نمایش نامقصد با فاصله گرفتن از متنمحوری و روایت خطی، و با تأکید بر حضور، بدن، فضا، کولاژ، همزمانی و شکستن توهم بازنمایی روانشناختی، نوعی سازماندهی تازهٔ تجربهٔ تماشاگر را پیشنهاد میکند.
از نظر بنده بهم ریختگی زمان درام مانع ارتباط حسی با بازیگران نمیشد و کاملا تا مرز همذات پنداری پیش میرفت.در هم تنیدگی لایه های نمایش با نمایش نامه سه خواهر چخوف (که در قالب داستان بصورت تمرین واجرای تئاتر در درام )گنجانیده شده بود رنگ وبویی کلاسیک ومعتبر به اثر بخشیده بود. روایت نمایش هم با جملاتی جذاب و پیش رونده ، مخاطب را همراه میکند
بازیگران بسیار کافی و به اندازه بودند که نشان دهنده کارگردانی آگاه و توانای اثر است
طراحی صحنه و نورپردازی در خدمت اثر بود وفضاهای انتزاعی نمایش را همراهی میکرد و
البته صداو موسیقی ها که از نظر من نقطه قوتی مستقل و خود بیانگری مجزا نیز می نمود در تصویر سازی زمانها و مکانها و حتی انتزاع وافکار کاکتر ها اثر را به اعتلا میرساند
من همه بازیگران را باور کردم. بدنمندی و بیان وحس شان با توجه به ساختار روایی، جالب بود
بازی بازیگر خانم نقش آبان را در صحنه سوگ بر پیکر پدر واقعا تاثیر گذار بود
ممنون از عوامل نمایش همیشه کارای آقای بهکام رو میبینم .برقرار باشید