🌟🌟🌟🌟🌟
فارغ از متن و کارگردانی، یکی از مهمترین ویژگیهای «نامقصد» انسجام دقیق تیم اجرایی آن است؛ گروهی که تمام عناصر کار را در یک جهان مشترک نگه داشتهاند و اجازه ندادهاند هیچ بخشی از اجرا از کلیت اثر جدا شود یا به خودنمایی برسد. همین هماهنگی باعث شده «نامقصد» بیشتر از آنکه مجموعهای از ایدههای پراکنده باشد، به یک اتمسفر واحد تبدیل شود؛ اتمسفری سرد، معلق و آغشته به حافظه و فقدان.
طراحی صحنهی امیر پناهیفر نقش مهمی در شکلگیری این جهان دارد. ساختار متقاطع صحنه، مثلثهای تداعیکنندهی هشدار و تصاویر آبان و مهران که شمایلی شبیه اعلامیههای ترحیم پیدا کردهاند، از همان ابتدا مخاطب را وارد فضایی میان مرگ، انتظار و تعلیق میکند. در کنار آن، استفاده از دکورهای پرتابل ــ از تخت و سینک گرفته تا برانکارد و تخت پزشکی قانونی ــ باعث شده اشیاء مدام تغییر کارکرد بدهند و جهان ناپایدار نمایش را تقویت کنند.
در بخش طراحی حرکت، سارینا شاد بهخوبی توانسته حرکت بدنها را به بخشی از وضعیت روانی شخصیتها تبدیل کند. فریزها، حرکتهای ریورس و سکونهای
... دیدن ادامه ››
طولانی، اجرا را از یک روایت صرفاً رئالیستی خارج میکند و به آن کیفیتی ذهنی و کابوسوار میدهد.
گریمِ ندا میرزایی و طراحی لباسِ آیسن آقآتابای نیز کاملاً در امتداد همین جهان حرکت میکنند. چهرهها و لباسها بدون اغراق و جلوهفروشی، فرسودگی، سوگواری و خستگیِ درونی شخصیتها را منتقل میکنند و اجازه میدهند همهچیز در خدمت فضای کلی اثر باقی بماند.
نورپردازیِ رضا مقصودی یکی از عناصر بسیار مؤثر اجراست. نور در این اجرا فقط روشنایی صحنه نیست، بلکه بخشی از وضعیت روانی اثر است.
موسیقیِ وحید قنوعی نیز با بافتهای صوتی سرد، سکوتهای طولانی و افکتهای کنترلشده، بهخوبی اضطراب پنهان نمایش را حفظ میکند، بدون آنکه احساسات را به تماشاگر تحمیل کند.
واقعیت این است که حضور چنین گروهی، برای من بهتنهایی یک امتیاز جدی برای دیدن هر اجراییست. چون وقتی طراح صحنه، نور، حرکت، لباس، گریم و موسیقی تا این اندازه زبان مشترک دارند، نتیجه فقط یک نمایش نیست؛ بلکه جهانیست که آرامآرام تماشاگر را در خودش حل میکند.