پری قرهداغی
بانو "پری قرهداغی" (به کُردی: پەری قەرەداخی) شاعر معاصر کُرد، ساکن سلیمانیه است.
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
(۱)
ما به استقبال پاییز میرویم
زمستان برایش آغوشش میگشاید
با باد و باران، با برف و کولاک
زیبایی پاییزمان را از یاد میبرد
... دیدن ادامه ››
جامهای سپید، میپوشاندش و
عروس فصلهای سالش میسازد
تمام واژگان زیبای فرهنگ دل را
برای بهار سال گرد میآورد
همین که بهار آمد، آن فصل زیبایی
برای گردش و سفر ما را با خود میبرد
این است زیبایی طبیعت الهی
که فصلها را از یکدیگر جدا میکند
تابستان گرم و داغ هم نمیتواند
شعری را به بار خود بنشاند
در دیدگان من، بهار دلرباست
با گرمای نوروز شوق میبخشد.
(۲)
روحم پروانهی گرد تو است
که دور سرت میگردد
به آرامی بوسهاش را زد
از لبهای سرخ و آبدارش
روح پریشانم بازگشت
اکنون در اینجا به رقص مشغول است
تا تو را ببیند، روح پریشان
غم را شعر میکند و به باد میدهد.
(۳)
خوب میدانم در این سرزمین
هیچ مقام و منصبی
مرا رتبه و مرتبهای نمیبخشد
زیرا همهی آنها
از قلمی شریف و
دل پر از عشق و زیباییام بیزارند
همان بزرگانی که
پر از رشک و حسد و کینه و بیوجدانیاند
استادم روز اول که قلم را در دستم نهاد
گفت: بنویس!
باری، بنویس که من انسانی
آزاده و وابسته به خویشتنم.
من از آن زمان آموختهام
که راه قلم را برگزینم
بر ضد ستمگری و ستم
و بانگ برآورم برای وطن
درود بر شهید قلم
نگارش و ترجمهی اشعار:
#زانا_کوردستانی