تیوال نمایش اژدهای طلایی
S3 : 14:11:17
امکان خرید پایان یافته
  ۰۴ مرداد تا ۰۶ شهریور
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰ و ۴۵,۰۰۰ تومان

: رولَند شیمِلْفِنیگ
: علی پروشانی
: (به ترتیب حروف الفبا) حسین امیدی، مرضیه بدرقه، صبا پویشمن، ابراهیم عزیزی، محسن نوری

: رها جهانشاهی
: علی پروشانی
: حمید جلالی
: غزاله غفرانی
: سیاوش نقش‌بندی
: مهرداد ایرانی
: مجتبی ادیبی
: میثم زرقانی (گروه هنری artcut)
: ضیا صفویان
: امیر قالیچی
: سامان پور سلیمانی
: نادر مقدم، روجا رمضانی
: روجا رمضانی
: مهدی یزدانی
: مصطفی طباطبائی، امیرحسین بابائیان احمد باباییان، محمدحسن درباغی فرد، حمید برنا
: شهره صمیمی
: حسین پناهی
: رضا صبور
: تئاتر بازها (teaterbazha)، تئاتر مارکت (TheaterMarket)
: امیر پارسائیان مهر

اژدهای طلایی مجموعه داستانهای به هم گره خورده ای است که حول رستورانی چینی، ویتنامی و تایلندی به همین نام اتفاق می‌افتد. 
دقیقا در آشپزخانه این رستوران ، میان گرمای گاز ها و دیگهاست که دندان جوان مهاجری را که هیچ اوراق هویتی ندارد مجبور می‌شوند  بکشند. از قضا دندان در کاسه سوپ یک مشتری دائم و همسایه فرو می‌افتد.  ناگهان کسی داستان جیرجیرک را تعریف میکند که به واسطه آمدن سرما قربانی منفعت طلبی مورچه ای میشود یا داستان مردی با لباس راه راه دو مهماندار . پدربزرگ و دختر و پسر جوان. 
تا درنهایت داستانها با هم ارتباط برقرار میکنند تا پرده ای از حقایق جهان اجتماعی مدرن بردارند.

متن برنده بهترین نمایشنامه سال ٢٠١٠ در آلمان 



طرح بها از جمعه ۴ تا سه شنبه ۸ مرداد:‌۴۵،۰۰۰ تومان
طرح بها از چهارشنبه ۹ مرداد:
بیرون از ظرفیت: ۳۰،۰۰۰ تومان
از ردیف ۹ تا ۱۱: ۴۰،۰۰۰ تومان
از ردیف ۱ تا ۸: ۴۵،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش اژدهای طلایی / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش اژدهای طلایی / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» با استقبال مخاطبان نمایش «اژدهای طلایی» تمدید شد

» با استقبال مخاطبان نمایش «اژدهای طلایی» تمدید شد

» آغاز پیش فروش نمایش «اژدهای طلایی» با تخفیف ویژه ایام پیش فروش

» «اژدهای طلائی» به صحنه می رود

» «اژدهای طلائی» به ایرانشهر می رود

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نگاهی به اجرای «اژدهای طلایی» به کارگردانی علی پروشانی (اینستاگرام Hossein Rasouli حسین رسولی)
ابتذال طلایی فرمالیستی
سید حسین رسولی

این روزها نمایش «اژدهای طلایی» به نویسندگی رولَند شیمِلْفِنیگ و کارگردانی علی پروشانی در ایرانشهر روی صحنه است. نمایش آنقدر آشفته و فرمالیستی اجرا می‌شود و آنچنان دور از زندگی روزمره ایرانی است که بحث و تحلیل خاصی نمی‌طلبد، فقط چند نکته کلی درباره وضعیت اجرا و کلیت تئاتر معاصر می‌نویسم.
برای دیدن اجراها از چه منظری وارد شویم؟ پیشنهاد من چنین است:
الف_ دغدغه اجرا؛
ب_انضمامی بودن و امر روزمره؛
پ_فرم اجرا (رئالیسم و ناتورالیسم در برابر فرمالیسم به مثابه ماشین تو خالی)؛
ت_امر سیاسی (اختگی سیاسی یا بازگشت امر سیاسی).
آیا پروشانی دغدغه ‌ای نسبت به جامعه این روزهای ایران دارد؟ آیا اجرای او از متنی غربی، مناسبتی با ... دیدن ادامه » زندگی روزمره معاصر ما دارد؟ آیا پلی به مردم ایران زده است و اجرا را انضمامی (دارای زمان و مکان مشخص) کرده است؟ اگر نکرده است به مناسبات اجتماعی ایران اشاره می‌کند؟
آیا شکل و شمایل فرمالیستی اجرا تاثیرگذار است یا به قول لئون تروتسکی تبدیل به ماشین توخالی شده است؟
آیا اجرای پروشانی فرم خاصی را شکل داده و سپس به مسائل سیاسی پرداخته است؟
تمام پاسخ ها منفی است و با «متنی» به مثابه «اجرایی» آبکی و با اندیشه‌ای «شُل» مواجه هستیم. بهروز صفدری می‌نویسد: «کلمه‌ «شُل» (molle)  تلمیحی است از عبارتی که لوتره‌آمون در یکی از نامه‌هایش به کار برده بود. بعدها کاربرد این عبارت در متن‌های نقد رادیکال معنای طعنه‌آمیز خاصی به این اصطلاح بخشید. پیش‌تر در زیرنویسی در کتاب فرنچ‌تئوری و آواتارهایش آن را چنین توضیح داده بودیم: «عبارت توصیفی «کله‌گنده‌های وارفته» با بارِ تحقیرآمیز نسبت به روشنفکران پرمدعا و سست‌عنصر به کار می‌رود. در این‌جا نیز «تبارشناسی اندیشه‌ شل»، تداعی‌کننده‌ همان شُل‌ و وِل بودن، وارفتگی و بی‌انسجامی در تفکر جریانِ پست‌مدرن است. آغازگر تحلیل این مفهوم هم میگل یا میکل  اَموروس، تاریخ‌شناس و تئوریسینِ آنارشیست اسپانیایی است که موضعی نزدیک به نقدِ سیتواسیونیستی و جریان‌های ضدصنعتی دارد.» انسان‌ها این حقیقت را دریافته‌اند که وسایل تبلیغاتی و تدابیر سیاسی به راه صواب نمی‌روند... این وسایل ارتباط جمعی به طور مخفی بین هنر، سیاست، مذهب، فلسفه و تجارت هماهنگی ایجاد کرده‌اند؛ از این قرار ارزش‌های فرهنگی به شکل کالای روزمره در آمده و به ابتذال گراییده است. اغلب تئاترهای ما هم مبتذل شده‌اند. واقعا چه باید کرد؟

https://www.instagram.com/p/B1hH6t2gZM8/?igshid=1l7cmpo0y3p3p
علی جباری این را خواند
حسین جان بسیار خوش اومدی و متشکرم نظرت رو برامون نوشتی
۰۶ شهریور
درود بر ابراهیم عزیزم. دلتنگیم برادر
۰۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش به کارگردانی علی پروشانی و بازی حسین امیدی، مرضیه بدرقه، صبا پویشمن، ابراهیم عزیزی، محسن نوری (از دوشنبه ۴ تا چهارشنبه ۶ شهریورماه) همینک آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان نمایش در رستورانى شرقى اتفاق میفتد، بدون زمان و مکان مشخص
داستان درد، تنهایى، فقر، استثمار،خیانت، دروغ، مهاجرت حکایت همیشگى ما انسانهاست
که همه مان به نوعى حداقل یکى از انها را تجربه کرده ایم واین حکایتى است که همواره با ما بوده از ازل تا به ابد هم خواهد بود.
دندان درد کارگر آشپزخانه و ضجه هایش چنان چنگى بر جانمان میزند که ما نیز همراه او درد میکشیم، دردى که چاره اى برایش نیست جز مرگ
داستان زندگى پردرد هر کدام از ساکنین آپارتمان چنان در هم تنیده میشوند که در نهایت زنجیره اى میشوند متصل به هم که هیچکس را گریزى ازآن نیست.
جابجایى کارکترهاى مرد و زن نمایانگر این نکته است که چه تفاوتى ست بین جنسیتها وقتى معضل یکسان است ، درد درد است
حکایت مورچه و جیرجیرک که کاملترین و دردناکترین داستان این نمایش است، بخوبى اضمحلال را نشان میدهد.
نور ... دیدن ادامه » و عناصر صحنه که به شدت مینیمال بودند در پیشبرد نمایش به خوبى استفاده شده اند.
بازیها از نقاط قوت این نمایش است، صبا پویشمن به خوبى از عهده یک نقش بسیار بسیار سخت بر امده.
تنها نکته اى که کمى دوست نداشتم چگونگى پایان کار بود، طورى که کمى طول کشید تا تماشاگران متوجه شوند که نمایش تمام شده است،،
در تعجبم که چرا از این نمایش آنچنان که شایسته اش است استقبال نشده
خسته نباشید میگویم به همه گروه و به کارگردان خلاقش
خسته نباشید میگویم به دوست عزیزم مرضیه بدرقه که ثابت کرد خواستن توانستن است
ممنونم عزیزم برای نظرت و حسن سلیقه ت و دقتت که ستودنیست برای من همیشه و همیشه...
۳۱ مرداد
ممنون از اینکه کار ما رو دوست داشتید
۰۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چاپ شده در روزنامه اعتماد به تاریخ بیست و هشتم مرداد ماه نود و هشت



راز آن دندان که بر فراز ما پرواز می‌کرد

نوشته محمدحسن خدایی

گویی نویسنده‌ای چون رولَند شیمِلْفِنیگ در نمایشنامه «اژدهای طلایی» واجد نوعی وجدان معذب است در باب مهاجران بی‌نام و نشان. همان توده‌هایی فاقد اوراق شناسی که ساعت‌ها در آشپزخانه‌ رستورانی چون اژدهای طلایی، در دل کشورهای توسعه‌یافته تا سرحد مرگ، به کار گرفته می‌شوند. رولَند شیمِلْفِنیگ از یاد نمی‌برد که چگونه با سنت روایی برشت، مطرودان جهان سرمایه را خطاب کند. بنابراین با نمایشنه‌ای روبرو هستیم که شخصیت‌ها مقابل تماشاگران می‌ایستند و منطق رئالیستی جهان سرمایه‌داری را دچار وقفه می‌کنند. یک جهان استعاری و شاعرانه که در آن دندان سوراخ شده یک دختر جوان، محلی است برای گردهمایی خانواده. جهانی که در آن رابطه ... دیدن ادامه » مورچه‌ها و جیرجیرک مناقشه‌آمیز است. اشاره‌ به اخلاق مورچه‌ها در انباشت آذوقه و در نهایت به انقیاد کشاندن جسم و روح جیرجیرک بینوایی که تمام تابستان را سرخوشانه زیسته. فرم روایی همراه است با تقطیع، مونتاژ و درهم‌تنیدگی مکان‌ها، فضاها و زمان‌ها. در پی بازتولید آن حس و حالی که کارگران در یک آشپزخانه پر رونق دارند. حتی جابجایی جنسیت‌ها و فاصله‌گذاری مدام آنان در باب روایتِ هویت خود و دیگری، همچون یک تمهید سیاسی و زیباشناسانه، عمل می‌کند. گویی در جهانی بسر می‌بریم که گرفتار سرگشتگی نشانه‌هاست. جایی که جهان سرمایه، همچون آشپزخانه رستوران اژدهای طلایی، برای جلب مشتریان، مملو از کارگرانی بی‌نام و نشان است. کارگرانی که برای درمان خود و امکان بازتولید انباشت ثروت، حتی اوراق هویت ندارند و در نهایت از فرط خونریزی جان خود را از دست می‌دهند.
علی پروشانی در مقام مترجم، طراح و کارگردان تلاش کرده به جهان اخلاقی، اجرائی و زیباشناسانه رولَند شیمِلْفِنیگ نزدیک شود. تا حدودی این گرایش به سرانجام رسیده اما نمایشنامه از اجرا جلوتر است. فی‌الواقع منطق روایی نمایشنامه مبتنی است بر فشردگی و درهم تنیدگی مکان‌ی و زمانی. اجرای علی پروشانی گاه توان تمایز بخشیدن به صحنه‌ها را به طور کامل نمی‌یابد و ادراک وقفه‌ها و گسست‌های روایی را برای تماشاگران، دشوار می‌کند. به نظر می‌آید صحنه‌های مختلف، شیوه‌های اجرائی متفاوتی را طلب می‌کند. تمایزی که منطق سیال و شاعرانه نمایشنامه می‌سازد و اشاره‌ای است بر بی‌خانمانی انسان مهاجر معاصر. رولَند شیمِلْفِنیگ جهانی چالش‌برانگیز آفریده که اجرائی کردن آن، مهندسی دقیقی لازم دارد. فی‌المثل جابجایی لحن‌ها، لباس‌ها و شخصیت‌ها اگر واجد نوعی نظم و زمان‌بندی مناسب نباشد، می‌تواند به اجرائی شتابناک و پرمخاطره دامن زند. نکته‌ای که گاهی در اجرای علی پروشانی، مشهود است. بنابراین تلاش گروه اجرائی، می‌تواند معطوف به این تمایزبخشی صحنه‌ها و یافتن بهنگام‌ترین شیوه اجرایی باشد.
در باب بازی بازیگران، با توجه به سیالیت نقش‌ها و جنسیت‌ها، اجرای اژدهای طلایی، چالش جذابی است. صبا پویشمن جوان‌ترین بازیگر گروه و البته تاثیرگذارترین آنهاست. خطابه‌ای که او در هنگام مرگ خود بیان می‌کند، درخشان است و استعاری. ابراهیم عزیزی و حسین امیدی، تکمیل کننده یکدیگرند. هر دو مدام با تغییر پوشش، جنسیت‌های متفاوتی را اجرا می‌کنند. مرضیه بدرقه و محسن نوری، مورچه و جیرجیرک عجیب و غریب نمایش هستند. بماند که همگی‌شان کارگر آشپزخانه اژدهای طلایی‌اند.
خیلی خوش اومدید جناب خدایی
متشکرم بابت نگاه ظریف و دقیق‌ و نوشتن نظرتون و محبت همیشگی‌تون
۲۹ مرداد
جناب خدایی خیلی محبت کردید. ممنون از دقت نظرتون
۳۰ مرداد
ارادت
۳۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایوا (مهماندار با موهای تیره) خطاب به اینگا (مهماندار با موهای بلوند): ((تو ارتفاع ۳۱۰۰۰ پایی، هیچ چیز وجود نداره؛ نه هیچ آدمی و نه هیچ قایقی)).
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قطعاً این نمایش با یک اثر سر‌راست قرن نوزدهمی که بارها ترجمه شده و به صحنه رفته فرق دارد.

نویسنده و داستان هر دو در عرصه تئاتر ایران بدیع هستند و تلاش برای معرفی این هر دو، بسیار ارزشمند است.

این کار می‌خواهد دردهای همین زمانه را بگوید. نه کاری با گذشته دارد نه آینده.
شاید به همین خاطر است که میتوان به راحتی هم‌ذات پنداری‌ کرد و در پایان با باز شدن کلافهای سر در گم، از دیدن سرانجام مابه‌‌ازای خود و دیگران درد (آچار شلاقی) را احساس کرد.

این تئاتر بخوبی توانست جذابیت کارهای بی‌بدیل را نشان بدهد و امیدوارم با بیشتر دیده شدن، این جسارت و تلاش به ثمر بنشیند.
خیلی متشکرم که نظرت رو برامون نوشتی
خوش اومدی
۲۶ مرداد
ممنون از دقت نظر و ریز بینیتون. همیشه استفاده کردم.
۳۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول از همه باید گفت که متن نمایش بسیار متن قوی و سختی بود که علی پروشانی و تیمش به خوبی از عهده کار بر اومده بودند. بنده خودم با نوشته های رولند شیمِلْفِنیگ آشناییی نداشتم ولی متن اژدهای طلایی به شدت جذاب و خلاقانه و به نظر کامل نوشته شده است. جابه جایی ماهیت نقش ها که میشه گفت بارزترین نمونه ساختارشکنی دریدایی کار بود، جلو بردن همزمان و گاها با اورلپ چندین داستان، استفاده مضهک از انسان ها به جای حیوانات ( در حالیکه به نظر من داستان اصلی همان داستان مورچه ها و جیرجیرک بود) و در نهایت اتصال همه این داستان ها به هم کاری بسیار سخت بود که رولند شیمِلْفِنیگ آن را با قلم خود آسان کرده و تیم اجرا نیز به خوبی قد علم کرده و از پس کار برآمده اند. شخصیت پردازی بسیار مناسب، هماهنگی تمامی اجزای اجرا به غیر از یکی دو مورد کوچیک، و اجرای درست و کم نقص سکانس ها از ... دیدن ادامه » نکات مثبت کارگردانی کار بود. بازی های درست، القای شخصیت خوب و فکر شده مخصوصا در نقش های مقابل( استفاده از زن برای نقش مرد و بالعکس) نظیر نوع حرف زدن های مردانه یا حتی نشستن زن با لباس قرمز که در هنگام نشستن لباس خود را صاف می کند، صداهای بسیار خوب و بی نقص، هماهنگی بالا، تمرکز خوب، و درک درست از نحوه اجرای ساختار شکنانه را می توان در میان نکات مثبت بازی کاراکتر ها دانست.
در اخر باید گفت که صبا پویشمان از جمله افرادی است که در آینده بسیار زیاد اسمش را خواهیم شنید!!!
خیلی خوشحالیم که علاقه داشتید و‌ ممنون از نوشتن نظرتون
خوش اومدید
۲۳ مرداد
جسارت من رو ۲ بار ببخشید:
۱- واژه ((گاه)) پارسی است پس هرگز تنوین نمی گیرد برای همین ((گاهاً)) نادرست است و به جای آن باید ((گاهی))، ((گهگاه)) و همانند آنها را به کار برد.
۲- ((مضحک)) درست است.
۲۵ مرداد
ممنون از اینکه ما و تیوال رو از نظرتون آگاه کردید. ممنون از حسن نظرتون
۳۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رولند شیملفنیگ در نمایشنامه اژدهای طلایی، به حوادث و رخدادهای پیرامون رستوران چینی، ویتنامی، تایلندی اژدهای طلایی، از دیدگاه‌های متنوعی می‌نگرد؛ و به هر الگوی رفتاری با پیچ و تاب‌های ظریف و مبتکرانه رنگ و بوی تازه‌ای می‌بخشد: ایفای نقش زنان توسط مردان و بالعکس و یا ایفای نقش شخصیتی پیر توسط بازیگری جوان و بالعکس. نتیجه شاعرانه در عین حال بی‌رحم، مرموز و تاثیرگذار است. نویسنده در صحنه‌های کوتاه و تلخ کمدی، با محوریت مهاجرت، داستان دنیای جهانی شده و استثمار، حرص و آز، غیرقانونی بودن‌ها و وحشیگری موجود در آن را بازگو می‌کند. داستان این که در دنیای مدرن ما، فاصله انسان‌ها تا آنجایی کم شده است، که ممکن است شما مزه خون پسرک کارگر رستورانی که سرنوشتش برای شما مهم نیست را در دهانتان حس کنید.
نمایش به طور همزمان و متداخلی حول چندین داستان می‌گردد. ... دیدن ادامه » پنج بازیگر نمایش هرکدام به ایفای سه نقش می‌پردازند، که به طور پی‌درپی به هرکدام از این سه نقش جان می‌دهند. رفت و برگشت‌های پویای بازیگران به نقش‌هایشان، مخاطب را مجذوب خود می‌کند؛ نکته‌ای که باعث می‌شود بسیاری از قفل‌های داستان نمایش پس از اتمام اجرا برای مخاطب باز شود.
طراحی لباس به گونه‌ای است که با تغییر نقش‌های متوالی بازیگران هم‌سویی و همخوانی دارد؛ و طراحی صحنه هوشمندانه و کاربردی است، به طوری که انگار صحنه هم یکی از بازیگران نمایش است که هر لحظه به نقش تازه‌ای جان می‌بخشد.
درجه کیفی نمایش: B
کارگردانی: ۹/١۰
متن: ۸/١٠
بازی‌ها: ۹/١٠
طراحی نور: ۷/١٠
طراحی لباس: ۸/١٠
طراحی صحنه: ۸/١٠
گریم و چهره‌پردازی: ۶/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ۷/١٠
ممنون از اینکه تلاش صحنه ای ما را پسندید.
۲۰ مرداد
خیلی متشکرم که نظرتون رو به اشتراک گذاشتید
خوش اومدید
۲۱ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"تهوع بقا در کاسه‌ی سوپ"

رولاند شیمِلْفِنیگ متولد ۱۹۶۷ از معروفترین نمایشنامه‌نویسان حال حاضر آلمان‌ست که رمان‌ها و نمایشنامه‌های پرطرفداری دارد. اژدهای طلایی نوشته‌ی او در سال ۲۰۱۵ میلادی‌ست که طبق کلیت محتوای داستان‌های او، به مسائل روز انسان معاصر بخصوص غرب و اروپا، اشاره دارد.

مهاجرت، استثمار و بردگی مهاجرین،خیانت و ارتباط نافرجام زوج‌ها، با خرده داستان‌هایی در اژدهای طلایی که فرم کاری شیملفنیگ‌ست، و مینیمالیستی به این موارد می‌پردازد، کلیت نمایش را رقم می‌زند در عین حال شیملفنیگ با محوریت یک موضوع گروتسک‌وار، از دندانی که دست آخر از کاسه‌ی سوپی سر در می‌آورد به حفظ وجه فانتزی وکمدی با نگاهی نقادانه، موضوعات موردنظرش را مطرح می‌کند.

انتخاب هوشمندانه‌ی اسم یک رستوران شرقی که تقریبا باهمین نام در کشورهای زیادی شعبه دارد، ضمن پرداخت به فرهنگ شرقی و مهاجرت‌های کثیرالتعداد آنها به سایر کشورهای پیشرفته‌تر، بستر مناسبی برای طرح معضلات مهاجرت را نیز ایجاد می‌کند.

اژدهای طلایی، رستورانی شرقی در شهری که مکان و زمان مشخصی ندارد توسط تعدادی مهاجر ویتنامی، چینی تایلندی اداره می‌شود.
پسرجوان مهاجری که ، تازه واردترین عضو این گروه‌ست بدلیل اینکه اقامت و ویزای کار ندارد، دراثر یک دندان‌درد می‌میرد.چون نمی‌تواند به پزشک مراجعه کند.

دختر مهاجری که قادر نیست در آن کشور کار مناسب پیدا کند، به بردگی جنسی و استثمار صنعت روسپیگری در می‌آید. و آنقدر مورد خشونت و صدمه مشتری‌ها قرار می‌گیرد، که تلف می‌شود.

زوج میانسالی که اگرچه روزگار خوشی باهم سپری کرده‌اند اما با رفتن یکی از آنها با نفر سومی، ازهم می‌پاشد.

شیملفنیگ، ... دیدن ادامه » مستقیم و با تلخی موجود در ماهیت این اتفاقات، به سراغ آنها نمی‌رود. او با ترتیب تداخلی داستان‌ها در دل هم، افزودن تم فانتزی به وقایع، و تعیین نقش‌های چندگانه به هر یک از کارکترها، هم جذابیت بصری بیشتری برای متنش در نظر گرفته‌است وهم با شکست قراردادهای ثابت برای هویت هر کارکتر، وقفه‌هایی ایجاد می‎کند تا در کنار روایت هر داستان، مخاطب را به اندیشه‌گری وادارد که موقعیت‌های ترسیم شده را بدون درگیری حسی شدید، ببیند، دریافت کند و به تحلیل بگذارد.

اجرای اژدهای طلایی ایرانشهر با وجود بهره‎مندی از بازیگران حرفه‌ای تئاتر، توانسته کارکترها را بفهمد و بازآفرینی کند و وجه طنز را حفظ نماید. اگرچه به هماهنگی و پیوند منسجم‌تری نیازست که نقش‌ها به پختگی بیشتر با فاصله گرفتن از انقطاع‌هایی که موجب از ریتم افتادن اجرا می‌شود، دست یابند.
بدلیل فرم ویژه‌ی متن و اجرا، و حضور عنصر گروتسک و پارادوکسیکال چه در متن و چه در انتخاب معکوس جنسیت بعضی از کارکترها ،اجرا بر لبه‌ای قدم می‌گذارد که مخاطبانش به دو دسته کسانی که با اجرا ارتباط برقرار نمی‌کنند و یا دوستش خواهند داشت، تقسیم می‌شود. با این حال، اجرا ارزش توجه و درگیر شدن مخاطب را با موضوعات مطرح شده‌اش، دارد.

شاید دراماتورژی موثرتری برای متن اژدهای طلایی، نیازست تا هر اپیزود و موقعیت، بدون درهم‌ریختگی که به دلیل وجود داستان‌های موازی و تعویض زیاد و سریع صحنه‌ها، ایجاد می‌شود، به ریتمی مناسب‌تری برسد. گرچه نیازست اجرا، حواس مخاطب را با تمهیدات لازم جلب کند تا مضامین مورد نظر را منتقل کند اما وجود انسجام و مرتبط بودن آنها باهم جزو مهمترین مواردی‌ست که به پرت شدن حواس منجر نشود. اژدهای طلایی تمام تلاشش را می‌کند که به این منظور دست یابد و البته برای رسیدن به آن، پختگی و دورشدن از مغشوشیت صحنه در اجراها، زمان لازم ست.

نیلوفرثانی
درج در سایت پایگاه خبری تاتر
شناسه خبر : 56299 | ۱۴ مرداد ۱۳۹۸
عرض درود و ارادت و سپاس
خانم ثانی عزیز ، یک سوال ، این انتخاب معکوس جنسیت اصلن به چه دستاورد خاصی میتونه ختم بشه ؟ نمونه ش رو در نمایش افعال بی قاعده هم شاهد شاهد هستیم
۱۷ مرداد
از شاینکه به تماشای تلاش صحنه ای ما برای بیان مسایل اجتماعی نشستید ممنونم.
۲۰ مرداد
جناب پروشانی سپاس از توجه و تلاش شما ..
۰۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فضا سازی و تصویر سازی خوب برای مخاطب، انتخابهایی متفاوت و دیدنی، جابجاییهای درست بر روی صحنه، سرعت و ریتم بالا، بیان دردهای مشترک تمام آدمها تاکید میکنم آدمها و پایانی جادویی. فقط گاهی در انتهای سالن دیالوگها شنیده نمیشد.
صبا صالحیان، حمیدرضا مرادی و مینا این را خواندند
ابراهیم عزیزی و رویا این را دوست دارند
خیلی خوشحالیم که کار ما رو دیدید. ممنون از اظهار نظرتون
۱۴ مرداد
قربونتون برم. مایه‌ی مباهات بنده بود. جناب پروشانی عزیز
۱۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش در آشپزخانه شلوغ یک رستوران چینی تایلندی ویتنامی (فکرکنم) آغاز میشه که قسمت اصلی دکور و طراحی صحنه روهم شامل میشه و طی مرور زمان متوجه میشیم کارگران اون رستوران قراره نقش های متفاوت دیگه ای از اهالی طبقات بالایی یا مجاور اون رستوران گرفته تا جیرجیرک و مورچه رو هم بازی کنن و حتی مقید به جنسیت هم نباشن، مثلن جوانی با ریش قراره نقش دختر گارسون زیبای رستوران و یا دو مرد زن پوش نقش مهمانداران هواپیما رو ایفا میکنن یا دختر جوانی که نقش پسرک کارگر رستوران رو داره نقش مرد الکلی همسایه رو هم بازی میکنه، نمایش یک داستان اصلی و چند داستانک فرعی رو بی هیچ قید و بند خاصی تنها با شرح صحنه و کاراکترها توسط راوی به پیش میبره ، روالی که دست‌کم در سلیقه من نیست و اسمش رو میذارم پرداخت داستانی مشوش(ایده و سکانس پل به نظرم عالی بود) شایدم بعضی از دوستان همچین ... دیدن ادامه » نظری نداشته باشن و اون رو هنر به نمایش درآوردن یک متن بکر بدونن ولی برای من با توجه به بازی‌های خوب و کاری زحمت کشیده شده، این رفت و آمد و کلید خوردن های مکرر بی نظم و عجیب بازیگران اصلن جذابیت نداشت و کلافه م کرد
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت عوامل نمایش
در مورد شلوغی و پریشونی اجرا موافقم. (البته نمیدونم ضعف کارگردانیه یا اقتضای متن.) ولی در مورد داستان، نقطه اتصالی بود بین داستان ها، که برای من از وسطای اجرا واضح شد و برام جالب بود. هرچند همه گره های داستان هم برام باز نشد.
در کل، تا وسطای اجرا نظرم به ... دیدن ادامه » نظر شما نزدیک بود :) ؛) اما آخراش ذهنم درگیر شد و جالب بود به نظرم.
خوشحال شدم نوشتین در موردش. اجرای کم نظریه!
۱۳ مرداد
آقای جعفریان عزیز. جهت مزاح یک ضرب المثل عربی هست که میگه " الاقارب عقارب»
۲۰ مرداد
آقا درود فراوان.. بله خب اینم نکته جالبی یه
اگه زدایش ها برای عقارب صورت بگیره عالیه :)
۲۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علت انتخاب این اجرا برای من، اول به خاطر بازیگرانِ مشترکش با نمایش "شهر ما" بود و دوم به خاطر طرح پوستر (که جناب جباری پایین‌تر توضیحی در موردش نوشتن) و سوم هم خلاصه داستانش که مقداری عجیب به نظر میاد. اجرا هم به اندازه همین خلاصه داستان عجیبه. :) داستان‌هایی که شاید اول بی‌ارتباط به نظر بیان، اما بعد به هم مرتبط میشن.
داستان و سبک اجرا به نظر من کاملاً قابلیت رسیدن به یه اجرای عالی رو داره. اما به نظرم کمی تمرین بیشتر برای هماهنگی و یکدست شدن کلیتِ اثر نیاز بود. دیشب که من این اجرا رو دیدم، هم اتاق فرمان کمی ناهماهنگ بود (مخصوصاً آخر اجرا)، هم به نظرم اجرا کمی عجولانه اومد. (حتی اگر اشتباه نکنم زمان اجرا حدود 10 دقیقه کوتاه تر از زمان درج شده بود.) ولی با این وجود بازم از دیدنش راضی هستم. شاااید اگر فرصتی باشه یک بار دیگه اجراهای آخرشون رو هم ببینم. ... دیدن ادامه »
یک نکته هم قابل توجه گروه اجرا : صحنه‌های مربوط به آشپزخونه، سر و صدا و هرج و مرج زیادی دارن که قطعاً هدف نشون دادنِ اون فضاس و این سر و صدا لازمه‌ی اجرا... اما اینکه این هرج و مرج مانع شنیدن دیالوگ‌ها بشه، کمی ایراد داره به نظرم. چون به نظرم شنیدن تک تکِ جملات کمک میکنه به درکِ بهتر داستان و حیفه که تماشاچی بعضی از این دیالوگ‌ها رو از دست بده و داستان رو گم کنه. خسته هم نباشید و اجراهای خوبی رو براتون آرزو میکنم.
خیلی خوش اومدید
بسیار متشکریم
۰۹ مرداد
من بال اهنگ تراسم چی بود بگید ب منم
۱۹ مرداد
خانم هدایتی، برای خان یا آقای fa fa هم در برگه نمایشِ تراس نوشتم. توضیحات زیر یکی از نظرها موجوده.
لطفاً به قسمت نظرات رجوع کنید، تاریخ 21 خرداد، زیر نظر اقای mehdi ghasemian , هم بنده و هم آقای پوریا موسیقی های این اجرا رو معرفی کردیم.
۱۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
دیشب دیدمش. ویژگی اصلی نمایش متنش هست که جذابیت و تازگی خاصی دارد اما هنوز ترجمه ای از آن منتشر نشده و در نتیجه احتمال اینکه بخوانیدش کم هست. پس از همین بابت تماشایش را پیشنهاد می‌کنم اما با چند تذکر:

۱. به مدد نمایش فرشته تاریخ دیگر معنای تئاتر اپیک را می‌دانیم. اژدهای طلایی یک تئاتر اپیک است.

۲. همانطور که در خلاصه نمایش هم آمده درک نمایش منوط به ارتباط برقرار کردن بین داستان هایی است که در طول نمایش روایت می‌شوند. اصلن انتظار نداشته باشید در طول نمایش موفق به کشف کامل این روابط شوید. در حقیقت نمایش خیلی زودتر از آنچه می‌پندارید به پایان می‌رسد و جایی تمام می‌شود که هنوز به نظر ناتمام است اما بعد از نمایش که به کشف روابط داستان ها نایل شوید متوجه می‌شوید که آنچه می‌باید گفته شده و نمایش در باطن به اتمام رسیده.

۳. با اینکه نمایش در ... دیدن ادامه » مورد مسائل واضح(داستان جاری رستوران) کم گو و گزیده گو نیست اما برعکس در مورد سرنخ های ارتباط داستان ها بسیار مختصر و مفید و گزیده گوست. پس به تک تک دیالوگ های داستان های فرعی با دقت گوش کنید.

۴. نمایش ۵ بازیگر دارد که هر یک در سه نقش بازی می‌کنند. یعنی روی هم رفته ۱۵ نقش. مطمئن باشید برای هر بازیگر این سه نقش را شناسایی می‌کنید. ارتباط این سه نقش با هم در مورد هر بازیگر به گره گشایی نهایی بعد از پایان نمایش کمک شایانی می‌کند.

۵. با توجه به موارد قبلی متوجه شده اید که مخاطب این نمایش کسیست که پس از تماشای آن حوصله داشته باشد در موردش حسابی تفکر کند یا حداقل از دیگران راهنمایی بگیرد تا موفق به کشف رابطه ی داستان ها شود.

۶. در تماشای نمایش عجله نکنید. از آن کارهاییست که جای بهبود در روزهای آتی را دارد چه به لحاظ فنی و چه در مورد بازیگران.
کاملا درست گفتید. مورد 6 هم واقعا فکر میکنم هرچی بگذره احتمالا بهتر بشود.
۰۹ مرداد
مخلصم جناب عزیزی، جسارت این گروه در به صحنه بردن این متن دشوار در کمال احترام به شعور مخاطب ستودنیست. امیدوارم شب های درخشان و پر تماشاگری پیش رو داشته باشید.
۰۹ مرداد
ممنونم بانو محمدی عزیز
۰۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از دوشنبه ۱۴ تا چهارشنبه ۱۶ مرداد، به کارگردانی علی پروشانی و با بازی حسین امیدی، مرضیه بدرقه و ... فردا (چهارشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از چهارشنبه ۹ تا یکشنبه ۱۳ مرداد، به کارگردانی علی پروشانی و با بازی حسین امیدی، مرضیه بدرقه و ... شنبه (۵ مرداد) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی رولند شیملفِنیگ، کارگردانی علی پروشانی و با بازی حسین امیدی، مرضیه بدرقه، صبا پویش‌من، ابراهیم عزیزی، محسن نوری آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید