تیوال نمایش اگه بمیری
S3 : 13:00:06
  ۰۱ مرداد تا ۰۲ شهریور ۱۳۹۶
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: فلوریان زلر
: سانازفلاح فرد
: سمانه زندی نژاد
: (به ترتیب حروف الفبا) رضا بهبودی، ستاره پسیانی (مهمان از گروه تیاتر بازی)، کاظم سیاحی و الهام کردا

: مهرداد بهاءالدینی
: روح اله زندی فرد

گروه طراحان
: شیما میر حمیدی
: آنکیدو دارش
: رضا خضرایی

گروه کارگردانی
: نوشین طهماسبی
: داود ونداده
: راحیل مرشدی
: مهرشاد دهنو

: محمدصادق زرجویان
: مهرداد متجلی
: مهدی آشنا
: محمدرضا پناهی، علیرضا پناهی، سیدمیلاد دریاباری و سیامک قره داغی
: غزل عباسی و سحر آشتیانی
: آلاله امیری، غزل عباسی و هانیه شجاع

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶

گزارش تصویری تیوال از نمایش اگه بمیری / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش اگه بمیری | عکس نمایش اگه بمیری | عکس نمایش اگه بمیری | عکس نمایش اگه بمیری | عکس

اخبار وابسته

» نمایش «اگه بمیری» پنجشنبه به پایان می رسد

» معاون رییس‌جمهور به تماشای نمایش «اگه بمیری» نشست

» اجرای نمایش «اگه بمیری» به هفته پایانی رسید

» نمایش «اگه بمیری...» با استقبال تماشاگران ایرانشهر کار خود را آغاز کرد

» نمایش «آگه بمیری...» به کارگردانی سمانه زندی نژاد با بازی رضا بهبودی، الهام کردا، ستاره پسیانی و کاظم سیاحی به صحنه می‌رود.

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
انتظار شما از تماشای نمایش چیست؟

داستان جذاب و پر کشش، صحنه پردازی خلاقانه و شگفت انگیز، بازی های بی نقص و درست، کارگردانی عالی

بله این نمایش تمام آنچه یک نمایش باید داشته باشد را داشت، و بی نهایت لذت بردم از تماشای اون.

پ.ن: ایده آیینه و تختاتاق واقعا خوش سلیقگی بود.

خسته نباشید میگم به تمام اعضای گروه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای آخر نمایش «اگه بمیری» روز پنجشنبه (فردا)

در این نمایش رضا بهبودی، الهام کردا، ستاره پسیانی و کاظم سیاحی به ایفای نقش می‌پردازند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس ویژه روز پنجشنبه ۲ شهریورماه فردا دوشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه اجرای پایانی نمایش اگه بمیری

این نمایش روزهای یکشنبه، سه شنبه و چهارشنبه سه اجرایی پایانی خود را در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می برد.
نمایش رو دیدم، خیلی کش دار و خسته کننده بود
۰۱ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه، از روز یکشنبه ۲۹ مرداد تا چهارشنبه ۱ شهریورماه، فردا پنجشنبه ساعت ۱۲ ظهر آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چهار اجرای پایانی نمایش «اگه بمیری» به کارگردانی سمانه زندی نژاد


در این نمایش رضا بهبودی، الهام کردا، ستاره پسیانی و کاظم سیاحی به ایفای نقش می‌پردازند.
کریم فاطمی این را خواند
farhad riazi و ساناز همتی این را دوست دارند
لطفا تایید بفرمایید چهار اجرا باقی مانده یا تا 31 مرداد ادامه دارد
۲۴ مرداد ۱۳۹۶
من با تیوال تماس گرفتم گفتند هر چی در اطلاعات نمایش آمده درسته و تا 31 مرداد اجرا خواهد داشت.
با تئاتر ایرانشهر هم تماس گرفتم آنها هم اظهار کردند که تا 31 مرداد این تئاتر اجرا خواهد داشت .
ولی امروز که چهارشنبه است هنوز فروش بلیط برای 28 تا 31 شروع نشده و برای ... دیدن ادامه » این هفته اعلان هفته پایانی زده شده است .

لطفا اطلاع رسانی گردد که آخرین روز اجرای این تئاتر چه تاریخی است تا دوستداران هنر دچار مشکل در برنامه ریزی نشوند.
سپاس
۲۵ مرداد ۱۳۹۶
وقت بخیر
نمایش اگه بمیری روزهای یکشنبه، سه شنبه و چهارشنبه اجرا می شود.
۲۶ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. خسته نباشید به همه عوامل این نمایش
بی هیچ اغراقی حیرت زده شدم از زیبایی و توامان غمِ این نمایش. بسیار بسیار بسیار زیبا. آنقدر از این نمایش لذت بردم که بلافاصله امروز، به خیابان انقلاب رفتم و نمایشنامه آن را تهیه کردم و خواندم و دوباره لذت بردم.
"اگه بمیری" برای من یک تئاتر کامل بود.
ممنون...ممنون...ممنون از آقای فلوریان زلر برای این نگاه ژرفش و خانم زندی نژاد برای این اقتباس معرکه.
-----
ای کاش می شد در آخرین هفته، اجرایی زودتر یا اجرایی در روز شنبه برای دانشجویان علاقه مند که به خاطر ساعت اجرا، تماشای کار رو از دست دادند ترتیب داده می شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جناب بهبودی لطف کردن کمی از حرص بنده رو به عنوان تماشاچی محکوم به تحمل تماشگرنماها در سالن تئاتر خالی کردن حالا همکاران ایشون بهتره به جای توبیخ عکس العمل کمی منصف باشن و از طرف ما تماشاچیها قضاوت نکن!
من به شخصه ازشون بسیار سپاسگزارم!
من هم همین‌طور
۲۳ مرداد ۱۳۹۶
حالا بسه دیگه،عسل همه چیز رو در نیارید بابا!!یک گفتگوی تندی شد،توجه‌ها هم جلب شد دیگه...شاتگان؟!
۲۸ مرداد ۱۳۹۶
:)
دوستان دست به جنایتشون خوبه ها!
۳۰ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش (۲۵ تا ۲۷ مردادماه) همینک آغاز خواهد شد.
ساناز همتی این را دوست دارد
برای سه روز آخر کی باز میشه؟
۲۱ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش، از یکشنبه ۲۲ تا سه شنبه ۲۴ مردادماه، فردا چهارشنبه ساعت ۱۲ آغاز می‌شود.
هدی مودب و امیر این را خواندند
ساناز همتی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود در هم آمیختگی وهم و واقعیت و تمیز این دو از هم و سوال هایی که پاسخ اونها نزد مخاطبه
پوریا، عالیا و elham ardestani این را خواندند
کاوه علیزاده، فاطمه دُرامامی و نسیم موسوی این را دوست دارند
زندگی خیلی ناعادلانه اس ، نباید سعی کنی چیزی ازش بفهمی
آن : به عشق وصل نبودم ، به خودش وصل بودم
نمایشی عالی و پر از واقعیت .نمایش خیلی عالی بود فقط بی نظمی سالن قبل از نمایش و 25 دقیقه دیرتر شروع شدن نمایش و گرمای سالن اذیت کننده بود وکاش حداقل یه عذر خواهی ... دیدن ادامه » بابت این همه بی نظمی می کردن .که اگر این بی نظمی از طرف بیننده باشد .......
۰۲ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آگه بمیری: حقیقتی که نیست حقیقتی که راه می رود و حقیقتی که دست به دست می شود
"اگه بمیری" یکی از نمایش های در خور توجه و بسیار جذاب سال های اخیر تئاتر ایران است. نمایشنامه قوی، دکور بسیار عالی، بازیگران توانمند، اجرای بسیار ارزشمند و کارگردانی در خور توجه، قطعا شما را راضی از سالن نمایش بیرون خواهد برد. جدا از همه ی این موارد، به عقیده من تفسیر پذیری نمایش و قابلیت تاویلگرایی روایت و سیالیت حقیقت که به زیبایی هرچه تمام نوشته شده و اجرا می شود، بیش از هر چیز این داستان را شیرن و اثر بخش می گرداند. اینکه ساختار داستان به من اجازه می دهد بنشینم و بر اساس دیده ها و شنیده هایم نمایش را نگاه کنم، به اندیشه فرو بروم و درباره اش بنویسم شاید برای من بیش از بقیه موارد، حس خوب به همراه دارد. تاویل گرایان معتقدند وقتی کلامی از مغز خارج می شود و در معرض ... دیدن ادامه » دیدن و شنیدن قرار می گیرد به اندازه تمام چشم های جهان برای آن تفسیر وجود دارد. با این رویکرد ما با نمایش نامه ای روبرو هستیم که علی رقم لایه های بیرونی آن که مفاهیمی نظیر زندگی، مرگ، عشق، خیانت، تزویر، تاهل و زندگی مشترک را به تصویر می کشد با لایه های زیرینی نیز مواجه هستیم که بسیار خوب چینش شده است و این قدرت را به آدمی می دهد که هر کسی از ظن خود به تاویل بپردازد.
تمام اتفاقات در اتاق خواب یک زوج شروع می شود. اتاق خوابی که خصوصی ترین و عاشقانه ترین بخش یک زندگی مشترک است. آینه ای بزرگ بالای سر تخت خواب دونفره روبروی شما گرفته شده است و شاید می خواهد خودتان را درونش بنگرید. شیب ملایم تخت و آینه به سمت تماشاگر این نماد را جلوه گر تر میسازد. "پی یر" نویسنده مشهور چند روزی است که مرده و بیوه آن در رختخواب، از عشق 12 ساله اش می گوید و اینکه حالا بدون او چگونه می تواند زندگی ادامه داشته باشد و این آغاز ماجراست. پیدا کردن چرک نویس داستان جدید این نویسنده از بین یاداشت هایش، الهام کردای توانمند را (در نقش زن بیوه پی یر) کنجکاو می کند که زندگی گذشته همسرش را شخم بزند تا از لابه لای آن، معشوقه ی وی را پیدا کند. معشوقه ای که سالها در زندگی عاشقانه این زوج وجود داشته و این خانم از آن بی خبر بوده! معشوقه ای که اتفاقا زیر تخت (خصوصی ترین و عاشقانه ترین نماد زندگی مشترک) سالها بود که داشت زندگی می کرد و او خیال می کرد که همه چیز عاشقانه و زیبا در جریان است. دکور زیبا و استفاده از منزل معشوقه ی پی یر در زیر این تخت و اتاق خواب، نهایت سلیقه در نوشتار و اجرا می باشد. جایی که تخت بلند می شود و در پرده دیگر شما شاهد زندگی دیگری هستید که پی یر با معشوقه خود مخفی نموده بود. حالا پی یر مرده است و وقت آن است که این زندگی شخم زده شود و حقایق به روی زمین بیاید! به عقیده من استفاده از این نماد ها یکی از مهمترین نقاط قوت داستان و کلید اصلی نمایشنامه است. آتوسا پسیانی با بازی زیبا و خیره کننده خود در نقش معشوقه ی نویسنده، زیر این تخت زندگی می کند و هر از گاهی با بالا پایین شدن دکور شما را به جهان خود و شیطنت های عاشقانه زندگی مخفی پی یر می برد. زمان بین گذشته و حال دائم عوض می شود و این سیالیت زمان و مکان، "تئاتر" را به هنری تبدیل ساخته است که شما را وارد دنیایی می کند که در هیچ هنر دیگر قابل تصور نیست. همچون دالان های مغز خودتان در زمانی که چشمهایتان را می بندید ، خیال می کنید و در گذشته و حال سفر می کنید، در تئاتر نیز همین اتفاق قابل انجام است و در این نمایش به زیبا ترین شکل ممکن اتفاق می افتد. بی آنکه پرده ای باز و بسته شود و یا کاتی به نمایش داده شود، شما همراه بازیگران نمایش در گذشته و حال در گردش هستید و حقیقت نیز با شما در گذشته و حال ،در ذهن بازیگران ، در حتی شاید نوشته های پی یر در آخرین داستان ناتمامش در حرکت است و لذتی محسور کننده را به زیر پوست مخاطب تزریق می کند. به عقیده من این سیال بودن حقیقت که در نمایشنامه و اجرا به زیبایی در آورده شده است نقطه قوت اثر می باشد و قدرت تفسیر و تاویل را برای تماشگر دو چندان می کند. به راستی پی یر معشوقه ی دیگری داشت؟ در تمام این دوازده سال زندگی عاشقانه، نفر دیگری زیر تخت خواب دونفره پی یر داشت زندگی می کرد؟ یا در راهرو های مغز این نویسنده، معشوقه خیالی داشت قدم می زد و نوشته می شد. شواهد و خط روایت نشان می دهد هم داشت و هم نداشت! آیا شواهدی که توسط خاطرات همسر بیوه ی پی یر یکی یکی ردیف می شود و چون کاراگاهی خبره در واکاوای این ماجرا پیش می رود، بافته ذهن خیال پرداز و بیمارگونه ی زنی است که عاشقانه همسرش را دوست داشت و حال نمی تواند جهان بعد از او را تحمل کند؟ شما را ارجاع می دهم به یک دیالوگ کوتاه از دوست پی یر که خطاب به همسر پی یر به وی می گوید:
"تو پی یر رو دوست داشتی . اونم تو رو عاشقانه می پرستید الانم هم تو چون نمی تونی فراموشش کنی داری دنبال چیزی تو زندگیش می گردی که دیگه دوستش نداشته باشی !"
آیا به راستی ورودی های مغز این همسر عاشق دنبال دلیلی برای فراموشی این نویسنده است؟ آیا واقعا معشوقه ای وجود داشت و پی یر تمام این سال ها آن را پنهان کرده بود؟ آیا این معشوقه خیالی کاراکتر داستان نمیه کاره پی یر بود که در داخل مغزش زندگی میکرد و آرام آرام نوشته می شد روی کاغذ و حالا این همسر که یاداشت ها را خوانده است دارد قصه پردازی می کند تا از حقیقت فرار کند؟ حقیقت کدام روی قصه است؟ شاید اصلا کل ماجرا آخرین نوشته خود نویسنده باشد که جهان بعد خود را در قالب یک داستان روایت می کند و ما در حال تماشای آن هستیم! روایت دو گانه معشوقه (آتوسا پسیانی)از رابطه خود با نویسنده که انگار گاهی دروغ می گوید گاهی حقیقت تا فقط همراه همسر بیوه ای شود که می خواهد داستان را آنگونه که خودش می خواهد بشنود، ماجرا را پیچیده تر هم می کند. آنقدر پیچیده که شما تا انتهای ماجرا نمی فهمید که حقیقت کجاست و این سیالیت حقیقت تا انتهای قصه پیش می رود تا جائیکه وقتی از صندلی خود بلند می شوید ، می بینید که هر تماشاگر برداشتی داشته، عده ای می گویند پی یر خیانت کرده است، عده ای بر این باورند که ذهن خسته و غمگین همسر بیوه و تنهای پی یر در حال داستان سرایی است و می کوشد پازل ها را آنجور کنار هم بچیند که دوست دارد. بعضی ها هم کل ماجرا را داستان سرایی پی یر می دانند داستانی که فقط ناشی از ذهن یک نویسنده است. بازی اینگونه با حقیقت، لذت دیدن نمایش را صد چندان می کند. از سوی دیگر نمایشنامه سرشار است از دیالوگ های دوست داشتنی و نماد های بی نظیر. قرار گرفتن آقای بهبودی( پی یر) در پشت آینه هنگامی که در قالب مرگ فرو می رود و کم کردن نور روبروی آینه به نحوی که می توانیم پی یر را ایستاده درون آینه ببینیم به نحوی که انگار درون آینه داریم خودمان را در نقش پی یر نگاه می کنیم، سقف آینه ی اتاق معشوقه ی پی یر، وقتی که دکور بالا می رود ، قرارگرفتن اتاق معشوقه ی پی یر زیر تخت خواب، یعنی قرار گرفتن یک دنیای دیگر زیر یک زندگی دیگر، بالا و پایین شدن دکور و حرکت در دو دنیا، زمانی که همسر پی یر سعی می کند زندگی پی یر را شخم بزند و ده ها مورد دیگر، نکاتی است که دیدن نمایش را جذاب و قابل تامل می کند.
نکته آخر که به نظرم خیلی جالب بود این است که نویسند گان همواره با نوشته هایشان در حال قضاوت شدن هستند و این بزرگترین درد نویسندگی است. دردی که فرار از آن امکان پذیر نمیباشد. شعر می نویسند، همه دنبال مخاطب خاصش می گردند، داستان می نویسند، می کاوند تا نقش رگه های روانشناسانه را در زندگی تان پیدا کنند! هر خط که می نویسند تفسیر می شوند و قضاوتشان می کنیم. همانطور که الهام کردا با چرک نویس های همسر فوت شده اش کرد و از دل داستان نیمه کاره اش معشوقه ای درآورد که روبروی مان ایستاد و شروع کرد به اغوا گری و شیطنت های دخترانه که دنیای خیالمان را به دنیای واقعیت درهم آمیخت و حقیقت را مجهول کرد.
نمایشنامه آنچنان زیبا نوشته شده است و آنچنان تاثیر گذار کارگردانی و اجرا گردیده است که انگار شما چند روایت از یک موضوع را شاهد هستید. چند روایتی که می تواند هرکدامش حقیقت باشد بستگی دارد با کدام مغز به تفسیر آن نشسته باشید!
در پایان جا دارد از عوامل نمایش تشکر نموده و دوستداران تئاتر را به دیدن این نمایش دعوت کنم.

آقای علیزاده اگه صلاح دونستید اون هشدار "احتمال افشا یا..." واسه نوشته‌تون فعال کنید. من البته نمایشنامه رو [گلناز برومندی نه ترجمه خانم فلاح‌فرد] خونده بودم و در جریان ماجرا بودم ولی ممکنه کسی دوست داشته باشه بکر کامل بره تو سالن.
تو نمایشنامه قدمت ... دیدن ادامه » زندگی مشترک پی‌یر و آن بیست ساله بود گویا یه هشت سالی تعدیل شده، شاید به خاطر سن و سال دوستان بازیگر. ولی حسن دریغ و حسرت برای زندگی بیست ساله اصولا باید بیشتر باشه.
چقدر خوبه که این‌قدر لذت بردین کاش دوستان مرحمتی کنن دست‌کم یه شب اجرای بدون میکروفن بذارن تا ما طفلکی‌ها هم بیاییم ببینیم. برای ما مخاطبینی که صدای خود بازیگر رو ترجیح میدن همونایی که وقتی ایرانشهری نبود، زلر و فلاح‌فرد و برومندی و نظم‌جو و بهاالدینی و زندی‌نژادی و بهبودی و کردا و پسیانی و کاظی و تیوالی تو عرصه تئاتر نبود؛ تئاتر می‌دیدن و تئاترهای آمیخته به نجوا و واگویه و اینترلوگ و "یواشکی‌طورحرف‌زدن" و ... هم کم ندیده‌ان به این سوی چراغ.
۱۶ مرداد ۱۳۹۶
درود.نقد جامع و مبسوطی بود.در حوزه ی هرمنوتیک یا علم تاویل و روش شناسیه فهم پدیده یا ایجاد موقعیتی برای فهم همگن توسط بیننده ی اثر هنری، باید کار رو دید که متاسفانه بنده ندیدم..ولی دریافت چندین معنا از حقیقت در واقع نتیجه نیست و موافقم با جنابعالی که ... دیدن ادامه » حقیقت با توجه به مطالبی که فرمودین احیانا به گونه ای برای مخاطب تبیین شده که هر کس انچه دوست دارد را درک.کند و لاغیر..شایدددددد
۲۸ بهمن ۱۳۹۶
آقای عبدالله زاده عزیز
ممنون از اینکه وقت گذاشتید و مطالعه فرمودید.
۲۸ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی خیلی ناعادلانه اس ، نباید سعی کنی چیزی ازش بفهمی
آن : به عشق وصل نبودم ، به خودش وصل بودم
باید قبل از مرگمون رازامون رو از بین ببریم
کاوه علیزاده و عالیا این را خواندند
ماهرو رستمی، HAFEZ، لیلا ر و نسیم موسوی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش (18 تا 20 مرداد ماه) با بازی رضا بهبودی، ستاره پسیانی، کاظم سیاحی و الهام کردا آغاز شد.
کاوه علیزاده و HAFEZ این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش (18 تا 20 مرداد ماه) با بازی رضا بهبودی، ستاره پسیانی، کاظم سیاحی و الهام کردا آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش، از چهارشنبه ۱۸ تا جمعه ۲۰ مردادماه، امروز یکشنبه ۱۵ مرداد ساعت ۱۲ آغاز می‌شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خیلی خوبی بود. خیلی لذت بردم. و طراحی صحنه عالی. اتاقی که زیر تخت خواب بود. زندگی پنهان نویسنده. دختری که زیر تخت خواب نویسنده و همسرش پنهان شده بود. عالی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قشنگ بود. بازی‌ها بخصوص انی و پیر عالی بودن. رفت و برگشت بین خیال و واقعیت قشنگ بود. تعلیق داستان عالی بود. موضوع تکراری ولی ارائه بی‌نقص بود. دعدعه های آنی ب عنوان ی زن متاهل و عاشق خیلی چالش‌برانگیز بود. توجیهات پیر برا خیانت اما دم دستی و غیرقابل قبول بود. ی جا دانیل میگه خوب مرده دیگه! انگار لازمه مرد بودن همین شیطنت‌هاست و زن‌ها باید بپذیرن! واقعا مرد نمی‌تونه وفادار باشه؟ نمی‌تونه وقتی ی زن رو دوست داره بیخیال زنای دیگه بشه؟ آیا مردا وقتی ب سن پیری میرسن برا اثبات خودشون ب خودشون نیاز دارن شیطنت‌های عاشقانه داشته باشن؟ جواب این سوالا رو باید از خودمون بپرسیم. واقعا مردا چ جورین؟ زنا چرا نمی‌تونن اونارو بشناسن حتی پس از ی عمر زندگی با اونا؟! چرا اغلب عشق اونا محل تردیده؟! واقعا زنا زیادی شکاک هستن یا اینکه وفاداری برا مردا با انتظار زنا ... دیدن ادامه » تفاوت داره؟!
salimi این را خواند
کاوه علیزاده، فاطمه دُرامامی و رضا تهوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش (۱۵ تا ۱۷ مردادماه) با بازی رضا بهبودی، ستاره پسیانی، کاظم سیاحی و الهام کردا همینک آغاز شد.
امکان داره سانس ویژه بذارن برای این نمایش ؟؟؟
۱۴ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دنیل : تو به جای اینکه فراموشش کنی با این کارات داری بیشتر شاخ و برگ بهش می دی .
--------------
پی یر : این شکنجست که نتونی صورت نشسته زنی رو که دوست داری یه روز صبح ببینی .
--------------
دنیل : اون عاشق توئه ولی خب یه مرده !
--------------
لورادام : رابطه ما از قبل برنامه ریزی شده نبود ما ناخواسته باهم سقوط کردیم . هم رنج می بردیم هم لذت می بردیم . از رابطه لذت می بردیم اما می دونستیم که باید تمومش کنیم بخاطر همینم هی رنج می بردیم .
--------------
لورادام : اون انگار فقط میخواد برداشت ذهنی خودشو بشنوه !
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید