تیوال نمایش کرونوس
S3 : 02:26:29
خرید بلیت
۴۰,۰۰۰ تومان
٪۳۰ تخفیف
٪۳۰ تخفیف
٪۴۰ تخفیف
  ۱۹ خرداد تا ۱۹ تیر
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: علی صفری
: حسین منفرد، میلاد آریافر، ابراهیم ناییج، کوروش شاهونه، علیرضا گلدهی، امیرعلی گودرزی و رها حاجی زینل
: سعید صفرپور، سید سالار موسوی

: مهیار ایسوند
: سولماز غفاریان
: متین کی‌منش
: نسرین آجرلو
: علی صفری
: مهیار بهمنش
: امین قنبری
: محسن حسینی
: شاهین فتحی
: گروه سایرنس
: رها حاجی زینل
: سید پیام حسینی
: اشکان حشمتی (کوبه‌ای)، علی قاسمی (گیتار الکتریک)، کاویان میثاقی (ویولن)، ثمین پورآذر (ویولن سل)، علی جنابی (پیانو)
: سید پیام حسینی، میترا کرمی، رها حاجی زینل
: رهام سلطانی
: رضا جاویدی
: نسترن سیف
: شهرزاد محمودی
: محمد امین فرج خواه
: علیرضا محمودی، رهام سلطانی
: سحر صالحی
: آذین پورزندی، مصطفی امانی
: احمدرضا مقصودی، امیر حسن تیموری، مجید قفلی
: گروه جارچی
خانواده‌ای در سال سی هزار میلادی به دنبال راهی برای بازگشت به گذشته است.

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲

گزارش تصویری تیوال از نمایش کرونوس / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» قراردادهای ثبت شده بخش مهمی از تقدیر انسان است

» مدیرکل مرکز هنرهای نمایشی به تماشای کرونوس نشست

» سرگردانی بر دروازه زمان، انسان گرگ انسان است

» نگاهی به نمایش «کرونوس» کارگردانی علی صفری

» روایت علی صفری از نمایش "کرونوس"

» «کرونوس» میزبان خبرنگاران و عکاسان خواهد بود

» پوستر نمایش «کرونوس» رونمایی شد

» لوگوی متحرک نمایش «کرونوس» با طراحی گرافیکی «امین قنبری» رونمایی شد.

» به گزارش روابط عمومی گروه تئاتر سه گانه، نمایش "کرونوس" به کارگردانی علی صفری در سالن شماره یک عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌رود.

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

" رجعت به رستگاری "

ماهیت زمان و آخرالزمانی، همواره بعنوان موضوعاتی جذاب و معماگون، بر اندیشه آدمی بوده‌است . پس از تفاسیر و نظریه‌های تکمیلی درباره‌ی بُعد زمان، جهان‌های موازی و شکست قواعد، ابهام و درک چگونگی آن، با داستان‌ها و تصویرسازی‌های متعددی مورد توجه قرارگرفت که هرکدام دست‌مایه آثاری در هنر و ادبیات شده‌اند.
برگسون درباره ماهیت زمان، دریچه های جدیدی را گشود؛ او باور داشت که زمان را، با انطباقِ موضعی معادلات ذهنی و تبدیل آنها به حالت‌های جدید و با عنصر "یادآوری" می‌توان فهمید. دونوعِ یادآوری، یکی خاطره که کیفی‌ و نتیجه کارکرد ذهن و ادراک شهودی‌ست و وابسته به مکان نمی‌باشد؛ و دیگری حافظه، که یادآوری کمّی‌ست و از فعالیت سلول‌های مغزی با مکان‌مند کردن پدیده‌ها،حادث می‌شود.
آنچه پل ارتباطی ذهن با گذشته و بقای آن‌ست،"به‌خاطرآوردن" است .خاطره از جایی در اعماق آگاهی به سطح می‌رسد و هر آنچه که در ارتباط با گذشته است، حتی با علم به این که زمان از لحظه‌ی وقوع آنها گذرکرده، با "به‌خاطر آوردن" زنده می‌شود و به زمان حال می‌پیوندد.
تمام آنچه در کرونوس نیز رخ می‌دهد در چهارچوب همین نظریه برگسون‌ست ..کلید واژه‌ها بخوبی درمتن آمده و از حافظه و خاطره درهمین راستا بهره گرفته است ،بازگشت به گذشته‌ای که از دست‌رفته و انسانی که در معرض نابودی‌ست. و اگر نتواند زمان را دستکاری کند، محکوم به فناست..
کرونوس، نمایشی با ایده‌ی شکست زمانی‌ و فرجام بشر در سده‌های آتی‌ست. و از عامل "به‌خاطر آوردن" که مبتنی بر ادراک وشهود ذهنی و یادآوری خاطرات‌ست، وجهی از زمان را به نمایش می‌گذارد.که اگرقادر باشد از تله‌ی زمانی عبورکند، نجات یافته‌است.
داستان در لامکانی و در زمانی بسیار بعدتر درحال گذرست .. هم‌زمانی که گویا در دایره‌ای به گذشته بسیاردور و زمانِ آغازین پیدایش بشر درحیات، رجعت کرده، جهانی که آدمی در مخاطره‌ی انقراض‌، اموراتش با شکار می‌گذرد و هر آن احتمال مدفون شدن‌ش در تغییرات محیطی و زیستی وجوددارد، اگر نتواند خود را نجات دهد.
دوره‌های این انقراض درمتن با عنوان موج اول و دوم و سوم، جهانی را تغییر داده‌اند که در آن انسان‌های بسیاری یا مرده‌اند یا در دشت گمشده‌اند. آنانی باقی مانده‌اند که توانسته اند برای "بقا"راهی پیداکنند. این میان تعداد زنان بسیارکم‌ست اما یکی از آنهاست که قادرست جهش زمانی را دستکاری کند و آن را به گذشته و قبل ازظهور موج‌ها برگرداند. مردان باقی مانده و او که حافظه‌ی قویتری دارد و سنش بیشترست بدنبال آن زن و امکان بازگشت به گذشته‎ی بشری‌ست .
کرونوس "زن" را امکانی برای بقا و ادامه‌ی زیست بشر معرفی می‌کند، و یادآور می‌شود اوست که قادرست انسان را به امنیت و سامان پیشین خود بازگرداند. اما از آنجایی که بشر در چرخه‌ی زمان و سیالیت ذهن، گیر افتاده و قادرنیست از خاطره ابزاری برای تبدیل شهود به ماده بهره ببرد، باز به همان نقطه ی پیشین باز می‌گردد. صحنه‌ی پایانی به نخستین صحنه در دایره‌ای بسته زمانی، گویی که هیچ لحظه ای نگذشته‌است، منتهی می‌شود.این سیر باطل، تا ظهور "زن" و "رجعت به رستگاری" ادامه دارد.

کرونوس، با پیچ وتاب‌هایی در متن، قصد ایجاد جذابیت‌های بیشتر، توام با پیچیدگی‌هایی دارد که بیش از آنکه کمک‌کننده در رسایی داستان و وقایع باشد، آنرا کلاف سردرگمی می‌کند که اتصال مخاطب با پیوند وانسجام خط روایی، گسسته و گم می‌شود.درعینی که ظرفیت تبدیل شدن به متنی قوی و پیوسته را دارد و تابخش‌هایی با قدرت پیش می‌رود اما در هجمه‌ی چندخرده واقعه، متوقف می‌ماند.
بازی‌های قوی و بیش ازهمه ابراهیم‌ناییج، مسلط وخیره کننده است.موسیقی زنده وهمگام با رخدادهای صحنه، تاثیرگذاری مطبوعی ایجاد می‌کند که منتقل کننده‌ی فضای موردنظرست. گریم و طراحی لباس ونور فکرشده و متوازن‌ست. دکور با امکان تغییر چون عقربه‌های ساعت/زمان ،متحرک در صحنه می‌چرخد. دیوارهای فلزی و دریچه‌هایی کوچک به جهان بیرون، آشکارا در بیانی دیگر از رویدادهای آخرالزمانی آینده‌ی بشری‌، طراحی هوشمندی‌ست. کمبود موادغذایی، ودست آخر نابودی نسل بشر بدست خوداو،پیش بینی های کرونوس،خدای زمان اساطیری برصحنه است.
کرونوس، نمایشی‌ست که بیش از نقدهای وارده، بعنوان متنی که توانایی انعکاس "ایده تئاتری" یعنی امکانی از نظارت چشم‌سوم به صحنه‌ای را دارد که توانسته وجهی از امکان‌های متعدد واقعیت زیست انسانی را، مطرح و به معرض نمایش بگذارد. در غوغایی که اغلب متن واجراهای رئالیستی قادر به بازنمایی دقیق و بدون افتادن در ورطه‌ی ابتذال،تکرار، اغراق و روزمرگی نیستند، توانسته قدرت انتزاع و خلاقیت نویسنده‎ای وطنی را به رخ بکشد که نوید، "ایده تئاتری" های موفق تری را درآینده می‌دهد.
تئاتری ... دیدن ادامه » که بتواند، مرزهای تجربه‌ی مادی را با بهره از مفاهیم تجریدی، به فهمی نو، نزدیک کند، اتفاق قابل ستایش و شریفی‌ست.

نیلوفرثانی

منتشر در سایت هنرنت
https://www.honarnet.com/?p=4455
و روزنامه آرمان 98/3/29
http://www.armandaily.ir/fa/pdf/main/2046/16


بسیار زیبا و دلنشین بود خانم ثانی
اما بحث جهان موازی در این نمایش را مخالف هستم.
چیزی بعنوان جهان موازی قابل طرح در این نمایش نیست
با توجه به ماهیت اقتباسی کرونوس در این نمایش تنها یک خط سیری مشخص در یک فضای معلوم اتفاق افتاده است.
۲۱ ساعت پیش
خانم ثانی ارادتمندم،
حسب الفرموده جناب جعفریان لینک مقاله که نگارش ساده ای دارد را قرار میدم ولی در رابطه با القای مفاهیم فرم و محتوا به موازات تعریف فلسفی هایدگر از زمان اگر بحثی باقی بماند در خدمت خواهم بود برای دفاع.
با احترام
نویسنده مقاله ترانه ... دیدن ادامه » جوانبخت و بر اساس منبع:
مفهوم زمان و چند اثر دیگر- مارتین هایدگر- ترجمه علی عبداللهی- نشر مرکز- ۱۳۸۳- تهران
link>>>>>
https://hupaa.com/20000000000002732/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%B1
۱۰ ساعت پیش
ممنون جناب بهکام عزیز
حتما این مقاله را میخونم و یه نگاهی هم به کتاب اودیسه هومر خواهم زد و بعد از نتیجه گیری، عرایضم را ارسال میکنم.
بیشتر مشکل من ماهیت کرونوس است که توی پست دیگه نوشتم اصلا مشخص نیست وقتی اسم کرونوس به گوش میرسه با چی طرف هستیم.
یک ... دیدن ادامه » تایتان باستانی، یا سیاره، یک ماشین غول پیکر بیگانه، و یا ...
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت و گوی صوتی هنرنت با علی صفری نویسنده و کارگردان نمایش “کرونوس
عمارت نوفل لوشاتو
...
خبرنگار هنرنت: گلاره رنجبر
https://www.honarnet.com/?p=4471
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
“رجعت به رستگاری”
نوشته ای بر نمایش کرونوس به کارگردانی علی صفری
منتقد هنرنت: نیلوفر ثانی
...
ماهیت زمان و آخرالزمانی، همواره بعنوان موضوعاتی جذاب و معماگون،بر اندیشه آدمی بوده‌است . پس از تفاسیر و نظریه‌های تکمیلی درباره‌ی بُعد زمان، جهان‌های موازی و شکست قواعد، ابهام و درک چگونگی آن، با داستان‌ها و تصویرسازی‌های متعددی مورد توجه قرارگرفت که هرکدام دست‌مایه آثاری در هنر و ادبیات شده‌اند.
برگسون درباره ماهیت زمان، دریچه های جدیدی را گشود؛ او باور داشت که زمان را، با انطباقِ موضعی معادلات ذهنی و تبدیل آنها به حالت‌های جدید و با عنصر “یادآوری” می‌توان فهمید. دونوعِ یادآوری، یکی خاطره که کیفی‌ و نتیجه کارکرد ذهن و ادراک شهودی‌ست و وابسته به مکان نمی‌باشد؛ و دیگری حافظه، که یادآوری کمّی‌ست و از فعالیت سلول‌های مغزی با مکان‌مند کردن پدیده‌ها،حادث می‌شود.
آنچه پل ارتباطی ذهن با گذشته و بقای آن‌ست،”به‌خاطرآوردن” است .خاطره از جایی در اعماق آگاهی به سطح می‌رسد و هر آنچه که در ارتباط با گذشته است، حتی با علم به این که زمان از لحظه‌ی وقوع آنها گذرکرده، با “به‌خاطر آوردن” زنده می‌شود و به زمان حال می‌پیوندد.
تمام آنچه در کرونوس نیز رخ می‌دهد در چهارچوب همین نظریه برگسون‌ست ..کلید واژه‌ها بخوبی درمتن آمده و از حافظه و خاطره درهمین راستا بهره گرفته است ،بازگشت به گذشته‌ای که از دست‌رفته و انسانی که در معرض نابودی‌ست. و اگر نتواند زمان را دستکاری کند، محکوم به فناست..
کرونوس، نمایشی با ایده‌ی شکست زمانی‌ و فرجام بشر در سده‌های آتی‌ست. و از عامل “به‌خاطر آوردن” که مبتنی بر ادراک وشهود ذهنی و یادآوری خاطرات‌ست، وجهی از زمان را به نمایش می‌گذارد.که اگرقادر باشد از تله‌ی زمانی عبورکند، نجات یافته‌است.

داستان در لامکانی و در زمانی بسیار بعدتر درحال گذرست .. هم‌زمانی که گویا در دایره‌ای به گذشته بسیاردور و زمانِ آغازین پیدایش بشر درحیات، رجعت کرده، جهانی که آدمی در مخاطره‌ی انقراض‌، اموراتش با شکار می‌گذرد و هر آن احتمال مدفون شدن‌ش در تغییرات محیطی و زیستی وجوددارد، اگر نتواند خود را نجات دهد.

دوره‌های این انقراض درمتن با عنوان موج اول و دوم و سوم، جهانی را تغییر داده‌اند که در آن انسان‌های بسیاری یا مرده‌اند یا در دشت گمشده‌اند. آنانی باقی مانده‌اند که توانسته اند برای “بقا”راهی پیداکنند. این میان تعداد زنان بسیارکم‌ست اما یکی از آنهاست که قادرست جهش زمانی را دستکاری کند و آن را به گذشته و قبل ازظهور موج‌ها برگرداند. مردان باقی مانده و او که حافظه‌ی قویتری دارد و سنش بیشترست بدنبال آن زن و امکان بازگشت به گذشته‎ی بشری‌ست .
کرونوس “زن” را امکانی برای بقا و ادامه‌ی زیست بشر معرفی می‌کند، و یادآور می‌شود اوست که قادرست انسان را به امنیت و سامان پیشین خود بازگرداند. اما از آنجایی که بشر در چرخه‌ی زمان و سیالیت ذهن، گیر افتاده و قادرنیست از خاطره ابزاری برای تبدیل شهود به ماده بهره ببرد، باز به همان نقطه ی پیشین باز می‌گردد. صحنه‌ی پایانی به نخستین صحنه در دایره‌ای بسته زمانی، گویی که هیچ لحظه ای نگذشته‌است، منتهی می‌شود.این سیر باطل، تا ظهور “زن” و “رجعت به رستگاری” ادامه دارد.

کرونوس، ... دیدن ادامه » با پیچ وتاب‌هایی در متن، قصد ایجاد جذابیت‌های بیشتر، توام با پیچیدگی‌هایی دارد که بیش از آنکه کمک‌کننده در رسایی داستان و وقایع باشد، آنرا کلاف سردرگمی می‌کند که اتصال مخاطب با پیوند وانسجام خط روایی، گسسته و گم می‌شود.درعینی که ظرفیت تبدیل شدن به متنی قوی و پیوسته را دارد و تابخش‌هایی با قدرت پیش می‌رود اما در هجمه‌ی چندخرده واقعه، متوقف می‌ماند.
بازی‌های قوی و بیش ازهمه ابراهیم‌ناییج، مسلط وخیره کننده است.موسیقی زنده وهمگام با رخدادهای صحنه، تاثیرگذاری مطبوعی ایجاد می‌کند که منتقل کننده‌ی فضای موردنظرست. گریم و طراحی لباس ونور فکرشده و متوازن‌ست. دکور با امکان تغییر چون عقربه‌های ساعت/زمان ،متحرک در صحنه می‌چرخد. دیوارهای فلزی و دریچه‌هایی کوچک به جهان بیرون، آشکارا در بیانی دیگر از رویدادهای آخرالزمانی آینده‌ی بشری‌، طراحی هوشمندی‌ست. کمبود موادغذایی، ودست آخر نابودی نسل بشر بدست خوداو،پیش بینی های کرونوس،خدای زمان اساطیری برصحنه است.
کرونوس، نمایشی‌ست که بیش از نقدهای وارده، بعنوان متنی که توانایی انعکاس “ایده تئاتری” یعنی امکانی از نظارت چشم‌سوم به صحنه‌ای را دارد که توانسته وجهی از امکان‌های متعدد واقعیت زیست انسانی را، مطرح و به معرض نمایش بگذارد. در غوغایی که اغلب متن واجراهای رئالیستی قادر به بازنمایی دقیق و بدون افتادن در ورطه‌ی ابتذال،تکرار، اغراق و روزمرگی نیستند، توانسته قدرت انتزاع و خلاقیت نویسنده‎ای وطنی را به رخ بکشد که نوید، “ایده تئاتری” های موفق تری را درآینده می‌دهد.
تئاتری که بتواند، مرزهای تجربه‌ی مادی را با بهره از مفاهیم تجریدی، به فهمی نو، نزدیک کند، اتفاق قابل ستایش و شریفی‌ست.
خیلیم عالی :)
بریم ببینیم آقا صفری و دوستان چه کردن
۳ روز پیش، سه‌شنبه
خیلیییی مخلصیم بخدا :)
۳ روز پیش، سه‌شنبه
علاقمند شدم به برگسون خانم ثانی جان :)
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلااااام و درود به همه عوامل این تئاتر... کارتون واقعا جالب و دوست داشتنی بود... مخصوصا دکور و طراحی صحنه تون رو خیلی دوست داشتم...
ولی با همه خوبیهایی که دیدم بعضی جاها ری اکشن بازیگرا باور پذیر نبود...
خسته نباشید (هنرجوی گروه اشتراک)
امیر مسعود، حمیدرضا مرادی و فرزاد جعفریان این را خواندند
علی صفری و اعظم مختاری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم این نمایش رو بیشتر باید یک کار دانشجویی محسوب کرد نه یک نمایش حرفه ای اگر توقعمون رو پایین بیاریم میشه به عنوان یک نمایش قابل قبول پذیرفتش. طراحی صحنه و لباس خوب بود. بازی بازیگرها اکثرا قابل قبول نبود و گاها ایرادهای اساسی وجود داشت از جمله ضعف بیان. کارگردانی هم به نظرم تا حدی متوسط بود و بیشترین ضعف در هدایت بازیگرها وجود داشت. خسته نباشید میگم به گروه و امیدوارم روزهای بهتری رو تجربه کنند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سرگردانی بر دروازه زمان/انسان گرگ انسان است

نگاهی بر نمایش کرونوس/روزنامه آرمان امروز

نمایش کرونوس با محوریت قرار دادن موضوع زمان، جستاری متفاوت از فلسفه هابز که به نوعی پرداختن به آن در مقوله تئاتر تازگی دارد را به نمایش می گذارد، هابز در مجموعه مقالات خود تاکید ویژه بر وجود شناسی داشته و انسان را همواره در کشاکش مشکلات مورد ارزیابی قرار می دهد.

شخصیت‌های نمایش کرونوس به همین طریق در میانه راه بشریت ایستاده و در برخوردی موازی میان دو عنصر زمان و تلاش برای زیستن رو به جلو می روند، کرونوس را می توان از ابعاد مختلفی مورد ارزیابی قرار داد که محوریت قرار دادن فلسفه هابز بخشی از این نگاه است.

در بخشی از مقالات هابز به مقوله انسان، گرگ انسان است پرداخته شده است، البته محوریت این مطلب به نمایشنامه از "پلوتس" باز می گردد اما هابز این موضوع را بسط و گسترش قرار داده و موضوعی به نام شقاوت در عصر جدید را بررسی می کند.

در بخشی دیگر هابز به مقوله اطاعت از یک پیشوای فرضی می پردازد، فردی که بنا بر قدرت خود باعث به وجود آمدن نظامی منعفل از سوی رعیت می شود، شخصیت های نمایش کرونوس در اوج تکاپو و تلاش برای بقا به طور واضح رعیت هایی هستند که خیال انتخاب به سرشان زده بی آنکه بدانند بازیچه زمان شده اند.

در این نوع طبقه بندی که در نمایش کرونوس نیز وجود دارد بنا بر قوانین نوشته و نانوشته رعیت که در این نمایش اعضای خانواده هستند لزوما باید برای رفاه، بقا و آسایش دیگری تلاش کنند و راه این تلاش تنها از طریق مشاورت با فرد راس خانواده ممکن است، اما درست در لحظه ای که تمامی افراد انتظار حمایت از همان راس را دارند ورق برگشته و وی تنها برای بقا و ادامه خود انتخابی کاملاً غریزی انجام می دهد.

از سویی کرونوس در بخشی از زیر لایه های خود اشاراتی مذهبی را نیز به چالش کشیده و زیرکانه و شاید برای پنهان کردن این دیدگاه نام خاندان حضرت نوح (ع) را برای شخصیت ها انتخاب می کند، انتخابی که به راحتی و با جستجویی گذرا می تواند در شجره نامه نوح پیامبر آن را جستجو کرد.

مباحث ... دیدن ادامه » مطرح شده در کرونوس فارغ داستان یک خطی تلاش یک خانواده برای فرار از وضعیت بحرانی نیاز به تامل و تعمق بیشتری دارد و به همین دلیل این اثر از آن دسته آثاری است که مخاطب باید از ابتدا تا انتها تمامی گفت‌وگوهای موجود در آن را دنبال کند.

هر کلام و گفت و گو تعمداً از سوی نویسنده دارای کلیدواژه ای برای رمزگشایی در آینده اثر و لحظات پایانی است، به طور مثال همین نامگذاری خاندان نوح بر شخصیت ها و ترس آنان از موجی که در راه است، نشان از نشانه گذاری درست آراکائیک اثر دارد، نشانه گذاری که اصراری هم بر آن نشده است.

بحران اصلی نمایش کرونس اما چیست؟ هر لحظه از نمایش مخاطب به هوای یک بحران تازه جهت فکری خود را عوض می کند اما به واقع بحران اصلی در کجای داستان شکل می گیرد؟، همواره در بخش های مختلف نمایش صحبت از موج به میان می آید اما هیچگاه به طور دقیق گفته نمی شود که این موج چه نوعی از امواج است، شاید از منظر خانواده حضرت نوح (ع) موج آبی بزرگ باشد، شاید موجی الکترومغناطیس یا گرمایشی که در میان صحبت های کاراکتر پدربزرگ کمی رمزگشایی می شود.

شاید به عمد و شاید سهواً اشاره ای دقیق به موج نشده اما این عدم بیان دقیق هم در جای خود به مخاطب این امکان را می دهد که موج ویرانگرش را خودش انتخاب کند، موجی که جهان را به نابودی کشانده و خانواده نامبرده در نمایش از آن جان سالم به در می برد.

یکی دیگر از اشاراتی که شاید باید بیشتر به آن پرداخته می شد مقوله آینه است، در اثر اشاراتی کوتاه به آینه شده اما استفاده از آن به عنوان عاملی برای یادآوری گذشته شاید انتخابی درست بوده است، اینکه آینه برای بشریت بیش از یک عنصر زیبایی شناسانه امری خود آزار دهنده است، ابزاری که بشر را به یاد گذشته شیرین خویش می اندازد و در عین حال به ناامیدی از وضعیت حاضر سوق می دهد.

حال به روایت اساطیری کرونوس باز می گردیم، یکی از خدایگان که سر آخر توسط فرزند خویش به قعر جهنم (تارتاروس) فرستاده می شود، وی در این نمایش تنها بر عنصر زمان تسلط داشته و کمی از توانایی های دیگر اساطیری اش تحت الشعاع قرار می گیرد، کاراکتر کرونوس در این نمایش لحظه به لحظه در حال تجزیه و تحلیل اتفاقات است و با وجود آگاهی از گذشته، حال و آینده همواره دستخوش تغییراتی می شود که از ابعاد هابزی متن بر می آید.

شخصیت کرونوس در این نمایش مخاطب را گاها یاد سیزیفی می اندازد که به جای سنگ آینه دست گرفته و هر لحظه برای رسیدن به عدن یا لحظه شروع تلاش می کند، تلاشی که مطمئناً برای وی بیش از لذت رنج به همراه دارد.

شخصیت کرونوس در این نمایش در لانه ای زندگی کرده و در میان چندین شکارچی زیست می کند، انگار این لانه همان جهنم و تارتاروسی است که وی در آن گیر افتاده و برای رهایی از آن همه را قربانی می کند و در این راه برای ادامه به قربانی بیشتر یعنی همان خانواده و ازیاد نسل نیازمند است.

در نگاه آخر حضور شخصیت دختر که در بروشور به نام ایلای به ثبت رسیده و شخصیت هم زمان وی یعنی ایل باز هم بعدی تازه به مخاطب می بخشد، بعدی که گاهاً تلنگری به خلقت و لحظه شروع انداخته و به پدید آمدن زن از مرد توسط خداوند اشاره کرده و از سویی نشان می دهد که برخلاف نگاه کاملاً خشن و مردانه اثر همه چیز از نگاه ظریف یک زن نقش می بندد.

فارغ از تحلیل محتوایی اثر از لحاظ فنی و تکنیکی نیز ابعاد قابل تاملی دارد، طراحی صحنه و موسیقی در جای خود همراه با طراحی لباس جهانی کامل و البته دقیق را ساخته که شاید مخاطب را یاد آثار هالیوودی می اندازد اما اگر این اتفاق هم رخ دهد، به ثمر نشاندش با امکانات محدود تئاتر جالب توجه است.

بازیگران نمایش بازی نسبتاً همسویی را در پیش گرفته اند، البته در برخی از مواقع بازیگران کمی دچار بلاتکلیفی شده و گاها دقایقی را بی هدف در نقطه ای از صحنه که شاید کاملاً ضد درام است سپری می کنند اما سویی دیگر رابطه بین برخی شخصیتها به خوبی شکل گرفته و بعد از ورود شخصیت دختر این اسنجام دو چندان شده و شخصیت به خوبی کنش مند می شوند.

کرونوس را میتوان اثری خاص برای مخاطبی خاص دانست، مخاطبی که بدون شک نمی تواند بدون اطلاعات به زیر لایه های متن نفوذ کند اما بدون سلاح مطالعه هم خط داستان را درک کرده و از ابعاد بصری و صوتی کار لذت می برد. اثری که شاید هر لحظه به نگارنده یادآوری می کند که شاید در عرصه سینما به اتفاقی بزرگ و تازه در سینمای ایران مبدل شود.

یعقوب احمدوند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سم‌های کشنده خشونت‌ درونی انسان پادزهر ندارد
...
نگاهی به نمایش «کرونوس»کارگردانی علی صفری
ایران تئاتر، کیارش وفایی
...ضرورت شکل گرفتن روابط بین انسان‌ها را می‌توان جزو یکی از ساختارهای مهم و دراماتیک جهان هستی به شمار آورد که تاثیرات شگرف و طولانی مدت در زمین، تاریخ، اجتماع، هنر، صنعت و... خواهد گذاشت به طوری که چندین نسل بعد از آن گروه از انسان‌ها نیز یا تاوان می‌دهند و یا از آن باقی مانده تلاش نهایت استفاده را خواهند برد. لذا رابطه مستقیم انسان با طبیعت، جامعه، سایر انسان‌ها و جهان پیرامون بسیار تعیین کننده است که دنیا در هر ثانیه برخوردش با رفتاری که با آن می‌شود چگونه خواهد بود. حال در این ماجراها مسائل زیست محیطی و اجتماعی جزو نکاتی هستند که قابلیت دارند جهان درون انسان‌ها را به گونه‌ای تنظیم ‌کنند که حتی اتفاق‌های مشابه نیز تفاوت‌هایی ... دیدن ادامه » چه از منظر مشاهده‌گر و چه انجام دهنده داشته باشد. بنابراین همیشه مرز تمایز و تفاهم به اندازه بسیار اندک است که سبب می‌شود مقوله زمان با ترفندهای منحصر بفرد خود از سویی انسان را در اختیار خود بگیرد و از زاویه‌ای دیگر شرایط را به گونه‌ای نظم بدهد که در انتها نیز مجدد انسان در هاله‌ای از ابهام قرار روزگار را تجربه کند. البته مقوله زمان همچون سایر داشته‌های جهان هستی عنوانی دو سویه است که تقسیم خیر و شر را در حاصل انتخاب‌ها بازتاب می‌دهد. در واقع کنش انسان بعنوان یک فرد اجتماعی با عناصر هستی که سابقه‌ای طولانی دارند به شکلی رخ می‌دهد که عرضه و تقاضا گاهی متمایز، زمانی هم راستا و در نهایت لحظاتی قابل پیش‌بینی باشند.

نمایش «کرونوس» سعی دارد که با جزئیات خود ساختاری بنابر داده‌های جهان هستی را به اثر ترزیق کند که در مقابل انسان بعنوان گزینه‌ای مناسب که از قوه عقل و درک بهره می‌برد شرایط تازه‌ای را تجربه پیش آورد و دست به کارهایی بزند که ثمره آن می‌تواند آینده خود یا گروهی را به مخاطره انداخته و یا به خوشبختی مبدل سازد. لذا جهان متن این اثر برگرفته از جزئیات بسیاری است که هر شخصیت را بنابر لزوم اتفاق و کارکردش در روند ساختار اصلی هدایت می‌کند تا اهمیت رویارویی در اتفاق لحظه بعدی که پیش می‌آید را نمایان سازد. در واقع باید گفت که جهان این نمایش پیرو اتفاق‌های پی در پی رخ می‌دهد که شرایط و ریتم اثر را دچار نوسان‌های تعمدی می‌کند تا آنکه مخاطب نیز همچون شخصیت‌ها دائم در تقلا برای کشف و شهود باشد و در تمام زمان این اثر ریسک کند و حدس بزند که کدام شخصیت بیشترین گناه را مرتکب شده و خشم درونی از ضمیر کدام یک از شخصیت‌ها بیشتر بروز پیدا کرده است. بله، خشونت درونی انسان یکی از مولفه‌های مهم و قابل توجه در این اثر که شخصیت‌ها به نوعی هر کدام به آن مبتلا هستند و با توجه به پیشبرد روایت و موقعیت به وجود آمده برون‌ریزی می‌کنند. حال یکی از مزیت‌های ساختار دراماتیک این نمایش آن است که شخصیت‌ها را به عنوان نمونه ما به ازایی از انسان با شرایط و سرنوشت تنها می‌گذارد تا آنها در صدد آن بر آیند که چگونه می‌توانند خود را از سایه چاله‌ای درونی رهایی بخشند. البته باید این نکته را متذکر شد ترکیب موقعیت‌های نمایشی و استفاده از مولفه‌های بُعد زمان شرایط را به گونه‌ای هدایت می‌کند که شخصیت‌ها با رفتارهای خود به نوعی مخاطب را همراه می‌سازند تا در هر لحظه شاهدی برای بروز رفتارهایشان داشته باشند. همچنین علت و دلایلی که در شرح بروز رفتارها در ضمیر شخصیت‌ها گنجانده شده برگرفته از مقوله زمان است که استفاده از این عنصر را بیشتر مورد توجه قرار می‌دهد. حال با این ترکیب می‌توان گفت که شیوه اجرایی این اثر یکی از ملاک‌های مهم برای تشخیص مخاطب است تا آگاه باشد دقیقا با چه مسائلی در طول مدت نمایش روبرو خواهد شد که بتواند برداشت خود را از آنها دریافت هر چند که شخصی و درونی باشد نشان بدهد.

بنابراین در این هم راستایی که بین شخصیت‌ها و مخاطب رخ می‌دهد فضا و محیط نمایش از دیگر عناصری هستند که موقعیت‌ها را با ساختاری نو پیش می‌گیرند تا خرده پیرنگ‌ها با توجه به لزوم روایت اهمیت خود را نشان بدهند. از نگاهی دیگر دیدگاه نویسنده و کارگردان اثر خود نیز دچار تلفیقی بین داده‌های نمایشی و محتوای آثار سینماگرانی چون کریستوفر نولان، آرنوفسکی و تارانتینو نمایان می‌شود که مجدد تاکیدی بر استفاده از ابعاد مقوله زمان و خشونت‌های درونی انسان دارد. لذا استفاده از گریم‌، طراحی صحنه داینامیک از جمله مواردی هستند که توانسته‌اند به باور مخاطب در کشف جهان این نمایش یاری برسانند تا او با باورپذیری خود جهانی مملو از اتفاق‌های تو در تو را شاهد باشد. البته این تاکید و هدایت در کالبد اثر گویای آن است که شخصیت‌پردازی‌ها با در نظر گرفتن موقعیت‌های نمایشی طراحی شده تا هزارتوهای موجود در متن و نمایش از کارکردهای جداگانه فاصله گرفته و هر دو به شکل ساختاری موازی به سوی هدف پیش بروند. اصولا ضرورت این ترکیب و رعایت آن در تمام لحظه‌ها قابلیتی را فراهم می‌کند تا مرز بین تخیل و واقعیت در قالبی معمایی بیشتر قابل درک شود و کنش‌ها با ترفندهای دراماتیک واکنش‌های عینی را رقم بزنند.

موقعیت محور بودن کالبد این نمایش نیز با در نظر گرفتن شرح حال شخصیت‌ها شرایطی را پیش می‌آورد که بنابر خصیصه سرگرمی تاثیرات فضاسازی اثر به تصویرهایی مبدل شوند که داشته‌های منحصربفردی را با تغییر صحنه و موقعیت فراهم آورند. لذا این موضوع عجیب نیست که ریتم اثر بر اساس این کارکرد منظم شده و روندی رو به رشد برای رسیدن به هدف نهایی را طی می‌کند. حال به طور حتم طراحی‌های موجود از نگاهی دیگر بهانه خوبی است که نقطه عطف روایت درست در زمانی رخ بدهد که مخاطب احساس می‌کند همه چیز در اوج هیجان به پایان خواهد رسید. بنابراین پایان‌بندی این نمایش به نوعی همان گره‌گشایی اصلی به شمار می‌آید که مقدمات آن از ابتدا و در طول زمان اثر فراهم آمده تا در لحظه آخر خود را نشان بدهد.

نمایش «کرونوس» ترکیبی از ایده‌های نو، مدرن و دراماتیک است که با خلق موقعیت‌های تو در تو و لحظه‌ای مخاطب را بیشتر از آنکه در مقام شاهد قرار بدهد با خود همراه می‌سازد. به طور حتم میزانسن‌های سیال یکی از آن دلایلی است که سبب شده این عنوان‌ها همچون تکه‌های پازل با نظمی مشهود در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
امیر مسعود این را خواند
علی صفری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موسیقی جذاب ، بازی فوق العاده بازیگران ، نمایشنامه جذاب و کشش داستانی همگی باعث کیفیت بالای کار شد ، غیر قابل پیش بینی بودن نمایش نامه هم از نکات مثبت بود امیدوارم موفق بشم تو هفته آتی مجدد نمایش رو ببینم
حمیدرضا مرادی و امیر مسعود این را خواندند
علی صفری و سعید صفرپور این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با ورود به سالن، موسیقی زنده انقدر گیرا و جذاب بود که کلی حال کردم باهاش و ریتم‌ گرفتم :) و با روشن شدن صحنه و دیدن دکور و طراحی لباس و گریم بازیگرا واقعا به وجد اومدم ^_^
بازی بازیگرا همه در یک سطح و قابل قبول بود
بنظرم یه کار خوب بود که ارزش دیدن داشت و کلی انرژی گرفتم از دیدنش
خسته نباشید میگم به همه عوامل کار
#the_100
هشتگ سریالتم ندیدم :) مربوط بود؟
۴ روز پیش، دوشنبه
خانم وزیری عزیز منکه اصلا در جایگاه نمره دادن به اجرا نیستم
من خوشم اومد از فضای کار اما اگه بخوام کمکتون کرده باشم بنظر من ۶ از ۱۰
۳ روز پیش، سه‌شنبه
متشکرم از کمکتون
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار زیبایی بود.
بعد از تماشا تا مدت زیادی فکرتون رو مشغول میکنه .
بازی بازیگرها و موسیقی زنده بسیار زیبا و هماهنگ بود.
امیدوارم باز هم از این گروه کارهای جدید ببینم.
مسعود بهنود
...
کرونوس، سیاهچاله‌ای برای انسان‌ها

نمایش کرونوس را علی صفری نوشته و کارگردانی کرده است. قصه را در یک سطر می توان گفت شرح خانواده ای که در سال ۳۰۰ میلادی به دنبال پیدا راهی برای بازگشت به گذشته اند. اما نویسنده و کارگردان گفته است: داستان سیاهچاله‌ای است که انسان‌ها با آن درگیرند. انسان همواره در برخورد با موج جنگ، بیکاری و امواجی این چنینی قرار دارد که ممکن است زندگی‌اش به سمت و سویی سوق داده شود و در این نمایش نیز انسان‌ها در برابر امواج بیرونی قرار گرفته و برای ادامه زندگی و بقا از آن درگریزند و در این نمایش مخاطب برداشت خود را از موجی که شخصیت‌‌های نمایش را تهدید می‌کند، دارد.

نمایش از بعد تعطیلات میانه خرداد در سالن یک عمارت نوفل لوشاتو روی صحنه رفت. تماشاگران علاوه بر متن و بازی ها، همه از صحنه آرایی عجیب نمایش و گردش ... دیدن ادامه » و تغییر بی صدای آن ها در شگفتی آمده اند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و عرض ادب و احترام
کرونوس خلق اثری به یاد ماندن و بسیار زیبا و دقیق
داستانی تامل برانگیز برای مخاطب
اجرای بی نظیر از هنرمندانی بی نظیر
و کاملا محسوس و قابل لمس از اجرای دقیق و بی نقص در صحنه به صحنه نمایش
و کاملا محسوس تر نگاه خیره مخاطب حاضر به این اجرا
موسیقی بسیار هیجان برانگیز اثر که بسیار دقیق نگاه ها را ثابت و فکرها را درگیر این اجرا زیبا کرد.
از اینکه شایسته و بایسته باعث شدید من مخاطب به نوبه خودم لذت کافی و وافی را از این اجرا برده باشم متشکرم .
واقعاااا خسته نباشید .
در بین اثاری که با ژانر معما با ان ها روبرو میشویم کرونوس نمایشی است قابل تامل که به خوبی از پس خود برامده و زیبایی های بصری و ریتم خوب حتی مخاطب نااشنا بااین سبک راهم راضی از سالن خارج میکند.
تعویض صحنه ها با بیشترین سرعت و کمترین صدا ، گره گشایی های صحنه به صحنه و اشنا شدن هر چه بیشتر با شخصیت ها در روند نمایش، مخاطب را بیشتر به صحنه خیره میکند. امتیاز: 5
طراحی صحنه و گریم واقعا عالی بود. تغییر دکور صحنه بی‌نظیر و بدون وقفه بود واقعا عالی. خانوم رها حاجی زینل بی‌نظیر بودن. متن نمایش خیلی مفهومی بود. من که دوسدارم بازم ببینم نمایش. گروه موسیقی بسیار خوب عمل کردن. باآرزوی موفقیت های بیشتر برای این گروه جوان و بااستعداد.
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش به کارگردانی علی صفری (از یکشنبه ۲۶ تا جمعه ۲۸ خرداد) امروز ساعت ۱۴ آغاز می‌شود.
aysan rahimzadeh این را خواند
علی صفری، Saba Tahvildar و Yasaman Aria این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کرونوس نمایشیه که باید توی هفته دوم دید، ایده و کارگردانی جالبی داره، متن بسیار جلوتر از اجراست در برخی از مواقع اما خب باید دید توی اجراهای بعدی بازیگرا بهتر میتونن اونو بیان کنن، چون توی اجرا قبل کمی تمرکز نداشتن، فضاسازی خیلی خوب بود مخصوصا صحنه تنهایی دختر با دو تا برادرا، کمی ناهماهنگی در صدا بود که شاید بشه به حساب روزهای اول اجرا گذاشت.
در کل چیزی که میشد دید یه خلاقیت و نبوغ خاص بود که هنوز برای پخته شدن به زمان و اجرای بیشتر نیاز داره اما برای شب سوم من رو به وجد آورد، موسیقی در خدمت اثر بود و این اتفاق را بهتر می کرد اما امان از گرمای سالن...
از نظرم ارزش دیدن رو داره اما اثریه که مثل خیلی فیلم ها باید دو بار دید تا از لایه های زیرینش سر در آورد، قطعا این نمایش برای عامه جامعه نیست و به همین خاطر اگر تماشاگر تئاتر هستید و کمی به رمزگشایی ... دیدن ادامه » علاقه دارید باید اونو تجربه کنید
امتیاز من 4.5
به نظرم با یک نمایش آخرالزمانی جذاب و کار شده روبرو هستیم ، فضاسازی های عالی با خلق تیپ و تیک و لهجه های خاص مجرا برای هرکدوم از نقش ها ،استفاده مطلوب از ابزارهای هالیوودی که شاید موارد مشابه خارجی زیادی بتونیم براش مثال بیاریم ولی به تحقق رسوندنش تو سالن تئاتر اون هم با جزئیاتی درخور به نظرم قابل توجهه ، ناهماهنگی زیاد به چشم میخورد ( مثل همزمان نبودن صدای موج با باز شدن درب یا صدای شلیک با فاصله تپق های تک و توک ) ولی میتونست برای اجراهای اول طبیعی باشه ، شاید بهتر بود گریم سنی ی پدربزرگ کمی بیشتر میشد ولی رو پنجه راه رفتن هاش بیشتر نشون از آمادگی بدنیش میداد گویا :)
وجود موزیک زنده برای کار قطعن خیلی دلنشینه و زحمت زیادی رو بهمراه خودش داره ولی به نظرم در مقایسه با نمایش هجوم اثرش روی کار کمرنگ تر بود
از فضا سازی های وجد آور میتونم صحنه ابتدائی ... دیدن ادامه » تقسیم غذا (عملیات پیچ گوشتی پدربزرگ :)) ) شکار رفتن های Walking dead ای ، استارت صحنه بریدن دست و اصلن خود این پدیده موج که فقط با عنوانش Cloverfield طوری وهم لازم رو تو بیننده بوجود میاره اشاره کنم ، شاید اغلب بیننده ها منتظر هستن تا به جریان موج و علت آخر زمانی شدن دنیا در ادامه روند نمایش پرداخته بشه اما این اتفاق نمیفته و وارد مقوله ی ( شاید خیلی اشاره شده و نخ نما ) بازی با زمان و اتفاقات از این دست میشیم و این از جذابیت رمز و راز گشائی داستان بسیار کم میکنه ولی وقتی تو فرمول کرونوس که مارال خانم عزیز چند کامنت پایین تر گذاشته بودن قرارش میدی به نظرم همه چی رو اصول و با دلیل پایان میپذیره
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت دوستان

3/5 ستاره
آقا فرزاد خط اولو خوندم گفتم میرم حتما ستاره هارو دیدم دو دل شدم. چرا آدمو تو این موقعیت قرار میدید آخه :-)
۲۲ خرداد
درود فراوان
۲۲ خرداد
سلین خانم عاقبت دیدید کار رو؟ :)
۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر چند این سبک کار مطابق سلیقه من نبود اما بازی های بازیگرانش قوی بود. ایده کار جدید نبود اما خب استفاده از متنای اصیل قدیمی با تفکر خاص کارگردان چیزیه که جاش خالیه هرکسی سمتش نمیره ...دکور متحرک و مالیخولیایی، گذر داستان در زمانی بی مکان و مکانی بی زمان بین حال و گذشته و آینده...پیچیدگی جم تیوی روابط و اشاره و ارجاع آن به داستان های کهن و کهن الگوهای مردنه هم جالب بود و هم به زعم من حوصله سربر....موسیقی کار هم جدید و قلب ریز و گاهی مثلا در صحنه باز کردن در یا شلیک گلوله اعصاب خرد کن بود اما به تم کار کمک میکرد.
از وقتی علی صفری رو میشناسم سالیان دراز میگذره، از همکاریهامون توی تئاتر تا دوستی های خارج از کار. بگذریم...
روزی که این کار به اجرا رسید هیجان زیادی داشتم چون میدونستم چه پستی ها و بلندی هایی طی شده تا کار به این مرحله رسیده. از وقتی به سالن وارد شدم دلم خیلی خواست کار رو قضاوت کنم بدون در نظر گرفتن دوستیم با کارگردان کار. میتونم خیلی جدی بگم که یکی از بهترین اجراهای یک سال گذشته رو دیدم که تیکه تیکه کار به یادم میمونه، دکور خیلی جلوتر از سالن، بازی حساب شده بازیگر ها همه چیز واقعا بی نظیر بود، داستان درگیر کننده، قاب های چشم نواز و صحنه هایی که منو به حبس نفس وا داشت، موسیقی حماسی فوق العاده که موی تن منو سیخ کرد! میتونم به جرئت بگم که این کار علی صفری نسبت به دو اجرای قبلیش (آشویتس زنان و هجوم) چند صد قدم جلو تر بود و پیشرفت رو می شد دید. به دیدن اجرا ... دیدن ادامه » برید و از بازی ها و کلا همه چیز این اجرا لذت ببرید.
اول یه کم غر بزنم از گرمای سالن یا اینکه از خود نمایش بگم؟
ولش کن..
هوس کنسرو لوبیا کردم
و اینکه با پیچ گوشتی دونه دونه لوبیا ها رو بزنم بر بدن :))
۲۱ خرداد
از نمایش بگین لطفا
۶ روز پیش، شنبه
ندا خانم
عجیب و غریب بودنشون از ظاهر و گریم و پوشش گرفته تا خورد و خوراک جالب بود. اون روزی که رفتم هنوز جزء اجراهای اولشون‌ بود و یه سری نا‌ هماهنگیا بخصوص در سینک بودن صدای موج‌ها وجود داشت که طبیعتا تا الان باید برطرف شده باشه. بازی‌هاشون در مجموع ... دیدن ادامه » قوی بود اما از اونجایی که داستان خیلی مورد پسند بنده نبود با همه ی اینا در مجموع خیلی دوسش نداشتم...اما از اینکه رفتم هم‌ پشیمون نیستم
۵ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید