۳۱ شهریور ساعت ۲۳:۰۴
اون شاگردی که ثبت نام نکرده بود عالی بود 🤣
۳۱ شهریور ساعت ۲۲:۴۸
امشب دوباره به تماشای این تئاتر دوستداشتنی نشستم و چه حس خوبی بود که بعد از یک سال دوباره شاهد این اجرا باشم.
پارسال هم افتخار دیدنش رو داشتم اما امسال با تغییر لباسها و حالوهوای اجرا انگار با یک تجربهی تازه و متفاوت روبهرو شدم.
فضای کمدی و بازیهای خوبتون باعث شد از ته دل بخندم. 👏🏻
خسته نباشید به تمام عوامل و هنرمندانی که با عشق و انرژی روی صحنه حاضر شدن.
ممنون که با هنر و تلاشتون لحظات شیرینی برای من ساختید. 🌹
به امید اجراهای بیشتر و موفقیتهای روزافزونتون. ❤️🎭
۲۰ شهریور ساعت ۱۱:۱۰
این اجرا واقعاً برام جالب بود مخصوصاً به خاطر فرم متفاوتی که داشت.
آقای حسین میرزاییان بهتنهایی روی صحنه بود و در طول اجرا شش شخصیت متفاوت را بازی کردندو چیزی که برای من جذاب بود این بود که با وجود اینکه فقط یک بازیگر داشتیم اجرا اصلاً حسِ خالی بودن صحنه را منتقل نمیکرد. هر شخصیت حالوهوای خودش را داشت و بازیگر سعی کرده بود تفاوتشان را در لحن، رفتار و حضور روی صحنه نشان بدهد.
و چیزی که واقعاً حال من را خوب کرد گروه موسیقی بود. یک آهنگهای نوستالژیکی که اجرا میکردند و موسیقی زندهشان فضای خیلی خوبی به نمایش داده بود. بعضی جاها واقعاً بیشتر از اینکه صرفاً تماشاگر یک نمایش باشم حس میکردم نشستهام و دارم بخشی از موسیقی و حالوهوای یک دوره را دوباره زندگی میکنم.
به نظرم ترکیب بازی یکنفره با موسیقی زنده ایدهی جذابی بود و باعث شد اجرا برای من ریتم و حال متفاوتی داشته باشد.
در مجموع چیزی که بیشتر از همه با خودم از سالن بیرون آوردم همین تجربهی متفاوتش بود یک بازیگر، شش شخصیت و موسیقیهایی که خیلی خوب توانستند فضای اجرا را کامل کنند.
۲۰ شهریور ساعت ۱۱:۰۹
واقعاً از دیدن این نمایش لذت بردم از آن اجراهایی بود که از همان دقایق اول حواسم را کامل با خودش برد.
چیزی که بیشتر از همه برایم جذاب بود بازی بازیگرها بود حرکات، مکثها، نگاهها و حتی سکوتهایشان به اندازهی دیالوگها حرف برای گفتن داشت. هیچچیز برایم مصنوعی یا اضافه به نظر نمیرسید و همین باعث شد خیلی راحت با فضای نمایش همراه شوم.
ریتم اجرا هم برای من جذاب بود لحظههایی که انتظارش را نداشتم تغییر فضاها و واکنش شخصیتها باعث میشد مدام دنبال کنم که قرار است چه اتفاقی بیفتد.
طراحی صحنه و نور هم به نظرم دقیقاً در خدمت نمایش بود نه آنقدر پررنگ که توجه را از بازیها بگیرد و نه آنقدر ساده که حضورش احساس نشود.
به نظرم این دقیقاً همان چیزی است که از یک اجرای خوب انتظار دارم 🎭
۰۲ خرداد ساعت ۰۰:۰۱
«اژدهاک» برای من فقط یک نمایش نبود، بیشتر شبیه مواجهه با زخمی بود که سالها جایی در حافظهی جمعی ما مانده.
متن بهرام بیضایی مثل همیشه پر از لایه، استعاره و درد آشنا بود دیالوگهایی که فقط شنیده نمیشدن، بلکه توی ذهن میموندن و مدام تکرار میشدن.
بیشتر از هر چیزی فضای نمایش منو درگیر خودش کرد
اون حس سنگین و خفهای که از اول تا آخر همراه تماشاگر میمونه و لحظهای رهاش نمیکنه.
نمایش انگار مدام بین ترس و حقیقت حرکت میکرد و تماشاگر رو مجبور میکرد فقط تماشا نکنه، بلکه فکر کنه.
بازیها، میزانسن، نور و ریتم اجرا همه در خدمت همون جهان تلخ و شاعرانهای بودن که بیضایی میساختن جهانی که هم زیباست، هم دردناک.
از اون اجراهایی بود که بعد از تمام شدنش، آدم نمیتونه سریع به زندگی عادی برگرده.
ممنون برای این تجربهی عمیق و فراموشنشدنی.
۰۹ مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۱۲:۲۷
نمایش جذابی بود و لذت بردم💫یه تشکر از تمامی بچه های این اجرا
۲۷ فروردین ۱۴۰۳ ساعت ۲۲:۴۷
نمایش قشنگی بود 💫
۱۷ شهریور ۱۴۰۲ ساعت ۰۸:۰۲
من دیشب به دیدن این نمایش رفتم
خیلی قشنگ بود هر داستانش حس و حال قشنگی داشت مخصوصا آخراش که با صدای آقای اشرف زاده بود
در کل لذت بردیم دست همگی درد نکنه🌹
۲۷ مرداد ۱۴۰۲ ساعت ۰۲:۵۸
سپاس از تمام بازیگران و دوستان صحنه که برای این نمایش زیبا زحمت کشیده بودن
خیلی لذت بردیم 🌱