در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | صدف علی نیا: ما شبیه هم هستیم از زبان دومینیک مورن گادفری، تو چه قدر شبیه من
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:54:08
ما شبیه هم هستیم

از زبان دومینیک مورن

گادفری،
تو چه قدر شبیه من هستی.

می دانم تو اغلب به تفاوت هایمان فکر می کنی.
تو مرا یک راهنمای سختگیر اما مهربان می دانی که هر گاه خیلی پایین یا بالا می روی، تو را به ... دیدن ادامه ›› زمین برمی گرداند.

همیشه همین طور است.
آنکه عاقل تر و آرام تر است، منم.
و آنکه پرشورتر و دیوانه تر است، تویی.

من با تو شیطنت می کنم، می خندم.
اما در ذهنت باز هم دومینیک مورن، راهب اعظم شاه گابریل هستم.

و در این شب ها، در حالی که به بالینت در قصر نوکتیرا می آیم، در حالی‌ که تو با نگاهی گمگشته در تقلایی تا در چاه درونت دفن نشوی،
من باید تو را نگه دارم.

اما تو نمی دانی جنون چگونه دارد از مغز خود من می خورد.
تو از آن خون آشام بی مغز می گویی.
از اینکه چه طور گوشت و پوست و خونش را از هم دریدی، که چه طور با نگاهی گمگشته به تو خیره شد.
و من باید دستت را در میان دستانم بگیرم و آرامت کنم. بگویم لازم نیست این کابوس تا ادامه پیدا کند. این تاریکی غلیظ و قیرگون. که درد تو گناهت را به نور بدل می کند.

اما در همین حین به بدن های خشکیده و چشمان گودرفته فکر می کنم. آنان که نورم را دیده بودند و می خواستند به واسطه ی آن رستگار شوند. دیگر نخوردند. ننوشیدند. اما به جای نیکبختی، تنها گور سیاه نصیبشان شد. و کرم هایی که در آن ها لولیدند.

آن ها در ذهنم هستند. در روحم می خزند. مدام می میرند و زنده می شوند.
مثل خون آشام بی مغز تو.

می بینی، گادفری؟
ما شبیه هم هستیم.