تیوال نمایش کرونوس
S3 : 10:02:17
امکان خرید پایان یافته
  ۱۹ خرداد تا ۲۱ تیر
  ۱۹:۱۵
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: علی صفری
: حسین منفرد، میلاد آریافر، ابراهیم ناییج، کوروش شاهونه، علیرضا گلدهی، امیرعلی گودرزی و رها حاجی زینل
: سعید صفرپور، سید سالار موسوی

: مهیار ایسوند
: سولماز غفاریان
: متین کی‌منش
: نسرین آجرلو
: علی صفری
: مهیار بهمنش
: امین قنبری
: محسن حسینی
: شاهین فتحی
: گروه سایرنس
: رها حاجی زینل
: سید پیام حسینی
: اشکان حشمتی (کوبه‌ای)، علی قاسمی (گیتار الکتریک)، کاویان میثاقی (ویولن)، ثمین پورآذر (ویولن سل)، علی جنابی (پیانو)
: سید پیام حسینی، میترا کرمی، رها حاجی زینل
: رهام سلطانی
: رضا جاویدی
: نسترن سیف
: شهرزاد محمودی
: محمد امین فرج خواه
: علیرضا محمودی، رهام سلطانی
: سحر صالحی
: آذین پورزندی، مصطفی امانی
: احمدرضا مقصودی، امیر حسن تیموری، مجید قفلی
: گروه جارچی
خانواده‌ای در سال سی هزار میلادی به دنبال راهی برای بازگشت به گذشته است.

گزارش تصویری تیوال از نمایش کرونوس / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش کرونوس به شدت شبیه وضعیت فعلی است/سانتی مانتالیسم در سینما فراگیر شده

» کرونوس در میان استقبال تماشاگران به کار خود پایان داد

» پشت نمایشنامه «کرونوس» تفکر جالبی نهفته است

» یادداشت آزیتا رصافی مستندساز سینما برای نمایش «کرونوس»

» یادداشت مرتضی‌علی عباس میرزایی، کارگردان فیلم «انزوا»، برای نمایش «کرونوس»

» نمایش «کرونوس» تا پایان هفته تمدید شد

» گفت‌وگوی سیدحسین رسولی (روزنامه اعتماد) با علی صفری

» کرونوس موتور بی‌حرکت زمان

» یادداشت علی صفری نویسنده و کارگردان کرونوس

» یادداشت نیلوفر ثانی برای نمایش کرونوس در خبرگزاری ایلنا

» گلاب آدینه: کرونوس اثری خوش سلیقه و بدیع بود

» دغدغه‌ام شکل‌گیری سوال در ذهن مخاطب است

» یادداشت فاطمه درخشان، منتقد هنرنت، براى نمایش «کرونوس»

» یادداشت آریو راقب کیانی، منتقد تئاتر/ روزنامه آرمان امروز، براى نمایش «کرونوس»

» یادداشت مسیح حیدری زاده، پایگاه تحلیلی هنری ویرگول، براى نمایش «کرونوس»

» یادداشت سید حسین رسولی، روزنامه توسعه ایران، براى نمایش «کرونوس»

» یادداشت محمدحسن خدایی، روزنامه اعتماد، براى نمایش «کرونوس»

» یادداشت محمد رستم زاد، خبرگزاری میزان، براى نمایش «کرونوس»

» قراردادهای ثبت شده بخش مهمی از تقدیر انسان است

» مدیرکل مرکز هنرهای نمایشی به تماشای کرونوس نشست

» سرگردانی بر دروازه زمان، انسان گرگ انسان است

» نگاهی به نمایش «کرونوس» کارگردانی علی صفری

» روایت علی صفری از نمایش "کرونوس"

» «کرونوس» میزبان خبرنگاران و عکاسان خواهد بود

» پوستر نمایش «کرونوس» رونمایی شد

» لوگوی متحرک نمایش «کرونوس» با طراحی گرافیکی «امین قنبری» رونمایی شد.

» به گزارش روابط عمومی گروه تئاتر سه گانه، نمایش "کرونوس" به کارگردانی علی صفری در سالن شماره یک عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌رود.

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
پیش فروش بلیت سه روز نخست نمایش آشویتس زنان، به نویسندگی علی صفری و کارگردانی رها حاجی زینل آغاز شد
https://www.tiwall.com/p/auschwitz-zanan/tags/all
میترا و زهره مقدم این را خواندند
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی صفری کمدی «فرمالیته» را روی صحنه می‌برد

به گزارش روابط عمومی گروه نمایشی سه گانه، نمایش «فرمالیته» به نویسندگی و کارگردانی علی صفری پس از نزدیک به یکسال تمرین به زودی روی صحنه خواهد رفت.
کمدی فرمالیته روایت کشوری است که تنها ۹ نفر جمعیت داشته و افزایش یا کاهش در آن خلاف قوانین خواهد بود.

صفری به تازگی نمایش «کرونوس» را در تماشاخانه نوفل لوشاتو روی صحنه داشت، این نمایش طی ۳۰ شب اجرا توانست با استقبال خوب مخاطبان و نظر مثبت منتقدین تئاتر روبرو شود.
گروه تئاتر سه گانه در مجموعه فعالیت‌های خود طی سالهای گذشته علاوه بر نمایش «کرونوس» آثاری همچون «آشویتس زنان»، «هجوم»، «آخرین نبرد»، مجنونین همیشگی قرار ملاقات و مسافران روی صحنه برده است.

اطلاعات تکمیلی فرمالیته به زودی اعلام خواهد شد.
کرونوس بعد از سی شب اجرا به پایان رسید

بدین وسیله از تمام عزیزان و دوستانی که در این مدت هماره اثر بودند سپاسگزارم، تشکرات ویژه خودم را از گروه به عمل آوردم اما جا داره که از تمامی عزیزانی که این مدت در تیوال کنار ما بودند هم تشکر کنم، عزیزانی که از همان روزهای ابتدایی با نظراتشون به ما برای اجرایی بهتر کمک کردند، حالا بعد از این تعداد شب همچنان انرژی و نگاهشون در صفحه نمایش کرونوس ماندگار شده است.

درود

ممنون از زحمات شما جناب صفری. اگه بروشور براتون موجود هست ممنون میشم که یه جوری تهیه کنم. من بروشور نمایش ها رو آرشیو میکنم و خیلی حیفه که بروشور شما رو از دست بدم
۲۲ تیر
ممنون آقای صفری عزیز.گرونی کاغذ که بیداد میکنه.ای کاش تو این زمینه با گروههای اجرایی همکاری بیشتری میکردن.

تشکر میکنم از توجه شما
۲۲ تیر
البته من شخصا اعلامک آمادگی میکنم که بیشترین همکاری رو با گروه های اجرایی کنم و با قیمت های مناسب و مشاوره درست بهترین انتخاب وبا بهترین قیمت بزنم. اینجوری شاید بتونم سهم خودم رو برای تئاتر انجام بدم
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدتهاست در کشاکش این مفهوم هستم که آیا این ما هستیم که وقایع را رقم میزنیم یا فقط در بستر آنها قرار میگیریم !!! ما انتخاب میکنیم یا میشویم ؟!
کرونوس این سوال را در ذهنتان پررنگ تر میکند .
( چند روز قبل بدون هیچ دلیل خاصی در محیط کاری بی ربط ما یکی از همکاران به یکی از بدترین فیلمهای تاریخ زندگی اش اشاره میکند" ماهی و گربه "فیلمی که من فقط سه بار بر روی پرده سینما دیده ام! تا آنجا که ذهن و سواد و توانم اجازه میدهد توضیحاتی در مورد فیلم میدهم و شب همان روز سه فیلم کوتاه از شهرام مکری میابم ,نمیبینم تا امروز صبح که به خاطر می آورمشان پس بی درنگ به تماشا مینشینم و امشب کرونوس !!!
حال من کرونوس را انتخاب کرده ام یا کرونوس مرا ؟!
البته که در حضور اساتید با سوادی که در این جمع هستند اضافه گویی است اما سه فیلم که اشاره کردم " محدوده دایره , آندوسی و فیلم ... دیدن ادامه » مشهورتر طوفان سنجاقک است "
من تو را، کرونوس مرا، و تو کرونوس را
خوب بود؟؟ :)

فیلم کوتاهارم ندیدم، حییییف :(
۲۲ تیر
علی جان بامداد عزیز مصاحبت با شما افتخاری برای من هست بدون ذره ای اغراق نه فقط برای سواد و فهم و درکتان برای وجودتان :) درخشش قلب شما از لابلای کلمات منتقل میشود :)
البته سردار و نیلوفر و دایه و بولو هم پهلو به پهلوی شما میزنند :)
علی جان فیلمهایی که اشاره ... دیدن ادامه » کردم (کوتاه) فصل مشترک همگی اشان مبحث زمان است و جایگاه ناظر ؛ دیدنشان خالی از لطف نیست :)
جناب کارآمد بزرگوار ممنون از توجه شما ؛پاسخ را یافتید مارو هم بی نصیب نگذارید :))
۲۲ تیر
قربونت برم شما خیلییی عزیزی و درخشان خودت :)
بله بله رفتم که ببینمشون همین هفته ایشالا..مرسییی
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای من تداعی کننده چند فیلم سینمایی در ژانرهای science-fiction و به ویژه آخر الزمانی بود.
تجربه دیدن نمایش در این ژانر که از البته از علایق من است، برایم بسیار تازگی داشت.

درود به همه عوامل و کارگردان محترم و به خصوص گروه موسیقی
نمایش کرونوس روایتی از زوال بشر در یک تاریخ سه‌هزارساله است که برای حفظ بقا (و دریک مفهوم کلی خودخواهی و ترجیح خود بر دیگری) دست به هر کاری می‌زند. زمان و مکان (و حتی جنسیت) در این روایت متغیر است. انگار نوع بشر در تصور خودش حرکتی روبه‌جلو دارد و برای حفظ خود و زندگی‌اش تلاش می‌کند غافل از این‌که در یک محدوده‌ی دایره‌وار دچار تکرار و سردرگمی است و برخلاف تصورش هیچ درک و کنترلی بر زمان و مکانش ندارد.
مفهوم زمان از پیچیده‌ترین مفاهیم در تاریخ اندیشه‌ی بشری است. مارتین هایدگر در مقاله‌ی مفهوم زمان می‌گوید، طبیعت در هرروزگی به‌طور مداوم اتفاق می‌افتد یعنی تکرار می‌شود. رویدادها در زمان وجود دارند اما زمان ندارند بلکه به‌طور گذرا و عبورکننده از رهگذر یک اکنون رخ می‌دهند. این زمان اکنونی فرجام یک دوره است.
از این منظر و بر اساس دیدگاه هایدگر ... دیدن ادامه » در نمایش کرونوس همه اتفاقات از آینده‌ای بی‌انتها به گذشته‌ای بازنیامدنی رخ می‌دهند. دو مورد برگشت‌ناپذیری و شبیه‌سازی بر نقطه اکنون وجود دارند. زمان شیفته‌وار دنبال گذشته می‌دود. همگن‌سازی همسانی زمان با فضا (مکان) است و زمان در اکنون واپس رانده می‌شود. قبلاً و بعداً ضرورتاً پیش‌تر و دیرتر نیستند. اموری در ردیف ارقام که بعد یا قبل از خود هستند هم نیستند. ارقام پیش‌تر و بعدتر ندارند و ابداً در زمان نیستند.
کرونوس با سه آموزه‌ی کلیدی فلسفه‌ی هگل یعنی مکان، کاتارسیس و روح نیز همبسته است. در کرونوس مکان، زمان می‌شود؛ یعنی وجود مکان به‌مثابه زمان (توالی اکنون‌ها) معین می‌شود. زمان به این معنا کاتارسیس به شهود درآمده است که حرکت دیالکتیکی روح در آن رخ می‌دهد و شباهت زمان- به‌مثابه اکنون‌های تهی و انتزاعی- و روح - به‌مثابه مفهوم- روح را قادر به نفی زمان می‌سازد.
از بحث محتوا که بگذریم بازی‌ها، طراحی صحنه، موسیقی از دیگر عناصر قابل ستایش نمایش کرونوس هستند.
خوشحالم از دیدن این نمایش... به نظر من وقتی روایت این نمایش با اتمام آن برای مخاطب تمام نمی‌شود و ذهن او را درگیر محتوای تودرتویش می‌کند، یعنی کرونوس یک اثر نمایشی موفق است.
آزیتا رصافی
این زمان اکنونی فرجام یک دوره است
قبلاً و بعداً ضرورتاً پیش‌تر و دیرتر نیستند
و
روایت این نمایش با اتمام آن برای مخاطب تمام نمی‌شود

ممنون :) عالی بود

۲۰ تیر
ممنونم از نقد و نظرتون خانم رصافی عزیز
۲۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرخ زمان

متن و اجرای لایه‌لایه‌ای که پیش روی ماست، از همان ابتدا ما را به میان دنیایی پرتاب می‌کند، که بی‌مکان و بی‌زمان موجودیت خودش را می‌سازد. اما در این میان، چرخ زمان می‌چرخد و وقایع و موجودات را از زیر چرخ‌اش رد می‌کند. همان‌قدر بی‌رحم و ویرانگر، همه چیز را می‌بلعد که خدای زمان، کرونوس، بچه‌هایش را.* همانطور که فرانسیسکو د گویا در نقاشی یا سری نقاشی‌های موسوم به نقاشی‌های سیاه‌اش طی 4 سال آن را به تصویر کشیده است.** علی‌رغم اینکه متن و کارگردان، علاقه‌ موکدی به بولد کردن داستان اسطوره‌ای کرونوس ندارند، اما این داستان، یکی از لایه‌های متن را به طور کامل نمایندگی می‌کند:
کرونوس، جوانترین فرزند اورانوس (تجسم آسمان) و گایا (تجسم زمین)، از خانواده تایتان‌ها می‌باشد. ظلم‌های پدر بر فرزندان گایا و خود او، گایا را بر آن می‌دارد که فرزندان را علیه پدر تحریک کرده و داسی سنگی بسازد تا فرزندانش به کمک آن، پدر را عقیم کنند. از میان فرزندان، تنها کرونوس که به قدرت پدر نیز حسادت داشت، این وظیفه را قبول می‌کند و با دامی که گایا فراهم می‌کند، پدر را عقیم می‌کند. سپس کرونوس، تخت پادشاهی را تصاحب کرده و خواهرش رِی را به همسری می‌گیرد. گایا و و اورانوس، کرونوس را از پیش‌گویی‌ای آگاه می‌کنند که او توسط یکی از پسرانش به همین ترتیب که پدر خود را از تخت به زیر کشید، واژگون خواهد شد. به همین دلیل، کرونوس، فرزندانش را به محض تولد می‌خورد.
رِی برای کمک نزد گایا می‌رود تا فرزندانش را از دست کرونوس نجات دهد. رِی سنگی را در لباس زئوس، آخرین فرزندش، می‌پیچد و بدین وسیله کرونوس را فریب می‌دهد که همه فرزندانش را خورده است. زئوس بدین ترتیب زنده می‌ماند و پنهانی بزرگ می‌شود.زئوس پس از بزرگ شدن، در مقام یکی از نزدیکان شاه، به کرونوس نزدیک شده و انتقام می‌گیرد. کرونوس را مسموم کرده و با سمی که به او می‌دهد باعث می‌شود کرونوس برادران و خواهرانش را قی کند. سپس جنگی بین زئوس و همراهانش و کرونوس و دیگر تایتان‌ها درمی‌گیرد و همانطور که پیش‌گویی شده بود، کرونوس شکست می‌خورد.
در لایه‌ای دیگر از داستان، همانطور که اسم کاراکترها (نو و هم، شم، یاف) گویاست، داستان نوح و سه فرزندش می‌باشد که در اثر خشم خدا از نافرمانی‌ها، نوح توسط خدا فرمانی برای پاکسازی زمین می‌گیرد و داستان کشتی نوح و نجات نوح و خانواده‌اش و همچنین حیوانات و پرندگان به صورت جفت، اتفاق می‌افتد. سیل عظیمی که پس از ساخت کشتی رخ می‌دهد، مفهوم اولیه‌ای به موج در داستان حاضر می‌دهد که با کلمه موج بازی‌های کلامی بسیاری در طول اجرا به صورت یک موتیف می‌شود. علاوه بر ارتباط سیل با موج، اعداد و ارقام مربوط به طول مدت سیل در داستان کشتی نوح، و سن زیاد نوح نیز ارتباط درخور و بجایی دارند.*** همینطور کشتی نوح، از سه قسمت تشکیل شده بود که برای بنی‌اسرائیل نمایانگر سه بخش دنیا: بهشت، زمین و دنیای زیرزمینی بوده و اینجا می‌تواند نشانگر گذشته، حال و آینده مردمان باشد. نکته دیگر داستان نوح، اتفاق نفرینِ هم می‌باشد که در واقع اصل داستان به کنعان، پسرِ هم برمی‌گردد، که چون هم، شاهد مست و لخت بودن نوح در چادرش بوده و آن را به برادرانش گفته تا او را بپوشانند، نوح پس از هشیاری او را از طریق نفرین پسرش، کنعان، نفرین می‌کند. هم نیز در مقابله با این نفرین، نوح را عقیم می‌کند تا نفرین کنعان، پسر چهارم هم، با این مجازات، نوح را از داشتن پسر چهارم محروم کند. اینجاست که این داستان با داستان کرونوس گره می‌خورد و تشابهات از اتفاقات متنی فراتر می‌رود و عقیم‌سازی در هر دو داستان، با وجود زن به عنوان کلید بازگشت در متن حاضر، به زیبایی همراه می‌گردد.
یاف که شکل کامل آن یافث^ می‌باشد و در بیشتر متون، فرزند آخر و جوان خانواده عنوان شده است (البته فرزند وسط نیز در بعضی متون بوده است) به عنوان جدِ مردمان نسل نوح نیز از او یاد شده است.
حال فارغ از این دو زیرلایه اصلی متن که نقش کلیدی در داستان ایفا می‌کنند، اجرا ارجاعاتی به داستان‌ها و فیلم‌های متفاوتی دارد که این موضوع نه شکل تقلید و نه شکل بازسازی آنها را دارد، بلکه برآمده از تجربه‌ زیست کارگردان اثر هستند.
اجرا در تمامیتِ خودش یک لوپ بی‌انتهاست و آخر اجرا با چرخشی منحصربفرد بر روی صحنه شروع اجرا قرار می‌گیرد تا هر آنچه بر ما در طول اجرا می‌گذرد، پس از خروج از سالن بازاجرا شود. در واقع داستان، پایانی ندارد و پس از اتمام، همان مسیر مجددا تکرار و تکرار می‌شود و نقطه شروع و پایان، روی محیط دایره‌ای روی هم قرار می‌گیرند. همین موضوع به نوعی در گریم متفاوت و موهای شاله به عنوان پدربزرگ و مسن‌ترین کاراکتر داستان، و یاف به عنوان جوان‌ترین فرد، به خوبی پدیدار شده است. بزرگی اتفاقات حول یاف و حجم تجربه قرارگرفته در این کاراکتر نیز به این اثر شکل بیشتری می‌دهد. ماهیت زمان در تکرار صحنه‌های اجرا و بازی با نور به خوبی شکل می‌گیرد و مکان ناظر در اجرای مجدد هر صحنه، هربار از جایی مختلف، و انتقال دیالوگ‌ها از یک نفر به نفر دیگر، در کامل‌ترین شکل ممکن، نسبی بودن ناظر و زمان را می‌سازد.
به نقش زن برای بازگشت در خلال توضیحات بالا اشاره شد اما برای آینه که نقشی کلیدی در داستان ایفا می‌کند، به نوشته زیر از جاودانگی اثر میلان کوندرا بسنده می‌کنم:

"فقط زندگی در جهانی را تصور کن که در آن آینه نباشد. تو درباره صورتت خیالبافی می‌کنی و تصورت این است که صورتت بازتاب آن چیزی است که در درون تو است.
و بعد وقتی چهل ساله شدی، کسی برای اولین بار آینه‌ای در برابرت می‌گیرد. وحشت خودت را مجسم کن!
تو صورت یک بیگانه را خواهی دید و به روشنی به چیزی پی خواهی برد که قادر به پذیرفتنش نیستی: صورتِ تو، خودِ تو نیست!"


----------------
* ... دیدن ادامه » گرچه cronus با chronos (کلمه یونانی برای زمان) متفاوت است، اما به cronus نیز خدای زمان می‌گفتند چون مسیر زندگی انسان‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و شباهت‌هایی از جمله بی‌رحمی، داشتن ریش و داس بین آنها مشترک بود.
** Saturn devouring his child نام نقاشی اصلی گویا می‌باشد. اما دلیل خلق 14 نقاشی از این سوژه طی 4 سال توسط این نقاش، به واسطه تغییرات فیزیکی و روانی ایست که به واسطه زمان رخ داده و دگردیسی هنرمند در تقابل با اثر را داشته، همانطور که جیمز جویس از اثرات رنسانس بر انسان مدرن می‌گوید. تشابه دگردیسی مداوم این نقاشی در طول زمان نیز، تشابه جالبی با این اثر نمایشی و دنیای آن دارد.
*** بعد از به آب انداختن کشتی، 40 شبانه‌روز تمام باران می‌بارد؛ سیل طی 150 روز زمین را درمی‌نوردد و همه موجودات زنده را نابود می‌کند؛ بعد از اینکه کشتی بر کوه‌های آرارات آرام می‌گیرد، نوح و خانواده‌اش تقریبا 8 ماه دیگر منتظر می‌مانند تا سطح زمین خشک شود؛ در آخر، پس از یک سال نوح از کشتی خارج می‌شود و سوختن قربانی‌ها را به درگاه خدا پیشنهاد می‌کند.
^ یافث به معنای ادامه دادن و گسترش یافتن در ریشه‌شناسی کلمه معنی شده است.
از زیبایی‌های دکور و طراحی صحنه، موسیقی بی‌نظیر گروه سایرنس به صورت زنده و به طراحی خانم حاجی‌زینل جدایِ از صدای به غایت زیبا و منحصربفرد ایشون، اکسسوار فوق‌العاده و طراحی لباس بی‌نقص و گریم باورپذیر و عالی این کار، در نوشته بالا اشاره نکردم تا یکپارچگی ... دیدن ادامه » متن از دست نرود :)
۱۹ تیر
لذت که چه عرض کنم. از شدت لذت اوردوز کردم. در حد سوادم چند کلمه ای هم نوشتم.
ایشالا از شما تحلیل های بیشتری از سایر نمایش ها ببینیم و لذت ببریم
۲۲ تیر
خیلیم عالیییی..بهترین انتقال حس بود این برای من :)
قربون شما، ممنون
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

زمان شاید یک بازی باشد و بس.آینده ی نافرجام دنیا شاید همین خانواده ای باشد که حتی به گوشت تن هم برای بقا رحم نمیکنند،خانواده ای که برادر و خواهر معنایی ندارد و هیچ کس نسبت خونی ندارد و تنها راه نجات را برگشت به گذشته میبینند،تا شاید دوباره از نو شروع کنند اما زمان فریب میدهد هر بار و هر بار...و انسان همان راه کثیف را تکرار میکند دوباره و دوباره...

بازی،دکور،نورپردازی،موسیقی زنده،گریم به حدی خوب بود که حس میکردم همه ی این اتفاقها در حال افتادن است،حتی صحنه هایی بوی خون به مشامم می رسید و از تاریکی صحنه میترسیدم.
و چه جسارتی داشتید که چنین کار سختی را به اجرا درآوردید.و نقصهای این کار کمتر از چیزی هست که بخوام بنویسم.

خسته نباشید میگم به آقای صفری و تیم خوب ایشون
چند اجرای پایانی این اثر آخرالزمانی رو از دست ندید.
ممنونم از شما و انرژی خوبی که به گروه می بخشید
۱۹ تیر
:)) خدا ازت راضی باشه محمدجان به قول بچه‌ها گفتنی :)

نرگس خانم کم‌سعادتی ماس، ولی شبی که نفرین رو رفته بودین دیر اومدم ولی اومدمااا :) متوجه نشدین احتمالا از بس شلوغ بود
ای بابااا نرگس خانم، یک اینکه من یه بار که سهله دوبار رفتم، دو بارم براشون نوشتم کلییی ... دیدن ادامه » هم با آقای صفری و آقای ناییج قربون صدقه بازی کردیم :)))
بعدم اون موقعی که شما گفتین کاش می‌رفتی شب آخرشم رد شده بود :)
۲۲ تیر
ااااا.من دقت نکردم پس:)
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با یه اثر خاص و جدید در تئاتر رو به رو هستیم.‌‌‌‌‌.... با اثری سینمایی در تئاتر...‌ من همین الان این کار رو دیدم و منتظر شروع کار سگی در شب هستم.... ولی اثری غریب در تئاتر وادارم کرد که همین الان نظر بدم‌‌.‌‌‌.... باید ببینیم چی از تئاتر می خواهیم؟
اگر منتظر اثری فلسفی یا نصیحت گونه و یا منتظر پیام اخلاقی هستید این کار رو انتخاب نکنید‌‌‌‌‌....
اگر طرفدار کار جدید و فضای جدید هستید از دیدن این کار لذت ببرید...‌‌
اما داستان پرداخت نشده و معماهای حل نشده بلای کاره...‌
بازی ها عالی.‌‌‌... دکور بی نظیر..‌‌ ولی داستان یه کمی خوب پرداخت نشده....
به عنوان یه اثر که لذت ببرید خوبه...‌ ولی جا داشت برای پرداخت بیشتر....‌
نفر دوم از سمت چپم....‌ کاش حداقل وقتی نور بود موبایلت رو روشن می کردی
ممنون از حضور و پس از آن نقد و نظرتون محسن جان
۱۹ تیر
لطف داری علی آقای عزیز... ان شاالله همه کارهاتون درخشان باشه مثل همیشه...
۱۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگران کسانی هستم که «کرونوس» را ندیده‌اند

یادداشت مرتضی‌علی عباس میرزایی، کارگردان فیلم «انزوا»، برای نمایش «کرونوس»

«کرونوس» نقاط اشتراک فراوانی با سینما دارد و مشخصاً این نقاط اشتراک به علاقه شدید کارگردان به سینما و پیگیری همیشگی وی از این ژانر بر می‌گردد، به شخصه آثار پیشین علی صفری را دنبال کردم و نسبت به آشویتس زنان و نمایش هجوم و دیگر آثارش رشد به شدت عجیبی را در این اثر می‌بینیم.

یکی از نقاط قوت اثر بدون شک بازی همخوان و قابل باور بازیگران «کرونوس» است، بازی در اثری پساآخرالزمانی و درک شخصیت به نظر من کار سختی بود که بازیگران نمایش به خصوص بازیگر نقش دختر به خوبی و درخشان از پس آن بر آمد، نمایش در ابتدا فضاسازی قابل قبولی ارائه می‌داد و دقیقاً هنگامی که ما با فضا آشنا شده و به نوعی عادت کردیم، حضور دختر جان عجیبی به اثر داد.

واقعیت ... دیدن ادامه » امر من برای کسانی که این نمایش را ندیده‌اند نگرانم، دلیل اصلی حرفم هم ندیدن اثری است که نگرشی تازه به تئاتر ایران بخشیده است، زیرا ایجاد اثری با محوریت آخرالزمان (با وجود تمامی محدودیت‌های موجود) با دقت و ظرافتی که من از کرونوس دیدم اتفاق ویژه‌ای بود؛ بدون شک شاید سلیقه افراد با یکدیگر تفاوت داشته باشد اما منِ عاشق سینما، عاشق آثاری همچون کرونوس هستم.

از طرفی باید به دغدغه تاریخی و جالب متن اشاره کنم، این دغدغه در سایر آثار صفری هم مشاهده می شود اما در این نمایش به اوج عجیبی رسیده و اگر کسی با دقت کلیدهای نمایشنامه را پیدا کند در پایان اثر با رویدادی جالب روبرو می شود، دغدغه زمان برای خود من هم چالشی جذاب است که در کرونوس به خوبی به آن پرداخت شده است.

در کل با اجرای شسته رفته‌ای روبرو هستیم و در کنار کارگردانی، متن و بازی‌های درخشان گروه نباید از موسیقی تاثیر گذار و درجه یک اثر گذشت، و البته طراحی صحنه بی بدیل «کرونوس» قابل تامل است، اعتراف می کنم که مدت‌ها دنبال این بودم که معمای جابجایی آن را حل کنم، طراحی صحنه به شدت با متن منطبق بود و با بضاعتی که تئاتر دارد درجه یک بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاه انسان به زمان توهمی بیش نیست/ نمایشی درباره استالین روی صحنه می‌برم

گفت‌وگوی سیدحسین رسولی (روزنامه اعتماد) با علی صفری

نمایش «کرونوس» به نویسندگی و کارگردانی علی صفری و با حضور ‎حسین منفرد، کوروش شاهونه، میلاد آریافر، ابراهیم ناییج، علیرضا گلدهی، امیرعلی گودرزی و رها حاجی‌زینل از ۱۹ خرداد در عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه رفته است. «کرونوس» روایتی از پیچیدگی زمان و تلاش انسان برای بقا در سال ۳ هزار میلادی است. تئاتر «کرونوس» درباره «آخرالزمان» است و شاهد مردانی هستیم که به شکار می‌روند. آنان به دنبال شکار حیوانات نمی‌روند؛ برای اینکه دیگر حیواناتی وجود ندارد بلکه به دنبال شکار انسان می‌روند. این نمایش به مردان بسیار خشن و بی‌رحمی می‌پردازد که هیچ حس و انسانیتی ندارند و تنها تلاش می‌کنند تا زنده بمانند.

علی صفری که پیش از این آثاری همچون «آشویتس زنان»، «هجوم»، «آخرین نبرد» و «مربع» را کارگردانی کرده است، درباره آخرین تجربه کارگردانی خود می‌گوید: «ابتدا نقدی به برخی خبرنگاران دارم. چند مصاحبه داشتم که خیلی کلیشه بودند. چقدر خوب است درباره چنین موضوعاتی می‌پرسیدند. واقعیت امر این است که در رشته ژنتیک تحصیلات دانشگاهی دارم. درس‌هایی مانند فیزیک و تکامل و ژنتیک را بسیار دوست داشتم. من از دوران پیش‌دانشگاهی به تئاتر علاقه‌مند شدم. بنابراین علم و تئاتر را ترکیب کردم. حتی سینمای علمی-تخیلی را هم خیلی دوست دارم. همیشه کتاب‌ها و فیلم‌های کمیک بوک را دنبال می‌کردم. علاوه بر این نجوم و زمان در علم از علاقه‌های اصلی من هستند. با این تفاسیر تلاش کردم تا در نوشتن جهت‌دار باشم. شما اسم این جهت را «آخرالزمانی» گذاشتید. شاید این‌گونه باشد.»

او ادامه می‌دهد: «در نمایش «کرونوس» هیچ زمان مشخصی برای آخرالزمان قائل نشدم. نمایش دارای «لوپ» (تکرار) است. شاید زمانی که به پایان می‌رسد، زمانی دیگر آغاز شود. اگر به زندگی حضرت نوح (ع) نگاه کنید، متوجه لوپ می‌شوید. شاید همان لحظه‌ای که هابیل و قابیل درگیر شدند، آخرالزمان اتفاق افتاد.» او درباره زمان و نظریات علمی درباره زمان می‌گوید: «نظریاتی مانند بیگ بنگ تئوری در علم شکل گرفته است. شاید تصور ما به زمان بیشتر توهم باشد.»

تئاتر «کرونوس» در بین ژانر ساینس- فیکشن هم قرار می‌گیرد. این آثار هنری به مسائل علمی می‌پردازند. یکی از مشکل‌ترین ژانر‌ها هم چنین آثاری هستند؛ برای اینکه احتیاج به مطالعات فراوان دارند. این ژانر در ایران دچار اشکالات فراوانی است. برخی منتقدان می‌گویند ساینس-فیکشن برای مخاطب ایرانی جذاب نیست برای اینکه شاید تخیلات او سرکوب شده باشد. علی صفری درباره ریسک اجرای ساینس- فیکشن در ایران می‌گوید: «کاملا ریسک کردم. پیش از این دو اجرای «آشویتس زنان» و «هجوم» را داشتم. در اجرای «هجوم» هم با ریسک مواجه شدم ولی کمتر! برای اینکه نمایش دارای وجه کمدی بود و مخاطب ایرانی به‌شدت با کمدی ارتباط می‌گیرد. با این‌حال در نمایش «آشویتس زنان» سراغ روایت مستند رفتم. کوره‌های آدم‌سوزی هیتلر را نشان دادم. نمایش بسیار موفق و حتی کتابش چاپ شد. این روز‌ها نمایشی هم درباره «استالین» می‌نویسم. با این‌حال برای اجرای «کرونوس» رفتم.» او ادامه می‌دهد: «اعتقاد دارم تئاتر برای همه نیست. برای اجرای «کرونوس» از همان ابتدا سراغ مخاطب خاص رفتم. ما تلاش کردیم مخاطبان را خاص کنیم. شاید اگر تماشاگری دو، سه تا کتاب بخواند برایم مخاطب خاص شود. واقعا این‌گونه است. هر سال به مخاطب عام افزوده می‌شود. حرف‌های شما را برای اجرای ریسکی تایید می‌کنم. اما در نقد‌هایی که درباره «کرونوس» منتشر می‌شود با بازخورد‌های بسیار مثبتی روبه‌رو شدم. این موضوع برایم خیلی خوشحال‌کننده است.»

رنج‌های تئاتر خصوصی
علی صفری درباره وضعیت فعلی تئاتر ایران می‌گوید: «تئاتر خصوصی به جوانان برای اجرا کمک فراوانی کرده است ولی اجازه تجربه را از آنها گرفته است؛ همچنان امکان اجرای آسان‌تر را برای خیلی‌ها مهیا کرده است. تئاتر دولتی هم آغشته به رانت است. برخی کارگردانان این سالن‌های دولتی، شبی با دو نفر تا هفت نفر تماشاگر اجرا می‌روند. سال بعد هم دوباره اجرا می‌گیرند. تئاتر خصوصی این فضا را نجات داده است. برخی سالن‌های خصوصی کمک کردند ولی با صندلی‌های فراوان آنها مخالف هستم. جریان تئاتر خصوصی از نظر کلی اشتباه پیش رفته است ولی اگر نظارت صورت بگیرد و حمایت مالی شود، فضای بهتری صورت خواهد گرفت.»

صفری، ... دیدن ادامه » نویسنده و کارگردان «هجوم» درباره طراحی صحنه و موسیقی زنده و هزینه‌های سنگین تئاتر خصوصی می‌گوید: «تئاتر خصوصی به معنای واقعی دچار فاجعه است. در گذشته هم تلاش کردم تا تمام امکانات تئاتری را برای اجرا داشته باشم. وقتی نمایش «آشویتس زنان» را اجرا کردم با ۴۵۰ هزار تومان جمع و جور شد. در منزل تمام فامیل‌هایم دنبال وسایل و آکسوسوار گشتم. باید برای صحنه و موسیقی وقت گذاشت. اتفاق تئاتر باید به شکل درستی رخ بدهد. نمی‌شود که یک کمد را از خانه‌ای ‌برداریم و بگذاریم روی صحنه. در سال گذشته برآوردهای هزینه‌ها یک سوم امسال می‌شد. اجرای تئاتر خصوصی از نظر درآمد و سود توجیهی ندارد. تئاترهایی اجرا می‌کنیم تا این آثار در آینده بماند. به نظر می‌رسد در مرکز هنرهای نمایشی تنها به دنبال ممیزی هستند. باید به کیفیت‌ها هم اهمیت بدهند. روند تئاتر این‌گونه مثبت می‌شود. برخی تماشاخانه‌های خصوصی روزی شش اجرای پشت سر هم دارند. همه در حال دویدن هستند. باید آرامش بیشتری حاکم شود. بازیگر باید یک ساعتی در سالن آسایش داشته باشد.»

علی صفری درباره تئاتر خصوصی تاکید می‌کند: «باید به سمتی برویم که حداقل مانند «تئاتر مستقل تهران» بشویم. درست است که صف‌های اجرای سالن‌های دولتی رفع شده است ولی بهای سنگینی دارد. کارگردانان جوانی داریم که برای اولین بار اجرا می‌روند اما اجرای دوم آنان موکول به پنج سال دیگر می‌شود. برای اینکه برخی از آنان از نظر مادی ورشکسته می‌شوند. باید فکری برای این وضعیت شود. دوام اعتماد تهیه‌کننده به کارگردان این است که اجراها بفروشد.»
pegah sh و امیر مسعود این را خواندند
محمد لهاک (آقای سوبژه)، Farhad Borhani و علی عبداللهی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش به کارگردانی علی صفری و بازی حسین منفرد، میلاد آریافر، ابراهیم ناییج، کوروش شاهونه، علیرضا گلدهی، امیرعلی گودرزی و رها حاجی زینل (از چهارشنبه ۱۹ تا جمعه ۲۱ تیرماه) فردا یکشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
علی صفری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استفاده از اسطوره ها در یک متن آخرالزمانی که قابلیت تبدیل به یک فیلم سینمایی یا یک فیلم تئاتر را دارد. با بازی خوب همه ی بازیگران و مهمتر از همه یک پایان خوب و استاندارد در این ژانر. مثل بازیگران، کارگردان و نویسنده نیز احسنت دارند. نمادها حرف های بسیاری در این نمایش برای گفتن دارند.
کرونوس یه کار خیلی حرفه ای
از بازی ها گرفته تا موسیقی
همه چیز فوق العاده واقعا ذهن آدم رو برای چند ساعت میبره یه جای خیلی غریب،در کل کار خیلی دلچسبی بود، خسته نباشید
من واقعا بعد از دیدن این اجرا، غرق لذت شدم. بنظرم طراحی صحنه، موسیقی، اتمسفری که ساخته شده بود، کارگردانی، لباس ها، گریم ها، بازی ها و هرچیزی که روی صحنه بود، عالی بود. ممنون از این گروه
۱۴ تیر
موسیقی زنده دکور شگفت انگیز درام پایدار بازی خوب دیگه چی میخواین
۱۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی برای خودمان دندان تیز می کنیم

یادداشت نویسنده و کارگردان
خبرگزاری مهر

کرونوس پدر زئوس یکی از اساطیر یونان باستان همواره یکی از شخصیت‌های جذاب تاریخی بوده که می‌توان وی را به عنوان خدای زمان نیز نامگذاری کرد، اسطوره‌ای که بنا بر جبر... همانطور که می‌بینید کلمات و جملات فوق تا حد مطلوب پرطمطراق و متفکرانه به نظر می‌رسند اما نگارنده اثر آنچنان که به نظر می‌رسد با چنین جملاتی آشنا نیست، یعنی هست اما گرسنگی امان تفکر از وی بریده است، وی درنده‌ای است که همچون شکارچیان نمایش «کرونوس» به اندکی گوشت قانع شده و آمال و آرزوهای خود را در دشت، در جنگل و در شکار می‌بیند.

این خوی درندگی هم در نگارنده ارثی ست. امروز صبح، پدرش برای شکار از خانه بیرون زد، امروز صبح خودش که بی هیچ فرزندی پدر شده از خانه بیرون زد برای شکار، مادرش هم آماده بود تا گوشت تازه پاک کند، همسرش حتی با اینکه هیچوقت گوشت نمی‌خورد ولی انگیزه بزرگ شکار نگارنده بود.

بیرون از خانه گوشت به اندازه کافی نیست و همه باید برای زیست دوباره، شده از برادرمان کمی گوشت قرض بگیریم، شده از گوشت تن برادرمان کمی قرض بگیریم.

این میان، اما مهم خود شکار است، حتی اگر هیچگاه لب به گوشت نزده باشیم، آنچه سیری ناپذیر است لحظه به یادماندنی فتح یک موجود مفلوک به نام صید است.

اینجا که من ایستاده ام شکار ساعت هشت صبح آغاز می‌شود، شکارچیان همه از خانه بیرون می‌زنند، اما بعد از ساعتی گرسنگی، کناره‌های خیابان به هذیان مبتلا شده و راه لانه را گم می‌کنند، حتماً خواننده این مطلب نیز این شکارچیان مبتلا به نسیان را به وفور در خیابان دیده است.

موج ... دیدن ادامه » برای انسان حواس نمی‌گذارد، فراموشی می‌آورد، فراموشی می‌آورد، موجی که منبع آن زیاد مهم نیست زیرا مقصدش همواره یکی است، باقی مانده ذهن مستعمل یک شکارچی که یک روز خودش مربی سیرک بود، فراموشی اما تا جایی پیش می رود که نیزه در سینه کسی فرو می‌کنیم که خود شکارچی بوده، که خود شاید نزدیک‌ترین شکارچی به ما بوده، که شاید خود ما بوده است، نمایش «کرونوس» همه به همین گونه است.

خانواده «کرونوس» همان شکارچیان امروزی خودمان هستند که عمیقاً به انتخاب خود در زندگی اصرار دارند اما وقتی از دور به آنها نگاه می‌کنید خودشان بخشی از سفره بزرگ غذای زمان هستند، تکه‌های گوشت دونده‌ای که گاه و بیگاه میان چرخ دنده‌های زمان گیر افتاده اند. «کرونوس» از شکار آغاز می‌شود، از همین امروز صبح وقتی که برای اولین بار در آینه آسانسور برای خودمان دندان تیز کردیم.»
همه نکات رو تو کامنتا گفتن فقط میتونم بگم برای کسایی که میخوان یک ساعت از زندگیه معمول خودشون جدا شن و از موضوعات تکراریه تئاترا خسته شدن و میخوان درگیر یک موضوع دیگه بشن این کارو پیشنهاد میکنم بیان ببینن و یک ساعت خودشو رها کنن در مکانی بی مکان و زمانی بی زمان
خسته نباشید میگم به گروه اجرایی این کار.
از اون اجراهایی که خلاقیت و جسارت گروه در همه اجزا دیده میشه. کاری یکدست و فکر شده در تمام اجزا. موسیقی و اجرای زنده اولین چیزی بود که با ورود به سالن نظرم رو جلب کرد. موسیقی عالی با اجرای بسیااار مسلط... آفرین... طراحی صحنه و لباس، گریم، نور، کارگردانی، بازی‌ها، به ویژه صدای قوی بازیگران (اکثرشون)، همگی برای من دوست داشتنی بود و راضی‌کننده بود. فقط به نظرم داستان و متن می‌تونست "کمی" پرداخت بهتر داشته باشه و انسجام بیشتر. منتظر کارهای بعدی این گروه هستم.
ای کاش گروه‌های نمایشی به جای اجراهایی با موضوعات مشابه و تکراری و یا اجراهای تکراری از یک اثر، این جسارت رو داشته باشن تا فضاهای جدید رو هم امتحان کنن... حتی اگر نتیجه کاملاً راضی‌کننده نباشه، تجربه‌ جدیدی خواهد بود، هم برای گروه‌های اجرایی هم ... دیدن ادامه » برای مخاطب.
رهایی از زمان

یادداشت فاطمه درخشان، منتقد هنرنت، براى نمایش «کرونوس»

«کرونوس» نمایشی است که مخاطب در بدو ورود از طریق فضاسازی و موسیقی زنده متناسب با آن وارد دنیایی متفاوت، عجیب و ناآشنا می شود. بی مکانی و زمانی در داستان در کنار مبهم و عجیب بودن فضا، مخاطب را، مخاطبی که از زمان و مکان در شناخت موقعیت
خود و دیگر پدیده ها در این جهان بهره می برد، درگیر حل معمای زمان می کند.
 شاید بتوان گفت، «کرونوس» نمایشی است جذاب برای مخاطبانی خاص، که آشنایی و درکی پیشین با مفاهیم مهم داستان دارند اما به نظر می­ آید که مخاطب نا آشنا با فضای مفهومی نمایش هم درگیر موقعیت­ها، نقش­ها، دیالوگ­ها و بازی­ ها شود و در نهایت درکی متفاوت از نمایش در ذهنش به­ وجود آید.

نام نمایش تداعی کننده فضای مفهومی اسطوره­ ای است، و از آینده­ ای تاریک خبر می‌­دهد که انسان­ ها ... دیدن ادامه » را در فضای مخوف و مواجی تسخیر کرده است که برای حفظ بقای خود ناگزیر، به انجام هر کاری است. از دیدگاهی گویی با داستان­ های آخرالزمانی مواجه شده­ ای که خبر از اتفاقی قریب الوقوع و سهمیگن می­ دهد و گاهی برای سیاه جلوه دادن آن از صحنه­ ها و دیالوگ­ های خشن استفاده می­‌کند. بی­ زمانی در نمایش، خطی بودن زمان در دنیای مدرن را زیرپا می­‌گذارد و مخاطب را درگیر محاسبه زمانِ وقوع اتفاقات می­‌کند، اما به نتیجه‌ای نمی‌رسد. آنچه مسلم به نظر می آید راه حل گذر و خروج از این مصائب، بازگشت به گذشته تعریف می­ شود و این یادآور اسطوره بازگشت به عصر طلایی از اسطوره های مهم یونانی است. عصر طلایی همان دوران کمون اولیه است، دورانی که قوانین طبیعی و بر اساس آن عدالت حکمفرما بود و انسان­ها بر اساس قوانین عادلانه از جهان سهم می­ بردند. بازگشت به گذشته بارها در نمایش نشان داده می­ شود، هر چند که تکرار آن در برخی صحنه ها ذهن مخاطب را مشوش می­ کند، همان­ جا که خطی بودن زمان در ذهن انسان مدرن را زیرسوال می­ برد، اما راه­ حلی می­ شود برای باز شدن گره­ های ایجاد شده در داستان.

مفاهیمی شبیه به کهن­ الگوهایی نظیر خانواده، مرد، زن و مادر در داستان به چشم می­ خورد. از ویژگی­های دوره سیاه به تصویر کشیده شده در نمایش، جنگ همه علیه همه تا شکار انسان­های دیگر برای حفظ بقاست. گویا در این میان حفظ منافع خانواده اهمیت دارد،  آن هم تا آنجا که منافع فردی اجازه می دهد. البته نوع روابط میان شخصیت­ها، پدربزرگ، پدر و برادرها نیز نشان از تغییر مفهوم خانواده در آینده دارد. نگاه سطحی و جنسی به زن  و زاد و ولد به عنوان کارکرد اصلی وی و گاهی تقدس نقش مادر نیز در این میان دیده می­ شود. اما آن چه در نهایت مهم جلوه می­ کند بازگشت به گذشته ازلی است.

بازی­های حساب شده­‌ی بازیگران، شخصیت­های متفاوت داستان را به­ خوبی باورپذیر و جذاب می­‌کند، اما گریم، فیزیک و صدای بازیگر پدربزرگ، مخاطب را با شخصیتی پیر مواجه نمی­‌کند، شاید هم سن، پیری و جوانی از آن دست مقولاتی است که در پس بی­ زمانی در نمایش نیز مهم شمرده نمی­ شود. اما به هر حال تنها از طریق دیالوگ­ها می­‌توان سن و نقش شخصیت­ها را حدس زد. می­ توان گفت که ورود بازیگر نقش زن، داستان را به نقطه اوج می‌­رساند، آنجا که شخصیت­ها دچار درگیری ذهنی درباره خود می‌­شوند و مخاطب را بیش از قبل وادار به رمزگشایی می­ کند و در این میان بازی خوب شخصیت زن داستان این امر را تقویت می­‌کند.

در کل نمایش «کرونوس»، شاید نتواند به لحاظ محتوایی مخاطب عام را با خود همراه کند، اما مخاطب عام نیز جذب بازی­ها، طراحی صحنه و موسیقی زنده که همراهی محدود اما تاثیرگذاری دارد، نیز می‌­شود. با این حال کارگردانی، طراحی صحنه و دیگر مولفه های آکسسوری در چنان سالن اجرا و بازی­ های حساب شده بازیگران قابل تقدیر و تحسین است.
در باب کرونوس

آریو راقب کیانی
روزنامه آرمان امروز

اسطوره‌ها همیشه توانسته‌اند با روایت قصه‌های عامیانه، ضمیر ناخودآگاه جمعی را با خود همراه کنند و البته این سروکار داشتن با ناخودآگاه، کارکردی رویاپردازانه انحصاری برای هر فرد در پی داشته است. اسطوره‌ها سخن خود را نمادین می‌گویند که این نیز البته اشارتی به ناخودآگاه دارد؛ ناخودآگاهی که در یک فضای فرازمانی – فرامکانی می‌خواهد شکل بگیرد و قوام یابد. «کرونوس» نیز اسطوره‌ای است که مختصات خاص خودش را دارد. «کرنوس» حاصل ازدواج گایا (مادر) و اورانوس (پدر) است. گایا از زندانی‌کردن فرزندانش توسط اورانوس ناراحت است و تنها کرونوس است که خواسته او را برای مقابله با اورانوس اجابت می‌کند. علی صفری در تازه‌ترین اثر خود، نگاه بینامتنی به این اسطوره داشته است و با ارجاعاتی که داشته است، «کرونوس» ... دیدن ادامه » را خلق کرده که همچنان بر مسند سلطنت زمان فرمانروایی می‌کند. چرخ‌دنده‌های زمان «کرونوس» نمایش علی صفری در یک بستر اسارت‌گونه خیلی وقت است که دیگر نمی‌چرخد و گویی می‌خواهد ایستایی کاراکترهای زیرزمینی‌اش را در یک زمان تکرارشونده به رخ بکشد. هر چند که نگاه معاصر و به تعبیری پسامدرن کارگردان اثر همچنان به این اسطوره وفادار است، ولیکن شخصیت‌های خلق‌شده مقتضیات خود را در این بازآفرینی دارند. داس کرونوس جای خود را به سلاح گرم داده و تکثیر شجره‌نامه این اسطوره‌های درهم تنیده، به آینه چندتکه و شکسته‌شده‌ای مبدل‌شده که چهره‌های خود و هم نسل‌های زاده‌نشده‌اش را مدام در انعکاسش بازمی‌آفریند. تلاش برای زنده‌ماندن و زنده نگه‌داشتن نسل در نمایش «کرونوس»، شخصیت‌های مسخ‌شده‌ای را نمایان می‌سازد که هیچ درکی از دگرگونی و دگردیسی خود در این چرخه‌ای‌شدن زمان ندارند و حتی کاراکتر ایلای (با بازی رها حاجی‌زینل) به‌عنوان زن قهرمانی که تلاش می‌کند، خانواده‌اش را از متولدشدن‌های پیاپی نجات دهد، نافرجام باقی می‌ماند. زمان در این نمایش همان‌قدر که می‌تواند بی‌اعتبار شود، به همان اندازه می‌تواند پیش‌رونده در جهت انسجام و در عین حال تناقض بین حوادث گردد. نحوه روایت نمایش نیز همان‌قدر که می‌تواند غیرخطی باشد، به همان میزان می‌تواند خطی باشد به‌نحوی که نقطه سر خط عبث‌وار می‌شود. نمایش «کرونوس» طبق فرمول از پیش تعریف‌شده عمل نمی‌کند. برخلاف قاعده همیشگی، این‌بار زمان را به زن می‌سپارد و مکان را به مردان. زمان به‌عنوان بازنمود خاطره‌ها بارها به مکانی مردانه رجعت می‌کند و فقط توان این را دارد که انتقام خونخواهی فرزندانش را دور بزند. شخصیت زن نمایش سمبل زمان یادواره‌ای در این مکان در بند شده است که هر چه را در بیرون از این زندان آهنی فراموش کرده‌اند، به یاد بیاورند. حافظه‌هایی که پیش‌تر توسط پدر و جدشان از بین رفته است! شاید معصیت «کرونوس» هم همان علائق انسانی باشد که با تولید مثلی ابتر می‌خواهد تنه درخت نحیف و شاخه‌های هرس‌شده را به هر قیمتی حفظ کند، حتی اگر روز و شبش با تولد هر روزه گناه‌های دیگر همچون کانیبالیسم (آدم‌خواری) و خشم سر کند؛ بسان اسطوره کرونوس! 
* منتقد تئاتر
کرونوس خدای یونان باستان و نماد قدرتی بلامنازع است که سرکوبگر مخالفان حکومتی خود است که در این اثر نیز تنیدگی روابط پدر و فرزندانی است که با پیدایش یک زن در مسیر داستان درامی بر قصه می‌افزاید.
تئاتری آخرالزمانی و یا آرماگدونی که خبر از انقراض قریب‌الوقوع نسل انسان می‌دهد.
اثری در مرز بین واقع‌گرایی و سور رئالیسمی با زمینه سازی فضای دارک و آیرونیک.
ایده‌های اجرایی جذاب و ساختار نمایش در برشی از زمانی نامعلوم و در آینده دور است، جایی که انسان‌ها در تلاشند تا برای بقاء و جستجوی خوشبختی تونلی برای بازگشت به زمان های گذشته و اولیه پیدا کنند.
بازی با زمان و ترفندهای تکرار صحنه‌ها و دیالوگ‌ها از بخش‌های اصلی نمایش به حساب می‌آید.
دکور و آکسسوارهای در صحنه ساده و هدفمند و اجرای موسیقی زنده قالب بر اثر و جذاب است.
بازی‌ها روان و باورپذیر است.
نور و افکت‌های صوتی در خدمت اثر و فضای سوررئال آن ارائه شده است؛
شاید بهتر بود برای جلوه‌های بازی با زمان، مدت نمایش بیشتر می‌شد و برخی صحنه‌ها از زوایای دید دیگران نیز به تصویر در می‌آمد.
درجه کیفی: B
کارگردانی: ٧/١٠
متن نمایشی: ٦/١٠
بازی‌ها: ٨/١٠
طراحی دکور و صحنه: ٨/١٠
طراحی لباس: ٧/١٠
گریم ... دیدن ادامه » و چهره پردازی: ٨/١٠
طراحی نور: ٧/١٠
موسیقی و افکت‌های صوتی: ٩/١٠