در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | هلیا خادم درباره نمایش خوی حیوانی: «خوی حیوانی» به پایان رسید. ماه‌ها برای رسیدن به این نقطه تلاش کرد
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:46:32
«خوی حیوانی» به پایان رسید.

ماه‌ها برای رسیدن به این نقطه تلاش کردیم؛ خسته شدیم، ترسیدیم، شک کردیم، اما دوباره ایستادیم و ادامه دادیم…

خوی حیوانی برای من تلاشی بود برای ایستادن و حرف زدن و حالا که صحنه خالی شده، بیشتر از هر چیز به کسانی فکر می‌کنم که باعث شدند این نمایش متوقف نشود؛ به گروهی که وفادار ماندند، به تماشاگرانی که آمدند و به همه‌ی کسانی که این اثر را جدی گرفتند.

«خوی حیوانی» دیگر متعلق به من نیست. بخشی از آن حالا در ذهن کسانی‌ست که با ان مواجه شدند.


“هلیا خادم”
هلیا،
من می‌دانم این یک سال و نیم برای تو و گروهت چه گذشته است. می‌دانم «خوی حیوانی» فقط یک پروژه نمایشی نبود؛ یک سال و نیم تلاش شبانه‌روزی، جنگیدن با کمبودها، فشارهای مالی و اجرایی، خستگی، ناامیدی و بارها ایستادن و دوباره از نو ساختن بود.
تو هم کارگردان بودی، هم تهیه‌کننده و در تمام این مسیر مسئولیت چیزی را بر دوش کشیدی که خیلی ساده‌تر می‌شد در میانه راه رهایش کرد؛ اما رهایش نکردی.
و این فقط درباره تو نیست. امیرعباس حیدری، هنگامه معلم، تانیا بیات، صادق فخاری، عماد تدوینی، ملیکا حیدری و ترانه راوشی؛ بچه‌هایی ... دیدن ادامه ›› که روی صحنه و پشت صحنه برای این اجرا وقت و انرژی گذاشتند و هرکدام بخشی از بار این کار را به دوش کشیدند.
ایمان مهرعلی، عماد تدوینی و پوریا سالخورده در گروه کارگردانی ؛ علی اعتمادی در طراحی صحنه و ساخت دکور؛ علی لطیفی در ساخت انیمیشن و احمدرضا حجارزاده در امور رسانه و اطلاع‌رسانی که انصافاً سنگ تمام گذاشت. این‌ها فقط اسم‌های یک بروشور نیستند؛ آدم‌هایی هستند که بخشی از زمان، انرژی و زندگی‌شان را برای به صحنه رسیدن این اثر گذاشتند.
و در کنار همه این آدم‌ها، فکر می‌کنم باید از دو نفر ویژه نام برد؛ پدر و مادرت.
آقای خادم و مادرت
هلیا، حمایت از تو را فقط در حرف نشان ندادند. حمایتشان در تمام این مسیر هم مالی بود، هم روحی و عاطفی؛ با حضورشان، با دلگرمی‌شان و با اینکه در روزهایی که ادامه دادن سخت بود، کنار تو ماندند.
گاهی بزرگ‌ترین پشتوانه یک هنرمند نه یک سرمایه‌گذار و نه یک نام بزرگ، بلکه خانواده‌ای است که وقتی همه‌چیز سخت می‌شود، فقط می‌گوید: «ادامه بده، ما هستیم.»
و آنها این «ما هستیم» را در عمل ثابت کردند.
نتیجه این تلاش را هم نمی‌شود نادیده گرفت.
نزدیک به هشتصد مخاطب به تماشای «خوی حیوانی» نشستند و بازخوردهای بخش قابل توجهی از آنها نشان داد که این تلاش توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند. برای یک گروه جوان که با اتکا به خودشان و خانواده‌هایشان، در شرایطی نه‌چندان ساده بیش از یک سال برای رسیدن به صحنه تلاش کرده‌اند، این مواجهه واقعی با مخاطب اتفاق کوچکی نیست.
به نظرم بد نیست یک واقعیت دیگر را هم فراموش نکنیم؛ مخصوصاً وقتی قرار است درباره «حمایت» از یک گروه جوان صحبت کنیم.
همین سالن پیش از اجرای شما هم میزبان کسانی بوده که طبیعتاً از حمایت و تجربه و پشتوانه بیشتری برخوردار بودند، اما در نهایت، وقتی پای مخاطب به میان آمد، اجرا نتوانست آن‌طور که باید ادامه پیدا کند.مدتی بعد، همین سالن شاهد اجرای گروهی جوان شد که با تمام دشواری‌ها، بدون تکیه به آن پشتوانه‌های پررنگ و پرادعا، نزدیک به هشتصد مخاطب را با خود همراه کرد.این مقایسه برای تخریب هیچ‌کس نیست؛ فقط یادآوری یک اصل ساده است: در نهایت، صحنه و مخاطب هستند که درباره یک اجرا قضاوت می‌کنند، نه عنوان‌ها و ادعاهاو شاید تفاوت واقعی حمایت هم همین‌جا خودش را نشان می‌دهد؛ بعضی‌ها تا وقتی حمایت کردن برایشان هزینه‌ای ندارد، کنار یک پروژه می‌ایستند، اما وقتی شرایط سخت می‌شود، اولویتشان حفظ نام و موقعیت خودشان است. در مقابل، کسانی هستند که در سخت‌ترین روزها می‌مانند، هزینه می‌کنند، انرژی می‌گذارند و اجازه نمی‌دهند کار متوقف شود.
تو و گروهت از دسته دوم بودیداین تفاوت را کسانی که از نزدیک شاهد این یک سال و نیم بوده‌اند، به‌خوبی می‌فهمند.
هلیا، «خوی حیوانی» تمام شد؛ اما مهم‌تر از تمام شدن یک اجرا، چیزی است که تو و این گروه در این مسیر به دست آوردید: تجربه، ایستادگی، شناختن آدم‌ها و فهمیدن اینکه چه کسانی در روزهای سخت واقعاً کنار یک اثر می‌ایستند.به تو، امیرعباس، هنگامه، تانیا، صادق، عماد، ملیکا، ترانه، عماد، پوریا و همه بچه‌های گروه خسته‌نباشید می‌گویم.

این اجرا تمام شده، اما یک سال و نیم تلاش شما با پایین آمدن نور صحنه تمام نمی‌شود.

به احترام تمام شب‌هایی که ماندید و ساختید.
به احترام تمام روزهایی که می‌توانستید کنار بکشید و نکشیدید.
و به احترام گروهی که در نهایت، به‌جای حرف زدن درباره حمایت، آن را روی صحنه نشان داد.
۵ روز پیش، شنبه
محمد لهاک
هلیا، من می‌دانم این یک سال و نیم برای تو و گروهت چه گذشته است. می‌دانم «خوی حیوانی» فقط یک پروژه نمایشی نبود؛ یک سال و نیم تلاش شبانه‌روزی، جنگیدن با کمبودها، فشارهای مالی و اجرایی، خستگی، ...
ممنونم از محبت و اعتماد شما
به عنوان کوچکترین عضو گروه از شما و تک تک اعضای گروه بسیار آموختم و به حضورم در خوی حیوانی افتخار می کنم.
۵ روز پیش، شنبه
پوریا سالخورده
ممنونم از محبت و اعتماد شما به عنوان کوچکترین عضو گروه از شما و تک تک اعضای گروه بسیار آموختم و به حضورم در خوی حیوانی افتخار می کنم.
عشق آقا ❤️
۵ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید