گاهی یک نمایش، پیش از آنکه پردهاش بالا برود، مخاطب را به گفتوگویی دعوت میکند؛ گفتوگویی که نه از نخستین دیالوگ بازیگران، بلکه از تاریخ نمایشنامه، نام نویسنده، حافظه سالن اجرا و پرسشهایی آغاز میشود که سالهاست بیپاسخ ماندهاند. میراث از همین جنس آثار است؛ متنی که نزدیک به شش دهه پس از نگارش، همچنان امکان خوانده شدن، اجرا شدن و مهمتر از همه، دوباره اندیشیده شدن را حفظ کرده است.
تماشاخانه سنگلج، که خود بخشی از حافظه زنده تئاتر ایران به شمار میآید، این روزها میزبان اجرایی تازه از نمایشنامه میراث نوشته بهرام بیضایی با طراحی و کارگردانی غلامرضا عربی است؛ اجرایی که با حضور گروه تئاتر باران روی صحنه رفته و بار دیگر یکی از آثار شاخص بیضایی را در همان سالنی زنده کرده است که دههها پیش، نخستین اجرای این نمایشنامه را به خود دیده بود.
اما آنچه میراث را به اثری قابل تأمل تبدیل میکند، تنها بازگشت یک متن کلاسیک به صحنه نیست. این نمایشنامه از آن دست آثاری است که هر نسل، هنگام مواجهه با آن، پرسشهای زمانه خود را در آن جستوجو میکند؛ بیآنکه متن، پاسخی از پیش آماده در اختیار مخاطب
... دیدن ادامه ››
بگذارد.
در روزهایی که اجرای این نمایش ادامه دارد، فرصتی فراهم شد تا در حاشیه اجرا، با کارگردان، تهیهکننده و شماری از بازیگران این اثر گفتوگو کنیم؛ گفتوگوهایی که بیش از آنکه درباره شیوه تولید یک نمایش باشند، از نسبت انسان امروز با متنی سخن میگویند که هنوز ظرفیت خوانشهای تازه را حفظ کرده است.
نسخه کامل این مطلب در رسانه منتشرکننده در دسترس است. برای مطالعه ادامه، از لینک زیر استفاده کنید:
https://irna.ir/xjXMQS