از او فاصله می گیرم و می گذارم آتلور و لوی مراقبش باشند و با چشمانم دنبال گابریل می گردم. او را می بینم که جایی در میان تالار ایستاده و دارد با بدل کننده اش آریل می رقصد. اما نه یک رقص آرام، بلکه حرکاتی تند با پاها و جهش هایی کوتاه و بلند. به خنده می افتم و به سمتشان می روم. گابریل دارد به آریل می گوید:
"خجالتی نباش آریل عزیز. در این رقص باید تاریکی درونت را آزاد کنی. بگذار از داخل قلبت بیرون بیاید، یک دور داخل تالار بزند و دوباره به سینه ات برگردد. و خواهی دید که وقتی برگردد، آرام تر خواهد بود."
--
متن کامل: لینک در پروفایل
بالتازار این را
دوست دارد
۲ نفر
این را
امتیاز دادهاند