تیوال نمایش اگه بمیری
S3 : 15:44:49
از ورود افراد زیر ۱۵ سال جلوگیری خواهد شد.
  ۱۵ بهمن تا ۲۵ اسفند ۱۳۹۶
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ و ۴۰,۰۰۰ تومان

: فلوریان زلر
: ساناز فلاح فرد
: سمانه زندی نژاد
: (به ترتیب حروف الفبا) رضا بهبودی، ستاره پسیانی (میهمان از گروه تیاتر بازی)، کاظم سیاحی و الهام کردا

: روح اله زندی فرد
: محسن نجفی نیا
گروه طراحان
: شیما میر حمیدی
: محمدرضا جدیدی
: رضا خضرایی
: مهدی آشنا
: فراز اسکندری
: sold out
گروه کارگردانی
: نوشین طهماسبی
: داود ونداده
: راحیل مرشدی

- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۵ سال خودداری نمایید.

باکس های A و C با بهای ۳۵،۰۰۰ تومان
باکس B با بهای ۴۰،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش اگه بمیری / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش اگه بمیری / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» اجرای نمایش «اگه بمیری» در تئاتر مستقل تهران

مکان

تهران، ضلع شرقی چهار راه ولیعصر (تئاتر شهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زند وکیل پلاک ۵۰
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

درباره تئاتر امروز ایران
سه دیدگاه ، سه گفتار

ویژه نامه نقد گروه تئاتر اگزیت - نوروز ۱۳۹۷
گفتار اول -خصوصی‌سازی: راه نجات یا سقوط آزاد تئاتر ایران؟ - اردشیر شیرخدایی
گفتار دوم - چرا باید تئاتر بد ببینیم؟ - آرمان عزیزی
گفتار سوم - نگاهی به جایگاه نقد و منتقد در تئاتر امروز ایران - مجید اصغری
http://bit.ly/2GxfUwK

سخن دبیر تحریریه اگزیت

بخش تحریریه گروه تئاتر اگزیت بر اساس ضرورت فرهنگ گفتمان در جامعه‌ی مدنی بیش از یک سال است که دپارتمان نقد خود را راه‌اندازی نموده است و تلاش کرده است که با همکاری منتقدان مختلف با دیدگاه‌های گوناگون به صورت مستقل و چند صدایی عمل کند. در این مدت نقد نمایش‌های روی صحنه‌ی تئاترهای شهر تهران از دی‌ماه ۱۳۹۵ به صورت هفتگی از سوی گروه تئاتر اگزیت منتشر شده است که تاکنون به شمار ۶۷ نقد رسیده است. بدیهی است که با توجه به چهارچوب محدود مطالب، غالباً در نقدهای هفتگی، به خود اثر و مسائل پیرامون آن پرداخته می‌شود و امکان کمی برای پرداختن به بستر گسترده‌ای که آثار در آن شکل می‌گیرند وجود دارد. از سویی نگاه منتقد به این بستر به عنوان فردی که به نوعی ممکن است پل میان اجتماع و تئاتر تلقی شود، می‌تواند ارزنده و شایان توجه باشد. در همین راستا در پایان سال ۱۳۹۶ و یک‌سالگی بخش نقد، تحریریه‌ی گروه تئاتر اگزیت از منتقدان گروه درخواست کرد که بر مبنای مشاهدات و تجربیات خود در تئاتر ایران، هر یک به نگارش مقاله‌ای درباره‌ی بستر کلی تئاتر بپردازند.
آنچه می‌خوانید، حاصل جمع‌بندی هر یک از منتقدان گروه تئاتر اگزیت است از موضوعاتی که به زعم ایشان در تئاتر امروز ایران حائز اهمیت است.

شیرین ... دیدن ادامه » میرزانژاد
اسفند ۱۳۹۶
پرند محمدی، مهدی حسین مردی و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
ابرشیر و شکوه حدادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام ... یکی از دلایل دیدن این نمایش این بود که نویسنده و مترجم و کارگردان خانم بودند ....در این گونه موارد می توان پیش بینی کرد که باید یک کار خوب دید ... نمایش در عین آنکه قصه ناراحت کننده ای را تعریف می کند اما احساس لطیف و ملایمی را همزمان با درد و رنج بازیگر به تماشاگر منتقل می کند .... اگه بمیری نمایشی است که بعد از اتمام و شاید تا چندین روز بعد هنوز ما را با خود درگیر می کند ... طراحی صحنه بسیار معنا گرا است .... خانه بازیگر دوم در زیر خانه ( تخت ) بازیگر اول قرار دارد و انجا که ستاره پسیانی با بسته شدن تخت محبوس می شود .... بازی خانم الهام کردا فرا تر از انتظار است
کاوه علیزاده، عاطفه گندم آبادی و امیر این را خواندند
شیدا احمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در یک کلام عاااااالی بود
بسیار لذت بردم
دوستان تحلیل های جالبی گذاشته بودن که تشکر ویژه از جناب کاوه علیزاده و سرکار خانم نرگس دارم
واقعا در روزهای پایانی سال دیدن همچنین اجرای قوی لذت بخش بود
از تمام عوامل کمال تشکر و سپاس رو دارم
چقدر دلم خواست دوباره ببینمش ... :))
۱۹ اسفند ۱۳۹۶
خیلی ممنون اقای دهقان عزیز . نظر لطف شماست . ممنون که وقت گذاشتید و مطالعه فرمودید.باعث افتخار که خوشتون اومد.
۰۷ فروردین ۱۳۹۷
خیلی محبت دارید
۰۹ فروردین ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، از سه شنبه ۲۲ تا جمعه ۲۵ اسفند، با بازی رضا بهبودی، ستاره پسیانی، کاظم سیاحی و الهام کردا، امروز (شنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دکور بى نظیر ، کارگردانى عالى و از همه فوق العاده تر اجراى الهام کرداى عزیز که بدون شک از بهترینهاى تئاتر هستند و جورى در انتقال حس به تماشاگر موفق اند که مثال زدنى نیست!
بیشترین چیزى که در طول اجرا منو درگیر خودش کرد سیالیت زمان و مکان بود که به خوبى در کار جریان داشت بدون اینکه کاتى داده بشه ، مرز خیال و. واقعیت مبهم بود ، فوق العاده بود . به همه ى اعضاى تیم واقعا خسته نباشید میگم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قدیسها کسانی بودند که قبل از مرگشون نیمه تاریک زندگیشون رو از بین بردند!

****
بسی لذت بردیم و آموختیم...
جاده بی انتها
سقوط بی پایان ...
به آگاهی می رسد اجرای این نمایش با بازی رضا بهبودی، ستاره پسیانی، کاظم سیاحی و الهام کردا تمدید و خرید بلیت سانس های تازه از شنبه ۱۹ تا دوشنبه ۲۱ اسفندماه با تخفیف گروهی و دانشجویی همینک آغاز شد.
مریم فیضی این را خواند
مریم زارعی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- همیشه دوست داشتم یه دختر زیبا و کور باشم.
- تو هنوزم زیبایی!
- آره ولی دیگه کور نیستم...
خوشبختی یا توهم خوشبختی داری؟؟؟ که یک شبه با خوندن چند صفحه از کتاب تموم نشده توهم زدایی می شی و حالت بد میشه... کم کم می فهمی این حال بد مدتهاست زیر تخت اتاق خوابت جا خوش کرده و تو ازش بی خبر بودی....
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، پنجشنبه ۱۷ و جمعه ۱۸ اسفند، (ساعت اجرا۱۹:۰۰ و ۲۱:۰۰)،‌ امروز (شنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
لیلا ترامشلو این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محــشـــر و حرفــــــه ای.
کارگردانی، اجراها، میزانسن، نور و موسیقی، عالی و دارای هارمونی با نمایشنامه.
روایت غیر خطی و رازآلود داستان، فیلم ساختار شکن Memento رو برام تداعی می کنه.
سپاسگزارم.

آن: چه‌جوری بگم؟ باید رازش رو با خودش می‌برد. باید آدم همیشه رازش رو با خودش ببره. شاید اصلاً یه قدیس همین باشه، کسی که قبل از مردن حواسش هست که نیمه‌ی تاریکش رو پاک کنه و بعد بره.
اولین چیزی که در این تئاتر نظرم رو جلب کرد دکور زیبا و به نوعی فانتزی ای بود که نشون از نبوغ طراح دکور داشت و همچنین طبق معمول بازی گیرای خانم کردا ،که همیشه منو شگفت زده میکنه .
روایت نمایش احساسات زنی رو بیان میکنه که به دنبال حقیقتی در گذشته نه چندان دور زندگیش ،بیننده رو نسبت به اعمال و گفتارش دچار شک و تردید میکنه ،تا اینکه در آخر نمایش تماشاچی به وضوح به حقیقت ماجرا پی میبره ،این حالت معماگونه نمایش رو دوست داشتم هر چند موضوع کشف شده تلخ بود ولی همیشه حقیقت تلخه
قدیس ها در واقعا کسانی بودند که قبل از مرگشون نیمه تاریکشون رو از بین بردند
زندگی یک داستان خداحافظی طولانی است
هم رنج بود هم عشق
تو چشم ها یک نوع خطر بود و من باید میفهمیدم اما تو اینکارا خیلی تازه کارم
رویا یا حقیقت
خیانت
خانه ای متزلزل که زیر تختخواب زندگی قبلی ایجاد شده است و هرچقدر هم که این خانه زیبا و پر از گل و شادی باشه محکوم به ویرانی و خرابی به دست همان خانه قدیمی خواهد شد،
یا
وقتی اتاق خواب زوجی دچار سردی و بی روحی شود و فقط محل خواب شود و حرف و عشقی در آن نباشد قطعا خانه ای زیبا و شاد و پر از زندگی در زیر آن ایجاد خواهد شد

داستانی زنی که بدنبال چرایی های زندگی ١٢ ساله خود با همسر نویسنده اش میرود.
مخاطب در حالت تعلیقی بین حقیقت و خیال قرار میگیرد و نمیداند آیا این داستان واقعا اتفاق افتاده و یا فقط تخیل زن قصه است که بدنبال پیدا کردن راهی برای فرار از وضع موجود داستانی را تعریف میکند
زنی که بدنبال فهمیدن شکل زندگی جدیدش ( مرگ همسرش..) است چون یقین دارد اگه بمیره شکل زندگیش تغییر میکند اما نمیداند چه شکلی خواهد شد
نمایش جذاب و دوست داشتنی
دکور عالی عالی عالی، لباس و نور و موسیقی عالی عالی عالی
بازی های آموزشی و چشمگیر و عالی
( بازی ها چقدر درست و ساده بدون تلاشی برای خنداندن و یا ایجاد حس در مخاطب)
کارگردانی عالی
واقعا لذت بردم از همه چیز
دست ... دیدن ادامه » مریزاد
چقدر خوب نوشتین :) باهاتون موافقم عالی بود این نمایش ....
۰۸ اسفند ۱۳۹۶
از تفسیر خانه ای روی خانه دیگرتان لذت بردن
۱۹ اسفند ۱۳۹۶
ممنونم از لطفتون
۲۴ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد، نمایش «اگه بمیری» به دلیل استقبال مخاطبان، تمدید شد. خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از جمعه ۱۱ اسفند تا دوشنبه ۱۴ اسفند، فردا (یکشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
پیمان علیزاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان نکات مثبت و قابل توجه نمایش رو گفتن و من هم موافق هستم.متن جذاب بود،کارگردانی خیلی خوب بود. من حقیقتا مدتی است در تئاتر احساس میکنم حضور چهره ها و به صرف چهره بودن بر بسیاری از آیتم های نمایش غالب است و این موضوع من رو خوشحال نمیکنه .بازی خانم کردا عالی بود.در مجموع من از نمایش هایی با حضور چنین افرادی که از کارکشته های تئاتر محسوب میشوند،انتظار بیشتری دارم،سبک رئالیسم جادویی که به نوعی امضای کارهای خانم زندی نژاد است در این نمایش هم جلب توجه میکرد و هنرمندانه بود
کاملا با شما موافقم..متاسفانه حضور چهره ها باعث شده چشم مخاطب روی خیلی از مسایل حرفه ای و قابل اهمیت بسته شه..
۰۳ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش فوق العاده بود
داستانی معماگونه که برداشت از آن با خود شماست
دکوری عالی که بسیار داستان را جذابتر می کند و وجهه ای سمبلیک بدان می بخشد که برای من بسیار افسونگر بود
رویارویی رقیبان و دیالوگها و عکس العملهایشان فوق العاده بود به گونه ای که هیچیک تحمل دیگری را ندارد ولی حرف هیچکس را جز خود او باور نمی کند

درآخر باید بگم سوالی که برای من ایجاد شد با دیالوگ یکی از بازیگران بود، آیا دنیا به قدیسان نیازمند است و اگر آری پس با قدیسی که نسبت به پاک کردن نیمه تاریک زندگی خود رفتاری غیر مسوولانه دارد و اکنون نیز وجود ندارد چه باید کرد
توضیح :این یاداشت در زمان اجرای اول این نمایش و در تاریخ 16 مرداد ماه 1396 نوشته شده است.با توجه به اهمیت نمایش و اینکه نمایش جدید، صفحه جدیدی در تیوال دارد یاداشت را در این صفحه نیز منتشر میکنم.
با سپاس
اگه بمیری: حقیقتی که نیست حقیقتی که راه می رود و حقیقتی که دست به دست می شود
"اگه بمیری" یکی از نمایش های در خور توجه و بسیار جذاب سال های اخیر تئاتر ایران است. نمایشنامه قوی، دکور بسیار عالی، بازیگران توانمند، اجرای بسیار ارزشمند و کارگردانی در خور توجه، قطعا شما را راضی از سالن نمایش بیرون خواهد برد. جدا از همه ی این موارد، به عقیده من تفسیر پذیری نمایش و قابلیت تاویلگرایی روایت و سیالیت حقیقت که به زیبایی هرچه تمام نوشته شده و اجرا می شود، بیش از هر چیز این داستان را شیرن و اثر بخش می گرداند. اینکه ساختار داستان به من اجازه می دهد بنشینم و ... دیدن ادامه » بر اساس دیده ها و شنیده هایم نمایش را نگاه کنم، به اندیشه فرو بروم و درباره اش بنویسم شاید برای من بیش از بقیه موارد، حس خوب به همراه دارد. تاویل گرایان معتقدند وقتی کلامی از مغز خارج می شود و در معرض دیدن و شنیدن قرار می گیرد به اندازه تمام چشم های جهان برای آن تفسیر وجود دارد. با این رویکرد ما با نمایش نامه ای روبرو هستیم که علی رقم لایه های بیرونی آن که مفاهیمی نظیر زندگی، مرگ، عشق، خیانت، تزویر، تاهل و زندگی مشترک را به تصویر می کشد با لایه های زیرینی نیز مواجه هستیم که بسیار خوب چینش شده است و این قدرت را به آدمی می دهد که هر کسی از ظن خود به تاویل بپردازد.
تمام اتفاقات در اتاق خواب یک زوج شروع می شود. اتاق خوابی که خصوصی ترین و عاشقانه ترین بخش یک زندگی مشترک است. آینه ای بزرگ بالای سر تخت خواب دونفره روبروی شما گرفته شده است و شاید می خواهد خودتان را درونش بنگرید. شیب ملایم تخت و آینه به سمت تماشاگر این نماد را جلوه گر تر میسازد. "پی یر" نویسنده مشهور چند روزی است که مرده و بیوه آن در رختخواب، از عشق 12 ساله اش می گوید و اینکه حالا بدون او چگونه می تواند زندگی ادامه داشته باشد و این آغاز ماجراست. پیدا کردن چرک نویس داستان جدید این نویسنده از بین یاداشت هایش، الهام کردای توانمند را (در نقش زن بیوه پی یر) کنجکاو می کند که زندگی گذشته همسرش را شخم بزند تا از لابه لای آن، معشوقه ی وی را پیدا کند. معشوقه ای که سالها در زندگی عاشقانه این زوج وجود داشته و این خانم از آن بی خبر بوده! معشوقه ای که اتفاقا زیر تخت (خصوصی ترین و عاشقانه ترین نماد زندگی مشترک) سالها بود که داشت زندگی می کرد و او خیال می کرد که همه چیز عاشقانه و زیبا در جریان است. دکور زیبا و استفاده از منزل معشوقه ی پی یر در زیر این تخت و اتاق خواب، نهایت سلیقه در نوشتار و اجرا می باشد. جایی که تخت بلند می شود و در پرده دیگر شما شاهد زندگی دیگری هستید که پی یر با معشوقه خود مخفی نموده بود. حالا پی یر مرده است و وقت آن است که این زندگی شخم زده شود و حقایق به روی زمین بیاید! به عقیده من استفاده از این نماد ها یکی از مهمترین نقاط قوت داستان و کلید اصلی نمایشنامه است. آتوسا پسیانی با بازی زیبا و خیره کننده خود در نقش معشوقه ی نویسنده، زیر این تخت زندگی می کند و هر از گاهی با بالا پایین شدن دکور شما را به جهان خود و شیطنت های عاشقانه زندگی مخفی پی یر می برد. زمان بین گذشته و حال دائم عوض می شود و این سیالیت زمان و مکان، "تئاتر" را به هنری تبدیل ساخته است که شما را وارد دنیایی می کند که در هیچ هنر دیگر قابل تصور نیست. همچون دالان های مغز خودتان در زمانی که چشمهایتان را می بندید ، خیال می کنید و در گذشته و حال سفر می کنید، در تئاتر نیز همین اتفاق قابل انجام است و در این نمایش به زیبا ترین شکل ممکن اتفاق می افتد. بی آنکه پرده ای باز و بسته شود و یا کاتی به نمایش داده شود، شما همراه بازیگران نمایش در گذشته و حال در گردش هستید و حقیقت نیز با شما در گذشته و حال ،در ذهن بازیگران ، در حتی شاید نوشته های پی یر در آخرین داستان ناتمامش در حرکت است و لذتی محسور کننده را به زیر پوست مخاطب تزریق می کند. به عقیده من این سیال بودن حقیقت که در نمایشنامه و اجرا به زیبایی در آورده شده است نقطه قوت اثر می باشد و قدرت تفسیر و تاویل را برای تماشگر دو چندان می کند. به راستی پی یر معشوقه ی دیگری داشت؟ در تمام این دوازده سال زندگی عاشقانه، نفر دیگری زیر تخت خواب دونفره پی یر داشت زندگی می کرد؟ یا در راهرو های مغز این نویسنده، معشوقه خیالی داشت قدم می زد و نوشته می شد. شواهد و خط روایت نشان می دهد هم داشت و هم نداشت! آیا شواهدی که توسط خاطرات همسر بیوه ی پی یر یکی یکی ردیف می شود و چون کاراگاهی خبره در واکاوای این ماجرا پیش می رود، بافته ذهن خیال پرداز و بیمارگونه ی زنی است که عاشقانه همسرش را دوست داشت و حال نمی تواند جهان بعد از او را تحمل کند؟ شما را ارجاع می دهم به یک دیالوگ کوتاه از دوست پی یر که خطاب به همسر پی یر به وی می گوید:
"تو پی یر رو دوست داشتی . اونم تو رو عاشقانه می پرستید الانم هم تو چون نمی تونی فراموشش کنی داری دنبال چیزی تو زندگیش می گردی که دیگه دوستش نداشته باشی !"
آیا به راستی ورودی های مغز این همسر عاشق دنبال دلیلی برای فراموشی این نویسنده است؟ آیا واقعا معشوقه ای وجود داشت و پی یر تمام این سال ها آن را پنهان کرده بود؟ آیا این معشوقه خیالی کاراکتر داستان نمیه کاره پی یر بود که در داخل مغزش زندگی میکرد و آرام آرام نوشته می شد روی کاغذ و حالا این همسر که یاداشت ها را خوانده است دارد قصه پردازی می کند تا از حقیقت فرار کند؟ حقیقت کدام روی قصه است؟ شاید اصلا کل ماجرا آخرین نوشته خود نویسنده باشد که جهان بعد خود را در قالب یک داستان روایت می کند و ما در حال تماشای آن هستیم! روایت دو گانه معشوقه (پسیانی)از رابطه خود با نویسنده که انگار گاهی دروغ می گوید گاهی حقیقت تا فقط همراه همسر بیوه ای شود که می خواهد داستان را آنگونه که خودش می خواهد بشنود، ماجرا را پیچیده تر هم می کند. آنقدر پیچیده که شما تا انتهای ماجرا نمی فهمید که حقیقت کجاست و این سیالیت حقیقت تا انتهای قصه پیش می رود تا جائیکه وقتی از صندلی خود بلند می شوید ، می بینید که هر تماشاگر برداشتی داشته، عده ای می گویند پی یر خیانت کرده است، عده ای بر این باورند که ذهن خسته و غمگین همسر بیوه و تنهای پی یر در حال داستان سرایی است و می کوشد پازل ها را آنجور کنار هم بچیند که دوست دارد. بعضی ها هم کل ماجرا را داستان سرایی پی یر می دانند داستانی که فقط ناشی از ذهن یک نویسنده است. بازی اینگونه با حقیقت، لذت دیدن نمایش را صد چندان می کند. از سوی دیگر نمایشنامه سرشار است از دیالوگ های دوست داشتنی و نماد های بی نظیر. قرار گرفتن آقای بهبودی( پی یر) در پشت آینه هنگامی که در قالب مرگ فرو می رود و کم کردن نور روبروی آینه به نحوی که می توانیم پی یر را ایستاده درون آینه ببینیم به نحوی که انگار درون آینه داریم خودمان را در نقش پی یر نگاه می کنیم، سقف آینه ی اتاق معشوقه ی پی یر، وقتی که دکور بالا می رود ، قرارگرفتن اتاق معشوقه ی پی یر زیر تخت خواب، یعنی قرار گرفتن یک دنیای دیگر زیر یک زندگی دیگر، بالا و پایین شدن دکور و حرکت در دو دنیا، زمانی که همسر پی یر سعی می کند زندگی پی یر را شخم بزند و ده ها مورد دیگر، نکاتی است که دیدن نمایش را جذاب و قابل تامل می کند.
نکته آخر که به نظرم خیلی جالب بود این است که نویسند گان همواره با نوشته هایشان در حال قضاوت شدن هستند و این بزرگترین درد نویسندگی است. دردی که فرار از آن امکان پذیر نمیباشد. شعر می نویسند، همه دنبال مخاطب خاصش می گردند، داستان می نویسند، می کاوند تا نقش رگه های روانشناسانه را در زندگی تان پیدا کنند! هر خط که می نویسند تفسیر می شوند و قضاوتشان می کنیم. همانطور که الهام کردا با چرک نویس های همسر فوت شده اش کرد و از دل داستان نیمه کاره اش معشوقه ای درآورد که روبروی مان ایستاد و شروع کرد به اغوا گری و شیطنت های دخترانه که دنیای خیالمان را به دنیای واقعیت درهم آمیخت و حقیقت را مجهول کرد.
نمایشنامه آنچنان زیبا نوشته شده است و آنچنان تاثیر گذار کارگردانی و اجرا گردیده است که انگار شما چند روایت از یک موضوع را شاهد هستید. چند روایتی که می تواند هرکدامش حقیقت باشد بستگی دارد با کدام مغز به تفسیر آن نشسته باشید!
در پایان جا دارد از عوامل نمایش تشکر نموده و دوستداران تئاتر را به دیدن این نمایش دعوت کنم.

بسیار عالی بود
از تحلیلتون لذت بردم
موفق باشید
۱۹ اسفند ۱۳۹۶
خیلی ممنون جناب دهقان
خوشحالم که خوشتون اومد و ممنون که وقت گذاشتید و مطالعه کردید.
۰۷ فروردین ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا نمایش تاثیربرانگیزی بود
من نقش همه رو دوست داشتم.اما اجرای کاظم سیاحی رو کمتر از بقیه
تا چند ساعت بعد از اجرا فکرمو درگیر کرده بود
ممنون از همگی بازیگرها و عوامل. دکور هم بسیار جالب بود .برای من جزو تیاترهایی بود که حتی صدای نفس کشیدن تماشاچی ها رو نمیشنیدی
خوشحالم که حس بد تیاتر قبلی رو این تیاتر شست و برد
۲۴ بهمن ۱۳۹۶
اره خدا رو شگر ماهرو جان. حسابی شست و برررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررد
۲۶ بهمن ۱۳۹۶
کار خوبی بود.../// نمایشنامه خوب...//کارگردانی خوب...// بازی های خوب..../// میزانسن خوب...// تایم خوب.../// شوخی های خوب...// الهام کردا همین یک بازی رو داره انگار....///
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

خیلی کم پیش میاد طراحی صحنه و دکور استفاده شده مثل جلد خوب روی یک کتاب از دل قصه با ما حرف بزنه.اما این اجرای زیبا بهترین حسنی که داشت ایده ی دکور بود.
با خانه ای بی روح مواجه میشویم که در آن خانه رنگی دیده نمی شود،هرچه هست سیاهی و سفیدی میباشد حتی رنگ لباس زن.و این خانه نماد رابطه ی زن بیوه و همسرش پیش از فوت او هست.رابطه ای که جز تخت خواب چیزی از آن باقی نمانده،و رنگها در آن منزل از بین رفته اند.و آینه ای بزرگ که گذشته ها را مرتب به زن تنها یادآوری می کند.
و زیر تخت،در پوسته ی درونی این زندگی،خانه ای وجود دارد پر از رنگ و نشاط و نور و در یک کلام زندگی در آن خانه ی پنهانی جاری است.
اینکه زیر تخت چنین فضایی ساخته شده،نشان دهنده ی زندگی پنهانی مرد ماجراست و در خیانتهایی به این صورت که مرد یا زن،عاشق همسرش است اما رنگ زندگی را گم کرده،معشوقه زیر سایه ی ... دیدن ادامه » فرد اصلی رنگ دارد نه به تنهایی.
و بازی با رنگ و نور هم نشاندهنده ی همین موضوع میباشد.زندگی اصلی مرد و زن رنگ باخته و جز بی رنگی و بی نوری چیزی به چشم نمی خورد.
مرد در پی زن خود در چهره ی معشوقه می گردد،او را به همان نام صدا میکند و در همان سن عاشقش میشود که زن اصلی را دیده بود.
اینکه خیانت صورت گرفته یا تصورات یکی از آن دو بود مهم نیست،پیام داستان زیباتر از این حرفهاست...
پیامی که میتونم تو دو جمله از بزرگان ادبیات ایران خلاصه ش کنم:
سهراب سپهری میگوید زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود...
نادر ابراهیمی میگوید مگذار که عشق به عادت دوست داشتن تبدیل شود!مگذار که حتی آب دادن گلهای باغچه،به عادت آب دادن گلهای باغچه بدل شود!
وقتی در کتابی،فیلمی،نمایشی یا حقیقتی خیانت رخ می دهد همه دنبال اشاره کردن به خطاکار آخر هستند اما از نظر روانشناسان مقصر خیانت بین زوجهایی که بیماری روحی و روانی دیگری ندارند،هر دو طرف رابطه هستند نه یک طرف.
دکور زیبای این تئاتر، مهمترین پیام رابطه ای عاشقانه را مطرح میکرد،نگذاریم زندگی عادت شود و عشق کمرنگ و در نهایت بی رنگ.

و در انتها از تمام عزیزان برای به اجرا در آوردن یک تئاتر خوب تشکرمیکنم.بخصوص از الهام کردای نازنین و رضا بهبودی عزیز که با اجرای زیبای خود،چنین اثری را بر دلها گذاشتند.
چقدر خوب تفسیرش کردید. دقیقا نطز منم همین بود
و چقدر دوست داشتم اگه خیانتی هم بود ادم هیچوقت بهش پی نبره مخصوصا بعد مرگ :(
۲۴ بهمن ۱۳۹۶
ممنون از اینکه خوندی ماهروی عزیز
۰۲ اسفند ۱۳۹۶
نقد خیلی خوبی بود.
کوتاه و تأثیرگذار.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید