با درود فراوان 🍃
«سبیلالسلطنه»؛ وقتی سنت، هنوز نفس میکشد...
نمایش زیبای ایرانی و سنتی «سبیلالسلطنه» را در تالار سنگلج دیدم؛ نمایشی در امتداد همان مسیر آشنای مهدی ملکی و گروهی که سالهاست در تئاتر ایرانی و سنتی، زبان و جهان اجرایی خودشان را دنبال میکنند.
ملکی برای من دیگر صرفاً کارگردانی نیست که به شیوههای نمایشی ایرانی و سنتی علاقه دارد. او بهتدریج صاحب یک سبک شده است. گروه ثابتی که در کنار او شکل گرفته و تداوم پیدا کرده، بخشی از این هویت است؛ گروهی که میداند با چه جنس ریتم، بازی، بیان، موسیقی و شوخی مواجه است و چگونه باید این عناصر را در کنار یکدیگر به یک اجرای یکپارچه تبدیل کند.
یکی از جذابیتهای «سبیلالسلطنه» برای من، همین هویت ایرانی اثر بود. نمایش تلاش نمیکند سنت های پیشین را صرفاً بازسازی کند؛ بلکه آن را به زبان امروز نزدیک میکند. طنز، بازیها، موسیقی و فضای نمایشی در کنار هم، جهانی میسازند که ریشهاش در نمایش ایرانی است اما صرفاً در گذشته متوقف نمیماند.
در این شیوه، ریتم و بازیگری اهمیت ویژهای پیدا میکند و خوشبختانه گروه ملکی بهواسطه تداوم همکاری، به یک هماهنگی قابل توجه رسیده است. بهخصوص
... دیدن ادامه ››
در اجراهای سنتی، این هماهنگی میان بازیگران و شناخت متقابل آنها از ریتم و جنس بازی یک سرمایه است که بهسادگی به دست نمیآید.
برای من جالب است که مهدی ملکی همچنان روی مسیری ایستاده که انتخاب کرده، مسیری که شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما حفظ و ارتقای آن در تئاتر امروز کار آسانی نیست.
من مهدی را سالهاست میشناسم و خوشحالم که پیش از این نیز شاهد اجرای گروهش در مهرگان بودهام؛ اما «سبیلالسلطنه» را جدا ازآثار قبلی اشان دیدم با فاصله...
ارزش کار ملکی برای من در همین استمرار است. اینکه یک کارگردان، به جای تغییر مسیر با هر موج و متدی، سالها یک شیوه را پیگیری کند تا سرانجام به زبان شخصی خودش برسد.
«سبیلالسلطنه» برای من یادآوری دوباره این حقیقت بود که تئاتر ایرانی اگر با شناخت، عشق و مهارت اجرا شود، هنوز هم میتواند روی صحنه امروز زنده، سرگرمکننده و تماشایی باشد.
به مهدی ملکی و گروه همراهش خستهنباشید میگویم.
رفیق قدیمی، امیدوارم این مسیر را همچنان ادامه بدهی✌🏻
چون حفظ یک ریشه، وقتی تبدیل به زبان شخصی شود، خودش نوعی آفرینش است. 🌱
بدرخشید✨