تیوال نمایش آنکه گفت آری، آنکه گفت نه
S3 : 11:06:37
نمی ترسیم که کسی به ما بخنده
  ۰۷ تا ۲۹ تیر ۱۳۹۷
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: برتولت برشت
: هومن رهنمون
: فاطمه اللهویرنی، بهار پاسبان، نازنین تاجیک، امیرحسین تاری، زهرا تاک، پریسا ترابی، مهسا ترابی، غزاله چیذری، نریمان حکانی، مونا حیدری، بهار خسروی، زینب خسروی، ‌ زهرا درخشان، کیمیا درخشان، لادن دماوندی، کیمیا دهقانی، زهرا زاهدی مهر، سجاد زنگی، صبور سعیدی، امیرحسین شیخی، حانیه صالحی، آرزو صراف رضایی، اسما صوری غیاثوند، عطیه عبداله‌بیگی، صدرا عظیمی، فربد عقیده‌مند الهی، محمدمهدی غریب‌زاده، بهنام غلام نیا، امیرحسین فاتحی، متین فتاحی، مهتا فرزام نیا، فریده فکری، سارا قدری، کیاوش قربانی، لیلا کاریزنوی، میثم کاریزنوی، مرتضی کریمیان، مهتاب کیوان‌جو، داوود گراوند، صبا گراوند، مایده محسنی، مهسا مشهدی عباسی، سحر مغنی شناس، حسین ملکیان، آیناز سادات میرحسینی، حسین نصیری، رضا همتی

: منصوره پور مقدم
: امیرحسین فاتحی
: روح‌الله ابهری
: تهمینه سلیمی، کیکاووس فرجی، صادق ایزدیار، امیرسلیمانی مقدم
: امیرسلیمانی مقدم، تهمینه سلیمی، کیکاووس فرجی، حمیدرضا ابراهیمی، بنیامین قهرمان، محمدکاظم یوسفیان
: صالح مهدوی، علیرضا میرزایی، محمدرضا ایزدی ناوان، جعفرمهاجر، علی متین‌کیا
: داوود گراوند
: داوود گراوند، امیرحسین فاتحی، آرزو صراف رضایی، مرتضی کریمیان، زینب(آلما) خسروی
: مایده محسنی
: امیرحسین شیخی، لادن دماوندی، بهنام غلام‌نیا، زهرا زاهدی مهر، سجاد زنگی، صبا گراوند، بهار پاسبان، بهار خسروی، حانیه صالحی
: فاطمه خدابنده‌لو، یوسف داوودی
: محمداسدی‌راد، علی باباجهدی، رضا همتی
: محمد اسدی راد، امیرحسین فاتحی، سجاد ایرانمنش
: مهتاب کیوان‌جو
: مهتا فرزام‌نیا، صدرا عظیمی
: فربد عقیده‌مند الهی
: آرزو صراف رضایی
: حسین بنیاد
: علیرضا خدامرادی

تیاتر روایی همراه با موسیقی زنده

برداشتی آزاد از نوشته برتولت برشت، زنده‌یاد مصطفی رحیمی


روستایی دچار یک بیماری واگیردار است. آموزگار روستا و یکی از شاگردانش همراه عده ای دیگر سراغ درمانی به آن سوی کوه‌ها می‌روند. دارویی نمی‌یابند اما ....

گزارش تصویری تیوال از نمایش آنکه گفت آری، آنکه گفت نه / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان حافظ و سمیه، حوزه هنری، تماشاخانه مهر
تلفن:  ۸۴۱۷۲۰۶۸


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
می توان نشست و خیلی خشک وخشن از ضعف های این نمایش نوشت:
از اجرای ناهماهنگ بازیگران در برخی صحنه ها
از خسته کننده شدن بعضی همسرایی ها خصوصا در بخش اول نمایش
از طراحی نه چندان یکدست لباس و ضعف در طراحی صحنه
...
اما نه!
نمی توان...
نمایش آنکه گفت آری، آنکه گفت نه آنقدر شگفت زده ات می کند که مجبوری عقل ایراد گیر را به کناری بنهی و با دل ات به تماشای این حجم از استعداد و شور بنشینی....
دیدن این نمایش زیبا بهترین اتفاق چند وقت اخیرم بوده است،
موسیقی زنده زیبا هم (با جایگیری بسیار خلاقانه ای در بالای صحنه) به این اتفاق زیبا صدا داده است.
در آخر هم باید ضمن تقدیر از اجرای خوب گروه موسیقی از اجرای شگفت انگیز ویولن سل و اجرای بی نظیر گیتار الکترونیک تشکر ویژه ای بنمایم.
دمتان گرم و انرژی تان بالا باد بچه ها !!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن کاری بسار زیبا با هراهی این تعداد از بازیگران جوان شهرستان انسان را بسیار شگفت زده می کند . والبته کمی متاثر از اینکه از چند روز قبل از دیدن نمایش به تعداد زیادی از دوستان علاقمند به نمایش پیام فرستادم و انها را به دیدن این نمایش ترغیب کردم ولی دریغ از آمدن یک نفر از آنها و من تنهایی به دیدن آن رفتم
اجرای خوب به همراه اجرای مناسب و جانمایی مناسب تر گروه موسیقی در صحنه قطعا آدم را شگفت زده می کند. بخصوص دقت نظر تیم کارگردانی در ارجاع دادن به برخی از اداب و رسوم مراسم مذهبی در دماوند برایم نمایش را ملموس و جذاب تر کرده بود.
ولی من فکر می کنم با توجه به اجرا های خوب یا بد زیادی که این چند وقت بدین سبک و سیاق در شهرستان دماوند شاهد بودیم (که گویا تبدیل به رویه در سبک نمایشی شده است) بهتر است که سبک های دیگر نمایش هم در شهر دماوند شاهد باشیم .
به نظر ... دیدن ادامه » می رسد بچه های شهرستان ازمون خود را در این قبیل نمایش ها در اجراهایی نظیر کله پوک ها، شهر من، دیکته و امثال ان پس داده اند و همانطور که در بخش دوم این نمایش شاهد شکسته شدن چارچوب ها چه خوب یا بد بودیم که در نهایت منجر به شکل جدیدی از تفکر گردید. در صحنه نمایش دماوند هم شاهد ان باشیم البته با کیفیتی در شان این نمایش یا کله پوک ها یا نهایتا دیکته و یا حتی بالاتر.
قطعا من بیننده به همه کاستی ها در جهت سرمایه گذاری و اجرا واقف نیستم ولی بد نیست این گروه عالی به فکر تجربه اجراهایی با متن های غیر کلاسیک غیر موزیکال با تعداد نفرات کمتر ولی با قابلیت و پتانسیل بالاتر و طراحی صحنه و لباس با کیفیت بهتر هم بروند
در نهایت بسیار از دیدن این نمایش لذت بردم و قطعا دیدن آن را به دیگران توصیه می کنمو
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده بود ، تو نگاه تک تک بچه ها عشق به کارشون رو میشد دید ... هماهنگی حرکات و موسیقی و اواز ها بی نظیر بود و این همه ی اون چیزیه که برای دیدن یه تئاتر و لذت بردن ازش لازم دارید .
بسیار عالی فاصله گذاری ها به سبک برشت و تئاتر حماسی به زیبایی روی اجرا نشسته بودند کار گروه موسیقی هم که فوق العاده بود کسانی که با برشت آشنایی دارند حتما از این تئاتر خوششون میاد خسته نباشید واقعا لذت بردم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راجب یه موضوعی باید صحبت کنم
حیفه زحمت این بچه های مستعد کمتر دیده بشه
بچه های اندیشه و شهریار فوق العاده استعداد بالایی دارن
همیشه کمتر دیده شدن
فقط یک بار پای قصه اشون بنشینید
اگر بد بودن و نتونستن شما رو شگفت زده کنن, برید دنبال همون سلبریتی های تئاتر

اگه تلاششون رو بی ارزش جلوه بدین خیلیاشون دیگه ادامه نمیدن

امیدوارم اجرا آنکه گفت آری,آنکه گفت نه رو ببینید
یا حق
جهان، عاطفه گندم آبادی و امیر این را خواندند
داوود گراوند، حسین نصیری و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنکه گفت آری,آنکه گفت نه
مخالفت با سنت های غلط و فهموندن این که به هر چیزی به راحتی آری یا نه نگوییم
تبریک میگم به جناب رهنمون بزرگوار که تونستن با بچه های جوان یک کار فوق العاده رو ارائه بدن
موسیقی و اجرای زنده بسیار حرفه ای بود , بازیگران جوان گروه شما بسیار هماهنگ بودن و همچنین از پس آواز هایی که باید می خوندن بر اومدن
بنده بسیار لذت بردم
روز شگفت انگیزی بود
جهان، عاطفه گندم آبادی، امیر، بهناز، پ.ر و نوح این را خواندند
داوود گراوند، حسین نصیری و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده بود بازیها عالی، صداها از اون هم عالی تر. بسیار پرمغز و پر از پیام برای گوش های شنوا. خیلی خیلی لذت بردم.
به همه خسته نباشید میگم
جهان، امیر و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
داوود گراوند، نیما مظفری و حسین نصیری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش فوق العاده بود. یک دهن کجی خیلی بزرگ به اونهایی که جوانان، دخترها، تاتری ها و بچه های شهرستان رو محدود میکنند و میگن شما نمیتونید!
یک گروه بی نظیر از بچه های دماوند و شهریار که با جان و دل بالا پایین پریدند، رقصیدند، آکروبات کردند، فرم و ساختار رو عوض کردند و درس بزرگی به همه ما دادند.
و با همراهی موزیک زنده از ساکسیفون تا گیتار الکتریک ... اما متاسفم از اینکه تعداد بازیگران از تعداد تماشگرها بیشتر بود...

دوستان عزیزم حمایت کنید.
این تاتر نیاز به حمایت داره و شما می تونید و حتما می تونید آینده این بچه ها رو تغییر بدید..
حتما با بچه هاتون به دیدن این نمایش برید چون لذت مضاعفی خواهید برد.
ما برای تفریح تئاتر نمیبینیم. ما در حال فرهنگ سازی برای بستری هستیم که هنر با بازوی تئاتر ازمون آدم هایی مهربان تر فهمیده تر و بهتر بار بیاره.
حمایت امروز ... دیدن ادامه » من و شما آینده رو ورق خواهد زد.

با بهترین آرزوها برای تک تک شما هنرمندان فوق العاده.
امیدوارم این سبک زیبا رو ادامه بدید و موفق تر باشید.
خانم مقدم درود برشما
چه خوب که کار رو دیدید، روز اجرایی که من بودم سالن شلوغ بود به نسبت و چقدر خوشحال شدم، ، امیدوارم همیشه پر استقبال باشه این جور کارها
۲۰ تیر ۱۳۹۷
درود بر شما،‌ نگاهتون بسیار درست و دقیقه ... در طول نمایش فقط محو چهره تک تک این بچه ها بودم و بخشی از وجودم شعف بود و بخشی حسرت. شعف از اینکه چه استعدادهای نابی در این سرزمین داریم و حسرت اینکه جایگاهشون بسیار بالاتر از اینها باید قرار بگیره. امیدوارم طبق ... دیدن ادامه » فرمایشتون ما مردم به داد هم برسیم و با کوتاهی و ضعف .و دشمنیی که با هنر نمایش در این مرزوبوم هست مبارزه کنیم و این عرصه رو زنده نگه داریم و با حمایتمون باعث رشد و ارتقاش بشیم...
۲۰ تیر ۱۳۹۷
سپاس از شما دوستان گرامی فرزاد خان و آقای نوبری عزیز
۲۱ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این روزها از بزرگ و کوچک، استاد و شاگرد، با تجربه و نو آموز، تئاتری و غیر تئاتری و عام و خاص همه چیز را در مورد نمایش آنکه گفت آری، آنکه گفت نه. گفته اند. از نقد و خوب و سازنده تا تعریف و تمجید و حتی شانه بالا انداختن و نپسندیدن و چه و چه..... در باب اینکه متن هنوز نه تنها که زنده است و نفس میکشد بلکه به تاخت جاری شده در زمانه و میتازد. که برشت متن آموزشی اش چنین است و چنان. که فاصله میگذارد و نه میگوید و خاری است در چشم نازیسم و حکمرانان دیکتاتور هر زمانه ای. روشنگری میکند و مردم را آگاه.

و اما کارگردان هومن رهنمون کاری خوش ریتم و پر انرژی ساخته و متن را چنان با زمانه هماهنگ کرده که چشم هر بیننده ای را  خیره میکند و لب به تحسینش باز. البته که فلان جایش اضافه کاری بود و ای کاش کمی روی این میزان و آن حرکت فرم بیشتر کار میکرد.

اما چشمان خوشبخت من در این نمایش تنها یک چیز را دید. انسانیت و انسان بودن و انسان زیستن.

مگر نه اینکه تمام هنر از برای بهتر زیستن و بهتر شدن آفریده شده. مگر نه اینکه هنر از دنده ی راست انسان ترین انسانهاست.
 آنهم تئاتر که چکیده ی تمام هنرهاست.
 پس چرا به همین سادگی باید گذر کنیم از آنچه که در این نمایش رخ داده است.
کارگردانی در یک کار آموزشی، به واقع کار آموزشی کرده.  بدون ترس از ایراداتی که ممکن است بر او گرفته شود با آغوش باز هر هنرجوی علاقه مندی را پذیرفته. از کوچک و بزرگ، با استعداد و بی استعداد، پرتوان و کم توان. همه در اثر او جای دارند.
 آیا این کار معنای واقعی شعار تئاتر برای همه ای نیست که سالهاست آن را سر میدهیم.
صحنه برای همه است و هر کس به اندازه ی توانش خود را عرضه کرده و استاد هر آنچه که داشته به آنها ارزانی فرموده و هرکس به قدر استطاعت دریافت نموده. و در نهایت چون معلمی مهربان و بزرگوار تقصیرها و نقدها را به جان خریده اما راضی نشده دل هنرجویی را بشکند و به خاطر کم توانی اش او را کنار بگذارد. به او امید بخشیده و درس زندگی داده به قیمت لنگ زدن گوشه ای از کارش.
چه بسیارند کسان در این زمانه که به قیمت از دست نرفتن اعتبار خود حاضر به کنار زدن و جا گذاشتن هر کسی هستند.
این همه را گفتم تا به اینجا برسم. که حواسمان باشد چه چیز را آموزش میدهم. بر گردن استاد حقی است. چه خوشتر از اینکه استاد درست زندگی کردن را به ما بیاموزد.
نمایش آنکه گفت آری. آنکه گفت نه. سرشار از آموختنی است. از نوشته ی ساده و روان و در عین حال نغز برشت. تا بازی پر انرژی و جسورانه ی بازیگرانش. اما آموختنی ترین اتفاق این اثر سوای حضور هر لحظه ای کارگردان در نمایش و قاب های خوب و فرمها و ریتم های کم نظیرش، انسان بودن و درست زندگی کردن است. که هومن رهنمون نه چون خاری در چشم و با سری بالا، بلکه به فروتنانه ترین شکل ممکن از خود نشان داده. آنهم نه به قصد آموختن بلکه به قصد آسوده ماندن روح و روانش.
این ... دیدن ادامه » انسان را ببینیم و بیاموزیم. که بی شک نیاز امروز هنر ماست.
با آرزوی پیروزی برای این گروه جوان و آینده دار...
سایه نشین یکایکتان
ابراهیم رهگذر
نمایش دلنشین و دوست داشتنی بود که در کنار اساتید و چهره های ماندگار سینما و تئاتر کشور استاد فراهانی و بهمن مفید لذت دیدن کار را مضاعف کرد. دیدن چهره هایی که شاید بر پرده عریض دیده نشوند اما حضور گرمشان در قلب عاشقان تئاتر و هنر نمایش ماندگار خواهد بود. به قول استاد فراهانی نمایش شریفیست و باید با توجه به سیاستهای کلان مبنی بر دیده نشدن و عدم تبلیغ تئاتر سینه به سینه تبلیغ و دیده شود...
من به همراه سه نفر از دوستانم که همگی اهل تاتر هستیم این اجرا را دیدیم و بسیار پسندیدیم .کار کارگردان فوق العاده بود به خصوص هماهنگ کردن بیش از ۳۰ بازیگر برای اجرای حرکات و نیز گفتن دیالوگ ها .متن هم که طبعا بسیار زیبا بود .به خصوص نتیجه گیری انتهایی داستان بسیار جالب و جذاب و در عین حال قابل تفکر بود.توصیه می کنم که همه این نمایش را ببینند و به دوستانشان هم توصیه کنند .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا نمایش درجه یک و عالی بود و لذت بردم از تمرکز و دقت تک تک بازیگر ها و ریتمیک بودن نمایش و هماهنگ بودن همه ی بازیگرها. اصلا این نمایش رو از دست ندییییید و حمایت کنید
نقد استاد هژیر آزاد
نمایش : "آنکه گفت آری و انکه گفت نه"
نویسنده برتولت برشت
باز نویس و کارگردان: هومن رهنمون
بازیگران : هنر آموزان شهریار و دماوند در یک همکاری زیبا
شاید سال 55یا 56 بود از سوی یک گروه دانشجویی در یکی از این سالنهای دانشجویی مثل مولوی یا فردوسی این نمایش را دیدم. کارکردن برشت آن زمان خطری بود. اما حالا نه... آن اجرا خیلی ساده تر و خیلی جمع وجورتر بوداین همه تصویر و استعاره نداشت.اینهمه اندیشه ی نغز درآن نبود.هومن رهنمون جوان خوش ذوقی است از خود بر متن می آفزاید. مولف دوم می شود. به نمایش اضافه می کند. البته این اضافه کردن برای اضافه کردن نیست. اضافه می کند که تغییری ایجاد کند، نکته نغزی خلق کند که هم خورند نمایش باشد و هم قابل فهم برای بازیگر و مخاطب. که ملال ازنمایش و چشم و گوش تماشاگر برگیرد وهم نمایش را عمیق تر کند.
کارگردان مردم را در لحظات خاصی باماسک های بی هویت نشان می دهد . کسی که به آنها آموزش می دهد شخصی است که مثل خود آنها ست، ولی نامش معلم و ظاهرا عقل کل است . با اینکه چیز زیادی بارش نیست ، دستور می دهد و مردم باور می کنند. همه سوالات خود را از او می پرسند. این خیل نادان براساس یک سنت دیرین جوانان خود را به کوستان می فرستند . کوهستان صعب العبور و سخت است. جوان هم بر اساس این سنت می پذیرد و آری را می گوید و راهی این راه صعب می شود. در راه سنگلاخ خسته می شود مردم بر اساسا سنت ها می گویند باید از دره او را انداخت به پایین نابودش کرد چرا خسته شده است. در پرده اول جوان پذیرفته آری را بگوید به راه می افتد خسته می شود. او را در دره سر نگون کرده معدوم می کنند .
در بند دیگر نمایش اهالی خود نمایش محتوای این نمایش را دوست ندارند علیرغم مخالفت کارگردان چهارچوب نمای را عوض می کنند خودشان کارگردانی کار را به عهده می گیرند.داستان همان راهپیمایی است اما این بار کودک دوم را که به راه پرخطر می کشند کودک خسته می شود مانند کودک قبلی درمقابل پرتاب شدن به دره به مردم و آموزگار مخالفت می کند و آری نمی گوید بلکه می گوید "نه" در این گفتن نه استدلال می کند و روی بسیاری از مردم تاثیر مثبت می گذارد بالاخره مردم متوجه می شوند که باید را جدید را انتخاب کنند. راه سنت درست نیست. پس همه می پذیرند و با او همراه می شوند وتصمیم می گیرند این راه پر سنگلاخ را باهم و همراه هم می روند.
این لب مضمون مطلب برشت است اما کار رهنمون از اشکال مختلف زیباشی حرکت و تصویر سازی با بدن و اشیاه سود برده و کمترین ابزار و وسایل شال گردن رنگی و ماسک و قطعه چوب که ماسک بر سر آنها وصل می شود همتای خود را به وجود می آورند که هم خود آنها و هم همزاد آنها ست گاه پشت آن قایم می شوند و گاه هنگام آگاه شدن از پشت آن بیرون آمده خود شان می شوند.
( برشت زاده آلمان نازی و مغضوب هیتلر دیکتار است ) آثار او اغلب در نقد "حزب حاکم نازیسم هیتلری" خالق جنگ جهانی دوم و تنها قدرت مطلقه ی حاکم بر مردم آلمان بود.
نمایش آنکه گفت آری و آنکه گفت نه از نمایش های دوره آموزشی برشت است. برشت از مردم به شدت نا امید است و آنها را فریب خورده ودر پیروزی حزب نازیسم موثر می داند. در این دسته از نمایشها برشت سعی می کند به مخاطب ( مردم ) به طور صریح آموزش دهد که چه چیز درست است و چیز غلط .
چند تم بر این نمایش افزوده شده که آنرا شیرین تر و دیدنی تر کرده است. مانند رقص چهار جوان که با عملیات اکرباتیک همراه است حظ بصری برای مخاطب تولید می کند.و در جای خود می تواند جشن پیروزی این قدم جدیدشان نیز باشد.
نمایش سراسر تصویر سازی است چهل هنرجوی بازیگری دختر و پسر در سنین نوجوانی و جوانی از شهرستان شهریار و دماوند در هم ادغام شده کاری می کنند کارستان. نمایش چاشنی طنزدارد اما لودگی است. هیج یک از چهل تن سعی نمی کنند تماشاگر را بخنداند. آنها عمل می کنند.منتها عملی که شکل و فروم خاصی را درست می کنند تا با آن شکل، مفهومی را الغا کنند. عملشان حتی اگر برای ما ی مخاطب مضحک و خنده دار باشد، برای خودشا ن کاملا جدی است و همین جدیت توجه بیشتری جلب می کند. بازیگر می داند درپس این عمل طنزآمیز اندیشه ای نهفته است.
تمام بازیگران سنین کمی دارند از دوازده سال بگیر تا بیست سال در بازی شان مهم ترین رکن بازیگری یعنی نظم سربازخانه ای و جدی بودن رعایت شده است.
این نمایش محصول یکسال تمرین و درس آکادمیک این دختران و پسران شهریار و دماونداست. به رهبری کارگردانی هومن رهنمون است. نتیجه این فراگیری و انجام درست دستورات کارگردان این است که یک ساعت و نیم نمایش را می بینیم خسته نمی شویم، لذت می بریم و می آموزیم.
البته ... دیدن ادامه » نمایش سهل و ممتنعی است اما شیوه ی اجرا به گونه ایست که هم تماشاگرخاص از آن لذت می برد و هم تماشاگر عام . چرا می گویم تماشاگر خاص برای اینکه کارگردان از المان ها وحرکت های استعاری و سمبلویک که هریک گویای دنیایی دیگر است هم استفاده کرده .حتی تماشاگر با عدم شناخت استعاره ها و سمبل ها هم می تواند ازآن بیاموزد و بفهمد و لذت ببرد. اما تماشاگر حرفه ای به درستی درمیابد که پوشاندن ماسک سفید بی حالت نه خندان و نه گریان و نه هیچ نوع احساسی در صورت انسان به این معناست که سر انسان جایگاه عقل است هیچ چیز را نشان نمی دهد تا این جا ما نمی دانیم واینها مردمند پس خنده شان گریه شان عقلشان مهر شان عاطفه شان کجاست تفکر دارند؟ آنگاه که ماسک ها از چهره برداشته و خودشان می شود قلب و روحشان نمایان می شود. برشت می گوید انسان همواره با این ماسک هایی که در زندگی به صورت خود می زنیم. هم خودیم و هم بی خودیم
نمایش دیدنی است .حیف که در زمان بدی( بازیهای جهانی فوتبال) به نمایش درآمده . کاش ادامه یابد آدم های بیشتری این کار را ببینند. .این جوانان همه همکاران آینده ما هستند. زحمت کشیده اند. نظم، باور، حضور، جدی بودن، شناخت ریتم، پاسخ در سر ضرب ها و تسلط در آواز خواندن .بعضی صدای خوب صحنه ای دارند و همگی در خواندن کر و آوازها و شعر های پرمحتوا تسلط مثال زدنی دارند. اشعاری انتقادی و اجتماعی را با آهنگی زنده با همراهی گروه موسیقی زنده ی پاپ و بلوز، با سازهای پرکاشن. پیانو، ویلونسل ، دو گیتار ماه ها تمرین کرده اند. ما در این نمایش نه تنها از ضمون را منطبق با کالبد می بینیم از سروده های پرمحتوای آن هم لذت می بریم.
بازی فوتبال و تبلیغات به این نمایش صدمه زده کسی دوستاران تئاتر جدی از َآن بی خبرند. توصیه می کنم هر طور شده آنرا ببینید. از این اجرا یک خاطره جاودان در ذهن خواهید داشت.
لطفا مدت زمان این اجرا را تائید کنید. صفحه تیوال ۵۰ دقیقه نوشته، در این متن یک ساعت و نیم ذکر شده

مرسی‌
۱۳ تیر ۱۳۹۷
ممکنه دقیق بفرمایید مدت زمان اجرا چند دقیقه س؟ یک ساعت؟ یا یک ساعت و نیم؟
۱۴ تیر ۱۳۹۷
مدت زمان نمایش همان 50 دقیقه است
۱۹ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، پنجشنبه ۱۴ و جمعه ۱۵ تیر، به نویسندگی برتولت برشت و کارگردانی هومن رهنمون و با بازی فاطمه اللهویرنی، بهار پاسبان و ... آغاز شد.
*مریم*، فرزاد و حسین بنیاد HB این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من روزی که گیشه تیوال برای این نمایش باز شد بلیط تهیه کردم و با دیدن تعداد بازیگران یکه خوردم و ترسیدم تن برشت و مصطفی رحیمی در قبر بلرزد . اما اما
درست در اولین اجرا موفق به زیارت این اثر شدم یکه خوردم . جناب هومن رهنمون دست مریزاد برداشتی بسیار به روز تحسین برانگیز و تامل برانگیز از نوشته و ترجمه داشتی و گروه بازیگران به جز یکی دو تپق جزیی (البته برای شب اول اجرا چندان ایرادی نیست) بسیار همآهنگ و جذاب بود گروه موسیقی هم هرچند من از جاز لذت نمی برم اما این عیب بر من وارداست نه بر گروه دست تمام دست اندرکان درد نکند به امید اجراهای دیگر راستی این اثر هم جزوآثاری است که حتما تبلیغ دیدنش به دوست و آشنا و گروه های مجازی انجام میدهم و حتما خودم باردیگر به دیدنش می آیم
میترا، امیر، عاطفه گندم آبادی و حسین بنیاد HB این را خواندند
داوود گراوند و حسین نصیری این را دوست دارند
ممنون از نظراتتون و منتظر حضور دوباره شما خواهیم بود
۱۹ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از دوشنبه ۱۱ تا چهارشنبه ۱۳ تیر، به نویسندگی برتولت برشت، و کارگردانی هومن رهنمون و با بازی فاطمه اللهویرنی، بهار پاسبان، نازنین تاجیک و ... فردا (دوشنبه) ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
حسین بنیاد HB این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آغاز پیش فروش بلیط سه روز نخست نمایش آنکه گفت آری آنکه گفت نه با 50درصد تخفیف
به کارگردانی هومن رهنمون
امشب راس ساعت 20 سایت تیوال
https://tiw.al/2iQ
عاطفه گندم آبادی، محمد شاملو و حسین بنیاد HB این را خواندند
fatemeh.moghadasbayat این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید