در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | بهار روحانی
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 20:00:03
 

اولین کار تئاترم بازی در نمایش بنگاه تئاترال به کارگردانی وحید شاهینی و بعد از آن در نمایش آهو و پرندگان به کارگردانی ایرج افشاری و بعد بازی در نمایش عروسکی آشیانه عقاب در جشنواره بین المللی عروسکی به کارگردانی نادر علیمردانی ، تهیه کنندگی و بازیگری در نمایش مگس خانومی به کارگردانی داوود جوادی فر ، کارگردانی نمایش علی کوچیکه ،نویسندگی و کارگردانی تئاتر شب قاسم .
در سینمای مستند و کوتاه اولین کار نویسندگی و کارگردانی درخت زندگی در سال ۱۳۸۴ بعد از آن فیلم دلم برای باغچه میسوزد در سال ۱۳۸۵ ، اینترنت انلاین در سال ۱۳۸۶ ، پول عیدی ۱۳۸۷ و پول شویی ۱۳۸۷ ، پیش از غروب سال ۱۳۸۸ ، آریاناز ۱۳۸۸ ، در جست و جوی نور ۱۳۸۹، یک تجربه سال ۱۳۸۹، دختر و درخت ۱۳۸۹ ، زندگی نقطه سر خط سال ۱۳۹۰ ، اقای فال ۱۳۹۰ ، چاووشی خوانی ۱۳۹۱ ، پایان بازی ۱۳۹۳
اولین فیلم مستند بلندم در نقش تهیه کنندگی و کارگردانی ژیرله سال ۱۳۹۷
تهیه کنندگی فیلم داستانی چشمه می جوشد ۱۳۹۷
تهیه کنندگی مستند زاغ بور در سال ۱۳۹۸
تهیه کنندگی مستند صاحبان رمل ۱۳۹۸
تهیه کنندگی مستند هوران دختر کویر ۱۳۹۸
کارگردانی مستند داستانی آوای انجیلو ۱۴۰۲

از سال ۱۳۷۶ دانشکده هنر و معماری، تئاتر خوندم شاخه ادبیات نمایشی و بعد ازآن کارگردانی تئاتر و بعد از آن کارگردانی سینما را در انجمن سینمای جوان خواندم بعد از آن دکترای پژوهش هنر در دانشگاه هنر و معماری

 ۰۱ بهمن ۱۳۵۴
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۱۶ مهر ساعت ۰۱:۱۴
سلام و عرض ادب جناب آقای نعمت گرگانی عزیز و اقای حسینی نازنین. خدا قوت و خسته نباشید. ممنون که در این آشفته بازار ایران بلحاظ شرایط سیاسی و اجتماعی ، چراغ صحنه رو روشن نگه میدارید. دست تمام دوستان حاضر در این جمع رو به مهر میفشارم و قدردانتون هستم.
و اما از اون جایی که اثر جدای از موثره و خودش باید از خودش دفاع کنه ، دوست دارم چند نکته رو نه به عنوان فردی که آکادمیک تئاتر خونده بلکه به عنوان یک مخاطب عام ، جهت یاداوری بیان کنم. قطعا شما عزیزان خودتون متوجه این نکات هستید . اولین چیزی که به چشمم اومد افتتاحیه نمایش بود. چیزی که همیشه یاد گرفتیم باید اینقدر قدرتمند شروع بشه که مخاطب تا انتها با ما همراه بشه. یعنی همون چک اول. اما این اتفاق نیفتاد. نه در متن نه در کارگردانی و نه در بازی اقای نعمت گرگانی عزیز. (هر چند مطمئنم ایشون بازیگر توانمندی هستد) مردی از درد مشترک مردان میگه.ایده ای قابل تامل اونم در شرایط امروز که مرد بودن بیش از پیش سخته. اما ما نمیتوانیم با او همذات پنداری کنیم و با روایتش همراه شویم. اگر تمام نمایش بر این ایده استوار بود قطعا باید قلب منو به عنوان مخاطب لمس میکرد ولی نکرد. چرا که متن خام بود و عدم حضور یک دراماتورژ بشدت حس میشد. حضور موزیسین در سمت چپ صحنه که نقطه طلایی بود و فوکوس میکشید رو تا اخر نفهمیدم. و موسیقی ای که میتونست تکمیل کننده حس صحنه ها بشه چیزی اضافه و آزار دهنده بود. آکسسوار در جهت پیشبرد متن و در خدمت بازیگر نبود حتی پروانه ای که روی ملحفه بازیگر طراحی شده بود کارکرد درست و تاثیر گذاری نداشت. بازی در بازی بازیگر ( میدونم که چقدر اجرای تک نفره سخت و پرچالشه) میتوانست خیلی قوی تر اجرا شود و باعث ریتم درکار شود اما تا پایان تغییری نکرد. اجرا از نگاه من یک نمایشنامه خوانی ساده بود نه چیزی بیشتر. ( البته اگر بتوان متن اولیه را نمایشنامه نامید)دوست داشتم از رضا حسینی و اقای نعمت گرگانی عزیز بواسطه تجربه و دانشی که ازشون سراغ داشتم اجرای تاثیرگذارتری رو ببینم. به امید موفقیت برای دوستان نازنینم و پیشاپیش ممنون از توجهتون⚘️🙏
سلام و درود خانم بهار گرامی
سپاس از حضورتون و نقد و نظر مشفقانه و خیرخواهانه ای که ابراز داشتین . آن چه که در نوشته ی شما به من به عنوان بازیگر مربوط می شود ، بی تردید موجب درنگ و بازنگری و تأمل قرار خواهد گرفت . امید که بتوانم با فهم و دریافت صحیحی از آن ، به کیفیت کار بیفزایم . با احترام دوباره و قدرشناسی بسیار از شما .
رفیق عزیزم، بهار روحانی عزیز. ممنونم از اینکه با این دقت و صراحت، برای کار مَردِ مَن نوشتی.
یکی از سخت‌ترین بخش‌های کار هنری همین فاصله‌ است. بین چیزی که می‌خوایم بگیم و چیزی که مخاطب از اثر دریافت می‌کنه. ما با نیت‌ها، دغدغه‌ها و جهان خودمون اثری رو خلق می‌کنیم، اما از لحظه‌ای که اثر در معرض نگاه مخاطب قرار می‌گیره، دیگه فقط متعلق به ما نیست؛ هر کسی از پنجره‌ی خودش بهش نگاه می‌کنه و این شاید همون جادوی هنر باشه.
قرار نیست هر اجرایی همه رو با خودش همراه کنه، همون‌طور که قرار نیست هر نقدی برای ما خوشایند باشه؛ اما فکر می‌کنم هنر زمانی می‌میره که دیگه کسی رو به فکر وادار نکنه، حتی اگر اون فکر، پرسش از خود هنرمند ... دیدن ادامه ›› باشه.
ممنونم که بی‌تفاوت از کنار کارمون نگذشتی. بنده هنوز در حال آموختنم، از صحنه، از مخاطب و حتی از فاصله‌ای که گاهی بین این دو شکل می‌گیره.
به امید روزی که نه فقط روی صحنه، بلکه در جهان بیرون از صحنه هم بتونیم کمی بیشتر همدیگه رو بفهمیم.
ممنون از مهر و صداقتت رفیق جان. 🌻
رضا حسینی
رفیق عزیزم، بهار روحانی عزیز. ممنونم از اینکه با این دقت و صراحت، برای کار مَردِ مَن نوشتی. یکی از سخت‌ترین بخش‌های کار هنری همین فاصله‌ است. بین چیزی که می‌خوایم بگیم و چیزی که مخاطب از اثر ...
رضای حسینی عزیز، ممنونم بابت گفتگویمان. از سعه‌صدر و نگاه بازت در مواجهه با نقدهایی که مطرح کردم خیلی خوشحالم و برایم بسیار قابل‌احترام بود. ممنون که نظرت را صادقانه با من در میان گذاشتی. به امید درخششت در دنیای هنر⚘️🙏
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۴ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۰۲:۲۵
سلام و خسته نباشید به همه عوامل عزیز نمایش یتیمچه. قطعا در جامعه امروز ، که تئاتر بسیار مهجور مانده ، تنها عاشقانند که در این عرصه به فعالیت مشغولند چه در قالب نویسنده ،بازیگر ،کارگردان ،طراح صحنه و غیره. بنابراین بی انصافی است اگر دستتان را به مهر نفشاریم و خدا قوت به شما عزیزان نگوییم.
و اما...
در بحث نقد، قصه فرق دارد. من یک تماشاگر از صنف خود شما هستم. اجرایی که من امروز دیدم تنها نقطه قوت آن ایده ای بود که بدرستی دراماتورژی نشده بود. و اگر زبانم را تلخ ندانید بیشتر شبیه یک کار تلویزیونی دهه شصت بود که اشتباها در مدیوم تئاتر بروی صحنه اورده شده بود. متن بسیار ضعیف، کارگردانی ضعیف تر، طراحی صحنه از آن ضعیفتر و بازی هایی که از بازیگران خوب، انتظارش نمی رفت. اگر نمیدانستم که نویسنده و کارگردان کار تئاتری هستند میگفتم که این کار را یک گروه دبیرستانی بدون دانش تئاتری روی صحنه آورده است. حیف ایده ای که در جامعه سنتی ما همچنان تابو هست و نویسنده محترم زحمت کشیده و از آن برای نمایشنامه خود سود جسته است. کاش این قصه رئال میتوانست با درایت بیشتری نمایشنامه شود و به اجرا در اید. خیلی سپاسگزار میشوم از کارگردان کار که از اثر خود جدا شوند و یکبار بی طرفانه در بین تماشاگران ، آنرا ببینند.
ارادتمند
سلام سرکار خانم روحانی
از اینکه ما را تماشا کردید
سپاسگزارم
🎭🙏🏻
درود بر شما
نظرتون محترم است
۰۴ مهر ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۲ آذر ۱۴۰۲ ساعت ۰۲:۵۳
یک ملاقات ساده دقیقا ملاقاتی ساده و زیبا با پدر و دختریست که نماینده اکثر پدر دخترهای این عصرن..کارگردان منتقد رفتار انسان هایی است که در بندهای بافته شده به دست خویش گرفتار شده اند و لذت های اصلی زندگی را از خود دریغ میکنند هر چند نمایش ملاقات ساده خالی از اشکال نیست اما دیدن این کار را به خاطر فضای دلنشینش توصیه میکنم. با تشکر از کارگردان عزیز جناب اقای تولمی نازنین و تیم خوبشان.
در پاسخ به سوالتان باید بگویم اگر با فرد مورد نظرم در کافه قرار میگذاشتم به او میگفتم که چقدر بی معرفت است و ما چه سال های زیادی را بی جهت از دست دادیم.
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر
سینما

تماس‌ها

ایمیل بهار روحانی
bahar.roohani