از اینکه این نمایش تماماً ایرانی بود و وامدار فرهنگ دیگر نبود، عمیقاً خرسند شدم. آنچه روی صحنه دیدیم، حاصل همنشینی تجربهی کاربلدها بود؛ پختگی کار حس میشد.
موسیقی و نوازندگان بینظیر، هماهنگ و مسلط، روح تازهای به فضا دمیده بودند.
بازیگران در میمیک صورت، حرکات بدن، رقص و لهجه عالی عمل میکردند. هر بازیگر آنقدر جزئیات داشت که تماشایش سرگرمکننده بود.
تنها نقدی که دارم این است که کاش تمام نمایش به فارسی بود تا همه مخاطبان بدون استثنا داستان را درک کنند.
دست مریزاد به همه عوامل.
نوشتهی نمایش شیرین و بانمک بود، بازیگرا تازهکار بودن ولی شوق و ارتباط زنده با تماشاگر رو داشتند.
فقط حیف که مثل اکثر سالنهای دیگه، یه ذره اوایل کار صدای بازیگر با بلندگو جفت و جور نبود و یه کم اذیت کرد.
درکل خسته نباشید میگم به همهی گروه.
راجع به اثر بهرام بیضایی حرف زدن برایم نه از سر فروتنی که از سر بهت است. یادشان گرامی.
اجرا در یک جای کوچک، با کمترین امکانات بود. اما بازیگر نقش اول (اژدهاک) همانطور که ایستاده بود و حرف میزد، فضا را بزرگ کرده بود و تسلطش بر نقش و لحنش چشمگیر بود. نوازنده هم بینظیر بود.
«خسته نباشید به تکتک کسانی که پشت صحنه و روی صحنه، اژدهاک را زنده کردند.»
درود و احترام
انتخاب موسیقیهای راک دهه ۷۰ و ۸۰ پیش از شروع نمایش، بهدرستی انرژی و ریتم اولیه را به سالن تزریق میکرد. بازیگران با اینکه اکثراً تازهکار بودن، خوب بودن و تسلط داشتند. نکته کمدی اجرا، اکثراً روی آوردن به کمدی فیزیکال و اسلپاستیک بود، نه شوخیهای جنسی ارزان. ریتم اجرا نیز برخلاف نگرانی از کندی، چابک و نفسدار بود.
و نکته پایانی: برخلاف بسیاری از نمایشها، عوامل بعد از پایان نمایش دمِ در ایستادند و تا آخرین تماشاگر تشکر کردند؛ ادبی که اجرا را در خروج هم ماندگار کرد.