تیوال نمایش مرگ هوتن
S3 : 11:18:13
امکان خرید پایان یافته
  ۲۵ مهر تا ۲۸ آبان ۱۳۹۵
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۵ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان

: بهزاد آقا جمالی
: یوسف باپیری
: (به ترتیب الفبا) ستاره پسیانی (میهمان از گروه تیاتر بازی)، سحر دولتشاهی، هوتن شکیبا، بهار کاتوزی
: محمد قدس و گروه تیاتر تازه

: مهتاب امین الرعایا، دلنیا قادرپور، داود ونداده، ماهان شهیدی زاده

: علی کوزه‌گر
: کاوه کاتب
: آرمان کوچکی
: ساینا قادری
: اشکان خیل‌نژاد
: پیمان قاسم‌زاده
: رها جهانشاهی
: داود ونداده، ماهان شهیدی زاده
: راحیل مرشدی
: رضا رضایی
: علیرضا حسینی، فرید حسینی
: مهرنگیز قهرمانی

شماره رزرو: ٠٩٣۵٩٠٨٩٩٠٧
کاری از گروه تیاتر تازه
نکته: افزوده شدن صندلی های بخش رو به رو (باکس D، E و F) به دلیل طراحی این نمایش،  ویژه اجرای دوسویه از سوی کارگردان نمایش است.

توجه: تعدادی بلیت این نمایش در گیشه سالن اط ساعت ۱۹ بصورت حضوری به فروش می‌رسد.

راه‌های ارتباطی با تماشاخانه پالیز: اینستاگرام / کانال تلگرام


بخش اصلی (باکس های B، A و C): بهای ۳۵.۰۰۰ تومان
بخش افزوده شده (باکس های E ،D و F): بهای ۲۵.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش مرگ هوتن / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش مرگ هوتن / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» مرگ هوتن تاکید براصالت بازیگر دارد

» آغاز پیش فروش بلیت نمایش "مرگ هوتن"

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

 
گفتگوی تیوال با یوسف باپیری (بخش دوم)
تئاتر یک کنش متقابلی است بین تماشاگر، بازیگر و اجرا
 
گفتگوی تیوال با یوسف باپیری (بخش نخست)
همیشه اکراه داشتم که بگویم که قصه کار چیست

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹
تلفن:  ۸۶۰۳۷۵۱۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
هفته پایانی "مرگ هوتن"
.
تنها ٥ اجرا تا پایان باقیست
.
تمدید نمی شود...
.
‏‎نویسنده: بهزاد آقا جمالی
‏‎کارگردان: یوسف باپیری
.
‏‎تهیه کننده: محمد قدس و گروه تئاتر تازه
.
‏‎بازیگران: (به ترتیب الفبا) ستاره پسیانی، سحر دولتشاهی، هوتن شکیبا، بهار کاتوزی
.
‏‎سایر بازیگران: مهتاب امین الرعایا، دلنیا قادرپور، ماهان شهیدی زاده، داود ونداده،
.
‏‎طراح ... دیدن ادامه » نور: علی کوزه‌گر
‏‎موسیقی: کاوه کاتب
‏‎طراح گرافیک: آرمان کوچکی
‏‎عکاس: ساینا قادری
.
‏‎مشاور کارگردان: اشکان خیل‌نژاد
‏‎مشاور صحنه: پیمان قاسم زاده
‏‎دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: رها جهانشاهی
‏‎مدیران صحنه: داود ونداده، ماهان شهیدی‌زاده، امیر حسین قنواتی
‏‎منشی صحنه: راحیل مرشدی
‏‎دستیار نور: رضا رضایی
‏‎روابط عمومی و تبلیغات: علیرضا حسینی، فرید حسینی
‏‎مشاور رسانه‌ای: مهرنوش قهرمانی
.
کاری از گروه تئاتر تازه
تماشاخانه پالیز
ساعت ٢٠
خرید اینترنتی بلیط در
http://www.tiwall.com/theater/margehoutan
.
‎خرید تلفنی: 09359089907
.
آخرین اخبار و تصاویر نمایش در صفحه‌ی اینستاگرم گروه تئاتر تازه @tazeh_theater
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت وگو ی سایت ایران تئاتر با هوتن شکیبا
مرگ هوتن تاکید براصالت بازیگر دارد

مرگ هوتن تاکید براصالت بازیگر دارد
ایران تئاتر :هوتن شکیبا بازیگر سنندجی تئاترایران همیشه به دنبال ایفای نقش‌های متفاوت وانتخاب های درست و به جا است ودراین سال‌ها انواع واقسام نقش‌ها را درکارهاى فانتزی، کمدى، مستند،رئال وغیره بازی کرده‌ است. او اکنون در نمایش« مرگ هوتن» به کارگردانی یوسف باپیری نقش آفرینی کرده است.

وی دارای مدرک کارشناسی کارگردانی ازدانشگاه غیرانتفایی سوره وکارشناسى ارشد بازیگرى ازدانشکده سینما وتئاتر می‌باشد .شکیبا چند سال قبل تردرنمایش«زمان لرزه» نقش پیرمردی با نام «عبدالله» را بازی کرد که یک کاراکتر سن و سال دار بود ودرنمایش «دایی وانیا»نقش پیرزنی به نام دایه را بازی کرد ودرنمایش جن گیردرنقش یک جن بازیگوش ظاهر شد.«رمولوس کبیر» کارنادر برهانی‌مرند،«دایی وانیا» ،«مترسگ»،«به خاطر یک مشت روبل» ازکارهای محمد حسن معجونی ،«جن‌گیر» کار کوروش نریمانی و«روایت ناتمام یک فصل معلق» کارهومن سیدی،«اسکیلیگ وبچه‌های پرواز» کارمحمد عاقبتی،«ویولن‌های‌تان را کوک کنید» ،«ننه دلاور بیرون پشت در»،«آوازخوان طاس»،
«طبقه حساس »،« شببیرون» ،«صدا پیشه ى دیبى درمجموعه کلاه قرمزی،» ،« پروژه هملت: پرده ى سوم صحنه ى چهارم» ،«ستوان آینشمور» از جمله کارهای ماندگار، اثرگذارکارنامه بازیگری شکیبا محسوب می شوند. »مرگ هوتن»پنجمین تجربه همکاری شکیبا با یوسف باپیری، و پایان سه گانه ى «ویران» و «کمنت»است .هوتن شکیبا یکی از اعضای اصلی گروه تئاتر «تازه» است .نمایش «مرگ هوتن »به روابط درون گروهى یک گروه تئاتری می پردازد که درحال تمرین برای اجرای نمایش هستند که درنهایت به دلیل بروز مشکلاتی این نمایش اجرا نمی شود..نمایش «مرگ هوتن» به نویسندگی بهزاد آقاجمالی و کارگردانی یوسف باپیری وبازی هوتن شکیبا، ستاره پسیانی، سحردولتشاهی، بهار کاتوزی، داوود ونداده، مهتاب امین الرعایا، ماهان شهیدى زاده و دلنیا قادر پور آبان ماه ساعت ۲۰ درتماشاخانه پالیز واقع درخیابان کریمخان، خیابان عضدی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹ به صحنه رفته است.با هوتن شکیبا درباره حضور در نمایش و نوع نقشی که ایفا می کندگفت وگویی انجام داده ایم.

از جمله بازیگرانی هستید که توانایی های زیادی برای ایفای نقش های رئالیستی دارید. ایفای نقش هایی از جنس نمایش مرگ هوتن چه ویژگی هایی دارد؟
این سومین نمایشی است که این فضا را دارد ودرآنها بازی کرده ام . مرگ هوتن سه گانه ویران و کامنت را تکمیل کرد و بیس اصلی سه نمایش درباره تجربیات یک گروه تئاتری درحین تمرینات و اجرا است. درباره بازی این نوع نقش ها باید بگویم بیش ازهرنمایشی نقش های این سه نمایش نزدیک به خود بازیگران است و دراجرا فاصله زیادی ازخود واقعیمان نمی گیریم و حتى اسم هاى خودمان را صدا میزنیم. در این شیوه ى اجرایى اصالت بازیگر بیشتر اهمیت دارد تا اصالت نقش .

این اصالت چه تعریفی دارد؟
نقش و کاراکتری برای بازی کردن وجود ندارد و خودمان را براساس موقعیت ها و فرم خاصی که اجرا دارد درصحنه بازی می کنیم و این جنس بازیگری کار دشواری است. زیرا در این شیوه من راه فرار زیادی ندارم و نمی توانم در حین بازی ماسکی برچهره داشته باشم و در کنارش ازامکانات شخصیت پردازى دیگری استفاده کنم و همه بازیم منحصر به حضور خودم در صحنه است.

آیا ... دیدن ادامه » این چالش را ندارید مخاطب با شخصیتی که در نمایش ایفایش می کنید مورد قضاوتتان قرار بدهد؟
خیلی نمی توانم به خاطر این برداشت ها و استنباط هاى مخاطب، کارى را که به آن اعتقاد دارم انجام ندهم. من درحال تجربه کردن نقش های مختلف هستم و به اندازه کافی نقش هایی بازی کرده ام که به لحاظ شخصیتی از من خیلی دور بوده اند. در دایی وانیا پیرزن بازی کردم و در ستوان آنیشمور هم یک نقش خیلی دور ازخودم در قالب یک جوان ایرلندی بازی کردم و یا در مترسگ نقش سگ بازی کردم و... هرکدام از این نقش ها برای من دست آوردهای خاصی داشت .قبل تر صرفا به این فکر می کردم که در فلان نمایش نقشم چیست .آلان بیشتر به خود کارو نمایش فکر می کنم.

بنابراین برایتان جنس و نوع نقش اولویت اصلی در انتخاب و قبول یک نقش نیست؟
برایم مهم است .اما تنها اولویتم نیست.

بعد از بازی در نمایش مرگ هوتن به لحاظ بازیگری با چه دستآوردهای جدیدی مواجه شدید؟
مهمترین دستاورد این نمایش تمرین حضور است. همیشه در مورد این حرف می زنیم که بازیگر نیاز به حضور کامل بر روى صحنه دارد ودر مرگ هوتن به معنای واقعی نیاز به این حضور را لمس کردم.اگریک لحظه این حضور وجود نداشته باشد، نمی شود در نمایش بازی و موقعیت راپیش برد. همیشه باید در آن لحظه حضور داشته باشم..در این نوع نمایش ها بازیگر نمی تواند به فکر کلک زدن یا به رخ کشیدن توانایى هایش باشد.

منظورتان این است که نمی شود با تکنیک های بازیگری مخاطب را در سالن تحت تاثیر قرار دارد؟
ببینید در این اجرا خیلی از چیزها را از خودمان گرفتیم .حتی به لحاظ فیزیکال حرکاتمان محدود است و این محدودیت حتی در میمیک صورت هم وجود دارد. دکور و آکسسوارى هم در نمایش وجود ندارد .هر امکانی که من بازیگر بتوانم از آن به عنوان ابزار استفاده کنم یا خودم را لحظه اى پشت آن پنهان کنم در صحنه وجود ندارد. خودم را در صحنه خیلی عریان احساس می کنم و اگر صادقانه در صحنه نباشم خیلی زود این عدم صداقتم لو می رود . بنابراین بازی نقش های این نوعی چالش های زیادی برای بازیگر دارد؟
بله، برای من اجرای نمایش مرگ هوتن خیلی سخت و البته تجربه ى لذت بخشى است.

این هیچ ویژگی نداشتن و بازی کردن آن روی صحنه کار هر بازیگری نیست؟
سوای دشواریش نیاز به تمرکز و دقت بالایی دارد .

انرژی تماشاگران هم در بازیتان اثر گذار است؟
خیلی تاثیر دارد و واقعا نقش ایفا می کنند.

از دو سو در سالن تماشاخانه از سوی تماشاگر احاطه شده اید؟
بله در ضمن تماشاگر خیلی به ماها نزدیک است و مدل کار جوری است که من نفس تماشاگر را حس می کنم.

آیا اذیت هم می شوید؟
خاصیت تئاتر این است که در هرشب اجرا یک حس وحال متفاوت نسبت به شب قبلش داشته باشد منظورم پویایى اجرا است. یکی ازاصلی ترین مسائلی که باعث متفاوت شدن اجرا در هرشب می شود حضورتماشاگران است.

آیا در واکنش مخاطبان هم دقت و کنکاشی دارید؟
همیشه به واکنش تماشاگران اهمیت می دهم وازاول می دانستیم یک کارخاص انجام می دهیم و ممکن است شماری از تماشاگران ارتباط برقرارنکنند .خدا را شکر دراین مدت تعداد زیادى از مخاطبان با نمایش ارتباط برقرار کرده اند و نظرات مثبت زیاد است. یک سری از تماشاگران می گفتند تا به حال چنین فضا و آتمسفری را در تئاتر ندیده بودیم و تا مدتها درگیر فضای اجرا هستند واین نوع اظهار نظرها برای من خیلی ارزشمند وجالب است .

گفت وگو از احمد محمد اسماعیلی




فرشته و سمیرا ریماز این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، در روز پنج شنبه ۲۰ آبان ماه ساعت ۱۲ ظهر فراهم می شود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به‌آگاهی می‌رسد امکان خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش همینک فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لینک گفتگوی روز نامه ایران با یوسف باپیری

http://www.iran-newspaper.com/Newspaper/Page/6349/Theater/13/0
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت‌و‌گو ی روزنامه ایران با یوسف باپیری، کارگردان نمایش «مرگ هوتن»
تئاتر همیشه به زمان حال وفادار است





مهرانگیز قهرمانی

گروه تئاتر «تازه» که اعضای اصلی آن را یوسف باپیری، اشکان خیل‌نژاد، هوتن شکیبا، نوید محمدزاده و آرمان کوچکی تشکیل می‌دهند؛ طی مدت فعالیت‌شان در این عرصه با اجرای آثاری چون «بالاخره این زندگی مال کیه؟»، «پچپچه‌های پشت خط نبرد»، «ویران»، «کامنت» و «پرده سوم؛صحنه چهارم» خودشان را در مقام بازیگر و کارگردان به جامعه تئاتر معرفی و تثبیت کرده‌اند. «مرگ هوتن» تازه‌ترین اثر این گروه به کارگردانی یوسف باپیری است که این روزها با حضور بازیگرانی چون ستاره پسیانی، سحر دولتشاهی، هوتن شکیبا، بهار کاتوزی در تماشاخانه پالیز به صحنه رفته و با استقبال بسیار خوبی از سوی منتقدان و تماشاگران روبه‌رو شده است. درباره شکل‌گیری این نمایش و دغدغه‌ها و ایده‌های کارگردان با یوسف باپیری گپ وگفتی داشتیم.

آیا نمایش «مرگ هوتن» در ادامه آثار قبلی شماست و به نوعی تکمیل‌کننده آنها به شمار می‌رود؟
نمایش «مرگ هوتن» قطعاً یک اثر مستقل است؛ اما طبیعی است با توجه به رویکردی که من و گرو‌ه‌ در آثار پیشین داشتیم می‌توان خط روایی مستقلی را میان نمایش‌های «ویران»، «کامنت» و «مرگ هوتن» دنبال کرد، که هر اثری از اثر قبل‌تر تأثیر پذیرفته و شاید بتوان آنها را در یک سه‌گانه دسته‌بندی کرد. این خط روایی مستقل؛ به مصایب و مشکلات یک گروه تئاتری می‌پردازد که هر بار قصد به روی صحنه بردن نمایشی را دارند اما هیچ‌گاه موفق نمی‌شوند اثری را به نمایش درآورند. با وجود این ارتباط این آثار هم از باب فرم و هم محتوا اختلافات فراوانی دارند. مدعی هستم هر بار در فرم، سعی شده براساس دانسته‌ها و تجربیات آثار پیشین گامی رو به جلو برداشته شود و به همین دلیل شاید به نظر می‌رسد هر بار در فرم به سادگی و در عین حال تجربی بیشتر نزدیک شده‌ایم، این را می‌توان در مضامین و موضوع هم دنبال کرد چراکه طبیعی است هر اثر جدیدی متأثر از شرایط زیسته خود در یک موقعیت مکانی، زمانی و تاریخی است و همچون تئاتر همیشه به زمان حال وفادار است.
ایده نگارش متن از کجا آمد و تا چه اندازه ایده هایتان در نوشتن متن تأثیرگذار بود؟
پس از اجرای عمومی نمایش «کامنت» ایده‌ای در ذهن داشتم. برای ادامه این مجموعه ایده آن را با بهزاد آقاجمالی نویسنده کار مطرح کردم و سپس براساس همان ایده خام اولیه و گفت‌و‌گوهای فراوان با نویسنده، نگارش نمایشنامه را آغاز کرد و در طول نوشتن هم بارها بخش‌هایی از آن خوانده و دوباره ویرایش می‌شد تا زمان شروع تمرینات که نسخه نهایی نمایشنامه آماده شد، هر چند در تمرینات هم با حضور خود نویسنده بارها متن تغییر کرد در واقع می‌توان گفت متن اجرایی نهایی هم با متن اولیه تفاوت‌های زیادی دارد.
اجرای ... دیدن ادامه » شما با بیشتر کارهایی که این روزها بر صحنه‌های تئاتر می‌بینیم که بهره و اتکای زیادی به طراحی صحنه، لباس و گریم دارند، به لحاظ اجرایی تفاوت دارد. آیا متن این نوع اجرا را می‌طلبد؟
قطعا ما در جهان متفاوتی با گذشته نه چندان دور خود زندگی می‌کنیم، در این جهان متفاوت «زمان» به مسأله اصلی زندگی ما تبدیل شده است. همین «زمان» باعث شده است «اندازه» استفاده و مصرف ما از پدیده‌ها دچار تغییر شود. در دوره‌ای از تاریخ تئاتر برای نشان دادن و ایجاد فهم درباره موقعیت زمانی-مکانی کاراکترها می‌بایست از دکورهای سنگین استفاده می‌کردند یا برای نزدیک شدن به کاراکتر می‌بایست از طراحی لباس ویژه‌ای بهره می‌بردند یا با حضور انواع اشیا و اکسسوار روی صحنه توهمی از واقعیت فرضی کاراکترها را به نمایش در می‌آوردند. خب ما در جهان متفاوتی زندگی می‌کنیم پس براحتی می‌توان پذیرفت طبیعی است که اندازه استفاده ما از همه عناصر صحنه، لباس، نور و رنگ و... دچار تغییر شده است. شاید به جوهره اصلی نمایش که حضور جسمانی بازیگر روی صحنه است نزدیک می‌شویم. طبیعی است اگر به جهان زیست خود نگاه کنیم و به آن وفادار باشیم ما هم جدای از علاقه مخاطب به دیدن چیزهای شگفت‌انگیز روی صحنه، سعی کرده‌ایم نسبتی با اکنون خود برقرار کنیم. به همین دلیل در فرم مدام به حداقل‌ها، در تمامی عناصر اکتفا کرده‌ایم و سعی کرده‌ایم حضور جسمانی بازیگر روی صحنه خود گویای همه چیز باشد.
با توجه به صحبت هایتان، بازیگران نقش مهمی در اجرا دارند، انتخاب آنها چگونه صورت گرفت. بویژه حضور خانم دولتشاهی که جزو بازیگران ثابت گروه تئاتر «تازه» نیستند.
در آثاری که تولید کرده‌ام نقش بازیگر بسیار مهم است؛ در واقع اوست که باید از هیچ، همه چیز بسازد. به همین دلیل استفاده از هر بازیگری ممکن نیست. عموماً سعی کرده‌ایم از بازیگران ثابت گروه‌ خودمان که پس از سال‌ها به درک متقابل رسیده‌ایم استفاده کنیم یا از بازیگرانی که به صورت حرفه‌ای و در کیفیت بالا در حال فعالیت هستند. جدای از هوتن شکیبا، ستاره پسیانی و بهار کاتوزی که سابقه همکاری در چند طرح را داشته‌ایم و به همین دلیل هم در این نمایش با هم همکاری می‌کنیم، خانم دولتشاهی هم در نمایش حضور دارند. او قرار بود چند سال در کار دیگری در کنار ما باشد که امکان‌پذیر نشد، به همین دلیل و توانایی‌هایش این همکاری در این نمایش ایجاد شد. در فضای حرفه‌ای (حداقل در نمایش‌های ما) نوع تمرین، بخصوص زمان تمرین‌ بسیار مهم است تا گروه به درک متقابلی از یکدیگر برسد. در این میان بالاترین نقش را بازیگران دارند چون بدون حضور آنان چیزی ساخته نمی‌شود.
این نخستین تجربه حضور شما و گروه‌تان در یک سالن خصوصی است. آن را چگونه ارزیابی می‌کنید و با چه مسائلی مواجه بودید؟گویا حاشیه‌هایی پیرامون این مجموعه وجود داشت؟
حضور سالن‌های جدید با مدیریت خصوصی امکان خوبی ایجاد کرده است تا گروه‌ها بتوانند برخلاف شیوه نوبت‌دهی سالن‌های دولتی با خیال راحت‌تر تولید نمایش کنند و گروه‌های بیشتری بتوانند دست به تولید بزنند. تماشاخانه «پالیز» هم از این قاعده مستثنا نیست و از زمان آماده‌سازی آن به ما معرفی شد. در واقع «مرگ هوتن» را اختصاصاً برای این سالن تولید کردیم. همان‌طور که اشاره کردید این اجرا، نخستین تجربه ما در این سالن‌ها به حساب می‌آید. متأسفانه مشکلاتی همیشه وجود دارد و این مسائل به دلیل افزایش این سالن‌ها و نبود ساز و کار مناسب در دولت برای چگونگی حمایت از آنها یا گروه‌هایی که قصد اجرا دارند به وجود آمده است؛ چراکه مناسبات ارتباطی در این سالن‌ها تنها به مناسبات تجاری و منطق بازار سرمایه تبدیل شده است. بدون‌شک نهادهای حاکمیتی و بخصوص دولت می‌بایست نقش بیشتری در این زمینه ایفا کنند. اکنون در یک موقعیت تاریخی در تئاترمان به سر می‌بریم که با افزایش سالن، افزایش مخاطب، افزایش تولید کننده و... روبه‌رو هستیم، که اگر بدرستی مدیریت و در باب آن اندیشه نشود این احتمال را به وجود می‌آورد که آنها خود را به صورت بحران نشان دهند و در واقع این موقعیت جذاب تاریخی تبدیل به یک بحران شود و باز با توجه به نگاه دولت‌ها در وضعیت‌های بحرانی که به جای ایجاد راه حل دست به حذف می‌زنند احتمالاً یک روز بیدار می‌شویم و می‌بینیم دیگر سالن خصوصی وجود ندارد. فکر می‌کنم برای اجتناب از چنین وضعیتی که به نظر می‌رسد خواست هیچ‌کس نیست، دولت می‌بایست نقش حمایتی- نظارتی بیشتری ایفا کند.
سخن آخر؟
واقعیت این است شاید از هر تئاتری بپرسید وضعیت چگونه است، آن را بحرانی توصیف کند، به نظر من شرایط ویژه‌ای که در آن هستیم را نباید از نظر دور داشت. این میزان از تولیدکننده، سالن و مخاطب در تاریخ تئاتر بی‌سابقه است و باید آن را مغتنم شمرد. از سوی دیگر این مسأله باعث شده گروه‌ها و کارگردان‌های مختلف با رویکردهای متفاوت نمایش‌های متفاوتی تولید کنند و همزمان آثار متفاوتی بر صحنه باشد. این روند می‌تواند در اندیشه‌ورزی مخاطب ما که قطعاً تئاتر به آن دامن می‌زند نقش داشته باشد. آنچه نباید از نظر دور داشت آنست که اگر بخواهیم به منطق بازار سرمایه در جذب مخاطب بیشتر برای کسب سود بیشتر تن بدهیم قطعاً این اندیشه‌ورزی و دیدن آثار متفاوت که می‌تواند افق‌های تئاتر را وسیع‌تر کنند مجال کمتری برای عرضه بیابد و گاه امکان نابودی آن هم فراهم ‌شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتگوی روز نامه شرق با کارگردان و بازیگران نمایش «مرگ هوتن»:
سه شنبه ١١ آبان

مرگ، پایان یک تریلوژی
عباس غفاری
تهران، هر شب میزبان نمایش‌های متعددی است که در تماشاخانه‌های مختلف به صحنه می‌روند، دراین‌میان برخی از آثار در میان حجم گسترده این اجراها، نه‌فقط به واسطه حضور بازیگران، بلکه به دلیل نوع متفاوتی از اجرا تماشاگران را حتی به سالن‌های تازه تأسیس تئاتری می‌کشاند. یوسف باپیری یکی از اعضای گروه تئاتر «تازه» از جمله کارگردانانی است که در این مسیر گام برمی‌دارد. سبک کاری او در اجرا و مهم‌تر از همه نوع بازی بازیگرانش، موجب شده شیوه کارگردانی‌اش نسبت به دیگران متفاوت به نظر آید. او این روزها نمایش «مرگ هوتن» را با حضور بازیگرانی مانند ستاره پسیانی، سحر دولتشاهی، هوتن شکیبا و بهار کاتوزی در تماشاخانه تازه‌تأسیس پالیز بر روی صحنه دارد. باپیری این بار با دستمایه قراردادن «مرگ یزدگرد» استاد بیضایی، جهان اثر را به واسطه شخصیت‌ها در هم می‌ریزد تا به تصویر مطلوبش دست یابد. به این بهانه گفت‌وگویی با یوسف باپیری، طراح و کارگردان و بازیگران این نمایش، داشته‌ایم که می‌خوانید.

آقای باپیری علاقه‌ شما به تئاتر مستند از کجا نشئت می‌گیرد؟
یوسف باپیری: به دلیل پروژه پایانی دوره کارشناسی‌ام در دانشگاه، به تئاتر مستند علاقه‌مند شدم. آن زمان من و محمد منعم درباره تئاتر مستند پژوهش کردیم و نتیجه یکی، دو سال کار ما در کتابی منتشر شد. البته پیش از آن در دوره دانشجویی دغدغه دیگری هم داشتم و آن چگونگی بازی و حضور بازیگران بر روی صحنه بود. در دهه ٧٠ شمسی در ایران رویکرد جدیدی به بازیگری به تئاتر راه پیدا کرد که نویدبخش اتفاقات خوبی بود و از آن جنس بازی‌های اغراق‌آمیز که ریشه آن به مدل بازیگری رمانتیک‌گرای قرن نوزدهمی اروپا می‌رسید فاصله گرفته شد و حداقل آدم‌ها روی صحنه با هم حرف می‌زدند به جای آنکه به افق خیره شوند هر چند حتی این بازی‌های رئالیستی نیز هنوز بر پایه تحلیل کاراکتر و بازنمایی آن بود که من به عنوان دانشجو نیاز به جنس صادقانه‌تری از بازی را در خود احساس می‌کردم در واقع آن نوع از بازی نیز اندازه‌ای از بازنمایی در خودش داشت که مرا اذیت می‌کرد. به دنبال جنس دیگری از بازیگری بودم که صادقانه‌تر بر صحنه اتفاق بیفتد.
شما به جریان ضد بازیگری اشاره کردید که از دهه ٦٠ با تئاترهایی که گروه تئاتر «بازی» به سردمداری آتیلا پسیانی اجرا کرد، آغاز می‌شود. جریانی وجود داشت که به بازیگری و حتی خود تئاتر به شکل دیگری نگاه می‌کرد؛ سپس همین نگاه به دهه ٧٠ منتقل شد و در آن دهه با ظهور کارگردان‌ها و بازیگران جدید امتداد پیدا کرد. آیا در تئاتر مستند این شیوه می‌تواند ضد خودش عمل کند، یعنی تماشاگر در جایی می‌تواند بگوید این افرادی که ضد بازیگری انجام می‌دهند، گویی نمایشگری را به شکل دیگری به رخ ما می‌کشند؟
یوسف باپیری: این نکته خیلی مهم است چون در مسیری که از نمایش «ویران» به «کامنت» داشتیم، با این مشکل مواجه شدیم. در نمایش «ویران» با بازیگرهایم به مرحله خوبی از صداقت بیانگری خود بر روی صحنه رسیدیم. خوشبختانه با بازیگرانی کار می‌کنم که از تحلیل کاراکتر به معنای مرور گذشته کاراکتر که در کلاس‌ها تدریس می‌شود دوری جسته‌اند. اکنون ما واکنشی هستیم به آن جنس از بازیگری که براساس تحلیل کاراکتر شکل گرفته است. اوایل کارمان به دنبال چیز دیگری بودیم که ممکن است خواسته‌مان دچار چالش شده باشد. اگر یک نمایش روایتگر خاطرات مستندی‌ باشد، آیا می‌توان هر روز بازیگر را واداشت که آن وضعیتی را تجربه کند مشابه هنگامی که برای اولین بار این خاطره را تعریف کرده است؟! این چالش در نمایش «کامنت» برای ما به وجود آمد که برای آن تمهیدی اندیشیدیم و در نمایش «کامنت» از مجموعه‌ای خاطرات و سؤال‌‌ها همچون مخزن سؤالات کنکور استفاده می‌کردیم که سعی ‌می‌کردیم به‌مرور آنها را عوض کنیم تا نمایش‌مان دچار همان تکرار بازنمایی برای بازیگر نشود.
اما در نمایش «مرگ هوتن» از آن فضا فاصله گرفتیم. آن جنس و فضای بازیگری که شیوه‌ بازی بازیگران من است، بخشی از دانسته‌های ماست چون در اینجا با امر مستند و کاراکتر سروکار نداریم. در این نمایش به اصالت بازیگری معتقدیم و به همین دلیل است که ستاره، سحر، بهار و هوتن شاید در این نمایش خودشان باشند در چندین وضعیت جدید و متفاوت؛ ولی می‌شود این سؤال را مطرح کرد که آیا ما جز بازنمایی خودمان در وضعیت‌ها و موقعیت‌های مختلف بر روی صحنه آیا اصولا توانایی و یا امکانِ بازنمایی کاراکتر دیگری را داریم؟
شما از شیوه بازی بازیگران و اجرا در نمایش‌ها گفتید. بازی‌هایی که در دوره‌ای ضد سیستم می‌شود و با حضور بازیگران و کارگردانان جوان تغییر می‌کند. این تغییر به نظر شما به‌ویژه در نمایش «مرگ هوتن» چگونه است؟
یوسف باپیری: اکنون در همه جای جهان، مسئله «حضور» در بازیگری مطرح است، به‌خصوص حضور بدن‌ها بر روی صحنه؛ دیگر کسی نمی‌گوید گذشته کاراکتر چیست؟ جنس بازیگری متفاوت شده، زیرا چالش ما با بازیگری تغییر کرده است. چالش بازیگری برای من از نمایش «ویران» آغاز و بعد تبدیل به فرم شد. به همین دلیل تمام زوائدی که باعث آزار یا دستاویزی برای نمایش بازیگران می‌شود مانند دکور، اشیا، صدا و تصویر را حذف و به خدمت بازیگر درآوردم. این مسئله به هیچ وجه کار بازیگر را راحت نمی‌کند، برعکس کار او را سخت می‌کند. به نظرم این تجربه در اندازه خودمان و بدون هیچ ادعایی، یک پله سخت‌تر و جلوتر است. اینجا بازیگری حس مستمر ندارد و از تداوم حسی نمی‌تواند استفاده کند؛ در واقع باید از هیچ، همه چیز بسازند.
شاید این کارها به گفت‌وگوی زیادی احتیاج داشته باشد اما ما کمترین گفت‌وگو را داشتیم. برخی اوقات بازیگران می‌خواستند و من از گفت‌وگو فرار می‌کردم. ما در اجرا لحظات عجیبی را کشف می‌کنیم و این لحظات در ارتباط با مخاطب شکل می‌گیرد و در این اثر کنش متقابل بازیگر و مخاطب هر شب برای ما تجربه‌ای جدید را رقم می‌زند. بازیگران مدام باید از حسی به حس دیگری بروند از وضعیتی به وضعیت دیگر، بدون هیچ مقدمه‌ای.
خانم ... دیدن ادامه » دولتشاهی، آیا قائل به آنچه یوسف می‌گوید، هستید؟ این اتفاق در بازیگری «مرگ هوتن» می‌افتد؟
سحر دولتشاهی: چالشی که در نمایش «مرگ هوتن» برای من وجود داشت کمتر به این پرش‎ها و تغییرات حالت‌ها برمی‌گشت، مسئله اصلی برایم آن بود که چقدر حاضرم با خودم روبه‌رو شوم چون در همه سال‌هایی که از فعالیتم می‌گذرد تلاش کردم ارتباطم با تئاتر را حفظ کنم و از آن دور نشوم. اتفاقی که برای من رخ داده است و بیشتر شخصی محسوب می‌شود آن است که هیچ‌گاه نشده که از تئاتر، دست پُر نروم. بنابراین حفظ این رابطه برایم مهم است چه کاری را انتخاب می‌کنم؛ اینکه اگر در طول سال قرار است در نمایشی حضور داشته باشم آن اثر چگونه باشد. کارهای یوسف باپیری را دیده بودم و نمایش‌های او برایم جالب و درعین‌حال ترسناک بود.
بیشترین چالش برایم این بود که تا چه اندازه حاضرم با خودم روبه‌رو شوم؛ اینکه خود واقعی من کیست؟ این اتفاق شکل گرفت، احساسم به تئاتر به شکلی بود گویی تراپی است. هر شب با همان سؤال‌هایی که مخاطب در ذهنش دارد به صحنه قدم می‌گذارم و با حس متفاوتی بیرون می‌آیم. پیشنهاد اصلی برای دیدن این اثر این است که تماشاگر پیش‌فرضی برای آن نداشته باشد. این اثر از جمله کارهایی است که از دیدن آن لذت می‌برم به دلیل آنکه زمانی که از سالن خارج می‌شوید تازه برایتان اتفاق‌هایی می‌افتد زیرا فلسفه‌هایی را زیر سؤال می‌برد که می‌توانید درباره آن فکر کنید. البته این مسئله برای من این‌گونه است، نمی‌توانم درباره همه چنین تصوری داشته باشم.
توضیحات یوسف باپیری بسیار به کار من آمد. من بازی‌های تئاتریکال هم داشتم و عضو گروه‌های مختلف نمایشی بودم. فکر می‌کنم خصوصیتی که برای بازیگر لازم است آن است که منعطف باشد و بداند در چه فضایی قرار گرفته است. نمی‌گویم به آن دست پیدا کردم چون کمترین تجربه را با گروه تئاتر «تازه» داشتم و سایر بازیگران پیش از این با هم کار کرده بودند و زبان یکدیگر را بهتر می‌فهمیدند. همه تلاشم را به کار بردم تا در مدت کوتاهی به آنها ملحق شوم.
آقای شکیبا، لطفا شما هم درباره حضورتان در این نمایش بگویید چون تجربه همکاری شما با آقای باپیری از همه بیشتر است.
هوتن شکیبا: اینکه شما اصالت خودتان را در یک نمایش بازی کنید، واقعا سخت است چون ناخودآگاه یک‌سری ماسک‌ و راه‌ دررو از شما گرفته می‌شود. در حالت عادی خیلی وقت‌ها می‌توانید در بازیگری کلاه‌برداری کنید اما در این شیوه دیگر نمی‌توانید چنین کاری انجام بدهید چون مخاطب متوجه آن می‌شود، بنابراین این حفظ اصالت، کار بازیگری را بسیار دشوار می‌کند. چنین فضایی در نمایش «ویران» بیشتر وجود داشت و ما را به لحاظ روحی تحت‌تأثیر قرار داده بود، به طوری‌که بعد از نمایش «ویران» با خودم گفتم این شیوه، تجربه جالبی بود اما دیگر به سراغ آن نخواهم رفت؛ البته چندی بعد در نمایش «کامنت» و «مرگ هوتن» هم به ایفای نقش پرداختم.
خانم کاتوزی، شما هم به عنوان نویسنده و هم به عنوان بازیگر در این گروه همکاری کردید نظرتان درباره بازی‌کردن در این نمایش چیست؟
بهار کاتوزی: نمایش «کامنت» اولین تجربه من با این تیم و نمایش مستند بود. بازیگری در «کامنت» مانند آن بود که عریان روی صحنه قرار بگیرید. به نظرم بازی در نمایش «مرگ هوتن» از «کامنت» بسیار دشوارتر است چون به عنوان بازیگر هم مستند بازی می‌کنید که باید قابل باور باشد و هم در لحظه باید حس‌های مختلف درونی‌‌تان را روی صحنه تغییر دهید که آن‌ هم باید مستند باشد. گاهی از حس‌هایی که از بیرون می‌آید و بدنم به آن دچار می‌شود، گیج می‌شوم.
خانم پسیانی، شما در این اثر ارتباط نزدیک‌تری با مخاطبان دارید و طبیعتا تجربه کمی متفاوت‌تری بر صحنه دارید، این‌گونه نیست؟
ستاره پسیانی: من تنها کسی هستم که با تماشاگر ارتباط برقرار می‌کند، برایم بسیار جالب بود که تئاتر چهار سویه اجرا می‌شد اما سالن پالیز چنین امکانی را نداشت. سختی اجرای دو سویه این است که انرژی بازیگر دو قسمت می‌شود. درست است که من بعضی وقت‌ها پشت به تماشاگر بازی می‌کنم، اما باید تماشاگری که پشت من قرار دارد هم انرژی لازم را از منِ بازیگر بگیرد، بنابراین همین باعث می‌شود که انرژی همه ما به دو قسمت تبدیل شود.
این ارتباط هر شب به آن شکلی که می‌خواستید، شکل گرفت؟
ستاره پسیانی: من تماشاگری را دیدم که با وجود تلاش بسیار، اصلا ارتباط برقرار نمی‌کرد! من در آن لحظه به این حس رسیدم که باید نمایش را برای خودم بازی کنم و از آن لذت ببرم.
یوسف باپیری درباره مسئله «حضور» بازیگر در صحنه صحبت کرد؛ با توجه به این دیدگاه تصور نمی‌کنید این روند ریسک بزرگی برای سحر دولتشاهی که بعد از نمایش «باغ آلبالو» آتیلا پسیانی به صحنه نیامده بود و چند فیلم سخت را بازی کرده و کاندیدای بازیگری شده بود به شمار می‌رفت؟ شما در این نمایش کمترین دیالوگ را دارید. شاید بحثی که درباره «حضور» می‌کنیم در این اثر بیشتر به شما بازگردد، سایر بازیگران کنش و دیالوگ بیشتری دارند. چطور با آن کنار آمدید؟
سحر دولتشاهی: این چالش بزرگی برای بازیگر است؛ در این کار هیچ ابزاری وجود ندارد و در صحنه چیزی به مدد تو نمی‌آید. تو خودت هستی و بیشتر بروز پیدا می‌کنی، قطعا بازیگری با «حضور» مداوم بر صحنه معنی پیدا می‌کند. سال‌ها به آن فکر و سعی کردم این «حضور» وجود داشته باشد؛ موضوعی که در این نمایش بیشتر به آن نیازمندیم کمااینکه وقتی به معنای واژه‌ها و تعاریف سینمایی هم فکر کنید و نخواهید چنین جفت پاهایی برای خودتان بگیرید این ریسک‌ها معنای بیشتری پیدا می‌کند. بله ریسک بزرگی است چون با مخاطب بی‌واسطه هستید که شاید پیش از این به دیدن این نمایش‌ها نیامده است. اینکه چقدر حاضر است مرا قبول کند و پای من بایستد. به خاطر آنکه من به آن نیاز دارم و این باتری من است که دارد شارژ می‌شود؛ مخاطب هم در درازمدت آن را از من می‌پذیرد. شاید بهتر آن باشد اگر تئاتری بر روی صحنه داشته باشم مؤلفه‌های نمایشی آن اثر بیشتر رعایت شده باشد با درصد ریسک‌پذیری کمتر؛ اما این جسارت‌هایی است که برایم باقی مانده و سعی می‌کنم آنها را انجام بدهم. بسیار علاقه‌مند به تجربه‌های نو هستم؛ اینکه از من چیزی بخواهند که تا به حال انجام نداده‌ام؛ مثل هر بازیگر دیگری دوست دارم از آن قالبی که از من می‌شناسند و وجود دارد فاصله بگیرم. در این کار دیالوگ مهم نیست، آنچه اهمیت دارد آن است که نباید لحظه‌ای از آن منفک شوید زیرا ارتباطتان با مخاطبان قطع می‌شود.
شما به شکلی از بازیگری اشاره می‌کنید و حرف می‌زنید که متعارف نیست. ما نمایش‌هایی داریم که بعد از شکل‌گیری روند تازه‌ای، به دنبال آن سوار بر آن جریان می‌آیند و قرار است ضد موج باشند اما بیشتر آنها ساختگی‌اند... .
یوسف باپیری: به‌هرحال آن آثار جلودار بودند، باید ببینیم هم‌زمان با آنها چه نمایش‌هایی تولید می‌شد؟ فرهاد مهندس‌پور که سال ٧٢ نمایش «گالیله» را کار می‌کردند و گویا نمایش درخشانی در زمان خودش بوده خودشان روایت می‌کردند که ما کار عجیبی نمی‌کردیم فقط کاراکترها بر روی صحنه با هم حرف می‌زدند مانند خودمان در اثری از برشت؛ اما همین کار که الان طبیعی به نظر می‌رسد در آن زمان پیشرو بوده. ما نمی‌خواهیم چرخ را از اول اختراع کنیم؛ ما پایمان را روی شانه آنها گذاشته‌ایم در واقع آنها هستند که ما اکنون هستیم... .
نمایش «مرگ هوتن» چه به لحاظ خط قصه و چه از نظر فرم اجرائی آن، با نمایش‌های «ویران» و «کامنت» متفاوت است اما به‌هرحال باز هم در نمایش «مرگ هوتن»، بخشی از تئاتر مستند دیده می‌شود. شما برای آنکه یک تماشاگر بتواند بیش از یک‌بار به تماشای تئاترتان بیاید، چه تمهیدی اندیشیده‌اید؟
ستاره پسیانی: به نظرم حتما ما نباید هر شب برای تماشاگر چیز جدیدی رو کنیم، بلکه او می‌تواند هر اجرا را با یک دید متفاوت نگاه کند. در شب‌هایی که ما این نمایش را به روی صحنه بردیم، من به لحظاتی برخورد کردم که حس کردم این موقعیت از زوایه نگاه من روایت می‌شود و قصه من است. بنابراین تماشاگر نیز هر بار می‌تواند با دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به نقش‌ها و قصه نمایش به تماشای آن بنشیند. نمایش‌نامه «مرگ هوتن» پیچیده نیست ولی یوسف آن را پیچیده کرده که من واقعا از این بابت خوشحالم چون می‌شود آن را ١٠ بار دید و ١٠ مدل مختلف از دل آن بیرون کشید.
قبول دارید در نمایش «کامنت»، میزانسن‌ها از نمایش «مرگ هوتن» مهندسی‌تر است؟
یوسف باپیری: بله، این هم یک تجربه است. در نمایش‌های «ویران» و «کامنت»، بازی اتفاق می‌افتاد که بنا بر آن میزانسن‌ها مهندسی می‌شد، در نمایش «مرگ هوتن» هم مهندسی خیلی دقیقی وجود دارد ولی مثل کشیدن یک نقاشی پیچیده است که خطوط و جزئیات آن را پاک کرده‌ایم. ما زمانی در کارمان موفق هستیم که این خطوط و جزئیاتی که پاک‌شان کرده‌ایم، دیگر به چشم نیایند و اگر چیزی به چشم بیاید، میزانسن است و هنوز به زیست بازیگر تبدیل نشده است.
مثل جایی که سحر می‌خوابد و به جنازه یزدگرد تبدیل می‌شود؟
یوسف باپیری: در اینجا عمدی در پاک‌نشدن خطوط وجود داشته است. ما این صحنه را به ده‌ها مدل میزانسن کردیم که دو، سه مورد آن را کاملا دور ریختیم. آخرین مدل، مدلی است که من صحبت کردم و سحر آن را انجام داد. این صحنه باید خطوطش برجسته‌تر از صحنه‌های دیگر می‌بود چون کار او در تضاد با کاری است که بقیه انجام می‌دهند.
سحر دولتشاهی: جایی مونولوگ «مرگ یزدگرد» استاد بیضایی را اجرا می‌کنم، در این قطعه ادای دینی به بازیگران این نمایش دارم و آن را اعلام می‌کنم؛ فرصت ندارم در آن غرق شوم؛ ما آن را به عنوان جنس بازی این کار قبول کرده‌ایم. ما خیلی مخاطب‌های یک‌دقیقه‌ای شده‌ایم، مرتب کانال عوض می‌کنیم و خیلی جایی باقی نمی‌مانیم و از کنار هم به‌راحتی عبور می‌کنیم. شاید اگر ٢٠ سال پیش به این شکل زندگی می‌کردیم ما را بستری می‌کردند. این مسئله به‌روز است و خاصیت جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم. من از تغییر حالات بازیگری در سبکی که داریم دفاع می‌کنم. این ساختار کاملا متناسب با امروز است.
سخن آخر؟
یوسف باپیری: من از همه اعضای گروهم، به‌ویژه بازیگران نمایش «مرگ هوتن» متشکرم. این نمایش بسیار متکی به بازی بازیگران است، به طوری که می‌توانم بگویم نمایش «مرگ هوتن» بدون حضور بازیگر هیچ است و در واقع این بازیگر است که از هیچ، همه‌چیز می‌سازد. اگر بر اساس زیست اجتماعی‌مان اثری را به‌درستی تولید کنیم، به تجربه اجتماعی تماشاگر هم تبدیل می‌شود. معاصربودن به معنای هم‌رنگ‌شدن با اکنون در حال زیست‌مان نیست، بلکه گاهی در میزان فاصله‌ای است که با آن برقرار می‌کنیم. شاید مردمان عادی این معاصربودن را راحت‌تر تجربه می‌کنند. اکنون یکی از چالش‌های من به عنوان هنرمند آن است که در کجا و برای چه کسانی و چرا تولید می‌کنم؟!
علی صمیمی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لینک گفتگوی روزنامه شرق با یوسف باپیری کارگردان و ستاره پسیانی، سحر دولتشاهی، بهارکاتوزی و هوتن شکیبا بازیگران نمایش مرگ هوتن

سه شنبه ١١ آبان

http://www.sharghdaily.ir/News/106606/%D9%85%D8%B1%DA%AF%D8%8C-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%8A%DA%A9-%D8%AA%D8%B1%D9%8A%D9%84%D9%88%DA%98%D9%8A-
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرگ هوتن؛ حادِ واقعیت؛ واقعیتِ خیالی!

روزنامه شهروند - دوشنبه ١٠ آبان

مهدی مشهور| ما در کل به اشیاء اعتماد می‌کنیم، به فرض، می‌دانیم که اگر تلفن همراه سر جای خود قرار ندارد، پس ما آن را گم‌کرده‌ایم و فکر نخواهیم کرد که تلفن به‌خودی‌خود گم‌شده است یا حتی تلفن تصویری ساده در ذهن ما بوده است. یا تصویری که ما از خورشید می‌بینیم و چشمان ما را خیره می‌کند، با خورشید واقعی که در فاصله صد و پنجاه‌میلیون کیلومتری زمین قرار دارد، متفاوت است. بنابراین، در تعریف علمی از خورشید، نمی‌گوییم که خورشید یک شیء گرد زرد مایل به نارنجی یا سفید با قطر چند سانتیمتر است و وقتی به وسط آسمان می‌رسد بزرگ‌تر می‌شود. در این مثال هستیِ خورشید مستقل از ما وجود ندارد، همان‌طور که مرگ هوتن واقعیتی است که مستقل از مرگ سحر وجود ندارد و مرگ سحر واقعیتی است که مستقل از ... دیدن ادامه » مرگ ستاره معنی پیدا نمی‌کند. به‌عبارت‌دیگر این هوتن نیست که می‌میرد این تصور ما از مرگ است که به مرگ هوتن معنا می‌دهد، اگر تصویر ذهنی باشد عقل سلیم به ما می‌گوید که واقعیت هذیان می‌گوید، اگر جهان فقط مجموعه‌ای از تصورات ما باشد، چه چیزی تضمین می‌کند که ما در خواب‌وخیال نیستیم و هذیان نمی‌گوییم؟
مرگ هوتن قدم زدنی است میان خیال و واقعیت میان تصور ما از واقعیت و هذیان‌های برآمده از رئالیسم. در مرگ هوتن کارگردان به‌مثابه یک ریاضی‌دان عمل می‌کند او حرکت‌ها، تکرارها، آواها سکوت و نور را در مرزی میان واقعیت و خیال نگه می‌دارد آن‌جا که مخاطب نمی‌داند درحال دیدن واقعیت است بر روی صحنه یا همه اینها جایی مستقل از رئالیسم زندگی و در ذهن خود او شکل می‌گیرد. کارگردان در مرگ هوتن قرارداد را در ذهن مخاطب به هم می‌ریزد و سعی می‌کند در حوزه‌هایی دیگر تعاریفی نو ارایه دهد. او واقعیت‌ها را دگرگون می‌کند درنتیجه، نوعی این‌همانی در عالم خیال و ذهن صورت می‌گیرد، تا مخاطب چیزی را چیز دیگر بپندارد. مردن/ حذف شدنِ هوتن یا سحر یا ستاره یا بهار موضوع اصلی نمایش مرگ هوتن نیست، موضوع جلو انداختن عقل مخاطب است. آنها – گروه اجرایی- چیزی را جایگزین واقعیت می‌کنند، آن‌قدر ماهرانه که کسی متوجه این جابه‌جایی نمی‌شود در این حالت به‌زعم «بودیار» امری به‌غایت شبیه واقعیت اتفاق می‌افتد که واقعی‌تر از خود واقعیت جلوه می‌کند، «بودیار در این تجربه «حاد واقعیت» را مطرح می‌کند و به نوعی تبارشناسی در مورد بدل‌هایی از واقعیت در جهان معاصر می‌پردازد. «من کشتم» هوتن را من کشتم از زبان یکی از بازیگران مطرح می‌شود، اما چه فرق دارد از زبان که؟ سحر؟ ستاره؟ بهار یا حتی خود هوتن؟ هوتن واقعی را چه کسی کشته است؟ خودش؟ اصلن آیا او مرده است؟ این سؤال‌ها آگاهانه در ذهن مخاطب نقش می‌بندد تا مخاطب با خود تصور کند آیا مرگ هوتن بدون حضورِ منِ مخاطب معنی دارد؟ به‌زعم من(نگارنده این مطلب) مرگ هوتن پا را فراتر از همه اینها می‌گذارد: اساسن تماشاخانه پالیز از ساعت 8 تا 9: 5 شب بدون حضور مخاطب معنا دارد؟ بدون حضور گروه تئاتر تازه چطور؟ و یا از سویی دیگر گروه تئاتر تازه بدون وجود تماشاخانه پالیز هستی پیدا می‌کند؟ سؤال به‌غایت ساده و پاسخ‌اش لابد ساده‌تر است: خیر اینها بدون وجود هم معنی پیدا نمی‌کنند، اما مسأله به همین سادگی نیست، چه کسی در تماشاخانه پالیز واقعی است؟ بازیگران؟ نور؟ مرگ؟ مخاطب؟ یا مکان؟ چه کسی دروغ می‌گوید؟ هوتن/ سحر/ ستاره/ بهار؟ کارگردان؟ یا ذهن منِ مخاطب که مدام درحال ساختنِ دروغ از واقعیت است؟ در این‌هارمونی کدام را می‌توانیم حذف کنیم؟ هوتن را؟ پالیز را؟ نور را؟ مخاطب را؟ کدام‌یک از این عناصر واقعی هستند و کدام بدل؟ در این سطح- به‌زعم بودیار - دیگر تقابلی بین بدل و واقعیت وجود ندارد. در چنین حالتی، بدل جایگزین واقعیت می‌شود. به‌عبارت‌دیگر، فقط فرا واقعیت وجود دارد... فرا واقعیت نتیجه کاربرد فنّاوری‌های پیشرفته و رمزگذاری‌هاست. رمزها امکان بازتولید پدیده‌ها را همزمان با نادیده گرفتن واقعیت فراهم می‌کنند». بودریار «در وانموده‌ها شمایل و بت را مثالی برای وانموده می‌آورد که جای خدای واقعی را می‌گیرند و گویی همین‌ها اصل‌اند و خدایی وجود ندارد. مرگ هوتن دست می‌گذارد روی جوهره اصلی تئاتر، واقعیت؟ یا بدل واقعیت؟ آیا اگر واقعیت – هوتن- را حذف کنیم، بدلِ واقعیت - سحر، ستاره، بهار - جهانی مستقل خواهند داشت؟ اگر مخاطب را حذف کنیم چه؟ و درست همان‌جا که در ذهن خود سعی کرده‌ایم به نتایجی روشن دراین‌باره برسیم، مرگ هوتن غافلگیرمان می‌کند: حضور دو زوجِ نا بازیگر با رفتارهای تکرارشونده تنها بر این واقعیت صحه می‌گذارند که این‌جا هیچ‌چیز واقعی نیست درعین‌حال که همه‌چیز واقعی است. کنشِ زوج‌ها واقعی است اما واقعیتی برآمده از ذهن خودشان و غیرواقعی است از زاویه ذهن بازیگرانی که درحال تمرین نمایش -مرگ یزدگرد - هستند، این رفتار مبتنی بر واقع‌گرایی جادویی ذهن مخاطب را دچار هذیان می‌کند، اما واقعیت جای دیگری است: این بازیگران مدام درحال در حذف و انکار یکدیگرند، غافل از این‌که خود، بدونِ وجود آن دیگری بی‌معنا و تهی و درنهایت فاقد هویت‌اند. یوسف باپیری و گروه تئاتر تازه در ادامه اجراهای پیشین خود دست به تجربه‌ای زده‌اند که این روزها کمتر جسارت پرداختن به آن را در تئاتر ایران می‌بینیم و صدالبته تلاش برای «دوباره اختراع نکردن چرخ» پر از خطا و اشتباه است اما ستودنی و قابل‌توجه. در مرگ هوتن، همه عناصرِ تئاتر به‌خصوص در طراحی‌ نور، صدا، حرکت بازیگران و شکل و شمایل بازیگری‌شان درنهایت سادگی و به‌دوراز متعلقات فریب‌دهنده این روزهای تئاتر برگزار می‌شود، اشیاء به‌طور کامل از روی صحنه حذف می‌شوند تا مبادا حضورشان مزاحمتی در ذهن ما برای حرکت میان واقعیت و بدلِ واقعیت ایجاد کند. این‌جا کلام - دیالوگ - هرچه بیشتر وهم و ایهام به وجود آورد که ورود به ساحت تئاتر بدون سخن گفتن از ایهام و خیال امری ناگزیر است. سطح بازی‌ها، نمایشنامه و درنهایت کارگردانی به شکلی هدفمند و مصرانه‌ای تلاش می‌کند مخاطب را در شرایطی قرار بدهد تا تصور کند آنچه واقعیت می‌پندارد شاید وهم و خیال است، اما چه کسی می‌داند که آنچه ما وهم و خیال می‌شماریم، واقعیت نباشد؟ آیا جنون صورت دیگری از عقل نیست؟
سارا هاشمی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یوسف باپیری در گفتگو با مهر:
«مرگ هوتن» پایان یک سه‌گانه است/ روایتی از یک گروه تئاتری
نمایش مرگ هوتن

تئاتر «مرگ هوتن» نوشته بهزاد آقاجمالی و کارگردانی یوسف باپیری این روزها در تماشاخانه «پالیز» روی صحنه است؛ نمایشی که به گفته کارگردانش سه‌گانه او را تکمیل می کند.
یوسف باپیری درباره نمایش«مرگ هوتن» که این روزها روی صحنه است به خبرنگار مهر گفت: گروه تئاتر «تازه» بعد از دو تجربه «ویران» که در تالار مولوی اجرا شد و «کامنت» که در ایرانشهر به صحنه رفت، نمایش «مرگ هوتن» را در همان حال و هوا به صحنه برده است. در واقع این نمایش ها یک سه گانه هستند که گرچه هر کدام در ذات خود اثری مستقل محسوب می شوند اما از یک کانسپت برخوردارند.

وی درباره این سه گانه توضیح داد: در هر سه این نمایش ها یک گروه تئاتری روی صحنه در حال تمرین برای اجرای نمایش هستند که در نهایت به دلیل بروز مشکلاتی این نمایش ها اجرا نمی شود. هر کدام هم یک موضوع مستقل دارند. به طور مثال در نمایش «ویرانی» مساله زلزله مطرح می شد و اینکه چقدر حضور برخی آدم‌ها از زلزله ویران کننده تر است و یا در نمایش «کامنت» بحث خشونت مطرح می شد؛ خشونت هایی از جنس اسیدپاشی و... که در جامعه نمونه آنها را می بینیم.



باپیری با بیان اینکه بهزاد آقا جمالی بر اساس ایده ای از او این نمایشنامه را نوشت و اوایل سال ۹۵ نمایشنامه آماده شد، گفت: از ابتدای سال ۹۵ متن این اثر آماده بود اما من درگیر اجرای پروژه «هملت-شکسپیر» بودم که در سالن قشقایی اجرا شد.

کارگردان نمایش «مرگ هوتن» با اشاره به اینکه این نمایش قصه محور نیست درباره تفاوت آن با دو اثر دیگر این سه گانه نیز بیان کرد: مساله اصلی من همیشه تئاتر است ولی در جهانی زندگی می کنیم که پر از حوادث مختلف است و سرعت اتفاقات نیز بسیار زیاد شده است در نتیجه وقتی حادثه ای ذهن مرا به خود مشغول می کند آن دغدغه را به زبان تئاتر می گویم. مثلا اگر خشونتی در جهان پیرامونم ببینم آن را وارد قصه هایی در جهان نمایش خود می کنم، اما درباره فرم باید بگویم در این سه گانه من از شیوه تئاتر مستند شروع کردم ولی به مرور این شیوه رنگ باخته است. در نمایش «مرگ هوتن» گرچه رگه هایی از همان شیوه مستندگونه در کار وجود دارد اما دیگر نمی توان به آن نمایش مستند گفت.

این ... دیدن ادامه » هنرمند تئاتر درباره اجرای نمایشش در یک تماشاخانه تازه تاسیس شده در بخش خصوصی نیز گفت: در سالن های دولتی و نیمه دولتی مانند مولوی، ایرانشهر و تئاتر شهر یک سیستم نوبت دهی وجود دارد ولی من می خواستم این کار حتما امسال اجرا شود در نتیجه مردادماه سالن را دیدم و از آنجاکه به نظرم متناسب با اجرایی بود که مدنظر داشتم کار را در همین جا روی صحنه بردم البته اجرا در این سالن ها مشکلات خودش را دارد. به هر حال منطق بازار سرمایه در این سالن ها حاکم است و ما گروه هایی که در این سالن ها اجرا می رویم حمایتی نداریم.



وی ادامه داد: سالن تئاتر «پالیز» در واقع با اجرای ما افتتاح شد چون پیش از اجرای ما چند اجرای محدود در این سالن شده بود. تا امروز هم استقبال خوبی از نمایش شده است و به هر حال گروه ما تماشاگران خود را به این سالن آورده است اما به نظرم درباره سالن های خصوصی تکلیف دولت مشخص نیست و یک مجوزی می دهد و بعد همه چیز را رها می کند. از این رو هم مدیریت سالن و هم گروه ها در یک فشاری قرار می گیرند چون منطق بازار اینطور حکم می کند که انگار گروه یک جایی را برای اجرا اجاره کرده باشد و از سوی دیگر حمایت مالی هم نمی‌شود.

باپیری در پایان صحبت‌هایش تاکید کرد، حمایت دولتی یا باید شامل سالن های خصوصی شود و یا گروه های فعال تئاتری.

در نمایش «مرگ هوتن» بازیگرانی چون ستاره پسیانی، سحر دولتشاهی، هوتن شکیبا، بهار کاتوزی به ایفای نقش می پردازند.

نمایش «مرگ هوتن» به نویسندگی بهزاد آقاجمالی و کارگردانی یوسف باپیری۲۵ مهر تا ۲۸ آبان ماه ساعت ۲۰ در تماشاخانه پالیز واقع در خیابان کریمخان، خیابان عضدی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹ به صحنه می‌رود.
بیتا نجاتی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید هفته تازه این نمایش روز پنج شنبه ساعت ۱۴ فعال خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش مرگ هوتن از لحاظ فرم اجرا و نوع نمایش نامه کار خلاقانه ای بود و تا حدودی من رو یاد تیاترهای خیابانی می انداخت.
طریقه اجرای کار خیلی ساده و رو هستش برخلاف نمایش نامه و شخصیت ها که چند لایه هستند و با پیچیدگی های ظریف و خاص.
نمایش نامه لایه های مختلفی داشت : لایه ظاهری کار که به تمرین تیاتر می پرداخت و مرگ هوتن اما در لایه های دیگه شخصیت ها در هم تنیده می شدند و اتفاق اصلی که مرگ هوتن بود با احساس گناه و عذاب وجدان بقیه شخصیت های نمایش رو تحت تاثیر قرار میداد و انواع و اقسام استعاره ها و ارجاعات دیگر از قبیل ارجاع به فیلم مرگ یزدگرد استاد بیضایی و...
از لحاظ لایه های مختلف نمایس نامه این نمایش یجورایی من رو یاد فیلم زیبای کریستوفر نولان یعنی Inception می انداخت.
اگر یک مقدار نوع روایت نمایشنامه رو تر و ساده تر بود مخاطبان بیشتری رو جذب خودش می کرد.
نکته ... دیدن ادامه » دیگه اینکه چقدر پوستر اصلی نمایش خوب و زیباست و کاملا بیانگر مفهوم غایی نمایشه
بازی ها همه خوب بودند اما اجرای هوتن شکیبا چشمگیرتر بود .
نقطه ضعف نمایش زمانی بود که دو زوج بارها وارد نمایش شدند و بنظر من سطح کار رو پایین آوردن.
امیدوارم اینگونه کارهای خلاقانه در تیاتر ما بیشتر بشن.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت روزهای پنج شنبه ۶ و جمعه ۷ آبان ماه، در روز دوشنبه ۳ آبان ماه ساعت ۱۲ فراهم می شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی بر نمایش مرگ هوتن به کارگردانی یوسف باپیری

مرگ هوتن؛ حادِ واقعیت؛ واقعیتِ خیالی!
ایران تئاتر - مهدی مشهور:ما در کل به اشیاء اعتماد می‌کنیم، به فرض، می‌دانیم که اگر تلفن همراه سر جای خود قرار ندارد، پس ما آن را گم‌کرده‌ایم و فکر نخواهیم کرد که تلفن به‌خودی‌خود گم‌شده است یا حتی تلفن تصویری ساده در ذهن ما بوده است.

یا تصویری که ما از خورشید می‌بینیم و چشمان ما را خیره می‌کند، با خورشید واقعی که در فاصله صد و پنجاه میلیون کیلومتری زمین قرار دارد، متفاوت است. بنابراین، در تعریف علمی از خورشید، نمی‌گوییم که خورشید یک شیء گرد زرد مایل به نارنجی یا سفید با قطر چند سانتیمتر است و وقتی به وسط آسمان می‌رسد بزرگ‌تر می‌شود. در این مثال هستیِ خورشید مستقل از ما وجود ندارد، همان‌طور که مرگ هوتن واقعیتی است که مستقل از مرگ سحر وجود ندارد ... دیدن ادامه » و مرگ سحر واقعیتی است که مستقل از مرگ ستاره معنی پیدا نمی‌کند. به‌عبارت‌دیگر این هوتن نیست که می‌میرد این تصور ما از مرگ است که به مرگ هوتن معنا می‌دهد، اگر تصویر ذهنی باشد عقل سلیم به ما می‌گوید که واقعیت هذیان می‌گوید، اگر جهان فقط مجموعه‌ای از تصورات ما باشد، چه چیزی تضمین می‌کند که ما در خواب‌وخیال نیستیم و هذیان نمی‌گوییم؟
مرگ هوتن قدم زدنی است میان خیال و واقعیت میان تصور ما از واقعیت و هذیان‌های برآمده از رئالیسم. در مرگ هوتن کارگردان به‌مثابه یک ریاضی‌دان عمل می‌کند او حرکت‌ها، تکرارها، آواها سکوت و نور را در مرزی میان واقعیت و خیال نگه می‌دارد آنجا که مخاطب نمی‌داند در حال دیدن واقعیت است بر روی صحنه یا همه‌ی این‌ها جایی مستقل از رئالیسم زندگی و در ذهن خود او شکل می‌گیرد. کارگردان در مرگ هوتن قرارداد را در ذهن مخاطب به هم می‌ریزد و سعی می‌کند در حوزه‌هایی دیگر تعاریفی نو ارائه دهد. او واقعیت‌ها را دگرگون می‌کند درنتیجه، نوعی این‌همانی در عالم خیال و ذهن صورت می‌گیرد، تا مخاطب چیزی را چیز دیگر بپندارد. مردن/حذف شدنِ هوتن یا سحر یا ستاره یا بهار موضوع اصلی نمایش مرگ هوتن نیست، موضوع جلو انداختن عقل مخاطب است. آن‌ها – گروه اجرایی- چیزی را جایگزین واقعیت می‌کنند، آن‌قدر ماهرانه که کسی متوجه این جابجایی نمی‌شود در این حالت به‌زعم "بودیار" امری به‌غایت شبیه واقعیت اتفاق می‌افتد که واقعی‌تر از خود واقعیت جلوه می‌کند، "بودیار" در این تجربه "حاد واقعیت" را مطرح می‌کند و به نوعی تبارشناسی در مورد بدل‌هایی از واقعیت در جهان معاصر می‌پردازد.
"من کشتم" هوتن را من کشتم از زبان یکی از بازیگران مطرح می‌شود، اما چه فرق دارد از زبان که؟ سحر؟ ستاره؟ بهار یا حتا خود هوتن؟ هوتن واقعی را چه کسی کشته است؟ خودش؟ اصلن آیا او مرده است؟ این سؤال‌ها آگاهانه در ذهن مخاطب نقش می‌بندد تا مخاطب با خود تصور کند آیا مرگ هوتن بدون حضورِ منِ مخاطب معنی دارد؟ به‌زعم من(نگارنده‌ی این مطلب) مرگ هوتن پا را فراتر از همه‌ی این‌ها می‌گذارد: اساسن تماشاخانه‌ی پالیز از ساعت ۸ تا ۹:۵ شب بدون حضور مخاطب معنا دارد؟ بدون حضور گروه تئاتر تازه چطور؟ و یا از سویی دیگر گروه تئاتر تازه بدون وجود تماشاخانه پالیز هستی پیدا میکند؟ سؤال به‌غایت ساده و پاسخ اش لابد ساده‌تر است: خیر این ها بدون وجود هم معنی پیدا نمی کنند، اما مسئله به همین سادگی نیست، چه کسی در تماشاخانه‌ی پالیز واقعی است؟ بازیگران؟ نور؟ مرگ؟ مخاطب؟ یا مکان؟ چه کسی دروغ میگوید؟ هوتن/سحر/ستاره/بهار؟ کارگردان؟ یا ذهن منِ مخاطب که مدام در حالِ ساختنِ دروغ از واقعیت است؟ در این هارمونی کدام را می‌توانیم حذف کنیم؟ هوتن را؟ پالیز را؟ نور را؟ مخاطب را؟ کدام‌یک از این عناصر واقعی هستند و کدام بدل؟ در این سطح- به‌زعم بودیار- دیگر تقابلی بین بدل و واقعیت وجود ندارد. در چنین حالتی، بدل جایگزین واقعیت می‌شود. به‌عبارت‌دیگر، فقط فرا واقعیت وجود دارد... فرا واقعیت نتیجه کاربرد فنّاوری‌های پیشرفته و رمزگذاری‌هاست. رمزها امکان بازتولید پدیده‌ها را هم‌زمان با نادیده گرفتن واقعیت فراهم می‌کنند. " بودریار "در وانموده‌ها شمایل و بت را مثالی برای وانموده می‌آورد که جای خدای واقعی را می‌گیرند و گویی همین‌ها اصل‌اند و خدایی وجود ندارد.
مرگ هوتن دست می‌گذارد روی جوهره‌ی اصلی تئاتر، واقعیت؟ یا بدل واقعیت؟ آیا اگر واقعیت – هوتن- را حذف کنیم، بدلِ واقعیت- سحر، ستاره، بهار- جهانی مستقل خواهند داشت؟ اگر مخاطب را حذف کنیم چه؟ و درست همان‌جا که در ذهن خود سعی کرده‌ایم به نتایجی روشن دراین‌باره برسیم، مرگ هوتن غافلگیرمان می‌کند: حضور دو زوجِ نا بازیگر با رفتارهای تکرارشونده تنها بر این واقعیت صحه می‌گذارند که اینجا هیچ‌چیز واقعی نیست درعین‌حال که همه‌چیز واقعی است. کنشِ زوج‌ها واقعی است اما واقعیتی برآمده از ذهن خودشان و غیرواقعی است از زاویه ذهن بازیگرانی که در حال تمرین نمایش-مرگ یزدگرد- هستند، این رفتار مبتنی بر واقع‌گرایی جادویی ذهن مخاطب را دچار هذیان می‌کند، اما واقعیت جای دیگری است: این بازیگران مدام در حال در حذف و انکار یکدیگرند، غافل از اینکه خود، بدونِ وجود آن دیگری بی‌معنا و تهی و درنهایت فاقد هویت‌اند.
یوسف باپیری و گروه تئاتر تازه در ادامه اجراهای پیشین خود دست به تجربه‌ای زده‌اند که این روزها کمتر جسارت پرداختن به آن را در تئاتر ایران می‌بینیم و صدالبته تلاش برای "دوباره اختراع نکردن چرخ" پر از خطا و اشتباه است اما ستودنی و قابل‌توجه.
در مرگ هوتن، همه‌ی عناصرِ تئاتر به‌خصوص در طراحی‌ نور، صدا، حرکت بازیگران و شکل و شمایل بازیگری‌شان درنهایت سادگی و به‌دوراز متعلقات فریب‌دهنده‌ی این روزهای تئاتر برگزار می‌شود، اشیاء به طور کامل از روی صحنه حذف می شوند تا مبادا حضورشان مزاحمتی در ذهن ما برای حرکت میان واقعیت و بدلِ واقعیت ایجاد کند. اینجا کلام- دیالوگ- هر چه بیشتر وهم و ایهام به وجود آورد که ورود به ساحت تئاتر بدون سخن گفتن از ایهام و خیال امری ناگزیر است. سطح بازی‌ها، نمایشنامه و درنهایت کارگردانی به شکلی هدفمند و مصرانه‌ای تلاش می‌کند مخاطب را در شرایطی قرار بدهد تا تصور کند آنچه واقعیت می‌پندارد شاید وهم و خیال است، اما چه کسی می‌داند که آنچه ما وهم و خیال می‌شماریم، واقعیت نباشد؟ آیا جنون صورت دیگری از عقل نیست؟
پی‌نوشت: در این نوشتار از برخی منابع اینترنتی استفاده‌شده است.

رومی و معین این را خواندند
بیتا نجاتی، پری، کامران آراسته، فرزان و روبینا بوغوسیان این را دوست دارند
سلام من برای نمایش براساس دوشس ملفی یک بلیت میخوام چجوری میتونم تهیه کنم؟؟؟
گویا فردا اجرای آخر هستش و من بشدت مشتاق تماشای این نمایش
۰۶ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب چهارشنبه (28 مهر) نمایش رو دیدم ، روایت تمرین تئاتر چند بازیگریست که با قراردادی کردن بودن یا نبودن یکی از شخصیت ها دچار یک سردرگمی بین خودشان میشوند و هریک در ذهن خود به سبکی باعث حذف ، خانه نشینی و مرگ بازیگر میشوند
البته خاطره امشب با حضور صابر ابر و همایون شجریان بیش از پیش شد <3 و در کل "به نظر من" نمایش خوبی بود با سبک جدیدی که کمی سردرگم میکرد بیننده رو اما جذاب بود ، بازیگرا عالی بودن بخصوص ستاره پسیانی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید روزهای تازه این نمایش روز ۲۸ مهرماه ساعت ۱۹ فراهم می‌شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت مجتبی کریمی در اینستاگرام
شب گذشته در سالن پالیز به تماشای کار جدید #یوسف باپیری نشستیم و بعد از اجرا مثل هر اجرای دیگری گپ و گفتی بود و بعد هم خداحافظی و خانه و رختخواب و خواب . اما اتفاق از صبح شروع شد وقتی که از خواب بیدار شدم و انگار تمام شب را خواب دیده باشم ،خوابی که مرگ هوتن بود . چه چیزی در این اجرا با دستور زبان خواب کار می کند که بعد از بیداری فکر کرده ام که آن را خواب دیده ام . باید دوباره ببینم ! همین
محمد مهدی فتحیان، مجتبا علی پور و علی صمیمی این را خواندند
farhad riazi این را دوست دارد
کاش حقیقتا فجایعی که در تئاتر ما رخ می دهد و مرگ هوتن تلاش کرده بود بخشی از آن را به تصویر بکشد، تنها یک خواب بود. کاش بیدار می شدیم روزی و می دیدیم تئاتر از وجود دروغ و نقاب و خودنمایی پاک شده باشد.
۲۷ مهر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت سانس های تازه، در روز پنجشنبه ۲۲مهرماه ساعت ۱۲ ظهر فراهم می شود.
niloufar این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید