط مطرح شد و طبق نظر شورا تا اطلاع ثانوی، افزایش صورت نمی‌گیرد.
همچنین اکران فیلم‌های «ملکه آلیشون»، «دو روز دیرتر»، «احمد» و «دختر برقی» در تاریخ ۹ اردیبهشت به پایان می‌رسد.
نیما، هلیا حسینی و حسین چیانی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در اردیبهشت، بوی گل‌های بهارنارنج در کوچه‌های خاکی می‌پیچد و آدم را تا دلِ خاطرات کودکی می‌برد. همان روزهایی که خانه‌ی مادربزرگ، پناه همیشگی ما بود؛ با دیوارهای کاهگلی، حوضی آبی در میان حیاط و صدای سماوری که همیشه در گوشه‌ای آرام می‌جوشید.

در آن خانه‌ی ساده، بهار معنای دیگری داشت. نسیم سبک از پنجره می‌وزید و پرده‌ها را می‌رقصاند، و ما بچه‌ها در بازی‌های کودکانه‌مان غرق بودیم؛ وسطی، لی‌لی، هفت‌سنگ… با خنده‌هایی که تا عصر، در کوچه‌های دهه شصت می‌پیچید. دنیا کوچک بود، اما دل‌ها بزرگ. هیچ‌کس عجله نداشت و حتی زمان هم آهسته‌تر می‌گذشت.

اردیبهشتِ آن سال‌ها، فصلی بود برای زندگی. گل که می‌شکفت، مادربزرگ می‌گفت: «بهار اومده، دلِ آدمم باید تازه بشه.» و راست می‌گفت. هنوز هم هر بار که بوی خاک نم‌خورده بعد از باران را حس می‌کنم، آرامشی درونم می‌دود که از همان حیاط و همان روزهای بی‌تکلف می‌آید—آرامشی از جنس کودکی، از جنس خانه‌ی مادربزرگ، از جنس اردیبهشتِ دهه‌ی شصت. 🌿

مهدی یوردخانی
نیما، سمیه سنقری و حسین چیانی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رونمایی از پوستر هفتاد و نهمین دوره جشنواره فیلم «کن»

سی و پنج سال پس از اولین نمایش فیلم «ریدلی اسکات» در 20 مه 1991در جشنواره کن، تلما و لوئیز به عنوان قهرمانان زن به پوستر رسمی هفتاد و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم «کن» Cannes فرانسه در سال 2026 بازگشته‌اند.

سی و پنج سال پس از اولین نمایش فیلم «ریدلی اسکات» در 20 مه 1991 در جشنواره کن، تلما و لوئیز به عنوان قهرمانان زن به پوستر رسمی هفتاد و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم «کن» Cannes فرانسه در سال 2026 بازگشته‌اند.

دفتر مطبوعاتی جشنواره بین‌المللی فیلم «کن» اعلام کرد؛ این دو مبارز فراموش‌نشدنی، ورق را برگرداندند و چند کلیشه جنسیتی، چه اجتماعی و چه ... دیدن ادامه ›› سینمایی، را در هم شکستند؛ آن‌ها تجسم آزادی مطلق و دوستی تزلزل‌ناپذیر بودند؛ آن‌ها راه رهایی را در زمانی که حیاتی می‌شود، نشان دادند. یادآوری این موضوع امروز به معنای تجلیل از راهی است که از قبل طی شده است، بدون این‌که آن‌چه هنوز در پیش است را نادیده بگیریم.

در سال 1977، «ریدلی اسکات» Ridley Scott در بخش مسابقه جشنواره بین‌المللی فیلم «کن» با اولین فیلمش، «دوئل‌بازها» The Duellists جایزه هیأت داوران را برای بهترین فیلم اول دریافت کرد. در سال 1991، برای هفتمین فیلمش – نوشته کالی خوری تازه‌کار (برنده اسکار و گلدن گلوب 1992) و تهیه‌کننده‌اش «میمی پولک گیتلین» Mimi Polk Gitlin ـ این فیلمساز بریتانیایی که به یکی از بزرگترین فیلمسازان معاصر تبدیل شده بود؛ «بیگانه» Alien، «بلید رانر» Blade Runner، قبل از «گلادیاتور» Gladiator و بسیاری دیگر)، تصمیم گرفت تا با زیر پا گذاشتن قراردادهای فیلم جاده‌ای، یک ژانر فیلم مردانه، نسخه‌ای زنانه از آن را بسازد و داستان حماسه‌ای نفس‌گیر را روایت کند که به یک فرار یک‌طرفه تبدیل می‌شود ـ بازپس‌گیری مالکیت بدن و خواسته‌هایشان برای این دو قهرمان زن بهای سنگینی داشت.

این فیلم زنانه «ایزی رایدر» Easy Rider پس از اکران در ایالات متحده، بحث و جدل‌هایی را برانگیخت، اما موفقیت آن غیر قابل انکار بود. فیلم خلافکارانه «ریدلی اسکات»، مانند یک انفجار رهایی‌بخش، نقطه عطفی در تاریخ بازنمایی زنان در سینما بود. این فیلم به سرعت به یک اثر کلاسیک نسلی تبدیل شد و اکنون به یک اثر محبوب تبدیل شده است. به لطف زوج خیره‌کننده بازیگران زن که یادآور زوج ردفورد ـ نیومن در فیلم «بوچ کسیدی و ساندنس کید» Butch Cassidy and the Sundance Kid هستند، این فیلم قصیده‌ای در وصف دوستی زنان است که در مقابل مناظر وحشی و باشکوه غرب میانه قرار گرفته و به سبک یک فیلم وسترن فیلمبرداری شده است و موسیقی متن آن توسط «هانس زیمر» Hans Zimmer ساخته شده است. دو بازیگر زن خارق‌العاده، «جینا دیویس» Geena Davis و «سوزان ساراندون» Susan Sarandon، قلب و روح خود را در شخصیت‌های خود می‌ریزند که به دلیل شدت اجراهایشان به نمادی تبدیل شده‌اند.

سی و پنج سال پیش، دو شخصیت اصلی اولین فیلم جاده‌ای زنانه و فمینیستی سینما، در حالی که نسیم آزادی از پشت سرشان می‌وزید، تصمیم گرفتند که این مسیر را با قدرت طی کنند. آن‌ها به نمادهایی جاودانه تبدیل شدند. امروز، آن‌ها در مقابل ما قرار دارند؛ و میراث خود را به نمایش می‌گذارند.

مهدی یوردخانی
ماهان نوبخت، سمیه سنقری و حسین چیانی این را خواندند
امین نیکفر این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نیمه‌شب که می‌گذرد، شهر آرام می‌شود اما آدم نه.

در سکوت پشتِ پنجره، صدای دور موتور یک ماشین می‌پیچد و بعد، همه‌چیز دوباره فرو می‌رود در همان خلأیی که فقط بی‌خوابی می‌شناسد.

چراغ‌ها خاموشند، اما خاطره‌ها بیدار؛ مثل مهمان‌هایی که قرار نبود بمانند و حالا روی صندلی‌های ذهن لم داده‌اند.

باد پرده را کمی تکان می‌دهد و برای لحظه‌ای کوتاه، آدم خیال می‌کند دوباره نوجوان است؛ آن روزهایی که بی‌دلیل بیدار می‌ماند و خیال‌های روشن، تاریکی ... دیدن ادامه ›› را می‌جویدند.

اما حالا، تنها صدای قلبی مانده و ساعتی که لجوجانه جلو می‌رود.

نیمه‌شب گذشته،
اما انگار هنوز کسی در جایی عمیق منتظر است خواب خودش را پیدا کند.

مهدی یوردخانی
عزت الله فلاح کیش، سمیه سنقری و حسین چیانی این را خواندند
داریوش آریا این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
*مدیریت موفق: تلفیقی از دانش تخصصی و قدرت رسانه


در دنیای پویای امروز، #مدیران موفق کسانی هستند که نه تنها از دانش عمیق و تخصصی در حوزه خود برخوردارند، بلکه با درک اهمیت #روابط_عمومی و #رسانه ، پیام خود را به طور مؤثر به مخاطبان گسترده‌تری منتقل می‌کنند. این تلفیق، پایه‌های یک رهبری قدرتمند را بنا می‌نهد؛ جایی که تخصص فنی با توانایی ارتباطی هم‌افزا می‌شود.

دانش، چراغ راه مدیر در تصمیم‌گیری‌های #استراتژیک و حل چالش‌های پیچیده است. این دانش، اعتبار و اعتماد لازم را برای هدایت تیم و سازمان فراهم می‌آورد. اما بدون توانایی انتقال این دانش و چشم‌انداز به ذینفعان – از کارکنان گرفته تا مشتریان و سرمایه‌گذاران – اثربخشی آن محدود ... دیدن ادامه ›› خواهد ماند.

اینجاست که روابط عمومی و رسانه نقش حیاتی خود را ایفا می‌کنند. مدیرانی که به طور فعال در ایجاد و حفظ #روابط مثبت با رسانه‌ها و جامعه می‌کوشند، قادرند تصویر مطلوب و حرفه‌ای از خود و سازمانشان ترسیم کنند. آن‌ها از رسانه‌ها به عنوان ابزاری قدرتمند برای اطلاع‌رسانی، شفاف‌سازی، #مدیریت #بحران و حتی ایجاد مزیت رقابتی استفاده می‌کنند.

در نهایت، مدیران موفق کسانی‌اند که با سرمایه‌گذاری بر دانش روزآمد و به‌کارگیری هوشمندانه ابزارهای رسانه‌ای، مسیری روشن به سوی نوآوری، رشد پایدار و دستیابی به اهداف سازمانی هموار می‌سازند. آن‌ها نه تنها در اتاق هیئت مدیره، بلکه در افکار عمومی و فضای رسانه‌ای نیز حضوری پررنگ و تأثیرگذار دارند.

مهدی یوردخانی
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کارگردان: امیر شیرمحمدی
فیلمنامه: امیر شیرمحدی، میثم عقیقی
تهیه‌کننده:
بهروز ‌افخمی
بازیگران:
سام ‌کبودوند
، مرجان شیرمحمدی، مهرداد هاشمی،
خیام ‌وقار ‌کاشانی
، امیر شیرمحمدی، امین وجگانی،
مهدی ‌کاسه ‌ساز
،
فرهاد ‌حیدری
مدیر دوبلاژ: ژرژ پطرسی
فیلمبردار: علیرضا عقیلی
دستیارفیلمبردار: ... دیدن ادامه ›› اسد ا... هاشمی
دستیار اول کارگردان: کامیار شهابی
موسیقی: کیوان هنرمند
مدیر تولید: علی شیرمحمدی
جانشین تولید: سمیه سنقری
طراح صحنه و لباس: علی شیرمحمدی، امیر شیر محمدی
برنامه ریز: امین وجگانی
تدوین:
بهروز ‌افخمی
، امیر شیرمحمدی
جلوه های بصری: علیرضا همتی
خلاصه: یک دانشجوی پزشکی تصمیم می گیرد تحت تاثیر تماشای یک فیلم سینمایی، مرگ موقتی را تجربه کند. از آنجا که او برای انجام اینکار نیاز به کمک دوستانش دارد، تلاش می کند آن ها را نیز برای انجام این آزمایش ترغیب کند.
چهاردهم دی ماه مراسم افتتاحیه فیلم سینمایی «دختری با لباس ارغوانی» با حضور هنرمندان در هتل آتانا تهران برگزار شد.
مهدی یوردخانی
سمیه سنقری
حدیث فولادوند
مهران قدکچیان
هتل اسپلن دید شهر نیس فرانسه محل اقامت مهدی یوردخانی و تیم حاضر در جشنواره فیلم فرانسه معرفی شد
این هتل جهت استقرار تیم اعزامی از ایران با همکاری سفارت ایران در اختیار تیم فیلم چی و طراح لباس سینما ایران خانم سمیه سنقری قرار گرفت
سمیه سنقری و مهدی یوردخانی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سمیه سنقری طراح لباس ایرانی مدل افتخاری برند معروف ایو سن لوران در فرانسه شد
طراح لباس ایرانی و فعال هنری، همزمان با حضور در جشنواره بین المللی فیلم کن فرانسه و کارگاه های آموزشی این جشنواره، مورد توجه برندهای مطرح پوشاک جهان قرار گرفت.
در همین راستا سمیه سنقری در این سفر به عنوان مدل افتخاری لویی ویتون و ایو سن لوران معرفی و با نماد اختصاصی این برند جهانی عکس گرفت.
در این عکس خانم سمیه سنقری با پوششی ایرانی و اصیل با نماد بته و جقه و برگرفته از سنگدوزی هوایی هم رنگ پرچم ایران و الهام گرفته از لباس تاجگذاری بانو فرح پهلوی در مقابل برند ایو سن لوران و لویی ویتون مورد توجه عکاسان قرار گرفت
ایو سن لوران (فرانسوی Yves Saint Laurent؛ به اختصار: YSL) خانه مد لوکس فرانسوی است که توسط ایو سن لوران و شریک او پیر برژ تأسیس شد. این برند به تولید پوشاک آماده، اوت کوتور، لوازم جانبی چرمی و کفش تخصص یافته و خط لوازم آرایشی آن YSL Beauty متعلق به لورئال است.
مهدی یوردخانی و سمیه سنقری این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سمیه سنقری طراح لباس ایرانی مدل افتخاری برند معروف ایو سن لوران در فرانسه شد
طراح لباس ایرانی و فعال هنری، همزمان با حضور در جشنواره بین المللی فیلم کن فرانسه و کارگاه های آموزشی این جشنواره، مورد توجه برندهای مطرح پوشاک جهان قرار گرفت.
در همین راستا سمیه سنقری در این سفر به عنوان مدل افتخاری لویی ویتون و ایو سن لوران معرفی و با نماد اختصاصی این برند جهانی عکس گرفت.
در این عکس خانم سمیه سنقری با پوششی ایرانی و اصیل با نماد بته و جقه و برگرفته از سنگدوزی هوایی هم رنگ پرچم ایران و الهام گرفته از لباس تاجگذاری بانو فرح پهلوی در مقابل برند ایو سن لوران و لویی ویتون مورد توجه عکاسان قرار گرفت
ایو سن لوران (فرانسوی Yves Saint Laurent؛ به اختصار: YSL) خانه مد لوکس فرانسوی است که توسط ایو سن لوران و شریک او پیر برژ تأسیس شد. این برند به تولید پوشاک آماده، اوت کوتور، لوازم جانبی چرمی و کفش تخصص یافته و خط لوازم آرایشی آن YSL Beauty متعلق به لورئال است.
سمیه سنقری و مهدی یوردخانی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
To Cannes
حاشیه حضور سمیه سنقری طراح لباس سینما و تلویزیون و مهدی یوردخانی کارشناس ارشد رسانه در جشنواره بین المللی فیلم کن فرانسه
شهر کن در کشور فرانسه، شهری است که اغلب آن را محل برپایی فیلم کن در اروپا به یاد می آورند. سفر به کن در فرانسه یک سفر متفاوت است، کن شهر بندری و توریستی فرانسه است که به خاطر جشنواره ی معروف کن هر سال میزبان هزاران فرد مشهور و گردشگر خارجی است. محبوبیت این جشنواره را هم که کنار بگذاریم باید به سواحل و مناظر دیدنی آن اشاره کنیم و از آب های شفاف مدیترانه ای آن برایتان بگوییم. صدها کیلومتر ساحل این شهر به امکانات بسیار خوب و مطلوب برای رفاه گردشگران مجهز شدند. اما قبل از سفر به هر نقطه ای از جهان داشتن اطلاعات کافی درباره جاذبه هایی که در آن مقصد وجود دارد و همچنین چشم اندازی نسبت به رستوران ها و هتل ها و امکانات آنها از جمله نیازهایی است که مسافران باید در اختیار داشته باشند
سمیه سنقری و مهدی یوردخانی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در حاشیه برگزاری جشنواره کن فرانسه و بازدید سمیه سنقری طراح لباس سینما و مهدی یوردخانی از کلیسای نوتردام دسپرانس (Notre-Dame d’Espérance) مناظری خیره کننده از بندر قدیمی کن را به شما پیشنهاد می‌کند اما خودش نیز به اندازه کافی زیبا و دیدنی است. ساخت این بنا در سال ۱۵۲۱ شروع شده و نهایتاً در سال ۱۶۷۸ به پایان رسید. این سازه‌ی سبک گوتیک یکی از معدود ساختمان‌های تاریخی کن به شمار می‌رود و یک لذت واقعی را به شما هدیه می‌کند
سمیه سنقری و مهدی یوردخانی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

سینما

تماس‌ها

09369092988
09125049861