در این تاریکی بی مکث
میان این همه دلهای سرگردان
کسی شاید به فریاد کسی آید
کسی که این همه تنهاست
کسی که با خودش میگفت:
که روز خوش همین فرداست!
همین جایی که غمها بیش از ادمهاست!
کسی که هر لحظه هر آن
فرو میریزد اما او
میان شهر خاموشی
دلش فریاد میزد
های آزادی
چنین مرگی کجا دارد؟
صدا باشد ولی ما بی صدا
... دیدن ادامه ››
باشیم.
در این تاریکی بی مکث
میان جمع خاموشان!
چه وحشت بار است بودنها
در این تاریکی بی مکث
چنین مرگی کجا دارد؟
.
احمد بیگی
از دفتر بیعنوان برای همه بهجز تو
اردیبهشت 1405