در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | محمد لهاک درباره نمایش به علت ضیق مکان: وقتی بحران فقط اقتصادی نیست «به علت ضیق مکان» در ظاهر داستان خانواد
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 19:05:28
وقتی بحران فقط اقتصادی نیست

«به علت ضیق مکان» در ظاهر داستان خانواده‌ای است که در خانه‌ای کوچک گرفتار شده‌اند، اما آنچه روی صحنه شکل می‌گیرد ... دیدن ادامه ›› صرفاً روایت تنگنای مسکن نیست. نمایش از یک مسئله فیزیکی شروع می‌کند و آرام‌آرام آن را به یک وضعیت روانی و اجتماعی تبدیل می‌کند؛ وضعیتی که در آن انسان‌ها نه فقط برای زندگی کردن، بلکه برای نفس کشیدن، رؤیا داشتن و حتی شکست خوردن نیز جا کم آورده‌اند.

خانه بیست متری نمایش بیش از آنکه یک مکان باشد، یک استعاره است. استعاره‌ای از جامعه‌ای که در آن افراد مدام به یکدیگر برخورد می‌کنند؛ نه فقط از نظر جسمی، بلکه در آرزوها، نیازها و ناکامی‌هایشان. در چنین فضایی هیچ‌کس فرصت تنهایی ندارد. هیچ‌کس امکان فاصله گرفتن از بحران را پیدا نمی‌کند. هر اتفاقی، حتی کوچک‌ترین آن، به سرعت به مسئله همه تبدیل می‌شود.

یکی از هوشمندانه‌ترین خطوط نمایش، ماجرای قهرمانی پسر خانواده است. درام در اینجا به شکلی ظریف به تراژدی نزدیک می‌شود. پسری که موفق شده، حالا با مسئله‌ای مضحک اما دردناک روبه‌رو است؛ جایی برای نگهداری جام قهرمانی وجود ندارد. موفقیت او نه دری به سوی آینده، بلکه مسئله‌ای تازه برای خانواده می‌شود. این تصویر، وضعیت بخشی از نسل جوان امروز را به خوبی بازنمایی می‌کند؛ نسلی که دستاورد دارد اما امکان بهره‌برداری از دستاوردهایش را ندارد.

پدر خانواده نیز شخصیتی آشنا و دردناک است. مردی که همچنان وعده خانه بزرگ‌تر می‌دهد، در حالی که سرمایه خانواده قربانی کلاهبرداری شده است. او دروغگو نیست؛ بلکه نماینده نسلی است که سال‌ها با امید زندگی کرده و اکنون تنها چیزی که برایش باقی مانده، ادامه دادن همان امید است. وعده‌های او بیشتر از آنکه برای دیگران باشد، تلاشی برای حفظ فروپاشی روانی خودش است.

اما مهم‌ترین دستاورد نمایش در لایه جامعه‌شناختی آن شکل می‌گیرد. اعضای این خانواده از نسل‌ها و موقعیت‌های مختلف کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. پدربزرگ، پدر و مادر، فرزند، دختر و داماد همگی در فضایی فشرده به هم دوخته شده‌اند. این همزیستی دیگر انتخاب نیست؛ اجبار است. نمایش به خوبی نشان می‌دهد که چگونه بحران اقتصادی، استقلال فردی را از میان می‌برد و انسان‌ها را دوباره به ساختارهای خانوادگی بازمی‌گرداند؛ نه از روی علاقه، بلکه از روی ناچاری.

نکته مهم اینجاست که نمایش تلاش نمی‌کند از شخصیت‌هایش قربانی بسازد. آنها همچنان شوخی می‌کنند، امیدوار می‌شوند، برنامه می‌ریزند و برای آینده خیال‌بافی می‌کنند. همین مسئله اثر را از یک بیانیه اجتماعی صرف نجات می‌دهد. شخصیت‌ها زنده‌اند و همین زندگی کردن، حتی در دل تنگنا، مهم‌ترین مقاومت آنهاست.

با این حال نمایش گاهی بیش از اندازه به نماد مرکزی خود متکی می‌شود. «کمبود جا» آنقدر پررنگ است که در برخی لحظات سایر بحران‌های شخصیت‌ها فرصت کافی برای گسترش پیدا نمی‌کنند. مخاطب گاهی احساس می‌کند که نمایش بیش از آنکه به افراد بپردازد، در حال تأکید مجدد بر وضعیت است. هرچند این انتخاب احتمالاً آگاهانه بوده، اما باعث می‌شود برخی شخصیت‌ها ظرفیت دراماتیک خود را به طور کامل آشکار نکنند.

در نهایت «به علت ضیق مکان» درباره خانه‌ای کوچک نیست. درباره جامعه‌ای است که به تدریج از درون فشرده شده است. جامعه‌ای که در آن موفقیت جا ندارد، استقلال جا ندارد، رؤیا جا ندارد و حتی شکست خوردن نیز باید در حضور دیگران اتفاق بیفتد. نمایش از دل یک موقعیت ساده و روزمره، تصویری می‌سازد از انسان‌هایی که نه در چهار دیوار یک خانه، بلکه در چهار دیوار شرایط اقتصادی و اجتماعی زمانه خود گرفتار شده‌اند.

شاید تلخ‌ترین جمله نمایش همان خلاصه داستان آن باشد: «جا نداریم.»

جمله‌ای که در پایان اجرا دیگر فقط درباره یک خانه نیست.
آقای لهاک خیلی ممنون از نقدی که نوشتید؛ استفاده کردم.

با این بند به شدت موافق بودم: "با این حال نمایش گاهی بیش از اندازه به نماد مرکزی خود متکی می‌شود ..."


تشکر
۲ روز پیش، شنبه
سلام آقای لهاک
ممنونم که وقت گذاشتید و برای ما نوشتید
فراز غلامی
سلام آقای لهاک ممنونم که وقت گذاشتید و برای ما نوشتید
سلام واحترام برقرار باشید
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید