آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش جوادیه (بیست متری)
S3 : 10:41:12 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۱۶ مرداد تا ۰۶ شهریور
۱۸:۰۰ و ۱۹:۴۵
۵۵ دقیقه
بها: ۳۰,۰۰۰ تومان
قصه چهار نفر از بچه محله های جوادیه تهران است که در دهه شصت هر کدام زندگی خود را داشته اند و در حال حاضر که انها مرده اند به محله خود می ایند و روایت خاطرات محله و‌زندگی خود را در گذشته میکنند...

اخبار

›› نمایش «جوادیه» طی دو نوبت به صحنه می رود

›› نمایش «جوادیه» دو اجرایی شد

›› نمایش «جوادیه (بیست متری)» دو اجرایی شد

›› نمایش «جوادیه(بیست متری)» در تالار قشقایی تئاتر شهر به صحنه می رود

ویدیوها

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر (عج)، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
سلام و خداقوت. خسته نباشید . اصولاً اساسی ترین رکن تئاتر و غالباً هنرهای نمایشی ، نمایشنامه است . نمایشنامه نه مکالمه است نه خاطره گویی نه گزارش دهی نه حدیث نفس و نه درد و دل . شور بختانه ضعف در مقوله نمایشنامه نویسی /درام نویسی/ کلیت تئاتر کشور را دربرگرفته وتهدید می کند.
‌در خلاصه نمایش جوادیه آمده : قصه چهار نفر از بچه محله های جوادیه تهران است که در دهه شصت هر کدام زندگی خود را داشته اند و در حال حاضر که انها مرده اند به محله خود می ایند و روایت خاطرات محله وزندگی خود را در گذشته میکنند...
اما این روایت نه تنها خلاصه قصه نیست بلکه ذاتن نمیتونه تعریفی از قصه باشه و بهتره بگیم خلاصه اجراست چون معتقدم اصلا قصه یی در کار نیست و خلاصه قصه همهٔ ان چیزیست که به اجرا در میآید . چهار نفر می آیند و خاطراتشان را روایت می کنند . جایی خواندم که بدترین نوع شخصیت پردازی در نگارش نمایشنامه ، مستقیم گویی یا رو گویی یا/شرح حال کاراکتر از زبان خویش/ است . یعنی کاراکترها خودشان را معرفی می کنند و خاطره شان را میگویند و تمام . یعنی در نمایشنامه جوادیه مسئله قصه ، پرداخت، تقابل،گره افکنی، کشمکش، ایجاز، هدف، تعلیق و.... به کل فراموش شده است . حتی روایات هم ساده انگارانه اند و به محض شروع روایت دوم روایت اول فراموشمان میشود و بی آنکه حظ ببریم و بخاطر بسپاریم ، فراموش میکنیم زیرا در اجرا فقط بسیار می شنویم بی آنکه لحظه یی درگیر ماجرا بشویم و تعملی کنیم . اگر از بازیگران یک نفر را حذف کنیم اتفاق خاصی نخواهد افتاد و اگر چند کاراکتر دیگر را هم بیافزاییم فرقی به حال اجرا نمی‌کند و این نشان از ضعف در قصه و پرداخت و شخصیت پردازی است . به امید روزهای درخشان و آرزوی سلامتی تک تک عوامل این اجرا
میم، امین حق شناس و آقامیلاد طیبی این را خواندند
محمد حسن موسوی کیانی این را دوست دارد
به صورت کلاسیک مطالب شما درسته..
ولی الزاما هما این اتفاق ها نباید بیافته..
تو کارهایی شبیه این مد نظر فضاسازی در مورد آدمهای
یک جای خاص هست، تیپ سازی ( نه شخصیت پردازی)
صورت می گیرد و زندگی چند نفر که نماد آدمهای زیادی
روایت می شود و در انتها ضربه زده می شود..
ضربه در اپیزود آخر خوب و درست می ... دیدن ادامه ›› خورد، اما فضاسازی
درستی صورت نمی گیرد... حتی به دوره های دیگر هم قابل
تعمیم نیست..
مثلا شهرام تاکسی دهه ۶۰ نمی تواند به اصغر تاکسی دهه ۹۰
تعمیم یابد‌..
۱۴ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
// آخرین سامورایی//
بعد از مدتها یعنی ۲۵ بهمن ۹۸، اولین تئاتری بود که دیدم...
آخرین سامورایی راجع به امروز بچه دهه های ۶۰ بود و
آرزوهاشون و در آخر نرسیدن به آرزوهاشون...

و بیست متری جوادیه راجع به بچه های دهه ۶۰ محله جوادیه
و هر دو رویکردی معترض و هر دو با انتخاب کمدی به عنوان
ژانر و ساختار نمایش..

بهرحال متن طنزگونه و ساختار کمدی ابزار مناسبی برای بیان
انتقادها و مطالب ناراحت کننده است و من همچنان یکی از
مدافعانش هستم... ... دیدن ادامه ›› اما به نظرم لحظات کمیکش بر تیپ
سازی ( چون قطعا منظور نویسنده اش شخصیت پردازی
نبوده) می چربید.. به عبارت ساده تر، مونولوگ ها به خصوص
شهرام تاکسی یادآور دهه ۶۰ نیست...
نکته دیگر در مورد دهه ۶۰، دهه جنگ و موشک بارون تهرون
و صفوف کوپن و فیلم عقابها در سینماست که ردپایی در
این متن دیده نمی شود...
بطور کلی به جز مرجان تنها مانتویی جوادیه دهه ۶۰، که
در متن فضا سازی شده، در مورد بقیه کاراکترها در متن
اثری دیده نمی شود....
صرفِ بیان توسط بازیگران که در مونولوگ شان گنجانده
شده نمی تواند تصویر درستی به تماشاچی ( به جز متولدین
دهه ۵۰ به ماقبل) بدهد..

یکی از ایرادات بزرگ این اثر متن کار است، که پرداخت
بسیار خوب و منسجمی دارد و در مونولوگ آخر به جمع
بندی می رسد ولی عدم فضاسازی باعث شده که اثر به
نمایشنامه خوانی شبیه شود..

رضا بهرامی بعد از کارگردانی موفق کریمولوژی، ایده اذان و
نورپردازی را مجددا تکرار کرد..
ولی برخلاف کریمولوژی، کارگردانی اش در جهت بهبود متن
حرکت نکرد.. البته درست است که توانایی بازیگر در این
امر بسیار موثر است ولی بهرحال بهرامی باید خلاقیت
بیشتری به خرج می داد...

خانم بازیگر کمی ضعیف در بیان جملات نسبت به دیگران
ظاهر شد.. و فلاحت پیشه هم در لحظاتی بسیار خوب
در بیان و در لحظاتی بیانش نامفهوم بود..
در سالن امیر نوروزی را دیدم و جای خالی اش در این تئاتر
حس می شد!

در کل اثر متوسط رو به خوبی بود و حیف که ماندگار نشد..
ولی برای دیدن گروهی و لذت بردن از یک اثر کمدی و
غیر مبتذل به شدت پیشنهاد می شود..

اگر تمدید شود قطعا دوستان و خانواده را برای دیدن اثر
دعوت می کنم..
Awli bod awliiii hame chi ham nmayshname ham ejra hminor... Hme chi awli boood.. c

بیست متری جوادیه را دیدم و لحظاتی از ته دل با سیامک و دنیای فیلم های کیمیایی خندیدم... همه چیز نمایش مانند شخصیت هایش ساده بود، کارگردانی، صحنه... اما به دل می نشست... میزان عوام و سطحی بودن شخصیت زن را با توجه به قسم هایی که میخورد خیلی به نظرم جالب نیامد... بع نظرم همه فیلم ها و کتاب های اسم برده شده در نمایش دلبستگی‌های شخصی نویسنده بودند ودیگر هیچ، کاش ارتباط عمیق تری بین شخصیت ها وجود داشت و فقط به اسم جوادیه ختم نمی شد. در کل خسته نباشید.
نمایشی به شدت درست /به شدت خوش ریتم / وبه شدت حرف داره
یه خدا قوت به همه ی تیم نمایش جوادیه میگم و امیدوارم بازم تمدید بشه
چه خوبه که همه از این نمایش راضی بودن. انگار فقط من خوشم نیومده 😬
۰۶ شهریور
محمد حسن موسوی کیانی
یک خرده توضیح بده.. چی چی هست؟
آنی هال رو خیلی وقت پیش دیدم اما تا جایی که یادمه آنهدونیا یعنی لذت نبردن که از چیزهایی که به خودی خود لذت بخشن. البته در مورد تئاتر نمیشه گفت مصداق صد در صدی داره اما میم عزیز گفتند که از بیشتر تئاترها لذت نمی برند ممکنه دور از جونشون مبتلا شده باشند. شخصا امیدوارم این طور نباشه و نپسندیدن ایشون به دلیل مشکل پسند بودنشون باشه.
۰۷ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رضا بهرامی طراح و کارگردان تئاتر در مورد تازه‌ترین اثر خود در گفتگو با خبرنگار حوزه تئاتر خبرگزاری صبا گفت: نمایش «جوادیه» برگرفته از بخشی از دغدغه‌های نسلی است که ممکن است همچنان برای آن‌ها علامت سوال‌های بسیاری وجود داشته باشد و با نسل‌های دیگر خود را مقایسه کنند. این نسل امکان دارد به سادگی و زندگی گرم در نسل خود حسرت برد و امروز را با وجود تکنولوژی‌های بسیار برای زندگی راحت‌تر، نقد کنند چراکه در آن زمان زندگی سالم‌تر و گرم‌تری وجود داشت.

او با اشاره به اینکه «جوادیه» در چهار قشر به بیان این دغدغه‌ها می‌پردازد، ادامه داد: مردم عادی، قشر فرهنگی، قشر هنری و قشر سنتی از جمله اقشاری هستند که در این نمایش با بخشی از دغدغه‌های آن نسل رو به رو می‌شوند. این علامت سوال برای من نیز وجود دارد که به چه دلیل در دهه‌ای که ما بچه بودیم بسیاری از فضاها وجود نداشت و بنابر دلایلی زندگی ما به سمت و سوی دیگری رفت.

کارگردان نمایش «کریملوژی» درباره ویژگی های اثر جدیدش و تفاوت آن با کارهای قبلی بیان کرد: تفاوت این اثر با دیگر آثارم این است که صحنه و فضا را بسیار خالی دیده ام زیرا تمایل داشتم تمام انرژی روی بازی بازیگر باشد و برای کلمه به کلمه موجود در نمایشنامه بازیگر را آگاه کنم تا بتواند آن را به درستی ... دیدن ادامه ›› ادا کند.

او افزود: این نمایش طراحی صحنه خاصی ندارد و تنها پرده‌ای در انتهای سالن قرار دارد که یک راهرو را شکل داده‌ و چهار چارپایه سفید در نورهای موضعی قرار گرفته که سعی بر آن است تا به وسیله طراحی نور، فضایی خارجی و بیرونی را تبیین کند. همچنین به وسیله میکروفون‌ و اکو دادن به صدا سعی شده است تا این فضای خارجی پیش از پیش برای مخاطب ایجاد شود. در طراحی لباس نیز سعی شده است تا لباس‌ها به دهه شصت نزدیک شود.

طراح نمایش «عکس خانوادگی» با بیان اینکه ما می‌توانیم در هر شرایطی به زندگی ادامه دهیم، عنوان کرد: زندگی با زشتی و زیبایی کنار هم قشنگ است و قرار نیست تا ما همواره به صورت یکنواخت تنها زیبایی و یا تنها زشتی‌ها را ببینیم. امروزه در سراسر جهان مساله‌ای به نام کرونا بوجود آمده است و ما نباید براین باور باشیم که دیگر امکان فعالیت برای ما وجود دارد. هنرمندان می‌توانند حرکات و راهکارهایی نو و خلاقانه داشته باشند تا بخشی از مشکلات جامعه خود را حل کنند.

او اضافه کرد: کرونا بسیار مشکل‌ساز شده است اما نباید فراموش کرد که هنرمندان می‌توانند با تولیداتی مناسبِ این دوران علاوه‌بر پر کردن اوقات فراغت مخاطب و بازگردانی نشاط به جامعه، تولید اندیشه کنند. مسئولان نیز می‌بایست در این امر پیشگام باشند، چراکه اگر مسئولان از هنرمندان حمایت نکنند اتفاقی نخواهد افتاد.

بهرامی خاطرنشان کرد: آثار هنری فرصت هایی برای نقد و تحلیل جامعه‌ هستند و اگر بخشی از جامعه رو به انزوا و ناامیدی برود، هنر می تواند از آن جلوگیری کند یا اینکه جامعه را مجددا به مسیر درست بازگرداند. اگر یک نفر که به پوچی و ناامیدی رسیده است به مسیر درست خود بازگردد بُرد محسوب می‌شود.

او ادامه داد: تعداد تماشاگران در حال حاضر به دلیل رعایت پروتکل‌های بهداشتی و فاصله اجتماعی به نیمی از ظرفیت سالن رسیده است و گروه نمایشی با تعداد کمتری تماشاگر رو به رو است و ما هم بر این موضوع آگاه بودیم ولی چون تمایل داشتیم شغل و هنرمان را از دست ندهیم و چراغ تئاتر را روشن نگه داریم بنابراین با همه این شرایط پا به میدان گذاشته و نمایش «جوادیه» را روی صحنه داریم.
کارگردان نمایش «همین حوالی» ضمن تشکر از مدیریت مجموعه تئاترشهر اظهار کرد: مدیریت محترم مجموعه تئاترشهر تمامی پروتکل‌های بهداشتی را به درستی رعایت کرده و خطر بسیار کمی مخاطب را تهدید می‌کند و مخاطب به آسودگی می‌تواند یک ساعت در این مجموعه به تماشای نمایش نشسته و از آن بهره ببرد.

او با تاکید بر اینکه یک هنرمند نیاز به یک مدیر خوب دارد تا بتواند با برنامه‌ریزی‌های او هنرش به رشد و تعالی برسد، توضیح داد: امروزه مدیران هنری یا درحال تولید بیانیه هستند و یا مصاحبه می کنند. این موارد مهم است اما آیا مدیران به روند اجرایی و تولید آثار جدید فکر کرده‌اند؟ آیا با توجه به کمتر شدن فضای تئاتر، فکری برای تعامل با صدا و سیما برای راه‌اندازی مجدد تله تئاتری که بیش از ۱۵ سال است تعطیل شده، داشته اند؟ علاوه ‌بر این‌ها مسئولان تئاتر می‌توانند مذاکراتی برای تبلیغات بیشتر تئاتر در فضاهایی همچون صدا و سیما داشته باشند.

طراح نمایش «زندگی برای زندگی» ادامه داد: هنرمندانی که درحال تولید تئاتر هستند نیاز به تماشاگران دارند و اگر تماشاگری وجود نداشته باشد، اثر او دیده نخواهد شد. باید بدانیم که همه چیز صرفا با پول درست نخواهد شد و برنامه‌ریزی درست می‌تواند هنرمند را برای تولید اثر بهتر یاری کند. از نگاه بنده مدیر می‌تواند همچون پدری برای هنرمندان باشد که در صورت حضور او، هنرمند احساس یتیمی نکند.

بهرامی در پایان تاکید کرد: امیدوارم تا همه هموطنان و دوستان با تئاتر به گونه‌ی دیگری برخورد و با آن رابطه بهتری برقرار کنند. تئاتر مسیری است برای رشد، تعالی و بدست آوردن راهکار و امید برای بهتر زیستن.
محمد حسن موسوی کیانی
به به سید السادات، سید محمد صادق سیادت... احوالات شریف؟ بنویسید نظریات تان.. بخوانیم و لذت ببریم...
سلام و ارادت
به روی چشم
محبت دارید به حقیر
۱۲ شهریور
سیدمحمدصادق سیادت
سلام و ارادت به روی چشم محبت دارید به حقیر
بزرگواری...❤❤❤❤
۱۲ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دل من دیگه خطا نکن , با غریبه ها وفا نکن
زندگی رو باختی دل من , مردم رو شناختی دل من
...
رضا بهرامی
سپاس
سپاس از شما که میون این روزهای سخت ،حال خوبی واسمون ساختین.
۰۵ شهریور
bahar
سپاس از شما که میون این روزهای سخت ،حال خوبی واسمون ساختین.
🙏
۰۵ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جوادیه را دیدم و دوست داشتم .همه چیز در عین سادگی بیانگر حال و احوال و فضا و موقعیت های آدمهای قصه بود و عجیب گاهی حال آدم رو دگرگون میکرد .متن و بازیها رو دوست داشتم . خدا قوت به کل تیم .
سلام این نمایش رو امشب دیدم نمایشنامه ش رو خیلی دوست داشتم با اینکه قصه ی بیست متری جوادیه ده شصت رو نمایش می داد اما فی الواقع قصه ی بیشتر محله های پایین تهران ده ی شصت رو برامون تدایی می کرد و انگار آسمان اون دهه همه جا یه رنگ بود، امشب یه نمایش با احساس و نوستالوژیک دیدم و کلی خاطرات تلخ وشیرین برام زنده شده و با خودم فکر کردم که چی بودیم و چی شدیم،و هنوزم می گم ما ده پنجاه و شصت نسل سوخته ایم. اونقدر نمایشنامه وبازی بازیگران والبته کارگردان کار درسته بود که این همه حس من تماشاگر رو برانگیخت.تبریک به همه ی عوامل این نمایش
سارا اصغری تکدام
تا اومدیم سینما رو رنگی ببینیم،دنیامون سیاه سفید شد ...
< نظر مورد پاسخ، در دسترس نیست >
تبریک به شما بخاطر قلم زیبا و ناب تون خیلی عالی بود نمایشنامه ی بیست متری جوادیه،کلی حس و حال گذشته رو برامون زنده کرد،من بچه ی جوادیه نبودم ولی نمایشنامه تون خیلی شبیه زندگی هم نسل های ما تو اون ده ست مثلا خوب یادمه اجازه نداشتیم مدرسه جوراب یا کفش رنگی بپوشیم،ویا اینکه یه بار من عکس فوتبالیست هارو مثل علی دایی،عابدزاده،جواد رزینچه و... از روزنامه قیچی کرده بودم وتو یه دفتر چسبنده بودم بردم مدرسه به دوستام نشون بدم مدیر مدرسه متوجه شد ویه هفته از مدرسه اخراجم کرد،بنده حتی تو خانواده اجازه نداشتم از اون کیلیپسی بازیگر نمایش تون می گفت استفاده کنم وگرنه تنبیه شدید بدنی می شدم ویا کلا موهامو ازته می زدن مدل پسرونه،بیست متری جوادیه کلی خاطره رو برام زنده کرد، ممنونم
۰۴ شهریور
Sara Asghari
تبریک به شما بخاطر قلم زیبا و ناب تون خیلی عالی بود نمایشنامه ی بیست متری جوادیه،کلی حس و حال گذشته رو برامون زنده کرد،من بچه ی جوادیه نبودم ولی نمایشنامه تون خیلی شبیه زندگی هم نسل های ما تو ...
ممنون از لطفتون🙏
۰۵ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پیش اومده بود که یه کار رو 2 بار ببینم، ولی 3 بااار نه.
من جوادیه رو 3 بار دیدم.
واقعا ارزش دیدن داشت و هر بار لایه های تازه ای کشف کردم ازش که تبحر کارگردان رو نشون میده به نظرم. به قول خودش،عاشقی میکردن رو صحنه.
رفتم و سرمست شدم،وز طرب آکنده شدم...
بیشتر از قبل،تاتر رو حمایت کنیم.
پس باید کریمولوژی را ۱۰ بار ببینید...
۰۶ شهریور
بسیار ناراحتم که این کار رو ندیدم." جوادیه " باعث شد دیگه هیچ اجرایی از آقای بهرامی رو از دست ندم!!!
۱۰ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اجرای خوبی بود من دوست داشتم، نویسنده موفق شده بود با استفاده از مولفه های بومی زندگی شهری در تهران دهه شصت توجه مخاطب را جلب کند و این موضوع به همراه بازی های خوب هنرمندان محترم ایرادات درام نمایشنامه را پوشش داده بود. به جرات می گویم اگر بازی خوب هنرمندان نبود، مونولوگ های طولانی مدت و گاها بی ارتباط با خط درام نمایش باعث ایجاد دلسردی در مخاطب می شد. البته دور از نظر ندارم که به سبب سیر نمایش در جهان مردگان بخشی از گفتمان نمایشنامه در فضای ملانکولی می گذشت اما با این حال مخاطب (یا حداقل بنده) انتظار یک زنجیره وقایع هر چند باریک را در این گفتمان ملانکولی داشت که البته محقق نشد. نور و صدای صحنه عالی بود و همه چیز بجا انجام شد، و انصافا هنرمندهای محترم بازی چهره، صدا و بدن خوبی داشتند که به نظرم این نمایش را برای دیدن ارزشمند می کند. من دیدن این نمایش خوب را به همه پیشنهاد می کنم و مثل همیشه خواهش دارم که هنر اصیل و شگفت انگیز تئاتر را فراموش نکنید. به تمام عوامل اجرای این نمایش خسته نباشید می گویم.
بازی ها خیلی خوب بود اما متن قوی نبود.
پویا فلاح این را خواند
کهبد تاراج، هومن بنائی و محمد حسن موسوی کیانی این را دوست دارند
ارادت
ممنون که به تماشای ما نشستید🙏
۰۳ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من 2 بار این نمایش رو دیدم و قصد دارم فردا هم برای سومین بار برم و تماشا کنم. چون نمایش لایه لایه س و با یک بار تماشا، نمیتونی به عمقش برسی.بار اول نهایت از متن و بازی ها لذت میبری.انقدر قویه که کاملا درگیرت میکنه و ممکنه از بقیه ارکان نمایش غفلت کنی. ولی وقتی بار دوم تماشا میکنی، به قدرت کارگردان و هنرش پی میبری و لذت فراتری میبیری. من عشق کردم و لذت بردم.
رفتم و سرمست شدم، وز طرب آکنده شدم ...
حتما برای دیدن این کار وقت بگذارید.
هفته ی پایانیه.
دست مریزاد به کل گروه به خصوص کارگردان.
دیالوگ ماندگار : قد خیلی مهمه، بعضی از آدم ها قد عاشق شدن نیستن ... (قریب به مضمون)
نمایش جوادیه (بیست متری)، نوار فروش هایی که آدم فروش شدند

جوادیه (بیست متری)در کل نمایش خوبی بود. مروری بر فضای دهه شصت محله جوادیه در مونولوگ چهار کاراکتر.
اشاره ای هم در لفافه و خیلی هوشمندانه به قتل‌های زنجیره‌ای داشت. آن بخشی که مربوط به گم شدن برخی شهروندان جوادیه و نازی آباد در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد
اندکی سانسورش کرده بودند اما کارگردان با هوشمندی تیکه هایی گذاشته بود توش برای اهل تفکر و کسانی که قتل های زنجیره ای اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد را می دانستند. در واقع قتل های زنجیره ای از کشتن برخی از شهروندان ساکن جوادیه و نازی آباد شروع شد. کسانی که پلیس اسم اراذل و اوباش گنده لات یا خانم های ویژه روشون گذاشته بود.
روایت کسانی که در قتل های زنجیره ای کشته شده بودند و اکنون بازگشته بودند و روایت زندگی خود را بیان می کردند. البته احتمالا برای کسانی که با تاریخ محله جوادیه آشنا نباشند اشاره های این نمایش قابل فهم نیست. داستان ژاپن رفتن های بچه های جوادیه و کشته شدن برخی از ساکنان این محله که در واقع پیش زمینه قتل های معروف زنجیره ای بود که در نهایت به روشنفکران و فعالان ... دیدن ادامه ›› سیاسی رسید.
نمایش متکی بر مونولوگ های کاراکترها بود. به نسبت هم خوب در آمده بود خصوصا مونولو کاراکتر شهرام تاکسی! انتخاب موزیک های متن نمایش هم عالی بود. خصوصا در زمانی که شهرام تاکسی روایت کشته شدن خودش را گفت ناگهان صدای داریوش در سالن پخش شد که می خواند زندگی را باختی دل من مردم را شناختی دل من
بازی دختر نمایش هم قابل قبول بود اما چیز ویژه ای نداشت. اما کاراکتر سیامک عشق فیلم به نظرم چندان سنخیتی با تیپ بچه های جوادیه نداشت البته خودش هم تاکید داشت بچه جوادیه نبوده. البته خیلی هم شباهتی با کاراکتر های عشق فیلمی که در سینما و ادبیات ما مرسوم است نداشت. خوب هم در نیامده بود.
روایت سیف الله که کاراکتر آخری دقیقا سرنوشت تمام نوارفروش هایی بود که آدم فروش ضشدند و اخرش هخودشان هم قربانی. اتفاقا کارردان خیلی هوشمندانه این کاراتر را درست کرده بود. تیپی آشنا!
دو بار بلیط گرفتم و نشد بیام !
خیره ایشالا ...
رضا بهرامی، پویا فلاح، محسن جوانی و هومن بنائی این را خواندند
محمد مجللی این را دوست دارد
ایشالا با هم میریم
۰۱ شهریور
Samira
میثم جان راضی شو... مجللی هر ده سال یه بار کسی رو مهمون میکنه...😁😁
ای نامرد :)
۰۲ شهریور
میثم هنزکی
من راضیم گروه اجرا رو باید راضی کنیم تمدید کنن :)))
ایشالا نمایش بعد ❤
۰۲ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بسیار جذاب بود سراسر یادآوری خاطرات و نوستالژی های دهه شصت، دلخوشی های کوچک، خنده های تلخ و اندوه و حسرت...

متن، عالی ! بازی ها قوی و جذاب ! طراحی صحنه و نورپردازی و ... همه چی تمام بود
در هفته پایانی، دیدنش رو از دست ندید👏
خوب بود. تئاتر ایرانی اصیل درست کرده بودن. ازین نظر خیلی خاص بود. درست کردن تئاتر ایرانی خیلی سخته. توصیه میکنم دیدنشو
سیامک :تا اومدیم سینما و رنگی ببینیم ..........زندگیمون سیاه و سفید شد

یه اجرای عالی با بازی بی نقص هومن بنایی و امیر عدل پرور عزیز
کهبد تاراج و رضابهرامی عزیز امیدوارم همیشه خوش بدرخشید...
سلام ؛
نمایش فوق العاده پر قدرت و خوبی بود بازیگرها معنی واقعی تباهی افکار و به تصویر کشیدن ؛ تباهی زندگی
خاطره های زیادی زنده شد و از افراد شاهکاری نام برده شد که این یجور امتیاز مثبت میشه برای ی نمایش
دیالوگ ها فوق العاده محشر و شاهکار بودن مثل :
+خوبی مرگ اینه که یه جا نگهت میداره دیگه نه بزرگ میشی نه کوچیک
ممنون از اجرای خوب و تاثیر گذارتون
ممنون از پرسنل خوب و زحتمکش تاتر شهر *-*