در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | علی جعفری فوتمی: درباره نمایش آرش به کارگردانی علی سرابی و ماجراهایش: به نام کدام مردم
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:19:47
درباره نمایش آرش به کارگردانی علی سرابی و ماجراهایش:
به نام کدام مردم؟!!!!
این روزها قرار است چند تولید بزرگ نمایشی با فاصله‌ای کوتاه در تهران روی صحنه بروند؛ تولیداتی پرهزینه با بلیت‌هایی تا مرز پنج میلیون تومان و با مضامینی برگرفته از اسطوره‌ها و تاریخ نیاکانی ایران. «آرش»، یکی از همین نمونه‌هاست که در رویال هال اسپیناس پالاس روی صحنه خواهد رفت و بلیت آن از ۹۹۰ هزار تا ۴ میلیون و ۹۸۰ هزار تومان است. مسئله من اما «آرش» نیست. مسئله، شکل‌گیری مجموعه‌ای از پروژه های بزرگ و سرمایه‌بر است که به نظرم باید درباره نسبتشان با تئاتر ایران حرف زد.
یک تفکیک ضروری است: هنر تئاتر با صنعت تئاتر یکی نیست. در دنیا برادوی یک صنعت است؛ سرمایه وارد می‌شود، ستاره می‌آورد، بلیت گران می‌فروشد و سود می‌کند. در کنارش تئاتر تجربی و هنری با منطق دیگری ادامه می‌دهد. من با شکل‌گیری صنعت تئاتر در ایران مشکلی ندارم. اتفاقاً تئاتر ایران به سرمایه نیاز دارد. مسئله این است که ما فقط بخش تجاری ماجرا را می‌خواهیم، نه الزاماتش را. در کشورهای صاحب صنعت تئاتر، دولت از اقتصاد فرهنگ مالیات می‌گیرد و همزمان با بودجه، سوبسید و حمایت‌های عمومی از بخش‌های غیرتجاری فرهنگ پشتیبانی می‌کند. در ایران اما حمایت از تئاتر هنری و مستقل سال‌هاست با نیاز واقعی این حوزه فاصله دارد. در نتیجه سرمایه طبیعی است که به سمت تولیدهایی برود که امکان سودآوری بیشتری دارند. پس رشد یک بازار تئاتری را نباید با رشد تئاتر ایران اشتباه گرفت. پرسش هایی جدی‌تر: این سرمایه‌ها از کجا می‌آیند؟ هزینه واقعی تولید چقدر است؟ سرمایه‌گذار کیست؟ چه مقدار سرمایه وارد شده؟ دستمزدها چقدر است؟ درآمد ... دیدن ادامه ›› و سود واقعی چقدر است؟
تقریباً پاسخ هیچ‌کدام از این پرسش ها روشن نیست. اگر ظرفیت رویال هال را حدود ۲۷۰۰ نفر و میانگین بلیت را فقط دو میلیون تومان بگیریم، یک اجرای کاملاً فروخته‌شده حدود ۵.۴ میلیارد تومان فروش ناخالص دارد و در سی اجرا به حدود ۱۶۲ میلیارد تومان می‌رسد. این البته سود نیست و هزینه‌های تولید، سالن، تبلیغات، مالیات و دستمزد باید از آن کم شود. حالا در همین فضای غیرشفاف، ارقامی درباره دستمزدهای چند ده میلیاردی بعضی بازیگران مطرح می‌شود. تا وقتی سندی وجود ندارد، این ارقام برای من شایعه‌اند. اما حتی طرح چنین اعدادی یک سؤال ساده ایجاد می‌کند: مدل اقتصادی این تولیدها دقیقاً چیست؟ اگر صنعت تئاتر است، پس حساب و کتابش هم باید بخشی از صنعت باشد. چرا وقتی پای پرسش از منابع سرمایه و گردش مالی می‌رسد، همه چیز باید مخفی باشد؟
و یک نکته دیگر: وقتی از اسطوره‌های ایران برای تولید یک محصول فرهنگی گران‌قیمت استفاده می‌کنیم، ایران‌دوستی نباید تبدیل به ابزار بازاریابی شود. آرش قهرمان مردم است. اما اگر بلیت تئاترش نزدیک به پنج میلیون تومان است، باید فهمید این آرش برای کدام مردم روی صحنه می‌رود. من نه با سرمایه مخالفم و نه با صنعت تئاتر. اتفاقاً هر دو را لازم می‌دانم. مسئله من این است که دولت، تئاتر هنری و غیرتجاری را عملاً بی‌پناه گذاشته و همزمان در برابر رشد تولیدهای بسیار گران و سرمایه‌بر، هیچ نظام شفافی برای توضیح اقتصاد آنها وجود ندارد. اگر قرار است نام این اتفاق «رونق تئاتر ایران» باشد، باید معلوم شود این رونق دقیقاً به کدام تئاتر می‌رسد وگرنه ممکن است چیزی که دارد رونق می‌گیرد، نه تئاتر ایران، که فقط بازار مصرف فرهنگی یک طبقه محدود باشد.
"آرش قهرمان مردم است. اما اگر بلیت تئاترش نزدیک به پنج میلیون تومان است، باید فهمید این آرش برای کدام مردم روی صحنه می‌رود"
👌👌
۰۳ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید