ترکیب بازیگرا خوب نبود...
این نمایشنامه فلوریان زلر خیلی متن قوی ای داره و موضوعش انقدر تلخه که دلم نمیاد حتی کلمه طنز رو کنارش بیارم هرچند که یه چاشنی ادبیات بامزه ای داره کنارش
همه ما از صبح که بلند میشیم تا شب کلی دروغ میگیم
هر چقدر که کافی باشه
هرچقدر که کارمونو راه بندازه...
هرکسیم یه دلیلی داره برای راست نگفتناش...
ولی خیانت
... دیدن ادامه ››
دروغ نیست!
صد هزار بار کثافت تر از دروغه یعنی اصلا یه جوریه که آدم وقتی بخواد راجع بهش حرف بزنه کم میاره یه جورایی دچار خشکسالی واژه عجیبی میشه!
نمیدونم چی میشه اسمشو گذاشت شبیه یه حس
انگار که یهویی اسید بپاشن به تک تک سلول های روحت
انگار که محکم بزنن به چهارپایه زیر پات وقتی درست گردنت توی حلقه دار محکم شده...
انگار که تنها امیدت خودش بیاد دست و پات رو ببنده و در حالی که تو نمیدونی دقیقا چیکار میخواد بکنه هولت بده بفرسته ته یه اقیانوس پرعمق و تاریک...
خلاصه که کاش تلاش کنیم مفهوم ناامید کننده ای از تعریف انسان نباشیم!
آدم باید آدم باشه فارغ از جنسیت...