دیشب به تماشای «بیامان اشک» نشستم و حالا که غبارِ سالن از تنم نکشیده، میخواهم از آن بنویسم؛ نه به قصدِ نقدِ تخصصی، که به عنوانِ مخاطبی که یک ساعت تمام، نفسبهنفسِ صحنه ماند.
از متنِ دغدغهمند و جذابش اگر بگویم، فرصت از دیگران میگیرم؛ اما نمیتوانم از این افتخار بگذرم که نسلِ جدیدِ تئاتر، با آگاهی و تبحرِ چشمگیرش، زبانی مشترک با مخاطبِ عصرِ خود یافته. متنی که هم حرف دارد، هم میداند چگونه حرفش را بزند.
کارگردانی، خلاق و جسورانه بود؛ کوشیده بود نمایش ایرانی را در قالبی مدرن بریزد. کمنقص و با لحظاتی درخشان. دو لحظه مرا با خودش برد: یکی تصاویری که از ویدیوپروژکتور برای فضاسازی خلق میشد، و دیگری فاصلهگذاریِ نمایشی بین دو صحنه. اینها ابزارهاییاند که در کارهای دیگر هم زیاد دیدهام، اما اینجا در خدمتِ اثر نشسته بودند، نه به رخِ تماشاگر.
بازیگریِ دو بازیگرِ مرد، در فرمِ بدن و تسلط بر ابزارِ بدن، بینقص یا بهتر است بگویم کم نقص بود. بدنهایشان تمامقد در خدمتِ اجرا بود.
... دیدن ادامه ››
حرکتشان هم. بیانشان در شرایطِ سختِ صحنه، کنترلشده و حسابشده پیش میرفت؛ هماهنگیِ عناصرِ اجرایی توسط بازیگران، تحسینبرانگیز بود. حضورِ صحنهایِ بالا و همکاری با پارتنر، هنرمندانه شکل گرفته بود.
طراحیِ صحنه، هرچند تکراری، اما هوشمندانه بود و خودش را در همه جوانب به رخ میکشید؛ یکی از نقاطِ قوتِ غیرقابلانکارِ اجرا. طراحیِ لباس هم بهاندازه بود؛ نه بیش از حد خاص، نه معمولی. تکهای زیبا از این پازلِ اجرایی.
موسیقی، بکر و پرزحمت و دوستداشتنی بود؛ اما نظرِ شخصیِ من این است که کاش لحظاتی را تنها با موسیقی سپری میکردیم تا موسیقی خودش، بهتنهایی، با مخاطب خلوت کند.
از سالن بگویم که به دیدِ مخاطبِ دو ردیفِ اول، دیدِ نسبتاً ناقصی به تمامِ اجرا داشت و گرمای سالن کمی کلافهکننده بود. مطمئنم با تمامِ تلاشِ تیم اجرایی، محدودیتهای امکاناتی اجتنابناپذیر است؛ و از کارگردانِ عزیز متشکرم که در ابتدای نمایش این نکته را یادآور شد و از ما خواست در ردیفهای آخر بنشینیم.
زمانِ کار، نه کوتاه و نه بلند؛ دقیقاً بهاندازه. کم پیش نمیآید که ریتم در چنین اجرای نفسگیری از دست برود و در این اجرا، تنها یکی دو صحنه چنین شد که به سرعت توجه خود بازیگران را به خود جلب کرد و اجرا را به خود برگرداندند. خوشحالم که در تمامِ طولِ اجرا، درگیریِ بصری و اجرایی بین من و نمایش برقرار بود.
تنها دلگیریام، رورانس بود که میتوانست پرشکوهتر باشد؛ فکر میکنم زحماتِ تیم بیش از این، ذوق و تشویقِ مخاطب را میطلبید.
در پایان، این اجرا را به تمامِ دوستانی که میخواهند نمایشی باکیفیت و خلاق ببینند، پیشنهاد میکنم.
خسته نباشید به تیمِ اجرایی.